🔳محسن، از درخشانترین نمادهای آبان است
#بازخوانی_آبان
▪️کسی که بزرگترین امتیازش اینست که هیچ امتیازی ندارد. نه دانشجو است. نه روزنامه نگار است. نه به حزب و دسته خاصی تعلق دارد. نه حتی در فضای مجازی اکانتی دارد. و نه حتی پدر و مادری هستند که او را همچون مادران خروشنده آبانی، پرزنت کنند.
▪️در دورترین جا از توجهات. در زخمیترین جای نقشه. یک سبزه لاغر خاور میانهای با چشمانی پرفروغ.
▪️فقط دوستی دارد که به گوش ژورنالیسم عمومی در فضای برنده مجازی چند قطعه عکس و یک شرح حال جزئی از او میرساند. کارگری میکرد. فقیر بود. مانند اکثر هم استانیهایش اهل فوتبال بود و شجاع.
بسیار شجاع.
▪️روی دوش مردم و رسانههای جمعی و خونخواهان، بدل شد به سند رسوایی.
اگر پیکرش در خون نغلتیده بود، اکنون ۱۹ ساله بود...
یاد و راهت زنده برادر جان.
✍🏼حسین شهبازی زاده
@ArmanIUT
#بازخوانی_آبان
▪️کسی که بزرگترین امتیازش اینست که هیچ امتیازی ندارد. نه دانشجو است. نه روزنامه نگار است. نه به حزب و دسته خاصی تعلق دارد. نه حتی در فضای مجازی اکانتی دارد. و نه حتی پدر و مادری هستند که او را همچون مادران خروشنده آبانی، پرزنت کنند.
▪️در دورترین جا از توجهات. در زخمیترین جای نقشه. یک سبزه لاغر خاور میانهای با چشمانی پرفروغ.
▪️فقط دوستی دارد که به گوش ژورنالیسم عمومی در فضای برنده مجازی چند قطعه عکس و یک شرح حال جزئی از او میرساند. کارگری میکرد. فقیر بود. مانند اکثر هم استانیهایش اهل فوتبال بود و شجاع.
بسیار شجاع.
▪️روی دوش مردم و رسانههای جمعی و خونخواهان، بدل شد به سند رسوایی.
اگر پیکرش در خون نغلتیده بود، اکنون ۱۹ ساله بود...
یاد و راهت زنده برادر جان.
✍🏼حسین شهبازی زاده
@ArmanIUT
🔳صدای آبان از سوتبلبلیهایت بلندتر است؛ خیلیخیلی بلندتر...
#بازخوانی_آبان
*خطاب به دوستانی که هنوز برای شنیدن گوشی برایشان مانده...
▪️نادر ابراهیمی در جایی مینویسد: «تلخترین حوادث عالم، وقتی از صافی زمان بگذرند، دیگر به قدر زمان واقعه تلخ نیستند». قصهی ما و آبان ۹۸ اما، گویی توفیر دارد. زخم آبان هنوز زنده است؛ زندهتر از دیروز... تا عمق جان را میسوزاند. تلخ است؛ تلختر از گذشته. تلخیای که هر روز بیشتر میشود.
▪️خونهای آبان ۹۸ برای خیلیها زنگ خطر بود؛ برای برخی اتمام حجت؛ برای عدهای فروریختن باورهایشان؛ برای قلیلی، بازگشتن و از نو اندیشیدن؛ برای گروهی هم، هذا فراقٌ بینی و بینک. اما برای برخیها، آبان ۹۸ اتفاقی بود که -هرچند دردناک- افتاد و گذشت و حالا ادامه مسیر را باید رفت و نگاهها به پشت سر را باید دزدید و معطوف به آینده کرد.
▪️و اصلاً مگر میشود نگاهها را دزدید؟ مگر میشود مسلمانی، قبل و بعدِ آبان ۹۸ برایش یکی باشد؟ مگر میشود خونهای به ناحق ریخته شده را دیده باشد و سکوت کرده باشد و در پی آیندهای باشد که تکلیفش با امروز و دیروزش روشن نیست؟ و اصلاً مگر میشود از آینده با کسی سخن گفت که آبان ۹۸ هیچ تکانی به او نداده و او را متنبه نکرده؟ و مگر اتفاقی هم هست که بتواند در آینده تکانش دهد؟
▪️شاید بگویید تاریخ قضاوت خواهد کرد، اما کاش راست میگفتند؛ کاش تاریخ واقعاً قضاوت میکرد؛ اما چه سود که تاریخِ بیچاره فقط روایت میکند و این مردمند که قضاوت خواهند کرد. مردمند که قضاوت خواهند کرد چه کسانی آبان ۹۸ را دیدند و چشم فرو بستند و به روی خودشان نیاوردند و با سرعت به همان مسیر ادامه دادند، به خیال آنکه از یادها خواهد رفت.
▪️کاش چشمانمان را باز کنیم و بدانیم آبان ۹۸، غم و اندوه کوچهای قدیمی نیست که با رد نشدن از آن، از یاد برود. کاش بدانیم تکتک مسیر، یادش را فریاد میزند و راه گریزی نیست. کاش با سوت بلبلی زدن و سر به هوا کردن و روی برگرداندن، خودمان را فریب ندهیم. کاش بدانیم این چند صباح شاید با کاشتن بادِ سکوت و غفلت و چشمپوشی بگذرد، اما بترسیم از روزی که درو کردن طوفانش برسد. دوستان! عزیزان! کاش زودتر به خودمان بیاییم... کاش زودتر به خودتان بیایید... کاش زودتر به خودشان بیایند...
✍🏼بنیامین شفیع
(عضو سابق شورای مرکزی تشکل آرمان صنعتی اصفهان)
@ArmanIUT
#بازخوانی_آبان
*خطاب به دوستانی که هنوز برای شنیدن گوشی برایشان مانده...
▪️نادر ابراهیمی در جایی مینویسد: «تلخترین حوادث عالم، وقتی از صافی زمان بگذرند، دیگر به قدر زمان واقعه تلخ نیستند». قصهی ما و آبان ۹۸ اما، گویی توفیر دارد. زخم آبان هنوز زنده است؛ زندهتر از دیروز... تا عمق جان را میسوزاند. تلخ است؛ تلختر از گذشته. تلخیای که هر روز بیشتر میشود.
▪️خونهای آبان ۹۸ برای خیلیها زنگ خطر بود؛ برای برخی اتمام حجت؛ برای عدهای فروریختن باورهایشان؛ برای قلیلی، بازگشتن و از نو اندیشیدن؛ برای گروهی هم، هذا فراقٌ بینی و بینک. اما برای برخیها، آبان ۹۸ اتفاقی بود که -هرچند دردناک- افتاد و گذشت و حالا ادامه مسیر را باید رفت و نگاهها به پشت سر را باید دزدید و معطوف به آینده کرد.
▪️و اصلاً مگر میشود نگاهها را دزدید؟ مگر میشود مسلمانی، قبل و بعدِ آبان ۹۸ برایش یکی باشد؟ مگر میشود خونهای به ناحق ریخته شده را دیده باشد و سکوت کرده باشد و در پی آیندهای باشد که تکلیفش با امروز و دیروزش روشن نیست؟ و اصلاً مگر میشود از آینده با کسی سخن گفت که آبان ۹۸ هیچ تکانی به او نداده و او را متنبه نکرده؟ و مگر اتفاقی هم هست که بتواند در آینده تکانش دهد؟
▪️شاید بگویید تاریخ قضاوت خواهد کرد، اما کاش راست میگفتند؛ کاش تاریخ واقعاً قضاوت میکرد؛ اما چه سود که تاریخِ بیچاره فقط روایت میکند و این مردمند که قضاوت خواهند کرد. مردمند که قضاوت خواهند کرد چه کسانی آبان ۹۸ را دیدند و چشم فرو بستند و به روی خودشان نیاوردند و با سرعت به همان مسیر ادامه دادند، به خیال آنکه از یادها خواهد رفت.
▪️کاش چشمانمان را باز کنیم و بدانیم آبان ۹۸، غم و اندوه کوچهای قدیمی نیست که با رد نشدن از آن، از یاد برود. کاش بدانیم تکتک مسیر، یادش را فریاد میزند و راه گریزی نیست. کاش با سوت بلبلی زدن و سر به هوا کردن و روی برگرداندن، خودمان را فریب ندهیم. کاش بدانیم این چند صباح شاید با کاشتن بادِ سکوت و غفلت و چشمپوشی بگذرد، اما بترسیم از روزی که درو کردن طوفانش برسد. دوستان! عزیزان! کاش زودتر به خودمان بیاییم... کاش زودتر به خودتان بیایید... کاش زودتر به خودشان بیایند...
✍🏼بنیامین شفیع
(عضو سابق شورای مرکزی تشکل آرمان صنعتی اصفهان)
@ArmanIUT
🔻اصفهان: قربانیِ سودای توسعه و توهم خودکفایی
بخش اول
🔹رسانهایشدن اعتراض کشاورزان اصفهانی میتواند بستری شود برای شکلگیری گفتگویی ملی حول یکی از مهمترین و چالشبرانگیزترین مسائل امروز و فردای ایران، یعنی آب.
🔹مسئلهی آب اصفهان حلناشدنی نیست؛ گرچه بهمرور پیچیدهتر و چندلایه و بغرنج شده. منتها مسئلهای هم نیست که راهحل «فوری، قاطع و انقلابی» داشته باشد. چالشی که در طول زمان ایجاد شده، پاسخی زمانمند هم میطلبد. جلسات اضطراری و مصوبههای خلقالساعه و وعدههای سر خرمن و «باید بشود»های هیجانی تنها بهدرد مصرف رسانهای میخورند. حل این مسئله نیازمند تخصص و دانش علمی همراه با مدیریت شجاع و مسئولیتپذیر است. نیازمند طراحی برنامهای واقعبینانه و علمی ناظر به آیندهی بحرانی آب در کشور و بهطور خاص فلات مرکزی که دراجرای آن، هم دولت و هم خود مردم و اصناف مختلف هرکدام ایفاگر نقشی باشند.
🔹در این دو دهه که این معضل آشکار شده، هیچ دولتی اینقدر اعتماد به نفس یا دانش یا تدبیر یا اسمش را هرچه بگذاریم نداشته است که بیاید با مردم اصفهان حرف دودوتا چهارتایی بزند. مثلاً بگوید در چنین منطقهای با چنین وضعیتی کاشت برنج و باغات هلو و گلابی و... هیچ منطقی ندارد. و بعد راهحل جایگزین ارایه دهد. کمک کند و وام و تسهیلات بدهد که الگوی کشت، نه دفعتی و ضربتی، بلکه در یک روند تدریجی چندساله تغییر کند. یا درصورت امکان برای انتقال برخی صنایع بزرگ، که هم بلای جان هوای اصفهان شدهاند و هم آبش، فکری کند یا لااقل جلوی استقرار صنایع جدید را بگیرد. یا مانع توسعهی شهرنشینی در منطقه شود و روند مهاجرت به شهرهایی مثل اصفهان را کاهشی کند. و نظایر اینها.
دولتها با مردم حرف نمیزنند. در زمان انتقال آب به یزد هم تلاشی برای اقناع مردم نشد. نمایندگان مجلس و مسئولان محلی هم نوعاً نشان دادهاند که فاقد پختگی لازم و نگاه ملی و آیندهنگرند. کارشناسان و متخصصان حوزهی محیط زیست هم که بهجای طرف مشورتبودن، در معرض اتهام و برخوردند. نخبگان و نیروهای مدنی هم از ایفای نقش و کنشگری در این مقولات پا پس کشیدهاند و نقشی برای خود قایل نیستند. نتیجه میشود همین که یک مسئهی زیستمحیطی با ابعاد اقتصادی ـ اجتماعی تبدیل میشود به یک مسئله امنیتی ـ سیاسی.
@ArmanIUT
https://s4.uupload.ir/files/photo_2021-11-20_21-51-58_xj5a.jpg
✍️ محسنحسام مظاهری
بخش اول
🔹رسانهایشدن اعتراض کشاورزان اصفهانی میتواند بستری شود برای شکلگیری گفتگویی ملی حول یکی از مهمترین و چالشبرانگیزترین مسائل امروز و فردای ایران، یعنی آب.
