⭕️ بازديد از شركت پارس خودرو و تاملي دوباره در باره مفهوم مونتاژ
↙️ از « اين صمت» : روز نوشته هاي قاسم خرمي
روز شنبه 15 آذر1404 به دعوت آقاي بهمن حسين زاده مديرعامل شركت «پارس خودرو»، براي گفتگو در باره برگزاري دوره هاي آموزشي براي كاركنان اين شركت خودرو سازي، به اتفاق تعداي از همكاران سازمان مديريت صنعتي، به آنجا رفتيم.
تعدادي از خودرو توليدي اين شركت را جلوي ساختمان پارك كرده بودند كه از من هم خواستند سوار و پياده شوم و اصطلاحا خوشدستي آنها را امتحان كنم كه حالا چون من خيلي آدم ماشين باز و عشق ماشيني نيستم، اين كار چندان مورد علاقه ام نبود. ناگفته نماند با سرعتي كه من رانندگي مي كنم، همان پرايد سعيد جليلي ( البته بدون تجهزات اضافي) هم براي من كافي است.
ابتدا، از خط توليد اين شركت بازديدي كرديم كه حقيقتا تميز و مجهز و بي نظيري بود. تركيب از ذهن و دست آدم ها با كمك ربات ها، خيلي به كارها نظم و سرعت بخشيده بود. مثل ساعت كار مي كرد. سر وضع كارگران هم خيلي نظيف و مرتب بود.
در ادامه، پروژه «تیم خبرگان دانشی اتوماسیون صنعتی (COP)» مربوط به واحد مدیریت دانش و آزمایشگاه صنعتی شرکت پارسخودرو» بهطور رسمی افتتاح و بهرهبرداری شد. خود من هم افتتاح كردم؛ هر چند كه به دليل فني بودن توضيحات، خيلي سر در نياوردم. اين هوش مصنوعي، اين روزها همه را به تكاپو انداخته كه خدا بخير كند.
در هنگام بازديد از كارخانه، يك آقاي مهندسي كه ما را همراهي مي كرد در باره بخش هاي مختلف كار توضيح مي داد. بطور طبيعي اين توضيحات در راستاي پشتيباني از شيوه كار شركت و ويژگي هاي آن است. خيلي خوش صحبت بود و در آخر كار گفت با اين تعاريفي كه من كردم ،شايد شما بخواهيد بپرسيد كه چرا در باره كيفيت خودروهاي ايراني حرف و نقد وجود دارد؟
گفتيم. والله ما كه رويمان نشد بپرسيم ولي شما اگر اشكالي نمي بينيد، توضيح بفرماييد
حرف بسيار دقيق و حرفه اي و سنجيده اي زد كه من طي اين سالها كمتر از مدير و كارشناس خودرواي در كشور شنيده بودم
مهندس مي گفت: مشكل كار اين است كه ما مي خواهيم همه چيز خودرو را خودمان بسازيم در حاليكه الان در دنيا، هر كشوري يا هر شركت خودروسازي فقط در يك و يا چند رشته خاص كارش را توسعه داده و همان قطعات يا خدمات را با كيفيت عالي مي سازد و صادر مي كند و براي ساخت بقيه خودرو از قطعات ساخته شده ديگر شركت ها استفاده مي كند. به عبارتي خودروسازان بزرگ الان با همان برند خودشان، مونثاژ مي كنند و از اين طريق است كه خودرو توليدي آنها، دستاورد آخرين يافته ها و تكنولوژي چند كشور است.
كلمه « مونتاژ» الان در ذهن و ذائقه ايرانيان خيلي بار منفي به خود گرفته اما « مونتاژ» هيچ وقت و در هيچ جاي دنيا، پديده اي به اين زشتي و ناپسندي نبوده است. مونتاژ در همه كشورها جايز و داير بود و بخشي از زنجيره توليد به حساب مي آمد؛ در ايران اما اين مفهوم به واسطه القائات ايدئولوژيكي روشنفكران و جريانات ماركسيستي در دهه 40 و 50 شمسي، مترادف با توسعه وابسته و بسط بازارهاي سرمايه داري شد و مبدل به ابزار تحقير صنعتگران و صاحبان صنايع ايراني گرديد. مي گفتند ما بايد كاري كنيم تا تمام قطعات خودرو در ايران ساخته شود و در هر صنعتي خودكفا شويم!
همين شركت پارس خودرويي كه ذكرش رفت، در سال 1335 توسط جعفر اخوان با هدف مونتاژ خودروهاي آمريكايي شولت، بيوك، جيپ آريا و شاهين در ايران تاسيس شد و قرار بود در نهايت تبديل «جنرال موتورز ايران» شود كه با وقوع انقلاب و مصادره اموال اخوان، متوقف شد. به گمانم جعفر اخوان كه اساسا مدعي ساخت خودرو ملي نبود، به مفهوم واقع بينانه تري از مونتاژ و اهميت آن در شكل گيري صنايع خودرو سازي كشور پي برده بود.
به جعفر اخوان اتهامات زيادي وارد شد اما يكي از مواردي كه ممكن است الان قدري طنزآميز به نظر برسد و براي پژوهشگران تاريخ صنايع ايران مفيد باشد، اين بود كه مي گفتند خودرو جيپي كه اخوان با كمك آمريكايي ها ساخته و در اختيار ارتش گذاشته در در هنگامه وقوع انقلاب، تبديل به ابزاري براي سركوب تظاهر كنندگان و مخالفان حكومت شده است!
📌 نوشته من در باره جعفر اخوان و نقش او در صنعت خودروسازي ايران را اينجا بخوانيد
↙️ از « اين صمت» : روز نوشته هاي قاسم خرمي
روز شنبه 15 آذر1404 به دعوت آقاي بهمن حسين زاده مديرعامل شركت «پارس خودرو»، براي گفتگو در باره برگزاري دوره هاي آموزشي براي كاركنان اين شركت خودرو سازي، به اتفاق تعداي از همكاران سازمان مديريت صنعتي، به آنجا رفتيم.
تعدادي از خودرو توليدي اين شركت را جلوي ساختمان پارك كرده بودند كه از من هم خواستند سوار و پياده شوم و اصطلاحا خوشدستي آنها را امتحان كنم كه حالا چون من خيلي آدم ماشين باز و عشق ماشيني نيستم، اين كار چندان مورد علاقه ام نبود. ناگفته نماند با سرعتي كه من رانندگي مي كنم، همان پرايد سعيد جليلي ( البته بدون تجهزات اضافي) هم براي من كافي است.
ابتدا، از خط توليد اين شركت بازديدي كرديم كه حقيقتا تميز و مجهز و بي نظيري بود. تركيب از ذهن و دست آدم ها با كمك ربات ها، خيلي به كارها نظم و سرعت بخشيده بود. مثل ساعت كار مي كرد. سر وضع كارگران هم خيلي نظيف و مرتب بود.
در ادامه، پروژه «تیم خبرگان دانشی اتوماسیون صنعتی (COP)» مربوط به واحد مدیریت دانش و آزمایشگاه صنعتی شرکت پارسخودرو» بهطور رسمی افتتاح و بهرهبرداری شد. خود من هم افتتاح كردم؛ هر چند كه به دليل فني بودن توضيحات، خيلي سر در نياوردم. اين هوش مصنوعي، اين روزها همه را به تكاپو انداخته كه خدا بخير كند.
