حتما یادته اون روزهایی که بوی نیمکت قدیمی، تراشههای مداد، حس پارچهی اضافهی روپوش و صدای زیپ جامدادیها رو همیشه دورمون داشتیم، وقتهایی که خسته میشدیم با ناله وا میرفتیم که "پس کی زنگ میخوره؟" میخواستیم بدونیم سختیای که اون موقع جانفرسا حس میشد، دقیقا کی قراره تموم بشه. راستش تا چند سال بعدتر از تموم شدن مدرسه، وقتی چیزی نداشتم که باهاش حواس خودمو پرت کنم، حین بالا اومدن از این سربالاییِ همیشگی، نگاهم میافتاد به اون سوال که تو پیچ جاده، کمرنگ نشسته بود. پس کی زنگ میخوره؟ کی میخواد آسون بشه؟ من خودمو گول میزنم و روزمره به غولهام قند میدم، ولی آخه تا کی؟
تازگیها به این نتیجه رسیدم که سوال پرسیدن فایدهای نداره. من ممکنه یه نقطهی ثابت از یه شیشهی کثیف رو ساعتها بسابم، اما نمیتونم ازش بپرسم "پس کی قراره تلاشهای منو ببینی و دست از این سخت بودنت برداری؟" اگه راهو نمیشه عوض کرد، باید با وجود درد شونههات، بازم ادامه داد. میبینی که آگاهی نداشتن این مدلیه؛ مارپیچ مجموعهای از بوتههای فاقد شعوره، دیوار از سنگه و شیشهی کثیف حرفتو نمیفهمه. زندگی درد تو رو نمیفهمه، حرف حالیش نمیشه و بازم به صرفا وجود داشتنش ادامه میده. تقاضای رحم و همدلی کردن از چنین چیزهایی، بیفایدست. و دونستش از ناراحتیم کم میکنه چون ناراحتیِ من قرار نیست چیزی رو عوض کنه. هیچکی، هیچی، قرار نیست دیواری که امروز سر راهم سبز شده رو ببینه و بگه، "اوه، این یکی دیگه واسه تو انصاف نیست، پس برش میدارم تا راحت باشی." توی نقشهی بازی، موانع سر جای خودشون میمونن، وقت استراحتی نمیدن بهت مثل کلاسی که ادامهاش میره واسه هفتهی بعد. توی این مقیاس، وقتی دوربین درست بالای سرت قرار گرفته، کسی برات دل نمیسوزونه و این منفینگری نیست، واقعیته. وسایلتو جمع کن و پاشو خودت دوباره راه بیفت، اینم چیزی بود که امروز باید باهاش مواجه میشدی. قبولش کن تا بریم برای بعدی.
❤4
Forwarded from پرنسس کانسوئِلا بناناهَمیک (Zixi)
عاشق دوربین بودنم. بنشینم و از دور فقط ببینم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جلسهای که تو کلهام برگزار میشه وقتی یه کلمهی خارجی رندوم توجهمو جلب میکنه، و یهو میفهمم از کدوم زبون همسایه ریشه گرفته بوده:
😭3
سفر در زمان واقعی؟ یادگیری زبان. مثل خوندن یه نقشهی قدیمیه، یه جور باستانشناسیه وقتی کلمهها رو مثل رگههای طلا، لای سنگ و خاک و ازیادرفتهها دنبال میکنی تا به اول و سرچشمهاش برسی.
🍓5
داخل سینهامو نگاه میکنم و میبینم معنی کلمهی 'دلبند' شمایین، بچهها؛ خیلی مواظب خودتون باشین. گریه میکنم از دلهره و از غرور. دوستتون دارم، به زودی تو روزهای بهتر همو میبینیم. 🕊
❤8🐳1💘1
وسط این حجم از درد و ویرانی، مدام برمیگردم به خودمون نگاه میکنم که میخواستیم اینجا از رویاهامون بنویسیم، میخواستیم واسه هم از چیزهایی بگیم که برق نگاه و ضربان بیقاعدهی قلبمونو مدیونشون بودیم. دوست داشتیم با تمام عشقی که به زندگی داریم زندگی کرده باشیم. اما حالا داریم مرثیه مینویسیم. از کی باید کمک بخوایم که بهمون اجازه بده گریههامون شده یک بارم از شعف باشن؟ من نفسم دیگه بالا نمیاد.
❤6
والدینم بیمارستانن، داداشم خوابه. دوستهام و اون نزدیکتر از دوستم، هیچکدوم آنلاین نیستن. تلویزیون رو روشن میکنم، دوباره خاموش میکنم. احساس تنهایی میکنم و ترس تو شبی که دنیا روی مرگمون شرط میبنده. باید تن بدیم به هیولایی که قفس رو با مشتهاش نابود میکنه، تا شاید بعدش بتونیم دوباره پر بکشیم. زهره، سیارهی عشق رو گرمایش جهانی نابود کرد. مردم اونجا هم چیز زیادی میخواستن؟ ما چیز زیادی خواسته بودیم؟
❤9
آفرین خیلی ساده تبدیل به نفرین میشه، وقتی واسه هر اقدامی دیگه خیلی دیر شده باشه.
بگذریم. نمیدونم چند تا "خوشحال رفتار کن پیشش تا شک نکنه چی شده"ی دیگه رو میتونم قبول کنم.
Forwarded from Independent🪁
Commentiat | کامنتیات
ما از هرچی عقب باشیم تو دو رویی رتبه اول رو داریم!!
مورد بعدی اینکه، آدمهایی که میگن ما ایرانیها دو روییم چون توی مجازی ناراحتیم و در دنیای واقعی به زندگیمون میرسیم حالم رو بهم میزنند. انگار هیچوقت آدم نبودن. انگار نشده که شب با گریه بخوابن و صبح ارزوی مرگ کنن و در عین حال برن سر کار و درس بخونند و برای آینده تلاش کنن. انگار تا الان از دست دادن رو تجربه نکردن. احترام به سوگ رو نمیفهمن. انتظار دارن مدل ناراحت بودنت، شبیه فیلمهای ایرانی باشه. یا سیاه میپوشی و کز میکنی یه گوشه و از ناراحتی اب و غذا نمیخوری یا گه خوردی میگی ناراحتی دو روی بیشرف.
👍3
don't wanna be here
Naits & Boyfifty
baby, you and I are sad enough
I still think about your love
how do we feel while we fade?
I need to go back, need you like yesterday
call me fate, I'll see you again
I still think about your love
how do we feel while we fade?
I need to go back, need you like yesterday
call me fate, I'll see you again