Baran VIP English – Telegram
Baran VIP English
3.23K subscribers
1.06K photos
1.91K videos
966 files
925 links
۴۱۰ هفته برای کانال باران وقت گذاشتیم تا بی‌حدومرز بتونی سریع‌تر و راحت‌تر زبان انگلیسی رو برای هر هدفی که داری به زانو دربیاری.

مطالب منظم و دسته‌بندی‌شده با قابلیت جستجو

هوشمندانه یاد بگیریم.

☎️ 88201530

www.landing.barangroup.ir

👨‍💻 @FarhadTash
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
7 #Ordering_Food_and_Drink

بن و امی برای سفارش غذا و نوشیدنی به رستوران می روند.

#Solutions #Dialogue
#Elementary

🌍 @baranVIPenglish
#Ordering_Food_and_Drink

🔸همانطور که ملاحظه کردید بن و امی برای سفارش غذا و نوشیدنی، جملات زیر را به کار بردند:

Can I have a cheese omelet, please?

Can I have an orange juice, please?

🔸شما می توانید برای سفارش غذا یا نوشیدنی از عبارات کلیدی زیر استفاده کنید:

Can I have ... ... ... , please?
Could I have ... ... ... , please?
I'd like to have ... ... ... , please.
I'll have ... ... ... , please.

🌍 @baranVIPenglish
از همراهی شما عزیزان سپاسگزاریم.

لینک عضویت در کانال
👉https://telegram.me/baranvipenglish

لینک وبسایت گروه باران
👉http://barangroup.ir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
9 #Queenstown

شهر کوئینز تاون واقع در نیوزیلند، با مناظری زیبا و فعالیت‌های ورزشی و تفریحی، مرکز ماجراجویی و هیجان دنیاست.

#Solutions #Culture
#Elementary

🌍 @baranVIPenglish
🔸 معنی و تلفظ واژگان کلیدی در ویدیو

extreme sports /ɪksˈtriːm spɔːts/ n.
ورزشهای پرهیجان
capital /ˈkæpɪtl/ n.
مرکز، پایتخت
ultimate /ˈʌltɪmɪt/ adj.
نهایی
destination /ˌdɛstɪˈneɪʃən/ n.
مقصد
adventure /ədˈvɛnʧə/ n.
ماجرا
parasailing /ˈpærəseɪlɪŋ/ n.
ورزشی که در آن چتری به وسیله یک قایق با سرعت کشیده می شود
skydiving /ˈskaɪˌdaɪvɪŋ/ n.
ورزش پرش با چتر از هواپیما
situated /ˈsɪtjʊeɪtɪd/ n.
واقع شده
dramatic /drəˈmætɪk/ adj.
مهیج، نمایشی
edge /ɛʤ/ n.
لبه
crystal clear /ˈkrɪstl klɪə/ adj.
شفاف
stunning /ˈstʌnɪŋ/ adj.
خیره کننده
remarkable /rɪˈmɑːkəbl/ adj.
عالی، قابل توجه
mountain range /ˈmaʊntɪn reɪnʤ/ n.
رشته کوه
district /ˈdɪstrɪkt/ n.
منطقه
discover/dɪsˈkʌvə/ v.
کشف کردن
discovery /dɪsˈkʌvəri/ n.
اکتشاف
attract /əˈtrækt/ v.
جذب کردن
gold rush /gəʊld rʌʃ/ n.
تب طلا
route /ruːt/ n.
مسیر
path /pɑːð/ n.
راه
scenery /ˈsiːnəri/ n.
منظره
canyon /ˈkænjən/ n.
تنگه
thrilling /ˈθrɪlɪŋ/ adj.
مهیج
outskirt /ˈaʊtskɜːt/ n.
حومه، حاشیه
bungee /ˈbʌnʤi/ n.
پرش با طناب فنردار
phenomenon /fɪˈnɒmɪnən/ n.
پدیده
unforgettable /ˌʌnfəˈgɛtəbl/ adj.
فراموش نشدنی
experience /ɪksˈpɪərɪəns/ n.
تجربه

🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
10 #William_Wilberforce

در قرن هجدهم بریتانیا درگیر تجارت بردگان بود. ويليام ويلبرفورس، نماینده پارلمان انگلستان، برای پايان بخشيدن به تجارت بردگان با قدرتمندترين مردان زمان خود به مبارزه پرداخت.

#Solutions #Culture
#Elementary

🌍 @baranVIPenglish
🔸 معنی و تلفظ واژگان کلیدی در ویدیو

resident /ˈrɛzɪdənt/ n.
مقیم، ساکن
influence /ˈɪnflʊəns/ v.
تاثیر گذاشتن
whole /həʊl/ adj.
کل
elect /ɪˈlɛkt/ v.
انتخاب کردن
involved /ɪnˈvɒlvd/ adj.
درگیر
slave trade /sleɪv treɪd/ n.
تجارت برده
room /ruːm/ n.
جا، فضا
terrible /ˈtɛrəbl/ adj.
افتضاح
banned /bænd/ adj.
ممنوع
government /ˈgʌvnmənt/ n.
دولت
illegal /ɪˈliːgəl/ adj.
غیرقانونی
unfortunately /ʌnˈfɔːʧnɪtli/ adv.
متاسفانه
slavery /ˈsleɪvəri/ n.
برده داری
suffer /ˈsʌfə/ v.
رنج بردن

🌍 @baranVIPenglish
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
11 #Talking_about_weekend

ریک و شارلوت در مورد فعالیتهای آخر هفته گفتگو می کنند.