در هنگام بازديد از كارخانه، يك آقاي مهندسي كه ما را همراهي مي كرد در باره بخش هاي مختلف كار توضيح مي داد. بطور طبيعي اين توضيحات در راستاي پشتيباني از شيوه كار شركت و ويژگي هاي آن است. خيلي خوش صحبت بود و در آخر كار گفت با اين تعاريفي كه من كردم ،شايد شما بخواهيد بپرسيد كه چرا در باره كيفيت خودروهاي ايراني حرف و نقد وجود دارد؟
گفتيم. والله ما كه رويمان نشد بپرسيم ولي شما اگر اشكالي نمي بينيد، توضيح بفرماييد
حرف بسيار دقيق و حرفه اي و سنجيده اي زد كه من طي اين سالها كمتر از مدير و كارشناس خودرواي در كشور شنيده بودم
مهندس مي گفت: مشكل كار اين است كه ما مي خواهيم همه چيز خودرو را خودمان بسازيم در حاليكه الان در دنيا، هر كشوري يا هر شركت خودروسازي فقط در يك و يا چند رشته خاص كارش را توسعه داده و همان قطعات يا خدمات را با كيفيت عالي مي سازد و صادر مي كند و براي ساخت بقيه خودرو از قطعات ساخته شده ديگر شركت ها استفاده مي كند. به عبارتي خودروسازان بزرگ الان با همان برند خودشان، مونثاژ مي كنند و از اين طريق است كه خودرو توليدي آنها، دستاورد آخرين يافته ها و تكنولوژي چند كشور است.
كلمه « مونتاژ» الان در ذهن و ذائقه ايرانيان خيلي بار منفي به خود گرفته اما « مونتاژ» هيچ وقت و در هيچ جاي دنيا، پديده اي به اين زشتي و ناپسندي نبوده است. مونتاژ در همه كشورها جايز و داير بود و بخشي از زنجيره توليد به حساب مي آمد؛ در ايران اما اين مفهوم به واسطه القائات ايدئولوژيكي روشنفكران و جريانات ماركسيستي در دهه 40 و 50 شمسي، مترادف با توسعه وابسته و بسط بازارهاي سرمايه داري شد و مبدل به ابزار تحقير صنعتگران و صاحبان صنايع ايراني گرديد. مي گفتند ما بايد كاري كنيم تا تمام قطعات خودرو در ايران ساخته شود و در هر صنعتي خودكفا شويم!
همين شركت پارس خودرويي كه ذكرش رفت، در سال 1335 توسط جعفر اخوان با هدف مونتاژ خودروهاي آمريكايي شولت، بيوك، جيپ آريا و شاهين در ايران تاسيس شد و قرار بود در نهايت تبديل «جنرال موتورز ايران» شود كه با وقوع انقلاب و مصادره اموال اخوان، متوقف شد. به گمانم جعفر اخوان كه اساسا مدعي ساخت خودرو ملي نبود، به مفهوم واقع بينانه تري از مونتاژ و اهميت آن در شكل گيري صنايع خودرو سازي كشور پي برده بود.
به جعفر اخوان اتهامات زيادي وارد شد اما يكي از مواردي كه ممكن است الان قدري طنزآميز به نظر برسد و براي پژوهشگران تاريخ صنايع ايران مفيد باشد، اين بود كه مي گفتند خودرو جيپي كه اخوان با كمك آمريكايي ها ساخته و در اختيار ارتش گذاشته در در هنگامه وقوع انقلاب، تبديل به ابزاري براي سركوب تظاهر كنندگان و مخالفان حكومت شده است!
📌 نوشته من در باره جعفر اخوان و نقش او در صنعت خودروسازي ايران را اينجا بخوانيد
کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
بازديد از شركت پارس خودرو و سخن تامل برانگيز آن مهندس ايراني - کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
روز شنبه 15 آذر1404 به دعوت آقاي بهمن حسين زاده مديرعامل شركت «پارس خودرو»، براي گفتگو در باره برگزاري دوره هاي آموزشي براي كاركنان اين شركت خودرو سازي، به اتفاق تعداي از همكاران سازمان مديريت صنعتي، به آنجا رفتيم
👍3❤1👌1
Forwarded from نشريه كارخانهدار
💢 حاجي زود فراموش شد !
✍️ قاسم خرمي
يكسال پيش در روز سه شنبه 27 اذر 1403 در ميان غبار ناشي از آلودگي هوا و سرما و بي گازي و بي برقي شهر تهران، يكي از صاحب نام ترين تجار مذهبي ايران و از اسپانسرهای مالي برخی جریان های سیاسی در انقلاب 57 در سن 97 سالگي چشم از جهان فروبست.
با اینکه این روزها به کارآفرینان قدیمی ایران اقبالی پدید آمده و کمابیش در رسانه ها از عملکرد آنها به نیکی یاد می شود اما در يك سال گذشته تقريبا هيچ نوشته قابل تاملی در باره میرمحمد صادقی انتشار نیافت و از سرنوشت آن ثروت افسانه اي هم خبري در دست نيست .
در مجموع، اين تاجر معروف ، خيلي زود تر از آنچه تصور مي شد نزد افكار عمومي به فراموشي سپرده شد. همین فراموشی زودهنگام هم تقریبا متوجه اسدالله عسگر اولادی شد. اين يك هشدار بزرگ براي اين تيپ شخصيت هاي در قيد حيات است كه تا فرصت هست، به عقب نگاه كنند و ببينند كه كدام قدمها را ممكن است در مسير طي شده، درست و دقيق بر نداشته اند و این چنین از جامعه جدا افتاده اند.
علاء الدين ميرمحمدصادقي شايد از آخرين بازماندگان نسلي از بازرگانان باورمند معاصر ايران باشد كه مي خواست با در آميختن مذهب وسیاست و تجارت، به دنيا و آخرت خود و گروههاي سياسي كه به آنها باور داشت، توامان رونق ببخشد كه احتمالا و دست كم در يك مورد، ناموفق بود. روز 24 تيرماه 58 كه كارخانه« گچ رامهرمز» متعلق به او در فهرست، اموال سرمايه داران مشمول مصادره انقلابيون قرار گرفت، رنگ حاج اعلاء مثل گچ سفيد شد! هر چند که در سالهای بعد و تا لحظه مرگ در جانب جریان مسلط قدرت ایستاد و بر میزان ثروت افزود و بی موهبت نماند.
ميرمحمد صادقي در روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب، احتمالا پولدارترين تاجر مسلمان و هوادار آيت الله خميني به شمار مي آمد كه ادعا مي شود به همراه، دستمالچيان تاجر ملي گراي هوادار مصدق، بخشي از هزينه هاي اجاره هواپيماي فرانسوي ايرفرانس در پرواز 12 بهمن 57 را پرداخت كرده بود؛ ادعايي كه هنوز هم محل بحث است. جالب است كه خود ميرمحمدصادقي در تمام اين سالها يك كلمه در تاييد و رد اين ادعا سخن نگفت تا اين بخش از تاريخ معاصر كشور همچنان در ابهام بماند!