🔹مسئلهی آب اصفهان حلناشدنی نیست؛ گرچه بهمرور پیچیدهتر و چندلایه و بغرنج شده. منتها مسئلهای هم نیست که راهحل «فوری، قاطع و انقلابی» داشته باشد. چالشی که در طول زمان ایجاد شده، پاسخی زمانمند هم میطلبد. جلسات اضطراری و مصوبههای خلقالساعه و وعدههای سر خرمن و «باید بشود»های هیجانی تنها بهدرد مصرف رسانهای میخورند. حل این مسئله نیازمند تخصص و دانش علمی همراه با مدیریت شجاع و مسئولیتپذیر است. نیازمند طراحی برنامهای واقعبینانه و علمی ناظر به آیندهی بحرانی آب در کشور و بهطور خاص فلات مرکزی که دراجرای آن، هم دولت و هم خود مردم و اصناف مختلف هرکدام ایفاگر نقشی باشند.
🔹در این دو دهه که این معضل آشکار شده، هیچ دولتی اینقدر اعتماد به نفس یا دانش یا تدبیر یا اسمش را هرچه بگذاریم نداشته است که بیاید با مردم اصفهان حرف دودوتا چهارتایی بزند. مثلاً بگوید در چنین منطقهای با چنین وضعیتی کاشت برنج و باغات هلو و گلابی و... هیچ منطقی ندارد. و بعد راهحل جایگزین ارایه دهد. کمک کند و وام و تسهیلات بدهد که الگوی کشت، نه دفعتی و ضربتی، بلکه در یک روند تدریجی چندساله تغییر کند. یا درصورت امکان برای انتقال برخی صنایع بزرگ، که هم بلای جان هوای اصفهان شدهاند و هم آبش، فکری کند یا لااقل جلوی استقرار صنایع جدید را بگیرد. یا مانع توسعهی شهرنشینی در منطقه شود و روند مهاجرت به شهرهایی مثل اصفهان را کاهشی کند. و نظایر اینها.
دولتها با مردم حرف نمیزنند. در زمان انتقال آب به یزد هم تلاشی برای اقناع مردم نشد. نمایندگان مجلس و مسئولان محلی هم نوعاً نشان دادهاند که فاقد پختگی لازم و نگاه ملی و آیندهنگرند. کارشناسان و متخصصان حوزهی محیط زیست هم که بهجای طرف مشورتبودن، در معرض اتهام و برخوردند. نخبگان و نیروهای مدنی هم از ایفای نقش و کنشگری در این مقولات پا پس کشیدهاند و نقشی برای خود قایل نیستند. نتیجه میشود همین که یک مسئهی زیستمحیطی با ابعاد اقتصادی ـ اجتماعی تبدیل میشود به یک مسئله امنیتی ـ سیاسی.
@ArmanIUT
https://s4.uupload.ir/files/photo_2021-11-20_21-51-58_xj5a.jpg
✍️ محسنحسام مظاهری
🔻اصفهان: قربانیِ سودای توسعه و توهم خودکفایی
بخش دوم(پایانی)
🔹آنچه دولتها از آن شانه خالی میکنند، تصمیمات بزرگ است. برنامهریزی برای تغییر الگوی زیست در منطقه (از الگوهای کشاورزی تا ترکیب مشاغل و وضعیت اسکان و شهرنشینی و...) به شکل مشارکتی نه دستوری و در یک روند تدریجی چندساله؛ اصلاح الگوی استقرار صنایع سنگین و مادر در استان؛ اتخاذ سیاستهای جمعیتی برای کاهشیکردن روند مهاجرت به اصفهان و متوقفساختن سیاستهای ناظر به توسعهی شهر و مواردی از این قبیل تصمیمات بزرگی است که دولتها باید میگرفتند یا تا دیرتر نشده باید بگیرند. منتها تصمیم بزرگ، مجری شجاع و کاردان هم میخواهد. منظور از شجاعت و قاطعیت، درگیرشدن با کشاورز و مردم معمولی نیست. شجاعت یعنی درگیرشدن با صاحبان قدرت، با نمایندگان مجلس و ائمه جمعه و فرماندهان نظامی و صاحبان صنایع و دیگر ذینفوذان و ذینفعان که نوعاً درکی از منافع ملی ندارند و فقط به منافع کوتاهمدت محلی و منطقهای و حتی شخصی خودشان فکر میکنند.
من تصور میکنم مهمتر از تغییر ذهنیت مردم، آنچه ضروری است اصلاح ذهنیت خود مسئولان بهویژه مسئولان محلی و منطقهای اصفهان یا اصفهانیهای حاضر در مدیریت کلان کشور است. ریشهی بخشی از این معضل، سیاستها و اقداماتی است که این افراد با نیت ارتقای جایگاه استان زادگاه خود و به تصور آنکه به همشهریها و همولایتیهای خود خدمت میکنند، انجام دادهاند. غافل از آنکه این اقدامات نه خدمت، که خیانت بودهاند
🔹دراین سالها، توهم خودکفایی و سودای توسعه بلای جان اصفهان شده است. در ادوار مختلف، چه در مدیریت استانی و شهری و چه مدیریت کلان کشور، یکی از سیاستهایی که چونان امر مقدسی بوده، توسعهی اصفهان بوده است. توسعهای که عوارض جغرافیایی و زیستمحیطی و جمعیتی داشته است. واقعیتی که این مسئولان و نیز بسیاری از مردم و اهالی شهر و استان، از مواجهه با آن فرار کردهاند یا توان درک آن را نداشتهاند، اینست که اصفهان (مشابه بسیاری از دیگر شهرهای واقع در فلات مرکزی) ظرفیت توسعهی بیش از این را ندارد. استمرار توسعه در این مناطق، گرچه خوشایند مردم و مسئولان و واجد امتیازات و فواید عمدتاً اقتصادی (نظیر رونق اشتغال، جذب سرمایه و...) در کوتاهمدت و میانمدت است، اما در بلندمدت فرجامی جز ویرانی منطقه ندارد. پاسخهایی مثل فلان طرح انتقال آب، در بهترین حالت حکم مسکنهایی کماثر و با عوارض زیاد را دارند که حل بنیادین مسئله را عقب میاندازد. اصفهان برای آنکه بماند و دچار زوال نشود، قبل از هر چیز باید زیستپذیر باشد. و این ضرورت، جز با تصمیمات قاطع و تغییراتی بنیادین، از برخی سیاستهای حاکمیتی تا سبک زندگی خود اهالی، در روندی تدریجی، میسر نخواهد شد. تصمیمات و تغییراتی که رسیدن به آنها نیاز به گفتگوی ملی و سهجانبه بین مسئولان، مردم و نخبگان دارد.
@ArmanIUT
https://s4.uupload.ir/files/photo_2021-11-20_21-55-17_cdtj.jpg
✍️ محسنحسام مظاهری
بخش دوم(پایانی)
🔹آنچه دولتها از آن شانه خالی میکنند، تصمیمات بزرگ است. برنامهریزی برای تغییر الگوی زیست در منطقه (از الگوهای کشاورزی تا ترکیب مشاغل و وضعیت اسکان و شهرنشینی و...) به شکل مشارکتی نه دستوری و در یک روند تدریجی چندساله؛ اصلاح الگوی استقرار صنایع سنگین و مادر در استان؛ اتخاذ سیاستهای جمعیتی برای کاهشیکردن روند مهاجرت به اصفهان و متوقفساختن سیاستهای ناظر به توسعهی شهر و مواردی از این قبیل تصمیمات بزرگی است که دولتها باید میگرفتند یا تا دیرتر نشده باید بگیرند. منتها تصمیم بزرگ، مجری شجاع و کاردان هم میخواهد. منظور از شجاعت و قاطعیت، درگیرشدن با کشاورز و مردم معمولی نیست. شجاعت یعنی درگیرشدن با صاحبان قدرت، با نمایندگان مجلس و ائمه جمعه و فرماندهان نظامی و صاحبان صنایع و دیگر ذینفوذان و ذینفعان که نوعاً درکی از منافع ملی ندارند و فقط به منافع کوتاهمدت محلی و منطقهای و حتی شخصی خودشان فکر میکنند.
من تصور میکنم مهمتر از تغییر ذهنیت مردم، آنچه ضروری است اصلاح ذهنیت خود مسئولان بهویژه مسئولان محلی و منطقهای اصفهان یا اصفهانیهای حاضر در مدیریت کلان کشور است. ریشهی بخشی از این معضل، سیاستها و اقداماتی است که این افراد با نیت ارتقای جایگاه استان زادگاه خود و به تصور آنکه به همشهریها و همولایتیهای خود خدمت میکنند، انجام دادهاند. غافل از آنکه این اقدامات نه خدمت، که خیانت بودهاند
🔹دراین سالها، توهم خودکفایی و سودای توسعه بلای جان اصفهان شده است. در ادوار مختلف، چه در مدیریت استانی و شهری و چه مدیریت کلان کشور، یکی از سیاستهایی که چونان امر مقدسی بوده، توسعهی اصفهان بوده است. توسعهای که عوارض جغرافیایی و زیستمحیطی و جمعیتی داشته است. واقعیتی که این مسئولان و نیز بسیاری از مردم و اهالی شهر و استان، از مواجهه با آن فرار کردهاند یا توان درک آن را نداشتهاند، اینست که اصفهان (مشابه بسیاری از دیگر شهرهای واقع در فلات مرکزی) ظرفیت توسعهی بیش از این را ندارد. استمرار توسعه در این مناطق، گرچه خوشایند مردم و مسئولان و واجد امتیازات و فواید عمدتاً اقتصادی (نظیر رونق اشتغال، جذب سرمایه و...) در کوتاهمدت و میانمدت است، اما در بلندمدت فرجامی جز ویرانی منطقه ندارد. پاسخهایی مثل فلان طرح انتقال آب، در بهترین حالت حکم مسکنهایی کماثر و با عوارض زیاد را دارند که حل بنیادین مسئله را عقب میاندازد. اصفهان برای آنکه بماند و دچار زوال نشود، قبل از هر چیز باید زیستپذیر باشد. و این ضرورت، جز با تصمیمات قاطع و تغییراتی بنیادین، از برخی سیاستهای حاکمیتی تا سبک زندگی خود اهالی، در روندی تدریجی، میسر نخواهد شد. تصمیمات و تغییراتی که رسیدن به آنها نیاز به گفتگوی ملی و سهجانبه بین مسئولان، مردم و نخبگان دارد.
@ArmanIUT
https://s4.uupload.ir/files/photo_2021-11-20_21-55-17_cdtj.jpg
✍️ محسنحسام مظاهری
🔻اردکان و سندروم معجزه معکوس!🔻
سندرومی که دامن اصفهان، یزد و اراک را گرفته و میرود تا سمنان را هم بیالاید! چرا؟
1️⃣ چند هفته پیش اردکان بودم، باورم نمیشد شاخص آلودگی هوا در این شهر کمجمعیت و فراخ کشور از مرز باورنکردنی و بسیار خطرناک پانصد عبور کرده باشد! اما وقتی سوابق را بررسی کرده و با فعالان و مسوولین منطقه صحبت کردم، دریافتم که ماجرا بسیار جدی است و پیشینهای بیشتر از یک دهه دارد! چرا؟
2️⃣ اردکان روزگاری نهچندان دور در شمار امنترین شهرهای ایران با کمترین نرخ دزدی، اعتیاد، طلاق، افسردگی، نزاع خیابانی، خشونت خانوادگی و تجاوز به نسبت جمعیت بود. اما در کمتر از دو دهه و به لطف صاحبمنصبان شهر که لابد فکر میکردند دارند برای شهر و استانشان دلسوزی کرده و کارآفرینی میکنند، اینک به یکی از مهاجرپذیرترین شهرهای ایران بدل شده با بحران کمبود نیروی کار و مسکن روبروست و بیش از پنجاهدرصد شاغلینش از دیگر استانها یا مهاجرین کشور افغانستان تشکیل میدهد! چرا؟
3️⃣ اردکان، این شهر کوچک کویری که با کمتر از صدهزار نفر جمعیت، یک رییسجمهور هم به ایران معرفی کرده و نماینده قبلیاش دکترای محیطزیست داشته و حدود دوازده سال رییس فراکسیون محیطزیست مجلس هم بوده، چرا باید به چنین فلاکتی برسد؟ غمانگیزتر آنکه الان هم مسوولین منطقه فکر میکنند با نمکزدایی و آوردن آب خلیجفارس میتوانند مشکلات اردکان را حل کنند! اما کدام مشکل؟ واقعاً اردکان، یزد، اصفهان، سمنان و کرمان قبل از اینکه شما آقایانِ قدرتسالار و پرنفوذ در مرکز بخواهید به دیار خود خدمت کنید، مشکل داشت؟!
