Forwarded from 𝖢𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾𝗌
Lisbeth Salander | The Girl with the Dragon Tattoo
Criminal Minds | ذهن مجرمان
📸 | Season 18's official trailer – تریلر رسمی فصل ۱۸ منتشر شد. [ #Update – #S18 ] ^ T.ME/CRIMINALMINDSIR ^
rip william Lamontagne you would’ve loved *indecipherable mumbling*
No but if will actually dies or something else bad happens to jj in general and she’s sad… i am going to be trying out committing arson on the writers building and i'm only 30% jocking.
If you wrote "gay slow burn with god tier yearning in here" on the outside of a wishing well and you came there at night with a flashlight and looked down in there, I'd be in there.
Forwarded from مهناز گیلمور (𝑴𝒂𝒉𝒏𝒂𝒛)
هربار میخوام کتاب بخرم، یه کتابی که قبلا تو گوشی خوندم و دوستش داشتم هم میخرم، الان همزمان دو تا از سیتکامهای موردعلاقهم رو ریواچ میکنم، دوباره و دوباره به رستورانها و کافههای موردعلاقهم میرم، غذا/ نوشیدنیای که دوست دارم رو لیترلی تا وقتی حالم ازش بههم بخوره درست میکنم، اون دو تا دوستی که همیشه باهاشون بیرون میرم رو تقریبا یک دههست که میشناسم، اوتفیتهام همهشون تکرارین، و کلا تو زندگیم روتین داشتن رو دوست دارم.
Forwarded from اِلا.
داشتم فکر میکردم که چقدر از سانسور شدن بدم میآد. از سیاست تو ارتباط. از اینکه اینجا صادقانه واکنش نشون نده چون باعث میشه طرف فکر کنه کس خاصیه و...
من ولی عاشق عشق ورزیدنم. وصله تنم نیست اینجور چیزا. عاشق دوست دارم، دلم برات تنگ شده بود، چقدر خوشگلی، بهنظرم خیلی ادم خفنی هستی، دلم خواست یهو بوست کنم و خلاصه عاشق اینجور چیزام.
"نه بابا طرف حس میکنه چیز خاصیه" خب آره. بایدم حس کنه. چون هست. آدم خاصیه که من باهاشم دیگه وگرنه چرا دوستش میداشتم؟ من دلم نمیخواد قبل تعریف از هوش، چهره، اندام، توانایی یه فرد با خودم فکر کنم پرو میشه؛ دلم میخواد فقط به این فکر کنم که چه عشقی میکنم از اینکه این حرفا از دهن من میآد بیرون. که انقدر شجاعم که ابراز علاقه میکنم.
خلاصه از سیاست تو رابطه خیلی بدم میآد.
من ولی عاشق عشق ورزیدنم. وصله تنم نیست اینجور چیزا. عاشق دوست دارم، دلم برات تنگ شده بود، چقدر خوشگلی، بهنظرم خیلی ادم خفنی هستی، دلم خواست یهو بوست کنم و خلاصه عاشق اینجور چیزام.
"نه بابا طرف حس میکنه چیز خاصیه" خب آره. بایدم حس کنه. چون هست. آدم خاصیه که من باهاشم دیگه وگرنه چرا دوستش میداشتم؟ من دلم نمیخواد قبل تعریف از هوش، چهره، اندام، توانایی یه فرد با خودم فکر کنم پرو میشه؛ دلم میخواد فقط به این فکر کنم که چه عشقی میکنم از اینکه این حرفا از دهن من میآد بیرون. که انقدر شجاعم که ابراز علاقه میکنم.
خلاصه از سیاست تو رابطه خیلی بدم میآد.