قضاوت منصفانه در باره زندگی سیاسی و اقتصادی او در فضای ناتراز امروز، کار راحتی نیست اما می توان حدس زد که با مرگ او،نسل سرمایه دارانی که پول می دادند تا انقلابیون فرودستان برای آنها دنیا و عقبا مهیا سازند، به پایان رسیده است.
📌 متن كامل را اينجا بخوانيد
✍️ قاسم خرمي
يكسال پيش در روز سه شنبه 27 اذر 1403 در ميان غبار ناشي از آلودگي هوا و سرما و بي گازي و بي برقي شهر تهران، يكي از صاحب نام ترين تجار مذهبي ايران و از اسپانسرهای مالي برخی جریان های سیاسی در انقلاب 57 در سن 97 سالگي چشم از جهان فروبست.
با اینکه این روزها به کارآفرینان قدیمی ایران اقبالی پدید آمده و کمابیش در رسانه ها از عملکرد آنها به نیکی یاد می شود اما در يك سال گذشته تقريبا هيچ نوشته قابل تاملی در باره میرمحمد صادقی انتشار نیافت و از سرنوشت آن ثروت افسانه اي هم خبري در دست نيست .
در مجموع، اين تاجر معروف ، خيلي زود تر از آنچه تصور مي شد نزد افكار عمومي به فراموشي سپرده شد. همین فراموشی زودهنگام هم تقریبا متوجه اسدالله عسگر اولادی شد. اين يك هشدار بزرگ براي اين تيپ شخصيت هاي در قيد حيات است كه تا فرصت هست، به عقب نگاه كنند و ببينند كه كدام قدمها را ممكن است در مسير طي شده، درست و دقيق بر نداشته اند و این چنین از جامعه جدا افتاده اند.
علاء الدين ميرمحمدصادقي شايد از آخرين بازماندگان نسلي از بازرگانان باورمند معاصر ايران باشد كه مي خواست با در آميختن مذهب وسیاست و تجارت، به دنيا و آخرت خود و گروههاي سياسي كه به آنها باور داشت، توامان رونق ببخشد كه احتمالا و دست كم در يك مورد، ناموفق بود. روز 24 تيرماه 58 كه كارخانه« گچ رامهرمز» متعلق به او در فهرست، اموال سرمايه داران مشمول مصادره انقلابيون قرار گرفت، رنگ حاج اعلاء مثل گچ سفيد شد! هر چند که در سالهای بعد و تا لحظه مرگ در جانب جریان مسلط قدرت ایستاد و بر میزان ثروت افزود و بی موهبت نماند.
ميرمحمد صادقي در روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب، احتمالا پولدارترين تاجر مسلمان و هوادار آيت الله خميني به شمار مي آمد كه ادعا مي شود به همراه، دستمالچيان تاجر ملي گراي هوادار مصدق، بخشي از هزينه هاي اجاره هواپيماي فرانسوي ايرفرانس در پرواز 12 بهمن 57 را پرداخت كرده بود؛ ادعايي كه هنوز هم محل بحث است. جالب است كه خود ميرمحمدصادقي در تمام اين سالها يك كلمه در تاييد و رد اين ادعا سخن نگفت تا اين بخش از تاريخ معاصر كشور همچنان در ابهام بماند!
قضاوت منصفانه در باره زندگی سیاسی و اقتصادی او در فضای ناتراز امروز، کار راحتی نیست اما می توان حدس زد که با مرگ او،نسل سرمایه دارانی که پول می دادند تا انقلابیون فرودستان برای آنها دنیا و عقبا مهیا سازند، به پایان رسیده است.
📌 متن كامل را اينجا بخوانيد
کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
اعلاء الدين مير محمد صادقي؛ سلطان گچ و سيمان اتصال مذهب و سياست و تجارت در ايران - کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
روزي كه انقلابيون چپ انديش و مسلمان و دريافت كنندگان كمك هاي مالي حاج ترخاني، كتابي و ميرمحمد صادقي، ايدئولوژي انقلاب اسلامي را ضد سرمايه داري خواندند و اموال همه سرمايه داران مشهور حتي كارخانه « گچ رامهرمز» علاء الدين مير محمد صادقي را نيز در ميان فهرست…
❤2👍2👌2
Forwarded from نشريه كارخانهدار
⭕️ جمشید قراجهداغی و میراث ماندگار او در مدیریت صنعتی
✍️قاسم خرمی
عکس روی جلد شماره جدید نشریه «کارخانهدار» به مهندس جمشید قراجهداغی اختصاص یافته که مثل دهها نخبه و نابغه ایرانی، در انظار و افکار عمومی، ناشناخته باقی مانده است.
قراجهداغی هم، همانطور که از نام خانوادگی اش پیداست، از خانوادههای قدیمی آذربایجانی است؛ از وارثان و حاملان دفتر و دیوان ایرانی. او، خود، همچون پدرش، از شمار وطنپرستان تبریزی و حافظان و پاسداران زبان پارسی بود. همین عشق به فرهنگ و تاریخ ایران، جمشید را در آغاز جوانی، وقتی مشغول تحصیل در سال سوم رشته مهندسی سیستمهای دانشگاه برکلی در کالیفرنیا بود، به مقام دستیاری آموزشی والتر هنینگ، ایرانشناس نامدار، برکشاند و عاقبت نیز، همین عشق به ایران، او را از خانه و کاشانهاش آواره کرد.
ماجرای خانهنشینی و سپس مهاجرتِ بیبازگشتِ قراجهداغی از کشور، در یک نیمروز سرد زمستانی رقم خورد؛ صادق قطبزاده که میگفت «من هیچ کاری جز انقلابکردن بلد نیستم»، در فردای پیروزی انقلاب، روی دست انقلابیون ماند تا اینکه بالاخره او را جانشین رضا قطبی در تلویزیون ملی ایران و یا صداوسیمای فعلی کردند. ساختار سازمانی تلویزیون ملّی پیشتر و توسط سازمان مدیریت صنعتی و در دوره مديريت قراجه داغي، طراحی شده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مهدي بازرگان از او خواست تا با قطب زاده همكاري كند و به تشكيلات اين رسانه كه محل طمع گروههاي چپ بود، ساماني ببخشد.
ماجرا اختلاف قراجه داغي و قطب زاده، هم خوفناک است و هم از منظری بامزه. به روایت قراجهداغی، وی مشغول تعلیم رئیس جدید تلویزیون ملّی درباره امور کارشناسی این سازمان بود که بانگ اذان ظهر پخش شد؛ قطبزاده با همان جملات و حرکاتی که خاص خودش بود، سخن قراجهداغی را قطع و جلسه را تعطیل کرده و به او میگوید «وقت اقامه نماز است و باید تو را تنها بگذارم»! قراجهداغی به شوحي يا جدي مي گويد: «مرد حسابی! من و تو که خوب همدیگر را میشناسیم، تو از کی نمازخوان شدهای؟»
همین طعنه کافی بود که قطبزاده چون اسپند روی آتش برافروخته شود. کار به جرّ و بحث کشید و قراجهداغی از ساختمان خارج شد. قطبزاده به یک جمله چنان کینهای به دل گرفته بود که به ساعتی نکشیده، تیغ انتقام از نیام بیرون کشید. قراجهداغی در مسیر بازگشت بود که از طریق رادیوی خودرویش شنید «جمشید قراجهداغی به اتهام محاربه دستگیر شده است!». رادیوی قطبزاده، حکم قتل تکنوکرات ناکام را صادر کرد و به این ترتیب، کارنامه فعالیتهای حرفهای قراجهداغی در ایران برای همیشه به پایان رسید!