4️⃣ دست بردارید از دیکته آن نوع از توسعه که بر ناپایداری زیستبوم وطن افزوده و نفرین فرزندانتان را در آیندهای نزدیک بدرقه گورهای مجللتان در جوار امامزادهها میکند. چرا باید اردکان و میبد را پر از کارخانههای گندولهسازی، آهن، فولاد، کاشی، سرامیک، سفال، لاستیکسازی و دیگر صنایع آببر و آلاینده کرد؟ چرا متوجه نیستید که این شهرهای کویری را با چنین شکلی از توسعه، گرمتر، خشکتر، آلودهتر و غیرقابلسکونتتر میکنید؟
5️⃣ اردکان، میبد، یزد، اصفهان، کرمان و سمنان مهد تاریخ و پر از جلوههای منحصربهفرد فرهنگی و طبیعی هستند؛ این الماسها را در پای شکلاتهایی تلخ به تاراج مبرید. همین و تمام!
✍ محمد درویش
@ArmanIUT
سندرومی که دامن اصفهان، یزد و اراک را گرفته و میرود تا سمنان را هم بیالاید! چرا؟
1️⃣ چند هفته پیش اردکان بودم، باورم نمیشد شاخص آلودگی هوا در این شهر کمجمعیت و فراخ کشور از مرز باورنکردنی و بسیار خطرناک پانصد عبور کرده باشد! اما وقتی سوابق را بررسی کرده و با فعالان و مسوولین منطقه صحبت کردم، دریافتم که ماجرا بسیار جدی است و پیشینهای بیشتر از یک دهه دارد! چرا؟
2️⃣ اردکان روزگاری نهچندان دور در شمار امنترین شهرهای ایران با کمترین نرخ دزدی، اعتیاد، طلاق، افسردگی، نزاع خیابانی، خشونت خانوادگی و تجاوز به نسبت جمعیت بود. اما در کمتر از دو دهه و به لطف صاحبمنصبان شهر که لابد فکر میکردند دارند برای شهر و استانشان دلسوزی کرده و کارآفرینی میکنند، اینک به یکی از مهاجرپذیرترین شهرهای ایران بدل شده با بحران کمبود نیروی کار و مسکن روبروست و بیش از پنجاهدرصد شاغلینش از دیگر استانها یا مهاجرین کشور افغانستان تشکیل میدهد! چرا؟
3️⃣ اردکان، این شهر کوچک کویری که با کمتر از صدهزار نفر جمعیت، یک رییسجمهور هم به ایران معرفی کرده و نماینده قبلیاش دکترای محیطزیست داشته و حدود دوازده سال رییس فراکسیون محیطزیست مجلس هم بوده، چرا باید به چنین فلاکتی برسد؟ غمانگیزتر آنکه الان هم مسوولین منطقه فکر میکنند با نمکزدایی و آوردن آب خلیجفارس میتوانند مشکلات اردکان را حل کنند! اما کدام مشکل؟ واقعاً اردکان، یزد، اصفهان، سمنان و کرمان قبل از اینکه شما آقایانِ قدرتسالار و پرنفوذ در مرکز بخواهید به دیار خود خدمت کنید، مشکل داشت؟!
4️⃣ دست بردارید از دیکته آن نوع از توسعه که بر ناپایداری زیستبوم وطن افزوده و نفرین فرزندانتان را در آیندهای نزدیک بدرقه گورهای مجللتان در جوار امامزادهها میکند. چرا باید اردکان و میبد را پر از کارخانههای گندولهسازی، آهن، فولاد، کاشی، سرامیک، سفال، لاستیکسازی و دیگر صنایع آببر و آلاینده کرد؟ چرا متوجه نیستید که این شهرهای کویری را با چنین شکلی از توسعه، گرمتر، خشکتر، آلودهتر و غیرقابلسکونتتر میکنید؟
5️⃣ اردکان، میبد، یزد، اصفهان، کرمان و سمنان مهد تاریخ و پر از جلوههای منحصربهفرد فرهنگی و طبیعی هستند؛ این الماسها را در پای شکلاتهایی تلخ به تاراج مبرید. همین و تمام!
✍ محمد درویش
@ArmanIUT
❌به آدرس غلط ذینفعانِ جان ملت، گوش ندهید
نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی خطاب به رئیس جمهور در راستای طرح افزایش پزشکان کشور
ریاست محترم جمهور، حجت السلام سید ابراهیم رئیسی
سلام علیکم
🔺پیرو نامهٔ ۴ چهره اصلی نظام سلامت کشور به حضرتعالی مبنی بر عدم نیاز کشور بر افزایش تعداد پزشکان و هزینهتراشی مبنی بر انجام اصلاحات اساسی، لازم است به این نکته توجه داشته باشید که برخی از این افراد چندین دهه است که موثرترین نقش را در سیاستگذاری نظام سلامت کشور داشته اند و از عاملین وضع اسفبار نظام سلامت کشور بوده اند.
🔺مشکلات نظام سلامت کشور ارتباط مستقیمی با جان و مال ملت دارد؛ صف کشیدن مردم در بیمارستانها، معطلیهای طولانی پیش از ویزیت در مطبها، چادرخوابی مردم در جلوی درب بیمارستانهای شهرهای بزرگ، نبود پزشک متخصص در بسیاری از مناطق به ویژه مناطق محروم کشور و اجبار به مسافرت مستضعفان این مناطق به شهرهای بزرگ برای معالجه و درمان بیماری، همه و همه بیعدالتی آشکار در نظام سلامت کشور را نشان میدهد که ماحصل سیاستهای این دستگاهها در کشور است. که در نهایت منجر به تبدیل شدن نظام سلامت به یک تجارت پر سود و اقتصاد محور به جای یک نهاد خدمت رسان به جامعه شده است.
🔺طبق نظر کارشناسان در کشور ما به ازای هر 10 هزار نفر 11 تا 16 پزشک وجود دارد. این درحالی است که در بسیاری از کشورها سرانه پزشکی بسیار بیشتر است.
🔺متاسفانه باید این را گفت که فرهنگ سیاسی حاکم بر مسئولان کشور سبب آن شده است که اتحاد ایشان نه برای تحقق عدالت در نظام سلامت بلکه برای منافع صنفیشان اتفاق بیفتد و بسیار جای تعجب و سوال است که وزیر دولت جنابعالی نیز به جای آنکه در برابر این گروه بایستد و پایبندی خود به شعار دولت مردمی را در صحنه عمل نشان دهد، یکی از سردمداران این ماجرا شده است. البته این نکته هم جای تامل دارد که عامل اصلی حل نشدن بسیاری از مشکلات کشور مقاومت ذینفعان آن حوزه بوده است، به ویژه در زمانی که ذینفعان خود در مسند تصمیم گیری قرار گرفته باشند.
🔺آقای رئیسی توجه داشته باشید شعار دولت مردمی باید در عمل مشاهده شود و باید این امر در صحنه واقعی حکمرانی کشور ما به ازای عینی داشته باشد. یکی از اصلی ترین اقدامات در اصلاح نظام سلامت افزایش ظرفیت پزشکی است که یکی از عوامل عدالت محور کردن نظام سلامت است، به حدی که بدون آن تحول در نظام سلامت شعاری بیش نخواهد بود.
🔺جناب رئیسجمهور! چادر خوابان و مهاجران بیمار و ...، جزو همان مستضعفانی هستند که هفتهای یکبار به دیدن آنها میروید. درد آنها با بازدید حل نمیشود و این دیدارها بدون اصلاح ساختاری، مسکنی بیش نخواهد بود.
🔴 لذا از شما به عنوان رئیس جمهور تقاضا داریم در این زمينه تصمیمی بر اساس منافع ملی گرفته و به هیاهوی ذینفعان جان و مال ملت گوش فرا ندهید چرا که این افراد منافع ملی را به پای منافع صنفی خود ذبح خواهند کرد.
@ArmanIUT
@edalatkhahi
نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی خطاب به رئیس جمهور در راستای طرح افزایش پزشکان کشور
ریاست محترم جمهور، حجت السلام سید ابراهیم رئیسی
سلام علیکم
🔺پیرو نامهٔ ۴ چهره اصلی نظام سلامت کشور به حضرتعالی مبنی بر عدم نیاز کشور بر افزایش تعداد پزشکان و هزینهتراشی مبنی بر انجام اصلاحات اساسی، لازم است به این نکته توجه داشته باشید که برخی از این افراد چندین دهه است که موثرترین نقش را در سیاستگذاری نظام سلامت کشور داشته اند و از عاملین وضع اسفبار نظام سلامت کشور بوده اند.
🔺مشکلات نظام سلامت کشور ارتباط مستقیمی با جان و مال ملت دارد؛ صف کشیدن مردم در بیمارستانها، معطلیهای طولانی پیش از ویزیت در مطبها، چادرخوابی مردم در جلوی درب بیمارستانهای شهرهای بزرگ، نبود پزشک متخصص در بسیاری از مناطق به ویژه مناطق محروم کشور و اجبار به مسافرت مستضعفان این مناطق به شهرهای بزرگ برای معالجه و درمان بیماری، همه و همه بیعدالتی آشکار در نظام سلامت کشور را نشان میدهد که ماحصل سیاستهای این دستگاهها در کشور است. که در نهایت منجر به تبدیل شدن نظام سلامت به یک تجارت پر سود و اقتصاد محور به جای یک نهاد خدمت رسان به جامعه شده است.
🔺طبق نظر کارشناسان در کشور ما به ازای هر 10 هزار نفر 11 تا 16 پزشک وجود دارد. این درحالی است که در بسیاری از کشورها سرانه پزشکی بسیار بیشتر است.
🔺متاسفانه باید این را گفت که فرهنگ سیاسی حاکم بر مسئولان کشور سبب آن شده است که اتحاد ایشان نه برای تحقق عدالت در نظام سلامت بلکه برای منافع صنفیشان اتفاق بیفتد و بسیار جای تعجب و سوال است که وزیر دولت جنابعالی نیز به جای آنکه در برابر این گروه بایستد و پایبندی خود به شعار دولت مردمی را در صحنه عمل نشان دهد، یکی از سردمداران این ماجرا شده است. البته این نکته هم جای تامل دارد که عامل اصلی حل نشدن بسیاری از مشکلات کشور مقاومت ذینفعان آن حوزه بوده است، به ویژه در زمانی که ذینفعان خود در مسند تصمیم گیری قرار گرفته باشند.
🔺آقای رئیسی توجه داشته باشید شعار دولت مردمی باید در عمل مشاهده شود و باید این امر در صحنه واقعی حکمرانی کشور ما به ازای عینی داشته باشد. یکی از اصلی ترین اقدامات در اصلاح نظام سلامت افزایش ظرفیت پزشکی است که یکی از عوامل عدالت محور کردن نظام سلامت است، به حدی که بدون آن تحول در نظام سلامت شعاری بیش نخواهد بود.
🔺جناب رئیسجمهور! چادر خوابان و مهاجران بیمار و ...، جزو همان مستضعفانی هستند که هفتهای یکبار به دیدن آنها میروید. درد آنها با بازدید حل نمیشود و این دیدارها بدون اصلاح ساختاری، مسکنی بیش نخواهد بود.
🔴 لذا از شما به عنوان رئیس جمهور تقاضا داریم در این زمينه تصمیمی بر اساس منافع ملی گرفته و به هیاهوی ذینفعان جان و مال ملت گوش فرا ندهید چرا که این افراد منافع ملی را به پای منافع صنفی خود ذبح خواهند کرد.
@ArmanIUT
@edalatkhahi
آرمان | صنعتی اصفهان
❌به آدرس غلط ذینفعانِ جان ملت، گوش ندهید نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی خطاب به رئیس جمهور در راستای طرح افزایش پزشکان کشور ریاست محترم جمهور، حجت السلام سید ابراهیم رئیسی سلام علیکم 🔺پیرو نامهٔ ۴ چهره اصلی نظام سلامت کشور به حضرتعالی مبنی بر عدم نیاز…
🔻چگونه با تعارض منافع در نظام سلامت جان هشتادوپنج میلیون نفر به خطر افتاد؟
🔹️ما در سیستم نظام سلامتمان اعتماد زیادی داشتیم که پزشکان ما منافعشان را درگیر نظام سلامت نمیکنند و حساب زیادی هم روی تقوای افراد باز کردیم چرا که بسیاری از اینها آدمهای درستی بودند. گفتیم کار را باید به کاردان سپرد. اینگونه سیاستگذاری سلامت را به پزشکان متخصص سپردیم. خیلی از مسئولین هم چون برای سلامتشان به پزشکان متخصص نیاز داشتند، فضای اثرگذاری بیشتر برای پزشکان متخصص روی آنها ایجاد شد.