#Solutions #Dialogue
#Elementary

🌍 @baranVIPenglish
#Talking_about_weekend

🔸 همانطور که در ویدیو ملاحظه کردید، ریک از شارلوت درباره آخر هفته پرسید:

So, how was your weekend, Charlotte?
آخر هفتت چطور بود؟

🔸 و شارلوت نیز سوالات مشابهی پرسید:

What about you?
تو چطور؟
What did you do?
تو چکار کردی؟
What was it like?
چطور بود؟


🔸 ریک و شارلوت اینگونه پاسخ دادند:

It was great.
فوق العاده بود.
It was really terrible.
واقعا افتضاح بود.
I was so bored.
خیلی حوصلم سر رفت.

🔸 خوب است چند عبارت کاربردی دیگر را نیز بخاطر داشته باشید:

Not bad!
بد نبود!
Not very good!
خیلی خوب نبود!
It was OK!
معمولی بود.

🔸 شما می توانید با کلمات زیر به توصیف طرف مقابل واکنش نشان دهید:

Really?
واقعا؟
Cool!
خوبه!
Fantastic!
عالیه!
Poor you!
بیچاره تو!
What a disaster!
چه فاجعه ای!

🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
12 #Angel_of_the_North

مجسمه «فرشته شمال» مهمترین اثر آنتونی گورملی است که با ارتفاع ۲۰ متر و دستهایی به شکل بال هواپیما با عرض ۵۴ متر در شمال انگلستان حوالی شهر نیوکاسل خودنمایی می کند.

#Solutions #Culture
#Elementary

🌍 @baranVIPenglish
🔸 معنی و تلفظ واژگان کلیدی در ویدیو

multicultural /ˌmʌltɪˈkʌlʧərəl/ adj.
چند فرهنگی
brilliant /'brɪljənt/ adj.
درخشان
fantastic /fænˈtæstɪk/ adj.
فوق العاده
sculpture /ˈskʌlpʧə/ n.
مجسمه
work of art /wɜːk ɒv ɑːt/ n.
کار هنری
sculptor /ˈskʌlptə/ n.
مجسمه ساز
amazing /əˈmeɪzɪŋ/ adj.
شگفت انگیز
prize /praɪz/ n.
جایزه
dramatic /drəˈmætɪk/ adj.
مهیج
talented /ˈtæləntɪd/ adj.
مستعد
assemble /əˈsɛmbl/ v.
در کنار هم قرار دادن
be proud of /biː praʊd ɒv/ v.
افتخار کردن
strange /streɪnʤ/ adj.
عجیب
moving /ˈmuːvɪŋ/ adj.
تاثیرگذار
impressive /ɪmˈprɛsɪv/ adj.
چشمگیر

🌍 @baranVIPenglish
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
13 #A_Saturday_Job

جک و اما مورگان در روستایی کوچک با پدر و مادرشان زندگی می کنند. ملاحظه کنید آنها برای کسب درامد چه کارهایی انجام می دهند.

#Solutions #Culture
#Elementary

🌍 @baranVIPenglish
🔸 #Expressing_Feelings

بعد از افعال زیر که برای ابراز احساسات به کار می روند فعل بصورت ing می آید.

😍 love
😊 like
😐 don't mind + (verb+ing)
🙁 dislike
😡 hate

🔸 به چند مثال در ویدیو توجه کنید:

She loves shopping.
او عاشق خریدکردن است.

He likes working with his hands.
او کارکردن با دستهایش را دوست دارد.

He doesn't mind being outside in the cold weather.
او مشکلی با بیرون بودن در هوای سرد ندارد.

She doesn't mind working.
او مشکلی با کار کردن ندارد.

Emma hates getting up early.
او از زود بلند شدن متنفر است.

🌍 @baranVIPenglish
#Verb_Phrases

🔸 یادگیری کلمات و عباراتی که با یک فعل خاص در جمله استفاده می شوند به شما کمک می کند روان تر و راحت تر به زبان انگلیسی صحبت کنید. به مثالهای زیر که در ویدیو استفاده شده بود توجه کنید. شما می توانید کلمات و عبارات داخل پرانتز را با توجه به معنی مورد نظر خود تغییر دهید.

live with (mom and dad)
با (کسی) زندگی کردن
live in (a village)
در (جایی) زندگی کردن
have (cereal)
(چیزی) خوردن
go to (school)
(جایی) رفتن
have (a part time job)
(چیزی) داشتن
work in (a bed and breakfast)
(جایی) کار کردن
start (work)
(چیزی) را شروع کردن
work (on Sundays)
(در روزی) کار کردن
wear (a uniform)
(چیزی) را پوشیدن
tidy (the bedrooms)
(جایی یا چیزی) را مرتب کردن
clean (the floor)
(جایی یا چیزی) را تمیز کردن
finish (work)
(چیزی) را تمام کردن
spend money on (clothes)
پول برای (چیزی) خرج کردن
need (money)
به (چیزی) نیاز داشتن
spend a lot of time (texting)
وقت زیادی را صرف (کاری) کردن
help with (meals)
در (چیزی) کمک کردن
get (extra money)
(چیزی) گرفتن
repair (his friends' bicycles)
(چیزی) را تعمیر کردن
buy (magazines)
(چیزی) را خریدن
save money
پول پس انداز کردن
make the bed
تخت را مرتب کردن
do the washing up
ظرف شستن

🌍 @baranVIPenglish