زندگی جمشید قراجهداغی سرشار از اتفاقات پیشبینینشدهای است که مسیر زندگی و آینده او را پیش برده است. بابت شکواییهای بر سر واردات خودرو با علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد دهه ۴۰، آشنا شد و در پی اخذ مجوزی برای راهاندازی یک شرکت خصوصی بود که از طریق یکی از اقوام، به رضا نیازمند، مدیرعامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، معرفی شد. صحبتهای قراجهداغی درباره نظریه سیستمها چنان شوقی در دل نیازمند انداخت که قرارهای بعدی را لغو کرد تا از پی سه ساعت گفتگوی ممتد، او را جانشین خودش در سازمان مدیریت صنعتی کند و با خیال راحت به کار معاونت عالیخانی مشغول شود. دیدگاههای قراجهداغی همچنین به مذاق مهندس مهدی بازرگان خوش آمد که میکوشید تا از طریق فیزیک و ترمودینامیک، به خداشناسی برسد.
بیرون کشیدن جمشید قراجهداغی از میان نشریات و رسانههای سازمان مدیریت صنعتی و پیگیری احوال او در نشریه خصوصی «کارخانهدار»، به این دلیل صورت گرفته تا طیف وسیعتری از علاقهمندان توسعه و پیشرفت، با شخصیت و کارنامه او آشنا شوند و یا اگر در مسیر لمس چنین گلی، خاری هست، به دست و پای نحیف آن سازمان نخلد؛ خاصه اینکه قراجهداغی بیش از آنکه یک مدیر دولتی یا تکنوکرات غیردولتی باشد، یک محقق وطنخواه در عرصه تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران است؛ تکنوکراتی فرهنگمدار و صاحب تفکري که میتوان با برخی از حرفها و دیدگاههای او مخالف بود، اما نمیتوان او، اندیشه و کارنامهاش را نادیده گرفت. ( ادامه مطلب)
داستان زندگی قراجهداغی و پروندهای ویژه درباره نجات آذربایجان که بیارتباط با زندگی او نیست، و نیز مطالب متنوع دیگر درباره توسعه صنعتی و کارآفرینان ایرانی را در شماره پنجم نشریه «کارخانهدار» بخوانید و از طريق لينك زير نسخه PDF را دريافت كنيد
✍️قاسم خرمی
عکس روی جلد شماره جدید نشریه «کارخانهدار» به مهندس جمشید قراجهداغی اختصاص یافته که مثل دهها نخبه و نابغه ایرانی، در انظار و افکار عمومی، ناشناخته باقی مانده است.
قراجهداغی هم، همانطور که از نام خانوادگی اش پیداست، از خانوادههای قدیمی آذربایجانی است؛ از وارثان و حاملان دفتر و دیوان ایرانی. او، خود، همچون پدرش، از شمار وطنپرستان تبریزی و حافظان و پاسداران زبان پارسی بود. همین عشق به فرهنگ و تاریخ ایران، جمشید را در آغاز جوانی، وقتی مشغول تحصیل در سال سوم رشته مهندسی سیستمهای دانشگاه برکلی در کالیفرنیا بود، به مقام دستیاری آموزشی والتر هنینگ، ایرانشناس نامدار، برکشاند و عاقبت نیز، همین عشق به ایران، او را از خانه و کاشانهاش آواره کرد.
ماجرای خانهنشینی و سپس مهاجرتِ بیبازگشتِ قراجهداغی از کشور، در یک نیمروز سرد زمستانی رقم خورد؛ صادق قطبزاده که میگفت «من هیچ کاری جز انقلابکردن بلد نیستم»، در فردای پیروزی انقلاب، روی دست انقلابیون ماند تا اینکه بالاخره او را جانشین رضا قطبی در تلویزیون ملی ایران و یا صداوسیمای فعلی کردند. ساختار سازمانی تلویزیون ملّی پیشتر و توسط سازمان مدیریت صنعتی و در دوره مديريت قراجه داغي، طراحی شده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مهدي بازرگان از او خواست تا با قطب زاده همكاري كند و به تشكيلات اين رسانه كه محل طمع گروههاي چپ بود، ساماني ببخشد.
ماجرا اختلاف قراجه داغي و قطب زاده، هم خوفناک است و هم از منظری بامزه. به روایت قراجهداغی، وی مشغول تعلیم رئیس جدید تلویزیون ملّی درباره امور کارشناسی این سازمان بود که بانگ اذان ظهر پخش شد؛ قطبزاده با همان جملات و حرکاتی که خاص خودش بود، سخن قراجهداغی را قطع و جلسه را تعطیل کرده و به او میگوید «وقت اقامه نماز است و باید تو را تنها بگذارم»! قراجهداغی به شوحي يا جدي مي گويد: «مرد حسابی! من و تو که خوب همدیگر را میشناسیم، تو از کی نمازخوان شدهای؟»
همین طعنه کافی بود که قطبزاده چون اسپند روی آتش برافروخته شود. کار به جرّ و بحث کشید و قراجهداغی از ساختمان خارج شد. قطبزاده به یک جمله چنان کینهای به دل گرفته بود که به ساعتی نکشیده، تیغ انتقام از نیام بیرون کشید. قراجهداغی در مسیر بازگشت بود که از طریق رادیوی خودرویش شنید «جمشید قراجهداغی به اتهام محاربه دستگیر شده است!». رادیوی قطبزاده، حکم قتل تکنوکرات ناکام را صادر کرد و به این ترتیب، کارنامه فعالیتهای حرفهای قراجهداغی در ایران برای همیشه به پایان رسید!
زندگی جمشید قراجهداغی سرشار از اتفاقات پیشبینینشدهای است که مسیر زندگی و آینده او را پیش برده است. بابت شکواییهای بر سر واردات خودرو با علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد دهه ۴۰، آشنا شد و در پی اخذ مجوزی برای راهاندازی یک شرکت خصوصی بود که از طریق یکی از اقوام، به رضا نیازمند، مدیرعامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، معرفی شد. صحبتهای قراجهداغی درباره نظریه سیستمها چنان شوقی در دل نیازمند انداخت که قرارهای بعدی را لغو کرد تا از پی سه ساعت گفتگوی ممتد، او را جانشین خودش در سازمان مدیریت صنعتی کند و با خیال راحت به کار معاونت عالیخانی مشغول شود. دیدگاههای قراجهداغی همچنین به مذاق مهندس مهدی بازرگان خوش آمد که میکوشید تا از طریق فیزیک و ترمودینامیک، به خداشناسی برسد.