.
🔸️اینگونه فضای تصمیم گیری نظام سلامت ما افتاد دست پزشکان متخصص. چند هزار نفر منافعشان به نسبت 85 میلیون نفر آدم ارجح شد. چه اوزارت بهداشت، چه کمیسیون بهداشت مجلس، چه تصمیمگیریهایی که خود اینها گفتند نظام پزشکی انجام بدهد که در حقیقت سندیکای صنفی پزشکان است. درست است اقشار دیگری در ان هستند، اما عملا غلبه در ان با پزشکانو طبیعتا پزشکان متخصص است.
🔹️پزشکی از علم و خدمت، تبدیل شد به صنعت. به چیزی که زندگی مردم به آن وابسته است، نگاه اقتصادی شد. یکی از مهمترین نتایجش انحصار در پزشکی بود. تعداد پزشکان شروع به کم شدن کرد. میزان دانشجوی پزشکی که دانشگاههای اصلی مثل علوم پزشکی تهران میگیرند نسبت به سه دهه قبل بعضا نصف شده است. با وجود اینکه امکانات سیستم سلامت ما زیاد شده ولی میزان ورودیها کم شده است. باوجود اینکه میشد تعداد دانشجو را افزایش بدهیم؛ ولی چون سیاستگذاری را دست خود اینها سپردیم و نظارت بیرونی هم نبوده، انحصار افزایبش پیدا کرده است.
🔸️در نتیجه انحصار، یک دانشجوی پزشکی در دوره تحصیل چنان فشاری به او وارد میشود، که در انتهای این مسیر به ملاحظاتی که بقیه تن در میدهند میخواهد تن بدهد.
🔹️هر بیمارستانی بروید انبوه آدمی که در صفند، انبوهی آدمی که مدتها در صف وقت گرفتن هستند، پیدا میکنید.
🔸️در بعضی استانها مثل سیستان و بلوچستان اوضاع اینقدر بحرانی شده ما توریسم سلامت به جایی مثل پاکستان میفرستیم، در حالی که در کلان کشور توریسم سلامت میگیریم. آن وقت یک بحرانی مثل موج پنجم کرونا از سیستان و بلوچستان شروع میشود و چون پزشک نیست به همه کشور تسری پیدا میکند.
✍محمدصادق شهبازی
@ArmanIUT
https://news.1rj.ru/str/maktubat/17872
🔹️ما در سیستم نظام سلامتمان اعتماد زیادی داشتیم که پزشکان ما منافعشان را درگیر نظام سلامت نمیکنند و حساب زیادی هم روی تقوای افراد باز کردیم چرا که بسیاری از اینها آدمهای درستی بودند. گفتیم کار را باید به کاردان سپرد. اینگونه سیاستگذاری سلامت را به پزشکان متخصص سپردیم. خیلی از مسئولین هم چون برای سلامتشان به پزشکان متخصص نیاز داشتند، فضای اثرگذاری بیشتر برای پزشکان متخصص روی آنها ایجاد شد.
.
🔸️اینگونه فضای تصمیم گیری نظام سلامت ما افتاد دست پزشکان متخصص. چند هزار نفر منافعشان به نسبت 85 میلیون نفر آدم ارجح شد. چه اوزارت بهداشت، چه کمیسیون بهداشت مجلس، چه تصمیمگیریهایی که خود اینها گفتند نظام پزشکی انجام بدهد که در حقیقت سندیکای صنفی پزشکان است. درست است اقشار دیگری در ان هستند، اما عملا غلبه در ان با پزشکانو طبیعتا پزشکان متخصص است.
🔹️پزشکی از علم و خدمت، تبدیل شد به صنعت. به چیزی که زندگی مردم به آن وابسته است، نگاه اقتصادی شد. یکی از مهمترین نتایجش انحصار در پزشکی بود. تعداد پزشکان شروع به کم شدن کرد. میزان دانشجوی پزشکی که دانشگاههای اصلی مثل علوم پزشکی تهران میگیرند نسبت به سه دهه قبل بعضا نصف شده است. با وجود اینکه امکانات سیستم سلامت ما زیاد شده ولی میزان ورودیها کم شده است. باوجود اینکه میشد تعداد دانشجو را افزایش بدهیم؛ ولی چون سیاستگذاری را دست خود اینها سپردیم و نظارت بیرونی هم نبوده، انحصار افزایبش پیدا کرده است.
🔸️در نتیجه انحصار، یک دانشجوی پزشکی در دوره تحصیل چنان فشاری به او وارد میشود، که در انتهای این مسیر به ملاحظاتی که بقیه تن در میدهند میخواهد تن بدهد.
🔹️هر بیمارستانی بروید انبوه آدمی که در صفند، انبوهی آدمی که مدتها در صف وقت گرفتن هستند، پیدا میکنید.
🔸️در بعضی استانها مثل سیستان و بلوچستان اوضاع اینقدر بحرانی شده ما توریسم سلامت به جایی مثل پاکستان میفرستیم، در حالی که در کلان کشور توریسم سلامت میگیریم. آن وقت یک بحرانی مثل موج پنجم کرونا از سیستان و بلوچستان شروع میشود و چون پزشک نیست به همه کشور تسری پیدا میکند.
✍محمدصادق شهبازی
@ArmanIUT
https://news.1rj.ru/str/maktubat/17872
Telegram
مکتوبات
🔹صادق شهبازی از زاویه دید جدید و جالبی به مساله تعارض منافع پزشکان و سیستم بهداشتی کشور پرداخته.
🔻ساده اش این است:
🔸می گوید چون مسوولان عزیز ما خیلی جان دوست هستند معمولا با چند پزشک معتمد سر و کار دارند که همان پزشکان در ۴۰ سال گذشته سیاست گذار بهداشت…
🔻ساده اش این است:
🔸می گوید چون مسوولان عزیز ما خیلی جان دوست هستند معمولا با چند پزشک معتمد سر و کار دارند که همان پزشکان در ۴۰ سال گذشته سیاست گذار بهداشت…
🔴خون، نان، اصفهان!
تمام مسئله ما با این خوانش و گفتمان در یک کلمه «طبیعیست»در گزاره آخر صاحب توئیت معنا می شود!
در نزد امثال ما این خونهای چشم و سر مادران سالخورده، پدران سالمند، جوانان رعنا و نیروی انتظامی طبیعی نیست!
طبیعی شدن خون یعنی شقاوت!
این نیشتر از هر سو که بیاید بر جان ما می نشیند.
پست و مسئولیتی که با خون بدست بیاید والله عواقب دارد.
ذره ایت را به باد می دهد.
دنیایت را فکر می کنی که می سازد، در اصل ویران می کند.
مسئله ما انباشت چند دهه ای مسائل مختلف در ایران است که ماحصل اتخاذ رویکردهای غیر تخصصی، شعاری و غیر عقلانی بوده است.
مسئله ما انباشت خشم فرو خورده طبقه فراخ سرخورده گان در برابر فرادستان است.
مسائل ما در محیط زیست، اجتماع، اقتصاد، فرهنگ و مذهب به مراحل حساسی رسیده.
اینک این مائیم و ضرورت تغییر و دگردیسی و اتخاذ رویکرد مواجه ای درست در دو بعد دولت و ملت!
همه ما باید در عین هوشیاری و اتخاذ رویکرد تثبیتی در نسبت با امنیت و آرامش ملی وضع موجود را بصورت تدریجی و مبتنی بر آرمان ملی مشترک بتکانیم و بازسازی نمائیم.
✍️سیدهاشمفیروزی
@ArmanIUT
تمام مسئله ما با این خوانش و گفتمان در یک کلمه «طبیعیست»در گزاره آخر صاحب توئیت معنا می شود!
در نزد امثال ما این خونهای چشم و سر مادران سالخورده، پدران سالمند، جوانان رعنا و نیروی انتظامی طبیعی نیست!
طبیعی شدن خون یعنی شقاوت!
این نیشتر از هر سو که بیاید بر جان ما می نشیند.
پست و مسئولیتی که با خون بدست بیاید والله عواقب دارد.
ذره ایت را به باد می دهد.
دنیایت را فکر می کنی که می سازد، در اصل ویران می کند.
مسئله ما انباشت چند دهه ای مسائل مختلف در ایران است که ماحصل اتخاذ رویکردهای غیر تخصصی، شعاری و غیر عقلانی بوده است.
مسئله ما انباشت خشم فرو خورده طبقه فراخ سرخورده گان در برابر فرادستان است.
مسائل ما در محیط زیست، اجتماع، اقتصاد، فرهنگ و مذهب به مراحل حساسی رسیده.
اینک این مائیم و ضرورت تغییر و دگردیسی و اتخاذ رویکرد مواجه ای درست در دو بعد دولت و ملت!
همه ما باید در عین هوشیاری و اتخاذ رویکرد تثبیتی در نسبت با امنیت و آرامش ملی وضع موجود را بصورت تدریجی و مبتنی بر آرمان ملی مشترک بتکانیم و بازسازی نمائیم.
✍️سیدهاشمفیروزی
@ArmanIUT
🔴 بیانیه اعلام موضع تشکل آرمان پیرامون وقایع اخیر اصفهان
با سرکوب مردم، بر آتش خشونت مردم و سوزاندن سرمایههای اجتماعی خویش نیفزایید
🔺اعتراضات اخیر اصفهان و وقایع پس از آن، بار دیگر امید به تعامل صحیح دولت و حاکمیت با اعتراضات را ناامید کرد؛ تعاملی که در روزهای اول این اعتراضات، نویدبخش شکلی جدید از اعتراض مسالمت آمیز و مدنی بود، رفته رفته با برخوردهای قهرآمیز و از جنس سرکوب با اختلال مواجه شد و به آشوب کشیده شد.
🔻اما به راستی چه کسی مقصر است؟
پیش از این اعتراضات، بدون شک حاکمیت و دولتهای پیش از این مقصر ریشهی اعتراضات هستند؛ چرا که تصمیمات و سیاستهای آبی و زیست محیطی دههای اخیر منجر به سرریز شدن صبر تودهی عظیمی از مردم مستضعف جامعه شده است.
بحران آب اما اتفاق غیرقابل پیشبینی نبوده و بیش از چهار دهه از هشدار متخصصین و دلواپسان در این رابطه میگذرد.
بنابراین در وهلهی اول هر اتفاقی که در این اعتراضات بیفتد مقصر اول و اصلیِ آن حاکمیت است، چون خشت اول را حاکمیت کج گذاشته و با بی برنامگیِ تمام بر طبل بحران آب کوبیده است.
🔺 اما پس از آن و در باب اعتراضات؛ در روزهای ابتدایی اعتراضات با توجه به اعتراضِ آرام مردم و پوشش خوب رسانهی ملی به این امیدوار شدیم که «حق اعتراض» مردم پس از سالها توسط حاکمیت به رسمیت شناخته شده است و این شیوهی برگزاری اعتراض توسط مردم اصفهان، به عنوان الگویی جدی از اعتراضات معرفی شده است.
اما با مواجههی ناصحیحِ مجریان امنیت [از جمله شورای عالی امنیت ملی و همچنین شورای تأمین استان اصفهان] جهت خاتمه بخشیدن به تجمعات کشاورزان، ورق را برگرداند و با برخورد شدید امنیتی و نظامی با مردم معترض، اصل اعتراضات و مسالمت آمیز بودن و الگو بودن آن به چالش کشیده شد؛ به نحوی که بیش از دهها زخمی به دنبال این خشونت نیروهای نظامی امنیتی برجای گذاشت.
سرکوب مردم در سالهای ٩۶ و ٩٨ و از دست دادن سرمایههای اجتماعی مردم در این اعتراضات، منجر به آسیب دیدن بخشی از بدنهی نیروهای امنیتی- انتظامی حاضر در کنترل اعتراضات گردید که این خود پاسخ مردم به سرکوبهای پیش از این بود؛پاسخی که بیم آن میرود در اعتراضات بعدی شدت گیرد.
🔻سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که نیروی نظامی-امنیتی و نهاد مجریِ این امر، شورای عالی امنیت ملی در مقابل اقدامات و اشتباهات خشونتبارِ خود پاسخگوی چه نهادی باید باشد؟ چه نهادی بر شورای عالی امنیت ملی نظارت میکند؟
شفاف نبودن در این مسأله خود منجر به عدم پیگیری قضاییِ وقایعی چون آبان ٩٨ گردیده و علیرغم انجام اشتباهات مکرر این عدم شفافیت ادامه دار بوده است و مجریان اشتباهات سالهای ٩۶ و ٩٨، همچنان بر مسند امور نشستهاند. اشتباهات مکرر مجریان امر و مصونیت آنان در برابر پاسخگویی، هر روز دامنهی این اشتباهات و خشونتها را افزایش میدهد.