بیرون کشیدن جمشید قراجهداغی از میان نشریات و رسانههای سازمان مدیریت صنعتی و پیگیری احوال او در نشریه خصوصی «کارخانهدار»، به این دلیل صورت گرفته تا طیف وسیعتری از علاقهمندان توسعه و پیشرفت، با شخصیت و کارنامه او آشنا شوند و یا اگر در مسیر لمس چنین گلی، خاری هست، به دست و پای نحیف آن سازمان نخلد؛ خاصه اینکه قراجهداغی بیش از آنکه یک مدیر دولتی یا تکنوکرات غیردولتی باشد، یک محقق وطنخواه در عرصه تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران است؛ تکنوکراتی فرهنگمدار و صاحب تفکري که میتوان با برخی از حرفها و دیدگاههای او مخالف بود، اما نمیتوان او، اندیشه و کارنامهاش را نادیده گرفت. ( ادامه مطلب)
داستان زندگی قراجهداغی و پروندهای ویژه درباره نجات آذربایجان که بیارتباط با زندگی او نیست، و نیز مطالب متنوع دیگر درباره توسعه صنعتی و کارآفرینان ایرانی را در شماره پنجم نشریه «کارخانهدار» بخوانید و از طريق لينك زير نسخه PDF را دريافت كنيد
کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
شماره پنجم و ششم نشریه کارخانه دار ( نسخه الکترونیکی تابستان و پاییز)- 1404 - کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
فصلنامه+کارخانه+دار+شماره+پنجم+ششم همراهان گرامی برای دریافت نسخه PDF نشریه به شماره تلفن 09122616624 در واتساپ یا تلگرام پیام بدید
👌3👍1🙏1
⭕️ 200 نفر از 1000 مدير موعود
↙️ از اين «صمت»: روزنوشته هاي قاسم خرمي
روز يكشنبه 16 آذر 1404 مراسم افتتاح رسمي دومين دوره طرح ملي شناسايي و پرورش هزار مديرحرفه اي در محل سازمان مديريت صنعتي برگزار شد. تعريف ساده اين طرح در واقع جانشين پروري براي مديران فعلي است؛ هرچند اهدافي فراتر از آن دارد
ايده جانشين پروري در كشور ما كه صندلي مديريت، اغلب ميراث پدري تلقي مي شود و بعضا تا نفس دارند در مناصب و مشاغل، حضور دارند، با چالش هاي جدي فرهنگي و رفتاري از جنس رفتار سازماني مواجه است. از طرفي، چون سازوكارهاي شايسته گزيني براي مناصب مديريتي در نظام بوروكراسي ايران، دچار ضعف و نقص است، حتي جانشينان آموزش ديده هم نگران هستند كه ممكن است، بعد از كسب آموزش ها و مهارت هاي لازم، به آن جايگاهي كه بايد و بايسته است نرسند و فرد سفارش شده اي جاي آنها را بگيرد.
اما آقاي مهندس اتابك وزير صمت، در اجرا و پيشبرد اين طرح كه در حقيقت ايده و ابتكار خودشان است و آنرا براي آينده نظام مديريتي حداقل در درون وزارت صمت مفيد و موثر مي داند، بسيار جدي است. يك و دو باري كه در باره فرايند پيشرفت كار به ايشان گزارش داديم، خيلي ابراز رضايت نكرد و از همان اخم هاي هميشگي كرد؛ احتمالا انتظار داشت كه با آمدن من به سازمان مديريت صنعتي، اين طرح شدت و رونق بيشتري بگيرد. اما چه كنيم كه به قول شاعر:
دِرَم داران عالم را كِرَم نيست
كِرَم داران عالم را درم نيست
يك طرح ملي، نيازمند يك عزم و همكاري ملي و صد البته توان مالي است. خوشبختانه با سازوكار و ساختاري كه فعلا فراهم شده است، هم اكنون خود وزارت صمت و سازمان هاي مهم توسعه اي و چند شركت بزرگ تابعه، براي اجراي طرح در كنار سازمان مديريت صنعتي ايستاده اند كه برگزاري افتتاحيه باشكوه دور دوم، محصول همين تشريك مساعي ها بود.
طرح ملي شناسايي و پرورش هزار مدير حرفه اي از روز اول با سه پرسش مهم روبرو بود؟ پرسش اول در باره تجربه هاي شكست خورده قبلي در ساير دستگاهها در زمينه پرورش مدير بود. برخي ديگر مي گفتند محتواي آموزشي اين طرح چه تفاوتي با آموزش هاي متعارف سازمان مديريت صنعتي مثل دوره هاي MBA و DBA دارد و پرسش اصلي تر اينكه چه تضميني وجود دارد كه سازمان هاي معرفي كننده افراد، در آينده از اين افراد در پست هاي مديريتي استفاده كنند؟
در اينكه يك كاري چند باري آغاز مي شود و ناتمام مي ماند، دليلي بر بي خاصيتي و رها سازي آن نيست. تفكر دهه شصتي مبتني بر خودكفايي در هر زمينه اي، باعث شد تا بسياري از سازمان ها و شركت ها اقدام به راه اندازي مراكز مستقل آموزش كنند كه اغلب موفق نبودند و روي دستشان ماند. كار پخت و پز تجربه هاي شكست خورده نيز در همان مراكز انجام شده است.
بدون تعارف عرض كنم، جاي درست پرورش چنين مديراني، در نهادهايي مثل سازمان مديريتي با متد مهارتي و دانشي است. ممكن است قدري تبليغاتي به نظر برسد اما محتوايي كه براي اين دوره تهيه شده، نتيجه چندماه تلاش و ماحصل تجربه 60 ساله سازمان مديريت صنعتي است. از بهترين اساتيد با كارآمدترين روش هاي مهارت آموزي استفاده شده است كه البته بايد منتظر بود تا خروجي هاي دوره، خودشان در باره كيفيت كار اظهار نظر كنند. نظر سنجي از 30 نفري كه به صورت آزمايشي آموزش را شروع كرده اند، نشان مي دهد كه تا اينجاي كار برايشان رضايت بخش و مفيد بوده است. الان 200 نفر در دوره حضور دارند و از بهمن ماه مجددا تعداد ديگري وارد مدار آموزشي خواهند شد
در باره آينده شغلي اين افراد، سازمان مديريت صنعتي مسئوليت و وظيفه قانوني ندارد. هر چند، هر آنچه از شبكه سازي و حمايت از سرآمدان دوره از ما ساخته است، كوتاهي نخواهيم كرد . يك شركت بزرگ معدني و فولادي اعلام كرد كه 50 نفر از برگزيده هاي اين دوره را حاضراست بورسيه كندو بعدا به عنوان مدير ارشد به كار بگيرد. مسئولين وزارت صمت هم قول داده اند كه حضور در اين طرح، يكي از شرايط انتصاب در مناصب مديريتي باشد.
با همه اينها، ما معتقديم، با پيچيده تر شدن فرايند اداره شركت ها و بنگاههاي توليدي، هر مديري نياز به كسب آموزش مستمر براي برخورداري از حداقلِ دانش مالي و حقوقي و تجاري و منابع انساني و مسئوليت اجتماعي و فناوري هاي جديد و غيره را دارد، با اين حال، شك نيست كه موفقيت طرح زماني تضمين شده است كه حداقل تعدادي از اين آموزش ديده ها، از جايي كه هستند يك پله بالاتر بروند.
ناگفته نماند كه با جديديت و سخت گيري هايي كه هيات علمي و اجرايي طرح اعمال كرده اند، هر كسي به راحتي موفق به طي كردن فراينده ها و آزمون هاي آن نخواهد بود؛ خاصه اينكه هر نفر موظف است به جاي پايان نامه، بر روي يكي از چالش ها سازمان متبوع تمركز كند و راه حل اجرايي ارائه كند.
باري از نوشته يكي از دوستان روزنامه نگار در باره اين طرح، دلم گرفت. دل نازكي هم مصيبت بزرگي است
📌 متن كامل را اينجا بخوانيد
↙️ از اين «صمت»: روزنوشته هاي قاسم خرمي
روز يكشنبه 16 آذر 1404 مراسم افتتاح رسمي دومين دوره طرح ملي شناسايي و پرورش هزار مديرحرفه اي در محل سازمان مديريت صنعتي برگزار شد. تعريف ساده اين طرح در واقع جانشين پروري براي مديران فعلي است؛ هرچند اهدافي فراتر از آن دارد
ايده جانشين پروري در كشور ما كه صندلي مديريت، اغلب ميراث پدري تلقي مي شود و بعضا تا نفس دارند در مناصب و مشاغل، حضور دارند، با چالش هاي جدي فرهنگي و رفتاري از جنس رفتار سازماني مواجه است. از طرفي، چون سازوكارهاي شايسته گزيني براي مناصب مديريتي در نظام بوروكراسي ايران، دچار ضعف و نقص است، حتي جانشينان آموزش ديده هم نگران هستند كه ممكن است، بعد از كسب آموزش ها و مهارت هاي لازم، به آن جايگاهي كه بايد و بايسته است نرسند و فرد سفارش شده اي جاي آنها را بگيرد.
اما آقاي مهندس اتابك وزير صمت، در اجرا و پيشبرد اين طرح كه در حقيقت ايده و ابتكار خودشان است و آنرا براي آينده نظام مديريتي حداقل در درون وزارت صمت مفيد و موثر مي داند، بسيار جدي است. يك و دو باري كه در باره فرايند پيشرفت كار به ايشان گزارش داديم، خيلي ابراز رضايت نكرد و از همان اخم هاي هميشگي كرد؛ احتمالا انتظار داشت كه با آمدن من به سازمان مديريت صنعتي، اين طرح شدت و رونق بيشتري بگيرد. اما چه كنيم كه به قول شاعر:
دِرَم داران عالم را كِرَم نيست
كِرَم داران عالم را درم نيست
يك طرح ملي، نيازمند يك عزم و همكاري ملي و صد البته توان مالي است. خوشبختانه با سازوكار و ساختاري كه فعلا فراهم شده است، هم اكنون خود وزارت صمت و سازمان هاي مهم توسعه اي و چند شركت بزرگ تابعه، براي اجراي طرح در كنار سازمان مديريت صنعتي ايستاده اند كه برگزاري افتتاحيه باشكوه دور دوم، محصول همين تشريك مساعي ها بود.
طرح ملي شناسايي و پرورش هزار مدير حرفه اي از روز اول با سه پرسش مهم روبرو بود؟ پرسش اول در باره تجربه هاي شكست خورده قبلي در ساير دستگاهها در زمينه پرورش مدير بود. برخي ديگر مي گفتند محتواي آموزشي اين طرح چه تفاوتي با آموزش هاي متعارف سازمان مديريت صنعتي مثل دوره هاي MBA و DBA دارد و پرسش اصلي تر اينكه چه تضميني وجود دارد كه سازمان هاي معرفي كننده افراد، در آينده از اين افراد در پست هاي مديريتي استفاده كنند؟
در اينكه يك كاري چند باري آغاز مي شود و ناتمام مي ماند، دليلي بر بي خاصيتي و رها سازي آن نيست. تفكر دهه شصتي مبتني بر خودكفايي در هر زمينه اي، باعث شد تا بسياري از سازمان ها و شركت ها اقدام به راه اندازي مراكز مستقل آموزش كنند كه اغلب موفق نبودند و روي دستشان ماند. كار پخت و پز تجربه هاي شكست خورده نيز در همان مراكز انجام شده است.
بدون تعارف عرض كنم، جاي درست پرورش چنين مديراني، در نهادهايي مثل سازمان مديريتي با متد مهارتي و دانشي است. ممكن است قدري تبليغاتي به نظر برسد اما محتوايي كه براي اين دوره تهيه شده، نتيجه چندماه تلاش و ماحصل تجربه 60 ساله سازمان مديريت صنعتي است. از بهترين اساتيد با كارآمدترين روش هاي مهارت آموزي استفاده شده است كه البته بايد منتظر بود تا خروجي هاي دوره، خودشان در باره كيفيت كار اظهار نظر كنند. نظر سنجي از 30 نفري كه به صورت آزمايشي آموزش را شروع كرده اند، نشان مي دهد كه تا اينجاي كار برايشان رضايت بخش و مفيد بوده است. الان 200 نفر در دوره حضور دارند و از بهمن ماه مجددا تعداد ديگري وارد مدار آموزشي خواهند شد
در باره آينده شغلي اين افراد، سازمان مديريت صنعتي مسئوليت و وظيفه قانوني ندارد. هر چند، هر آنچه از شبكه سازي و حمايت از سرآمدان دوره از ما ساخته است، كوتاهي نخواهيم كرد . يك شركت بزرگ معدني و فولادي اعلام كرد كه 50 نفر از برگزيده هاي اين دوره را حاضراست بورسيه كندو بعدا به عنوان مدير ارشد به كار بگيرد. مسئولين وزارت صمت هم قول داده اند كه حضور در اين طرح، يكي از شرايط انتصاب در مناصب مديريتي باشد.
با همه اينها، ما معتقديم، با پيچيده تر شدن فرايند اداره شركت ها و بنگاههاي توليدي، هر مديري نياز به كسب آموزش مستمر براي برخورداري از حداقلِ دانش مالي و حقوقي و تجاري و منابع انساني و مسئوليت اجتماعي و فناوري هاي جديد و غيره را دارد، با اين حال، شك نيست كه موفقيت طرح زماني تضمين شده است كه حداقل تعدادي از اين آموزش ديده ها، از جايي كه هستند يك پله بالاتر بروند.
ناگفته نماند كه با جديديت و سخت گيري هايي كه هيات علمي و اجرايي طرح اعمال كرده اند، هر كسي به راحتي موفق به طي كردن فراينده ها و آزمون هاي آن نخواهد بود؛ خاصه اينكه هر نفر موظف است به جاي پايان نامه، بر روي يكي از چالش ها سازمان متبوع تمركز كند و راه حل اجرايي ارائه كند.
باري از نوشته يكي از دوستان روزنامه نگار در باره اين طرح، دلم گرفت. دل نازكي هم مصيبت بزرگي است
📌 متن كامل را اينجا بخوانيد
کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
آغاز رسمي آموزش 200 نفر از 1000 مدير موعود - کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
روز يكشنبه 16 آذر 1404 مراسم افتتاح رسمي دومين دوره طرح ملي شناسايي و پرورش هزار مديرحرفه اي در محل سازمان مديريت صنعتي برگزار شد
❤5👎1
🟪 مراسم اختتامیه «نخستین جشنواره ملی چرخ صنعت» 15 دیماه برگزار می شود
مراسم اختتامیه نخستین جشنواره ملی فیلم و عکس فرهنگ و صنعت با عنوان «چرخ صنعت» دوشنبه 15 ديماه، با حضور وزیر صنعت، معدن و تجارت، ووزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از هنرمندان و برگزیدگان، در مركز همايش هاي سازمان مدیریت صنعتی ایران برگزار می شود.