راه حل این امر، تعیین مکانیزمهای قانونی برای پاسخگو کردن نهادهایی چون شورای عالی امنیت ملی است.
🔻نکتهی دیگری که به کرات در این سالها مشاهده شده به حاشیه رانده شدن و جمع بستن اعتراضات مردم با اغتشاشات است. به این بهانه هرگونه اعتراض به حق مردم در این سالها به حاشیه رانده شده، محکوم شده است و پس از سرکوب به هیچ نتیجهای نرسیده است.
وظیفهی نهاد امنیتی تمیز دادن این دو از هم است و نه یک کاسه کردن آنها. همچنین باید پذیرفت تا زمانی که به مطالبات مردم پیش از رسیدن اعتراض آنها بیتوجهی شود و مردم به انحای گوناگون به خیابان کشیده شوند، طبیعی است بخشی از اعتراضات مردمی با خشونت همراه شوند.
🔻نکتهی بعد اجتناب ناپذیری خشونت در اعتراضات است؛ چه قبل از انقلاب و چه پس از آن اعتراضات عمدتا به خشونت کشیده شده و خواهد شد. اما این دلیلی بر آن نیست که در این بین اعتراضات به حق مردم با برچسب زدنهایی چون اشرار و اراذل اوباش پوشانده شود و مطالبه از اساس صورت مساله پاک شود.
🔻از دیگر سو علیرغم تفکیک ناپذیری خشونت در اعتراضات، حاکمیت باید برای کنترل و تأمین امنیت اعتراضات قانونمند و بابرنامه عمل کند، نه اینکه با سرکوب گسترده خود بر آتش خشونت مردم و سوزاندن سرمایههای اجتماعی خویش بیفزاید.
🔘 مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه صنعتی اصفهان (آرمان) ضمن محکومیت رفتارهای خشونت آمیز و سرکوب مردم، برضرورت نگاه ملی و کلان بر مسئله آب تاکید دارد و خواستار پیگیری و رسیدگی به مطالبات مردم اصفهان و استانهای همجوار بر اساس و مبنای عدالت است.
@ArmanIUT
با سرکوب مردم، بر آتش خشونت مردم و سوزاندن سرمایههای اجتماعی خویش نیفزایید
🔺اعتراضات اخیر اصفهان و وقایع پس از آن، بار دیگر امید به تعامل صحیح دولت و حاکمیت با اعتراضات را ناامید کرد؛ تعاملی که در روزهای اول این اعتراضات، نویدبخش شکلی جدید از اعتراض مسالمت آمیز و مدنی بود، رفته رفته با برخوردهای قهرآمیز و از جنس سرکوب با اختلال مواجه شد و به آشوب کشیده شد.
🔻اما به راستی چه کسی مقصر است؟
پیش از این اعتراضات، بدون شک حاکمیت و دولتهای پیش از این مقصر ریشهی اعتراضات هستند؛ چرا که تصمیمات و سیاستهای آبی و زیست محیطی دههای اخیر منجر به سرریز شدن صبر تودهی عظیمی از مردم مستضعف جامعه شده است.
بحران آب اما اتفاق غیرقابل پیشبینی نبوده و بیش از چهار دهه از هشدار متخصصین و دلواپسان در این رابطه میگذرد.
بنابراین در وهلهی اول هر اتفاقی که در این اعتراضات بیفتد مقصر اول و اصلیِ آن حاکمیت است، چون خشت اول را حاکمیت کج گذاشته و با بی برنامگیِ تمام بر طبل بحران آب کوبیده است.
🔺 اما پس از آن و در باب اعتراضات؛ در روزهای ابتدایی اعتراضات با توجه به اعتراضِ آرام مردم و پوشش خوب رسانهی ملی به این امیدوار شدیم که «حق اعتراض» مردم پس از سالها توسط حاکمیت به رسمیت شناخته شده است و این شیوهی برگزاری اعتراض توسط مردم اصفهان، به عنوان الگویی جدی از اعتراضات معرفی شده است.
اما با مواجههی ناصحیحِ مجریان امنیت [از جمله شورای عالی امنیت ملی و همچنین شورای تأمین استان اصفهان] جهت خاتمه بخشیدن به تجمعات کشاورزان، ورق را برگرداند و با برخورد شدید امنیتی و نظامی با مردم معترض، اصل اعتراضات و مسالمت آمیز بودن و الگو بودن آن به چالش کشیده شد؛ به نحوی که بیش از دهها زخمی به دنبال این خشونت نیروهای نظامی امنیتی برجای گذاشت.
سرکوب مردم در سالهای ٩۶ و ٩٨ و از دست دادن سرمایههای اجتماعی مردم در این اعتراضات، منجر به آسیب دیدن بخشی از بدنهی نیروهای امنیتی- انتظامی حاضر در کنترل اعتراضات گردید که این خود پاسخ مردم به سرکوبهای پیش از این بود؛پاسخی که بیم آن میرود در اعتراضات بعدی شدت گیرد.
🔻سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که نیروی نظامی-امنیتی و نهاد مجریِ این امر، شورای عالی امنیت ملی در مقابل اقدامات و اشتباهات خشونتبارِ خود پاسخگوی چه نهادی باید باشد؟ چه نهادی بر شورای عالی امنیت ملی نظارت میکند؟
شفاف نبودن در این مسأله خود منجر به عدم پیگیری قضاییِ وقایعی چون آبان ٩٨ گردیده و علیرغم انجام اشتباهات مکرر این عدم شفافیت ادامه دار بوده است و مجریان اشتباهات سالهای ٩۶ و ٩٨، همچنان بر مسند امور نشستهاند. اشتباهات مکرر مجریان امر و مصونیت آنان در برابر پاسخگویی، هر روز دامنهی این اشتباهات و خشونتها را افزایش میدهد.
راه حل این امر، تعیین مکانیزمهای قانونی برای پاسخگو کردن نهادهایی چون شورای عالی امنیت ملی است.
🔻نکتهی دیگری که به کرات در این سالها مشاهده شده به حاشیه رانده شدن و جمع بستن اعتراضات مردم با اغتشاشات است. به این بهانه هرگونه اعتراض به حق مردم در این سالها به حاشیه رانده شده، محکوم شده است و پس از سرکوب به هیچ نتیجهای نرسیده است.
وظیفهی نهاد امنیتی تمیز دادن این دو از هم است و نه یک کاسه کردن آنها. همچنین باید پذیرفت تا زمانی که به مطالبات مردم پیش از رسیدن اعتراض آنها بیتوجهی شود و مردم به انحای گوناگون به خیابان کشیده شوند، طبیعی است بخشی از اعتراضات مردمی با خشونت همراه شوند.
🔻نکتهی بعد اجتناب ناپذیری خشونت در اعتراضات است؛ چه قبل از انقلاب و چه پس از آن اعتراضات عمدتا به خشونت کشیده شده و خواهد شد. اما این دلیلی بر آن نیست که در این بین اعتراضات به حق مردم با برچسب زدنهایی چون اشرار و اراذل اوباش پوشانده شود و مطالبه از اساس صورت مساله پاک شود.
🔻از دیگر سو علیرغم تفکیک ناپذیری خشونت در اعتراضات، حاکمیت باید برای کنترل و تأمین امنیت اعتراضات قانونمند و بابرنامه عمل کند، نه اینکه با سرکوب گسترده خود بر آتش خشونت مردم و سوزاندن سرمایههای اجتماعی خویش بیفزاید.
🔘 مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه صنعتی اصفهان (آرمان) ضمن محکومیت رفتارهای خشونت آمیز و سرکوب مردم، برضرورت نگاه ملی و کلان بر مسئله آب تاکید دارد و خواستار پیگیری و رسیدگی به مطالبات مردم اصفهان و استانهای همجوار بر اساس و مبنای عدالت است.
@ArmanIUT
آرمان | صنعتی اصفهان pinned «🔴 بیانیه اعلام موضع تشکل آرمان پیرامون وقایع اخیر اصفهان با سرکوب مردم، بر آتش خشونت مردم و سوزاندن سرمایههای اجتماعی خویش نیفزایید 🔺اعتراضات اخیر اصفهان و وقایع پس از آن، بار دیگر امید به تعامل صحیح دولت و حاکمیت با اعتراضات را ناامید کرد؛ تعاملی که…»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻چالشهای حکمرانیآب
🔸از چالشهای حکمرانی نامناسب در در کشور ما عدم شفافیت است
اگر ده سال پیش تمام منابع و مصارف در حوزه زاینده رود شفاف می بود، همه میدانستند که کجا چقدر آب مصرف می شود و کجا چقدر منابع آب وجود دارد، آنگاه اگر تخصیص جدیدی صورت می گرفت فشار اجتماعی ایجاد میکرد و تخصیص آب اتفاق نمیافتاد...
🔸حاکمیت قانون وجود ندارد و هر کس از هر طریقی که بتواند منافع خودش را تامین میکند.سیستمی را ایجاد کرده ایم که افراد ملزم به رعایت قانون نیستند و سازوکارهای بازدارنده وجود ندارد...
از سال ۸۴ تا الان نزدیک به ۷۵۰۰ چاه غیر مجاز در حوزه زاینده رود پر کرده ایم، الان تعداد چاه های غیر مجاز از آن زمان بیشتر شده است
🔸تعارض منافع، یک بخشی از آن شخصی است، بخشی از آن سازمانی. شرکت آبوفاضلاب و شرکت آبمنطقه ای غیردولتی هستند و باید درآمدشان را از فروش آب کسب کنند، به یک شرکت از یک طرف میگویند که از آب محافظت کن و از طرف دیگر میگویند از فروش آب درآمد کسب کن...
💬 بخشی از گفتوگو SNN با سجاد انتشاری
(دکتری مدیریتآب از دانشگاهصنعتیاصفهان)
@ArmanIUT
🔸از چالشهای حکمرانی نامناسب در در کشور ما عدم شفافیت است
اگر ده سال پیش تمام منابع و مصارف در حوزه زاینده رود شفاف می بود، همه میدانستند که کجا چقدر آب مصرف می شود و کجا چقدر منابع آب وجود دارد، آنگاه اگر تخصیص جدیدی صورت می گرفت فشار اجتماعی ایجاد میکرد و تخصیص آب اتفاق نمیافتاد...
🔸حاکمیت قانون وجود ندارد و هر کس از هر طریقی که بتواند منافع خودش را تامین میکند.سیستمی را ایجاد کرده ایم که افراد ملزم به رعایت قانون نیستند و سازوکارهای بازدارنده وجود ندارد...
از سال ۸۴ تا الان نزدیک به ۷۵۰۰ چاه غیر مجاز در حوزه زاینده رود پر کرده ایم، الان تعداد چاه های غیر مجاز از آن زمان بیشتر شده است
🔸تعارض منافع، یک بخشی از آن شخصی است، بخشی از آن سازمانی. شرکت آبوفاضلاب و شرکت آبمنطقه ای غیردولتی هستند و باید درآمدشان را از فروش آب کسب کنند، به یک شرکت از یک طرف میگویند که از آب محافظت کن و از طرف دیگر میگویند از فروش آب درآمد کسب کن...
💬 بخشی از گفتوگو SNN با سجاد انتشاری
(دکتری مدیریتآب از دانشگاهصنعتیاصفهان)
@ArmanIUT
◾ بابا آب داد، ما آب را به باد دادیم!
✍️ محسن رنانی / ۱۲ آذر ۱۴۰۰
الفبای مدیریت عمومی در دنیای مدرن، بهکارگیری «مهارت گفتوگو» و تعامل اعتمادآمیز حکومت با مردم است. این دقیقا همان چیزی است که حکومت ما فاقد آن است. روحانیان یک عمر فقط مخاطبه یک طرفه را تمرین کردهاند و اکنون که دیگر کسی برای مخاطبههای آنان تره خرد نمیکند و اکنون که نسل جدید آنان را به چالش کشیده و از آنها تعامل، همشنوی و گفتوگوی دو طرفه میطلبد آنان مهارت لازم را برای چنین تعاملی ندارند.
در قضیه اعتراضات کشاورزان اصفهان، که یک نمونه برجسته و نشانه امیدوارکننده از بلوغ جامعه مدنی است، تا این جای کار حکومت به غایت ناتوان و بیمهارت عمل کرده است. جنبش مدنی کشاورزان شرق اصفهان پایدارترین جنبش مدنی نیم قرن اخیر ایران است که ۲۲ سال به صورت مستمر و مسالمتآمیز ادامه داشته است (به شرحی که دکتر عباس حاتمی استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان اخیرا در یک نشست کارشناسی برای مساله آب بیان میکرد). این جنبش (و بهطورکلی اعتراضات آب در هر سه استان خوزستان، اصفهان و چهارمحال و بختیاری) تاکنون بسیار عقلانی و مدرن رفتار کرده است و حکومت بهتر است به سرعت خودش را و افکارش را و برخوردش را در تراز این جنبش اصلاح کند.
این جنبش فرصتی است برای حکومت تا تمرین کند که بحرانهای عظیمی که از این پس یک به یک درخواهد رسید را با مشارکت نخبگان مدنی امین و منتخب مردم، کارشناسان مستقل و نهادهای مدنی به همفکری و گفتوگو بگذارد و از دل این گفتوگوهای مدنی، راهکاری بین الاذهانی و مورد قبول اکثریت مردم را استخراج کند. در قضیه آب (و خیلی دیگر از بحرانها) که دیگر حکومت به تنهایی توانایی حلوفصل آنها را ندارد هیچ راه امکانپذیر و مسالمتآمیز دیگری نیست مگر این که حکومت، خودِ جامعه مدنی را برای جستجوی راهکارهای عقلانی به مشارکت بطلبد. آگاه کردن صادقانه مردم از عمق بحران، گام نخست هر اصلاح سیاستی در حوزه آب است؛ و آگاه سازی حقیقی، با فرمانِ حکومتی و اطلاعیههای رسمی از بالا رخ نمیدهد، بلکه در گفتوگوی آشکار، عقلانی و اخلاقی بین نخبگان امین مردم و نهادهای مدنی با حکومت امکانپذیر میشود. گفتوگوهایی که مردم به طور مستقیم و مستمر در جریان آنها قرار داشته باشند تا به نتیجه آنها اعتماد کنند. این همان کاری است که حکومت باید از سالهای پیش بستر آن را فراهم میکرد.
در بحران آبِ استانهای خوزستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان و یزد، هم نظامِ مقدس مقصر است، هم تمام دولتهای نامقدس بعد از جنگ، هم نخبگان و نهادهای مدنی این چهار استان و هم مردم این استانها. معنی ندارد که در این استانها که از دههها پیش معلوم بود با مشکل جدی منابع آبی روبهرو خواهند شد، هم مردم و هم حکومت فعالیتهایی را توسعه داده باشند که بر مصرف شدید آب استوار است.
در این چند دهه، در اصفهان صنایع فلزی آببَر توسعه داده شده است و کشاورزی ۱۷۰ درصد رشد کرده است؛ در چهارمحال و بختیاری، کشاورزی و باغکاری ۶۰۰ درصد رشد کرده است؛ در اصفهان شش هزار هکتار برنجکاری میشود؛ در خوزستان با بیش از سه تا پنج برابر بودن تبخیر آب نسبت به استانهای شمالی، دستکم صد هزار هکتار برنجکاری میشود (این رقم در سال ۹۸ به بالای ۲۰۰ هزار هکتار هم رسید)، همچنین سه میلیارد متر مکعب آب برای تولید نیشکر مصرف میشود؛ در یزدِ کویری با توسعه بیرویه کشاورزی، صادرات آب مجازی داریم؛ و در همه این استانها هنوز هم شاهد گسترش این گونه فعالیتهای آببَر هستیم. و البته همه این خطاهایی که مردم کردهاند نیز به سیاستهای نادرست دولتهای مختلف باز می گردد.
به گمانم وقت آن است که حکومت بپذیرد که لاپوشانی کردن بحرانها دیگر جواب نمیدهد. حکومت باید این فرصت تاریخی را از دست ندهد و راه گفتگوی «آشکار»، «بی پرده»، «جدی» و «عقلانی» را برای جامعه بگشاید. گفتگو بین نمایندگان جوامع محلی با حکومت، و گفتوگو بین نهادهای مدنی و نخبگان منتخب مردم استانهای مختلف با یکدیگر. تا حکومت به خطاهای گذشته خودش صادقانه اعتراف نکند و تا مردم این استانها از خطاهای خودشان در مصرف آب شرب و کشاورزی و صنعتی آگاه نشوند، هیچ گفتوگوی جدی شکل نمی گیرد. بدون آگاهی از واقعیت، همهی طرفها، خود را محق میدانند و دیگران را مقصر.
وقتی در استانهایی که شاهد بحران آب هستیم، هنوز مغازهها جرأت میکنند پیادهروها را با آب لولهکشی شهری بشویند و هنوز شهرداریها جرأت میکنند چمن بکارند و هنوز کارخانهها جرأت میکنند با آب شهری بدون بازچرخانی فعالیت کنند، نشانه.....
ادامه مطلب در اینجا.
@ArmanIUT
✍️ محسن رنانی / ۱۲ آذر ۱۴۰۰
الفبای مدیریت عمومی در دنیای مدرن، بهکارگیری «مهارت گفتوگو» و تعامل اعتمادآمیز حکومت با مردم است. این دقیقا همان چیزی است که حکومت ما فاقد آن است. روحانیان یک عمر فقط مخاطبه یک طرفه را تمرین کردهاند و اکنون که دیگر کسی برای مخاطبههای آنان تره خرد نمیکند و اکنون که نسل جدید آنان را به چالش کشیده و از آنها تعامل، همشنوی و گفتوگوی دو طرفه میطلبد آنان مهارت لازم را برای چنین تعاملی ندارند.
در قضیه اعتراضات کشاورزان اصفهان، که یک نمونه برجسته و نشانه امیدوارکننده از بلوغ جامعه مدنی است، تا این جای کار حکومت به غایت ناتوان و بیمهارت عمل کرده است. جنبش مدنی کشاورزان شرق اصفهان پایدارترین جنبش مدنی نیم قرن اخیر ایران است که ۲۲ سال به صورت مستمر و مسالمتآمیز ادامه داشته است (به شرحی که دکتر عباس حاتمی استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان اخیرا در یک نشست کارشناسی برای مساله آب بیان میکرد). این جنبش (و بهطورکلی اعتراضات آب در هر سه استان خوزستان، اصفهان و چهارمحال و بختیاری) تاکنون بسیار عقلانی و مدرن رفتار کرده است و حکومت بهتر است به سرعت خودش را و افکارش را و برخوردش را در تراز این جنبش اصلاح کند.
این جنبش فرصتی است برای حکومت تا تمرین کند که بحرانهای عظیمی که از این پس یک به یک درخواهد رسید را با مشارکت نخبگان مدنی امین و منتخب مردم، کارشناسان مستقل و نهادهای مدنی به همفکری و گفتوگو بگذارد و از دل این گفتوگوهای مدنی، راهکاری بین الاذهانی و مورد قبول اکثریت مردم را استخراج کند. در قضیه آب (و خیلی دیگر از بحرانها) که دیگر حکومت به تنهایی توانایی حلوفصل آنها را ندارد هیچ راه امکانپذیر و مسالمتآمیز دیگری نیست مگر این که حکومت، خودِ جامعه مدنی را برای جستجوی راهکارهای عقلانی به مشارکت بطلبد. آگاه کردن صادقانه مردم از عمق بحران، گام نخست هر اصلاح سیاستی در حوزه آب است؛ و آگاه سازی حقیقی، با فرمانِ حکومتی و اطلاعیههای رسمی از بالا رخ نمیدهد، بلکه در گفتوگوی آشکار، عقلانی و اخلاقی بین نخبگان امین مردم و نهادهای مدنی با حکومت امکانپذیر میشود. گفتوگوهایی که مردم به طور مستقیم و مستمر در جریان آنها قرار داشته باشند تا به نتیجه آنها اعتماد کنند. این همان کاری است که حکومت باید از سالهای پیش بستر آن را فراهم میکرد.
در بحران آبِ استانهای خوزستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان و یزد، هم نظامِ مقدس مقصر است، هم تمام دولتهای نامقدس بعد از جنگ، هم نخبگان و نهادهای مدنی این چهار استان و هم مردم این استانها. معنی ندارد که در این استانها که از دههها پیش معلوم بود با مشکل جدی منابع آبی روبهرو خواهند شد، هم مردم و هم حکومت فعالیتهایی را توسعه داده باشند که بر مصرف شدید آب استوار است.
در این چند دهه، در اصفهان صنایع فلزی آببَر توسعه داده شده است و کشاورزی ۱۷۰ درصد رشد کرده است؛ در چهارمحال و بختیاری، کشاورزی و باغکاری ۶۰۰ درصد رشد کرده است؛ در اصفهان شش هزار هکتار برنجکاری میشود؛ در خوزستان با بیش از سه تا پنج برابر بودن تبخیر آب نسبت به استانهای شمالی، دستکم صد هزار هکتار برنجکاری میشود (این رقم در سال ۹۸ به بالای ۲۰۰ هزار هکتار هم رسید)، همچنین سه میلیارد متر مکعب آب برای تولید نیشکر مصرف میشود؛ در یزدِ کویری با توسعه بیرویه کشاورزی، صادرات آب مجازی داریم؛ و در همه این استانها هنوز هم شاهد گسترش این گونه فعالیتهای آببَر هستیم. و البته همه این خطاهایی که مردم کردهاند نیز به سیاستهای نادرست دولتهای مختلف باز می گردد.
به گمانم وقت آن است که حکومت بپذیرد که لاپوشانی کردن بحرانها دیگر جواب نمیدهد. حکومت باید این فرصت تاریخی را از دست ندهد و راه گفتگوی «آشکار»، «بی پرده»، «جدی» و «عقلانی» را برای جامعه بگشاید. گفتگو بین نمایندگان جوامع محلی با حکومت، و گفتوگو بین نهادهای مدنی و نخبگان منتخب مردم استانهای مختلف با یکدیگر. تا حکومت به خطاهای گذشته خودش صادقانه اعتراف نکند و تا مردم این استانها از خطاهای خودشان در مصرف آب شرب و کشاورزی و صنعتی آگاه نشوند، هیچ گفتوگوی جدی شکل نمی گیرد. بدون آگاهی از واقعیت، همهی طرفها، خود را محق میدانند و دیگران را مقصر.
وقتی در استانهایی که شاهد بحران آب هستیم، هنوز مغازهها جرأت میکنند پیادهروها را با آب لولهکشی شهری بشویند و هنوز شهرداریها جرأت میکنند چمن بکارند و هنوز کارخانهها جرأت میکنند با آب شهری بدون بازچرخانی فعالیت کنند، نشانه.....
ادامه مطلب در اینجا.
@ArmanIUT
Telegraph
بابا آب داد، ما آب را به باد دادیم!
محسن رنانی الفبای مدیریت عمومی در دنیای مدرن، بهکارگیری «مهارت گفتوگو» و تعامل اعتمادآمیز حکومت با مردم است. این دقیقا همان چیزی است که حکومت ما فاقد آن است. روحانیان یک عمر فقط مخاطبه یک طرفه را تمرین کردهاند و اکنون که دیگر کسی برای مخاطبههای آنان…
🔴قلمت بشکند!
✍🏼 سید حسام فیروزی
قلمت بشکند آقای روشنفکر، آقای تحلیلگر، آقای تاریخ نویس و آقای انقلابی اگر از #بورس نگویی!
اگر از این جنایت سازمان یافته علیه مردم چیزی ننویسی.
اگر نگویی مردم را لشکر فرستانند بورس و حال نفر هم باقی نمانده.
اگر نگویی دلار و سکه و خودرو تقریبا به سقف قیمتی خودشان رسیده اند، اقلام خوراکی ۱۰۰ تا ۱۵۰ درصد رشد داشته اند،اما بورس و ۸۰ درصد سهام های درون آن که در سال ۹۹ به ملت #فرو ختند با سقف قیمتی سال ۹۹ بین ۵۰ تا ۸۰ درصد فاصله دارند!
قلمت بشکند اگر نگویی چطور بازی با مال غیر به مذاق آقایان خوش آمده و با شاخص بازی و شاخص سازی نمک و فلفل بر زخم ملت می پاشند!
آخر خدایی هم هست، آخرتی هم هست، آه مظلومی هم هست.
این سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را با میلیاردها دلار هم دیگر نمی توانید بازگردانید!