دکتر قاسم خرمی دبير جشنواره، ضمن بیان این خبر گفت: جشنواره چرخ صنعت در دو موضوع فیلم و عکس و در ده بخش برای فیلمسازان و عکاسان حرفه ای و آماتور، بخش ویژه خبرنگاران و همچنین روابط عمومی ها برنامه ریزی شد که 30 اثر از بین حدود یکهزار اثر رسیده به عنوان برگزیده جشنواره در مراسم اختتامیه معرفی می شوند.
وی هدف اصلی این جشنواره را تقویت ارتباط و هم افزایی میان اصحاب فرهنگ و هنر بویژه فیلمسازان و عکاسان با مدیران و فعالان بخشهای مختلف صنعت، معدن و تجارت کشور دانست و اظهار داشت: الگوسازی و ارتقاء سطح کیفی مستندات تصویری در زمینه فعالیت های صنعت، معدن و تجارت در کشور؛ معرفی دستاوردهای صنعتی و معدنی و بازنمایی الگوی پیشرفت در بخش صنعت، تولید و تجارت کشور و ایجاد بانک اطلاعات عکاسان و فیلم سازان صنعتی با هدف حمایت از فعالیت ها و آثار آنان، از دیگر اهداف مهم جشنواره چرخ صنعت است.
مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی با بیان اینکه از دبیرخانه دائمی جشنواره ملی چرخ صنعت در این مراسم رونمایی می شود، گفت: از تمامی انجمن های عکاسی و فیلمبرداری و همچنین داوران که در ارزیابی بی طرفانه آثار جشنواره ما را یاری کرده اند تشکر و قدردانی می کنیم.
مراسم اختتامیه نخستین جشنواره ملی فیلم و عکس فرهنگ و صنعت با عنوان «چرخ صنعت» دوشنبه 15 ديماه، با حضور وزیر صنعت، معدن و تجارت، ووزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از هنرمندان و برگزیدگان، در مركز همايش هاي سازمان مدیریت صنعتی ایران برگزار می شود.
دکتر قاسم خرمی دبير جشنواره، ضمن بیان این خبر گفت: جشنواره چرخ صنعت در دو موضوع فیلم و عکس و در ده بخش برای فیلمسازان و عکاسان حرفه ای و آماتور، بخش ویژه خبرنگاران و همچنین روابط عمومی ها برنامه ریزی شد که 30 اثر از بین حدود یکهزار اثر رسیده به عنوان برگزیده جشنواره در مراسم اختتامیه معرفی می شوند.
وی هدف اصلی این جشنواره را تقویت ارتباط و هم افزایی میان اصحاب فرهنگ و هنر بویژه فیلمسازان و عکاسان با مدیران و فعالان بخشهای مختلف صنعت، معدن و تجارت کشور دانست و اظهار داشت: الگوسازی و ارتقاء سطح کیفی مستندات تصویری در زمینه فعالیت های صنعت، معدن و تجارت در کشور؛ معرفی دستاوردهای صنعتی و معدنی و بازنمایی الگوی پیشرفت در بخش صنعت، تولید و تجارت کشور و ایجاد بانک اطلاعات عکاسان و فیلم سازان صنعتی با هدف حمایت از فعالیت ها و آثار آنان، از دیگر اهداف مهم جشنواره چرخ صنعت است.
مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی با بیان اینکه از دبیرخانه دائمی جشنواره ملی چرخ صنعت در این مراسم رونمایی می شود، گفت: از تمامی انجمن های عکاسی و فیلمبرداری و همچنین داوران که در ارزیابی بی طرفانه آثار جشنواره ما را یاری کرده اند تشکر و قدردانی می کنیم.
❤2
❇️ چگونه میتوان هم اقتصاد موفقتری داشت و هم سازمانی اخلاقیتر، قابل اعتمادتر و کارآمدتر ساخت؟
پرسشی که بسیاری میپرسند، اما کمتر جایی پاسخی جدی برای آن ارائه میشود.
برای نخستین بار:
درسگفتار «اخلاق و اقتصاد / اخلاق و کسبوکار»
♦️ با سخنرانی دکتر مصطفی ملکیان
🔹 درک علمی و عمیق از نسبت اخلاق و عملکرد اقتصادی
🔹 راهکارهای کاربردی برای مدیران و تصمیمگیران
🔹 نگاهی تازه به موفقیت، مسئولیتپذیری و اعتمادسازی
📍 سازمان مدیریت صنعتی دوشنبه 15 دی ماه ساعت 15
📞 جهت ثبتنام و اطلاعات بیشتر تماس بگیرید:
[09123484293]
لینک ثبتنام
https://survey.porsline.ir/s/mZpGVl4v
پرسشی که بسیاری میپرسند، اما کمتر جایی پاسخی جدی برای آن ارائه میشود.
برای نخستین بار:
درسگفتار «اخلاق و اقتصاد / اخلاق و کسبوکار»
♦️ با سخنرانی دکتر مصطفی ملکیان
🔹 درک علمی و عمیق از نسبت اخلاق و عملکرد اقتصادی
🔹 راهکارهای کاربردی برای مدیران و تصمیمگیران
🔹 نگاهی تازه به موفقیت، مسئولیتپذیری و اعتمادسازی
📍 سازمان مدیریت صنعتی دوشنبه 15 دی ماه ساعت 15
📞 جهت ثبتنام و اطلاعات بیشتر تماس بگیرید:
[09123484293]
لینک ثبتنام
https://survey.porsline.ir/s/mZpGVl4v
از این «صمت»
❇️ چگونه میتوان هم اقتصاد موفقتری داشت و هم سازمانی اخلاقیتر، قابل اعتمادتر و کارآمدتر ساخت؟ پرسشی که بسیاری میپرسند، اما کمتر جایی پاسخی جدی برای آن ارائه میشود. برای نخستین بار: درسگفتار «اخلاق و اقتصاد / اخلاق و کسبوکار» ♦️ با سخنرانی دکتر مصطفی…
📢 اطلاعیه
به اطلاع علاقهمندان میرساند، بهمنظور فراهم شدن امکان برگزاری آرام، ایمن و مؤثر درسگفتار، برگزاری درسگفتار «اخلاق و اقتصاد / اخلاق و کسبوکار» با تدریس دکتر مصطفی ملکیان، با چند روز تأخیر انجام خواهد شد. زمان جدید برگزاری متعاقباً از طریق همین مسیر اطلاعرسانی خواهد شد.
از همراهی، شکیبایی و درک ارزشمند علاقهمندان سپاسگزاریم و امیدواریم این برنامه در شرایطی مناسبتر و با حضور هرچه بیشتر مخاطبان برگزار شود.