کشتار که فقط تیر درکردن در میدان ژاله نبود...
کشتار یعنی مرگ و زوال تدریجی دست رنج اقتصادی جامعه چند صد هزار نفری و بلکم میلیونی سهامداران سال۹۹ و فروپاشی نظام واره روانی و خانوادگی آنها.
از شرم و حیا و استیصال زیان باختگان در بورس که وضع موجود را با فریب، ثمره اقدام خودشان در اذهان کلیشه نموده اید و اکنون دچار بی حسی روانی شده اند سوء استفاده نکنید.
بترسید از آه مظلوم...
@seyyedhashemfirouzi
@ArmanIUT
✍🏼 سید حسام فیروزی
قلمت بشکند آقای روشنفکر، آقای تحلیلگر، آقای تاریخ نویس و آقای انقلابی اگر از #بورس نگویی!
اگر از این جنایت سازمان یافته علیه مردم چیزی ننویسی.
اگر نگویی مردم را لشکر فرستانند بورس و حال نفر هم باقی نمانده.
اگر نگویی دلار و سکه و خودرو تقریبا به سقف قیمتی خودشان رسیده اند، اقلام خوراکی ۱۰۰ تا ۱۵۰ درصد رشد داشته اند،اما بورس و ۸۰ درصد سهام های درون آن که در سال ۹۹ به ملت #فرو ختند با سقف قیمتی سال ۹۹ بین ۵۰ تا ۸۰ درصد فاصله دارند!
قلمت بشکند اگر نگویی چطور بازی با مال غیر به مذاق آقایان خوش آمده و با شاخص بازی و شاخص سازی نمک و فلفل بر زخم ملت می پاشند!
آخر خدایی هم هست، آخرتی هم هست، آه مظلومی هم هست.
این سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را با میلیاردها دلار هم دیگر نمی توانید بازگردانید!
کشتار که فقط تیر درکردن در میدان ژاله نبود...
کشتار یعنی مرگ و زوال تدریجی دست رنج اقتصادی جامعه چند صد هزار نفری و بلکم میلیونی سهامداران سال۹۹ و فروپاشی نظام واره روانی و خانوادگی آنها.
از شرم و حیا و استیصال زیان باختگان در بورس که وضع موجود را با فریب، ثمره اقدام خودشان در اذهان کلیشه نموده اید و اکنون دچار بی حسی روانی شده اند سوء استفاده نکنید.
بترسید از آه مظلوم...
@seyyedhashemfirouzi
@ArmanIUT
🔻ویژه برنامه ثریا در سالگرد ۱۶ آذر و روز دانشجو
🔹جنبش دانشجویی؛ مساله محوری و مطالبه گری
🔸نمونه ای از تجربیات موفق مطالبه گری دانشجویان در تشکل های دانشجویی
🕚امشب(یکشنبه) ساعت ۲۳:۰۰ شبکه یک سیما
@edalatkhahi
🔹جنبش دانشجویی؛ مساله محوری و مطالبه گری
🔸نمونه ای از تجربیات موفق مطالبه گری دانشجویان در تشکل های دانشجویی
🕚امشب(یکشنبه) ساعت ۲۳:۰۰ شبکه یک سیما
@edalatkhahi
🔺عملکرد قوه قضائیه؛ ما و تلقی مردم را به گزارههایی مانند فساد در قوه، ناکارامدی و تناقضهایی که هست میرساند
💬 بریدهای از متن سخنرانی محمد اسکندری، (دبیرجنبشعدالتخواهدانشجویی) در برابر رئیس قوه قضائیه
🔸...تناقض اول؛ حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر است.
بعضا نه تنها قوه قضائیه رویکرد فعالانه ای در حمایت از این افراد در پیش نمیگیرد، بلکه بیم آن میرود همانند دوره سیاه اقای آملی زمینه را برای برخورد با آمران به معروف مهیا کند.
در دوره شما داستان عضو شورای شهرِ عدالتخواه امیدیه، با استناد به بحث استقلال دادستان ها شروع شد. اما به این امر توجه نشد که استقلال دادستانی ها رافع مسئولیت شما در زمینه نظارت آن هم در زمانی که یک طرف ماجرا بخشی از بدنهی قوه قضائیه هست، نخواهد شد.
اقای اژه ای
همین ماجرایِ امیدیه پیام بسیار بدی را به جامعه مخابره میکند؛ که اگر کسی هزینهی اصلاح عملکرد نظام و کارگزاران را بدهد، نه تنها حمایت نمیشود بلکه خود قوه قضائیه هم علاوه بر اصحاب قدرت و ثروت بر هزینه های عدالتخواهی میافزاید.
همین یک پرونده کافیست تا بخش قابل توجهی از امت حزب الله از شما ناامید شده و این پیام را دریافت کنند که دورهی آملی از انچه که فکر می کنید به شما نزدیکتر است.
🔹...تناقض سوم؛ تناقض اژهای با اژهای هست
بسیاری از پروندههای مورد توجه اذهان عمومی، مرتبط با برخی از جریانات، چهره های سیاسی و مسؤلینِ صاحب نفوذ است و مشخص نبودنِ پیشبرد پروندهها و به نتیجه نرسیدنِ افراد صاحب منصب و متهم به فساد در اذهان عمومی باز است و معلوم نیست که آیا با فرد اصلی برخورد شده است یا نه؟ ، مثل پرونده کلاک و نقش رئیس سابق قوه، پرونده املاک نجومی و نقش شهردار سابق تهران و رئیس فعلی مجلس یا پرونده هولدینگ یاس و جانباختگان تشییع حاج قاسم در کرمان و امثالهم که زیاد هستند.
🔸...مسئله اخر اینکه قوه قضائیه هر سال جلساتی را با دانشجویان برگزار میکند اما آسیب شناسی ما از این جلسات این است که رفته رفته این جلسات حالت نمایشی پیدا کرده است و به عنوان رزومه ای برای مسئولان است که بله! دیدید که ما رفتیم و با دانشجویان جلساتی را برگزار کردیم.
البته آخر و عاقبت کسانی را که با افتخار شانه را بالا انداخته و از جلسات ۸ ساعته با دانشجویان میگفتند را مشاهده کردیم
به همین علت مناسب هست فیلم و صوت صحبت دانشجویان به طور کامل پخش گردد؛ در غیر اینصورت بر مورد بالا صحه خواهد گذاشت
▪️متن کامل را در کانال قسط بخوانید.
@ArmanIUT
💬 بریدهای از متن سخنرانی محمد اسکندری، (دبیرجنبشعدالتخواهدانشجویی) در برابر رئیس قوه قضائیه
🔸...تناقض اول؛ حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر است.
بعضا نه تنها قوه قضائیه رویکرد فعالانه ای در حمایت از این افراد در پیش نمیگیرد، بلکه بیم آن میرود همانند دوره سیاه اقای آملی زمینه را برای برخورد با آمران به معروف مهیا کند.
در دوره شما داستان عضو شورای شهرِ عدالتخواه امیدیه، با استناد به بحث استقلال دادستان ها شروع شد. اما به این امر توجه نشد که استقلال دادستانی ها رافع مسئولیت شما در زمینه نظارت آن هم در زمانی که یک طرف ماجرا بخشی از بدنهی قوه قضائیه هست، نخواهد شد.
اقای اژه ای
همین ماجرایِ امیدیه پیام بسیار بدی را به جامعه مخابره میکند؛ که اگر کسی هزینهی اصلاح عملکرد نظام و کارگزاران را بدهد، نه تنها حمایت نمیشود بلکه خود قوه قضائیه هم علاوه بر اصحاب قدرت و ثروت بر هزینه های عدالتخواهی میافزاید.
همین یک پرونده کافیست تا بخش قابل توجهی از امت حزب الله از شما ناامید شده و این پیام را دریافت کنند که دورهی آملی از انچه که فکر می کنید به شما نزدیکتر است.
🔹...تناقض سوم؛ تناقض اژهای با اژهای هست
بسیاری از پروندههای مورد توجه اذهان عمومی، مرتبط با برخی از جریانات، چهره های سیاسی و مسؤلینِ صاحب نفوذ است و مشخص نبودنِ پیشبرد پروندهها و به نتیجه نرسیدنِ افراد صاحب منصب و متهم به فساد در اذهان عمومی باز است و معلوم نیست که آیا با فرد اصلی برخورد شده است یا نه؟ ، مثل پرونده کلاک و نقش رئیس سابق قوه، پرونده املاک نجومی و نقش شهردار سابق تهران و رئیس فعلی مجلس یا پرونده هولدینگ یاس و جانباختگان تشییع حاج قاسم در کرمان و امثالهم که زیاد هستند.
🔸...مسئله اخر اینکه قوه قضائیه هر سال جلساتی را با دانشجویان برگزار میکند اما آسیب شناسی ما از این جلسات این است که رفته رفته این جلسات حالت نمایشی پیدا کرده است و به عنوان رزومه ای برای مسئولان است که بله! دیدید که ما رفتیم و با دانشجویان جلساتی را برگزار کردیم.
البته آخر و عاقبت کسانی را که با افتخار شانه را بالا انداخته و از جلسات ۸ ساعته با دانشجویان میگفتند را مشاهده کردیم
به همین علت مناسب هست فیلم و صوت صحبت دانشجویان به طور کامل پخش گردد؛ در غیر اینصورت بر مورد بالا صحه خواهد گذاشت
▪️متن کامل را در کانال قسط بخوانید.
@ArmanIUT
🔴 متن سخنرانی سرکار خانم کوثر قاسمی، عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی و تشکل آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان
به مناسبت روز دانشجو در دیدار با رئیس سازمان صدا و سیما
(بخش اول)
بسم الله الرحمن الرحیم
🔴 صدا و سیما به عنوان یک رسانهی غیر ملی، آینهی تمام عیار شکافی عمیق و گسترده، میانِ اقلیتی صاحب قدرت، ثروت و رسانه، در مقابل مستضعفین توسریخوریست، که در آن، اقلیت برای روایتهایشان از رسانه استفاده میکنند. این رسانهی جدا شده از مردم، برای ترمیم بدنه اجتماعیِ از دست رفتهی خویش، باید بر ریل جمهوریت قرار بگیرد. جمهوریتی که از جنس مردم باشد؛ چرا که تنها شباهت جمهوریتِ مدنظر ما و مسئولین، شباهتی لفظیست. مردم برای ما، همهی مردم هستند نه گروه و گرایشی خاص. رأی باطله دهندگان و رأی ندادهها نیز برای ما مردم محسوب میشوند؛ اما رسانهی ملی، جایی برای بیش از نیمی از مردم ایران ندارد.
🔴تغییرات مثبت در صدا و سیما، و تلاشهای شما در راستای بازگشت به مردم، روزنهی امیدی در فضای خفقانبارِ صدا و سیما بود، گویی قرار نیست؛ همانند آقای علی عسگری، رسانهی ملی را به تنظیمات کارخانه برگردانید. برای خروج از رکود در صدا و سیما و همعاقبت نشدنِ شما با آقای علی عسگری، در ادامه نکات و سوالاتی را مطرح خواهم کرد:
🔴لزوم برنامه محوری
آقای جبلی! به ما بگویید؛ برنامهی کوتاه مدت و بلند مدت تحولیِ شما برای صدا و سیما چیست؟
شاید بهتر است از کلمهی احیاء، به جای تحول استفاده کنم؛ چرا که به لطف مدیریت بیست و هفت سالهی مدیرانِ اصولگرا، این رسانه بیش از هرچیز، به مرده شبیهتر است. مدیرانی فرسوده، که جوانان محافظهکارش در مقایسه با پیران و بازنشستگانش، ناکارآمدتر دیده میشوند.
پیشنهادات: ابتدا ضروری است برنامهی تحولی جنابعالی، پس از تدوین همراه با جزئیات، اولا برای کارشناسان و پس از آن برای آحاد مردم به شور گذاشته شود. سپس پس از تدقیق، برنامه به صورت شفاف ابلاغ گشته تا بستر ارزیابی مردمی مهیا شود.
همچنین با شاخص بخشیدن به برنامههای رسانه ملی، درصد اختصاص داده شده به کارگران، معلمان، بازنشستگان و سایر قشرهای مستضعف، سنجیده شود.
🔴الزاماتِ احیای این سازمان نیمه جان
لازم است توجه کنید؛ احیای این جسدِ نیمه جان و مقابله با خفقان حاکم بر صدا و سیما، جز با مقاومت در برابر شیوخ امنیتی و پیرانِ بیت نشین مانند اقای حسین محمدی حاصل نمیشود.