با احترام
اندیشکده خودرو
خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی
به اطلاع علاقهمندان میرساند، بهمنظور فراهم شدن امکان برگزاری آرام، ایمن و مؤثر درسگفتار، برگزاری درسگفتار «اخلاق و اقتصاد / اخلاق و کسبوکار» با تدریس دکتر مصطفی ملکیان، با چند روز تأخیر انجام خواهد شد. زمان جدید برگزاری متعاقباً از طریق همین مسیر اطلاعرسانی خواهد شد.
از همراهی، شکیبایی و درک ارزشمند علاقهمندان سپاسگزاریم و امیدواریم این برنامه در شرایطی مناسبتر و با حضور هرچه بیشتر مخاطبان برگزار شود.
با احترام
اندیشکده خودرو
خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی
🟪 26 اثر برگزیده جشنواره فیلم و عکس «چرخ صنعت» معرفی و تقدیر شدند
مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی ایران، از برگزاری مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم و عکس «چرخ صنعت» خبر داد و گفت: این جشنواره با هدف تقویت پیوند راهبردی میان فرهنگ، هنر و صنعت و با مشارکت گسترده هنرمندان و فعالان صنعتی کشور برگزار شد
مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم و عکس «چرخ صنعت» با حضور مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت صمت، معاون سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از هنرمندان، فیلمسازان، عکاسان و فعالان صنعتی کشور برگزار شد.
دکتر قاسم خرمی مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی، با اشاره به حمایت وزیر صنعت، معدن و تجارت بهعنوان رئیس جشنواره افزود: حمایت و همراهی وزارت صمت نقش مؤثری در برگزاری این رویداد فرهنگی ـ صنعتی داشت و زمینه مشارکت گسترده هنرمندان و شرکتهای صنعتی را فراهم کرد.
مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی، با بیان اینکه بیش از هزار اثر در بخشهای مختلف فیلم و عکس به دبیرخانه جشنواره ارسال شده است، تصریح کرد: داوری آثار با همکاری انجمنهای تخصصی فیلم و عکس صنعتی و بهصورت شفاف و حرفهای انجام شد.
وی ادامه داد: در پایان این جشنواره، ۱۲ اثر برگزیده در بخش عکس، ۱۲ اثر برگزیده در بخش فیلم و همچنین دو روابطعمومی برتر معرفی و مورد تقدیر قرار گرفتند. تمرکز جشنواره بر آثاری بود که بیشترین اثرگذاری را در حوزه صنعت داشتهاند، بهویژه در قالب تیزرها و نماهنگهای صنعتی.
خرمی با تأکید بر نقش فرهنگ و هنر در توسعه صنعتی اظهار داشت: توسعه صنعت بدون همراهی فرهنگ، هنر و روایتسازی رسانهای، توسعهای ناقص و ناپایدار خواهد بود. استفاده از زبان هنر برای مستندسازی فعالیتهای صنعتی، ماندگار کردن زیباییها و ظرافتهای تولید و توجه به صنایع فرهنگی از اهداف اصلی جشنواره «چرخ صنعت» بود.
وی همچنین خاطرنشان کرد: این جشنواره با تولیت وزارت صنعت، معدن و تجارت، استقرار دبیرخانه دائمی در سازمان مدیریت صنعتی و بدون اتکا به بودجه دولتی و صرفاً با حمایت شرکتهای صنعتی برگزار شد که این امر نشاندهنده ظرفیت بالای بخش صنعت برای حمایت از رویدادهای فرهنگی است.
مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی ایران در پایان، جشنواره فیلم و عکس «چرخ صنعت» را گامی مؤثر در جهت همنشینی و تعامل سازنده میان صنعتگران، هنرمندان، نویسندگان و فیلمسازان دانست و بر تداوم این مسیر با هدف تقویت گفتمان توسعه، تولید، سرمایهگذاری و کارآفرینی در جامعه فرهنگی و هنری کشور تأکید کرد.
مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی ایران، از برگزاری مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم و عکس «چرخ صنعت» خبر داد و گفت: این جشنواره با هدف تقویت پیوند راهبردی میان فرهنگ، هنر و صنعت و با مشارکت گسترده هنرمندان و فعالان صنعتی کشور برگزار شد
مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم و عکس «چرخ صنعت» با حضور مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت صمت، معاون سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از هنرمندان، فیلمسازان، عکاسان و فعالان صنعتی کشور برگزار شد.
دکتر قاسم خرمی مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی، با اشاره به حمایت وزیر صنعت، معدن و تجارت بهعنوان رئیس جشنواره افزود: حمایت و همراهی وزارت صمت نقش مؤثری در برگزاری این رویداد فرهنگی ـ صنعتی داشت و زمینه مشارکت گسترده هنرمندان و شرکتهای صنعتی را فراهم کرد.
مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی، با بیان اینکه بیش از هزار اثر در بخشهای مختلف فیلم و عکس به دبیرخانه جشنواره ارسال شده است، تصریح کرد: داوری آثار با همکاری انجمنهای تخصصی فیلم و عکس صنعتی و بهصورت شفاف و حرفهای انجام شد.
وی ادامه داد: در پایان این جشنواره، ۱۲ اثر برگزیده در بخش عکس، ۱۲ اثر برگزیده در بخش فیلم و همچنین دو روابطعمومی برتر معرفی و مورد تقدیر قرار گرفتند. تمرکز جشنواره بر آثاری بود که بیشترین اثرگذاری را در حوزه صنعت داشتهاند، بهویژه در قالب تیزرها و نماهنگهای صنعتی.
خرمی با تأکید بر نقش فرهنگ و هنر در توسعه صنعتی اظهار داشت: توسعه صنعت بدون همراهی فرهنگ، هنر و روایتسازی رسانهای، توسعهای ناقص و ناپایدار خواهد بود. استفاده از زبان هنر برای مستندسازی فعالیتهای صنعتی، ماندگار کردن زیباییها و ظرافتهای تولید و توجه به صنایع فرهنگی از اهداف اصلی جشنواره «چرخ صنعت» بود.
وی همچنین خاطرنشان کرد: این جشنواره با تولیت وزارت صنعت، معدن و تجارت، استقرار دبیرخانه دائمی در سازمان مدیریت صنعتی و بدون اتکا به بودجه دولتی و صرفاً با حمایت شرکتهای صنعتی برگزار شد که این امر نشاندهنده ظرفیت بالای بخش صنعت برای حمایت از رویدادهای فرهنگی است.
مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی ایران در پایان، جشنواره فیلم و عکس «چرخ صنعت» را گامی مؤثر در جهت همنشینی و تعامل سازنده میان صنعتگران، هنرمندان، نویسندگان و فیلمسازان دانست و بر تداوم این مسیر با هدف تقویت گفتمان توسعه، تولید، سرمایهگذاری و کارآفرینی در جامعه فرهنگی و هنری کشور تأکید کرد.
کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
بیست و شش اثر برگزیده جشنواره فیلم و عکس «چرخ صنعت» معرفی و تقدیر شدند - کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی ایران، از برگزاری مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم و عکس «چرخ صنعت» خبر داد و گفت: این جشنواره با هدف تقویت پیوند راهبردی میان فرهنگ، هنر و صنعت و با مشارکت گسترده هنرمندان و فعالان صنعتی کشور برگزار شد
👍1