باید بدانید شما چارهای ندارید؛ جز اینکه به یکی از این دو جریان تن دهید. یک طرف مردم هستند و طرف دیگر اصحاب زور و زر.
در این تقابل، صدا و سیما باید موضع خود را مشخص کند؛ آیا قرار است همچون گذشته، نفوذ و اعمال نظر خواصِ وابسته و همهکاره بودنشان را ادامه دهد یا اینکه به مردم بازگردد؟ اقداماتی چون پوشش خبری اعتراضات مردم از یک سو و پخش مستندِ کثیف، سفارشی و یک طرفهای به نامِ پشت پرده از دیگر سو، حکایتگر عدم تعیین تکلیفِ رسانه در این امر دارد. فشار افرادی خاص بر رسانه ملی، حیثیت صدا و سیما را لکه دار کرده و مانع از روند رو به رشد اقداماتتان در این دوره شده است.
باید توجه داشته باشید، حضور شما در سازمان صداوسیما نهِ بزرگ رهبری به این جریانات بوده است.
🔴معاونت سیاسی و پوشش اخبار
باید توجه داشت؛ مسالهی جدی ما در پوشش اخبار و معاونت سیاسیِ سازمان، صرفا پخش نکردنِ اعتراضات نیست. چرا که آنچه مهم است، پیگیری مسائل مردم است. ژورنالیسم سیاسی و پرداختِ لحظهای به اخبار، به تنهایی کفایت نمیکند.
البته که خوب است و در این کوتاه مدت، دیدید چه استقبالی از این کارهای شما شد. و باز این نشان از این دارد که این جریانِ 27 ساله ،چگونه وقت و سرمایهی مهم ترین بخش نظام اسلامی را هدر داد. و چگونه این خفقان را ایجاد کرد، که با چند کار حداقلی روح امید میان مردم جان میگیرد.
البته؛ پوشش دهی فیلتر شدهی اعتراضات و اخبار نیز، جای بحث دارد. آیا رسانهای که تجمع مردم اصفهان را نشان میدهد، خبری از اعتراضات کارگری، خصوصیسازیها، خودکشی سربازان و یا اعتراضاتی چون قزل قیه که مرتبط با نهادهای وابسته به رهبریست، را هم پخش میکند؟
🔴عدم تعویض مسببین مرگ سازمان
آقای جبلی! چرا با گذشت چندماه از روی کار آمدن جنابعالی، معاونتهای اصلی صداو سیما تغییر نکرده و ثابت ماندهاند؟ مگر تنها ضعفِ دورهی سابق، ریاست آن بود؟ تداوم مدیران شریک جرم در مرگ رسانه ملی، سمی مهلک و کشنده خواهد بود.
@ArmanIUT
به مناسبت روز دانشجو در دیدار با رئیس سازمان صدا و سیما
(بخش اول)
بسم الله الرحمن الرحیم
🔴 صدا و سیما به عنوان یک رسانهی غیر ملی، آینهی تمام عیار شکافی عمیق و گسترده، میانِ اقلیتی صاحب قدرت، ثروت و رسانه، در مقابل مستضعفین توسریخوریست، که در آن، اقلیت برای روایتهایشان از رسانه استفاده میکنند. این رسانهی جدا شده از مردم، برای ترمیم بدنه اجتماعیِ از دست رفتهی خویش، باید بر ریل جمهوریت قرار بگیرد. جمهوریتی که از جنس مردم باشد؛ چرا که تنها شباهت جمهوریتِ مدنظر ما و مسئولین، شباهتی لفظیست. مردم برای ما، همهی مردم هستند نه گروه و گرایشی خاص. رأی باطله دهندگان و رأی ندادهها نیز برای ما مردم محسوب میشوند؛ اما رسانهی ملی، جایی برای بیش از نیمی از مردم ایران ندارد.
🔴تغییرات مثبت در صدا و سیما، و تلاشهای شما در راستای بازگشت به مردم، روزنهی امیدی در فضای خفقانبارِ صدا و سیما بود، گویی قرار نیست؛ همانند آقای علی عسگری، رسانهی ملی را به تنظیمات کارخانه برگردانید. برای خروج از رکود در صدا و سیما و همعاقبت نشدنِ شما با آقای علی عسگری، در ادامه نکات و سوالاتی را مطرح خواهم کرد:
🔴لزوم برنامه محوری
آقای جبلی! به ما بگویید؛ برنامهی کوتاه مدت و بلند مدت تحولیِ شما برای صدا و سیما چیست؟
شاید بهتر است از کلمهی احیاء، به جای تحول استفاده کنم؛ چرا که به لطف مدیریت بیست و هفت سالهی مدیرانِ اصولگرا، این رسانه بیش از هرچیز، به مرده شبیهتر است. مدیرانی فرسوده، که جوانان محافظهکارش در مقایسه با پیران و بازنشستگانش، ناکارآمدتر دیده میشوند.
پیشنهادات: ابتدا ضروری است برنامهی تحولی جنابعالی، پس از تدوین همراه با جزئیات، اولا برای کارشناسان و پس از آن برای آحاد مردم به شور گذاشته شود. سپس پس از تدقیق، برنامه به صورت شفاف ابلاغ گشته تا بستر ارزیابی مردمی مهیا شود.
همچنین با شاخص بخشیدن به برنامههای رسانه ملی، درصد اختصاص داده شده به کارگران، معلمان، بازنشستگان و سایر قشرهای مستضعف، سنجیده شود.
🔴الزاماتِ احیای این سازمان نیمه جان
لازم است توجه کنید؛ احیای این جسدِ نیمه جان و مقابله با خفقان حاکم بر صدا و سیما، جز با مقاومت در برابر شیوخ امنیتی و پیرانِ بیت نشین مانند اقای حسین محمدی حاصل نمیشود.
باید بدانید شما چارهای ندارید؛ جز اینکه به یکی از این دو جریان تن دهید. یک طرف مردم هستند و طرف دیگر اصحاب زور و زر.
در این تقابل، صدا و سیما باید موضع خود را مشخص کند؛ آیا قرار است همچون گذشته، نفوذ و اعمال نظر خواصِ وابسته و همهکاره بودنشان را ادامه دهد یا اینکه به مردم بازگردد؟ اقداماتی چون پوشش خبری اعتراضات مردم از یک سو و پخش مستندِ کثیف، سفارشی و یک طرفهای به نامِ پشت پرده از دیگر سو، حکایتگر عدم تعیین تکلیفِ رسانه در این امر دارد. فشار افرادی خاص بر رسانه ملی، حیثیت صدا و سیما را لکه دار کرده و مانع از روند رو به رشد اقداماتتان در این دوره شده است.
باید توجه داشته باشید، حضور شما در سازمان صداوسیما نهِ بزرگ رهبری به این جریانات بوده است.
🔴معاونت سیاسی و پوشش اخبار
باید توجه داشت؛ مسالهی جدی ما در پوشش اخبار و معاونت سیاسیِ سازمان، صرفا پخش نکردنِ اعتراضات نیست. چرا که آنچه مهم است، پیگیری مسائل مردم است. ژورنالیسم سیاسی و پرداختِ لحظهای به اخبار، به تنهایی کفایت نمیکند.
البته که خوب است و در این کوتاه مدت، دیدید چه استقبالی از این کارهای شما شد. و باز این نشان از این دارد که این جریانِ 27 ساله ،چگونه وقت و سرمایهی مهم ترین بخش نظام اسلامی را هدر داد. و چگونه این خفقان را ایجاد کرد، که با چند کار حداقلی روح امید میان مردم جان میگیرد.
البته؛ پوشش دهی فیلتر شدهی اعتراضات و اخبار نیز، جای بحث دارد. آیا رسانهای که تجمع مردم اصفهان را نشان میدهد، خبری از اعتراضات کارگری، خصوصیسازیها، خودکشی سربازان و یا اعتراضاتی چون قزل قیه که مرتبط با نهادهای وابسته به رهبریست، را هم پخش میکند؟
🔴عدم تعویض مسببین مرگ سازمان
آقای جبلی! چرا با گذشت چندماه از روی کار آمدن جنابعالی، معاونتهای اصلی صداو سیما تغییر نکرده و ثابت ماندهاند؟ مگر تنها ضعفِ دورهی سابق، ریاست آن بود؟ تداوم مدیران شریک جرم در مرگ رسانه ملی، سمی مهلک و کشنده خواهد بود.
@ArmanIUT
🔴 متن سخنرانی سرکار خانم کوثر قاسمی، عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی و تشکل دانشجویی آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان
به مناسبت روز دانشجو در دیدار با رئیس سازمان صدا و سیما
(بخش دوم)
🔴استقلالِ مالی و سیاسی
آقای جبلی! مشخصا در بحث تامین مالی سازمان چه برنامهای دارید؟ جایگاه استقلال مالی و سیاسی از دولت، نهادها و شعام در برنامهی شما کجاست؟
🔴صدا و سیما باید شفاف باشد
شفافیت در سازمان صدا و سیما از موارد لازم به اجرا در این دوره میباشد. تاریکخانهی سازمان، بخش بازرگانیست؛ حقوقهای کارکنان، سازوکارها، و قراردادها از مواردیست که باید شفاف شوند. پرداختهای نجومی به برخی برنامهها و مجریان نیز از مواردیست که لازم است شفاف شوند چرا که تن فروشی رسانهی ملی به سلبریتیها خود از دلایل ابتذال در وضع موجود میباشد.
در پایان خواستار اختصاص آنتن رسانهی ملی در برنامههایی نقدمحور، جهت اصلاح صدا و سیما هستیم. کافیست آقای خدابخشی، معاون سیاسی کنونیِ رسانه ملی، به گفتههای قدیمیِ خود وفادار بوده و هفتهای یک ساعت از رسانهی ملی را در اختیار ما و منتقدین قرار دهند. چرا که پاشنه آشیل صدا و سیمای امروز، عدم وجود جریان انتقادیِ جدی و برنامههایی نظیر نود در حوزههای گوناگون چون اقتصادی و سیاسی ست.
🔘جنبش عدالتخواه دانشجویی ضمن تقدیر از اقدامات مثبت جنابعالی، معتقد است تحول با تغییرات کوچک رخ نداده و نمیدهد؛ تحول و احیای صدا و سیما مستلزم تداوم تغییرات مثبت و برداشتن گامهای بزرگ است. و البته ما از لزوم صبر در مسیر این احیا و سنگ اندازی های اصحاب زر و زور مطعلیم و برای شما آرزوی توفیق داریم.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
@ArmanIUT
به مناسبت روز دانشجو در دیدار با رئیس سازمان صدا و سیما
(بخش دوم)
🔴استقلالِ مالی و سیاسی
آقای جبلی! مشخصا در بحث تامین مالی سازمان چه برنامهای دارید؟ جایگاه استقلال مالی و سیاسی از دولت، نهادها و شعام در برنامهی شما کجاست؟
🔴صدا و سیما باید شفاف باشد
شفافیت در سازمان صدا و سیما از موارد لازم به اجرا در این دوره میباشد. تاریکخانهی سازمان، بخش بازرگانیست؛ حقوقهای کارکنان، سازوکارها، و قراردادها از مواردیست که باید شفاف شوند. پرداختهای نجومی به برخی برنامهها و مجریان نیز از مواردیست که لازم است شفاف شوند چرا که تن فروشی رسانهی ملی به سلبریتیها خود از دلایل ابتذال در وضع موجود میباشد.
در پایان خواستار اختصاص آنتن رسانهی ملی در برنامههایی نقدمحور، جهت اصلاح صدا و سیما هستیم. کافیست آقای خدابخشی، معاون سیاسی کنونیِ رسانه ملی، به گفتههای قدیمیِ خود وفادار بوده و هفتهای یک ساعت از رسانهی ملی را در اختیار ما و منتقدین قرار دهند. چرا که پاشنه آشیل صدا و سیمای امروز، عدم وجود جریان انتقادیِ جدی و برنامههایی نظیر نود در حوزههای گوناگون چون اقتصادی و سیاسی ست.
🔘جنبش عدالتخواه دانشجویی ضمن تقدیر از اقدامات مثبت جنابعالی، معتقد است تحول با تغییرات کوچک رخ نداده و نمیدهد؛ تحول و احیای صدا و سیما مستلزم تداوم تغییرات مثبت و برداشتن گامهای بزرگ است. و البته ما از لزوم صبر در مسیر این احیا و سنگ اندازی های اصحاب زر و زور مطعلیم و برای شما آرزوی توفیق داریم.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
@ArmanIUT