🔸 دیو کرنشا، نویسنده، سخنران و مدرس مطرح امریکایی در زمینه آموزش رهبران کسب و کار است که بارها در مجله Time ، روزنامه USA Today و اخبار BBC ظاهر شده است. کتابهای پرفروش او در حوزه مدیریت به شش زبان مختلف ترجمه و دورههای آموزشی او در Linkedin میلیونها بار بازدید شدهاند.
شما اکنون میتوانید برای مشاهده ویدیوهای ارزشمند دوره «تعادل در کار و زندگی» در کانال باران عناوین زیر را کلیک نمایید.
1 مقدمه
2 سه اصل کلیدی برای برقراری تعادل در زمان
3 بین کار و زندگی شخصی مرز تعیین کنید
4 زمانی را به خود اختصاص میدهید
5 تاثیر تکنولوژی بر زندگی ما
6 ذهن خود را خالی کنید
7 تغییرات پیش بینی نشده را ارزیابی کنید
8 برای تعطیلات خود برنامهریزی کنید
9 توصیه به مدیران عامل
10 از انتظارات شرکت خود آگاه شوید
11 به نشانه های خروج زندگی از تعادل توجه کنید
12 توصیه به مدیرانی که باید همیشه در دسترس باشند
13 توصیه به مدیرانی که باید به سفرهای متعدد کاری بروند
14 توصیه به مدیرانی که با مناطق جغرافیایی مختلف در تعامل هستند
15 توصیه به مدیرانی که عاشق کارشان هستند
16 برای پیشرفت روی نتیجه کار متمرکز شوید
17 توصیه به مدیرانی که میخواهند ادامه تحصیل دهند
18 دیگران را در جریان برنامه خود قرار دهید
19 برنامه خود را بر اساس اولویتها تنظیم کنید
🌍 @baranVIPenglish
شما اکنون میتوانید برای مشاهده ویدیوهای ارزشمند دوره «تعادل در کار و زندگی» در کانال باران عناوین زیر را کلیک نمایید.
1 مقدمه
2 سه اصل کلیدی برای برقراری تعادل در زمان
3 بین کار و زندگی شخصی مرز تعیین کنید
4 زمانی را به خود اختصاص میدهید
5 تاثیر تکنولوژی بر زندگی ما
6 ذهن خود را خالی کنید
7 تغییرات پیش بینی نشده را ارزیابی کنید
8 برای تعطیلات خود برنامهریزی کنید
9 توصیه به مدیران عامل
10 از انتظارات شرکت خود آگاه شوید
11 به نشانه های خروج زندگی از تعادل توجه کنید
12 توصیه به مدیرانی که باید همیشه در دسترس باشند
13 توصیه به مدیرانی که باید به سفرهای متعدد کاری بروند
14 توصیه به مدیرانی که با مناطق جغرافیایی مختلف در تعامل هستند
15 توصیه به مدیرانی که عاشق کارشان هستند
16 برای پیشرفت روی نتیجه کار متمرکز شوید
17 توصیه به مدیرانی که میخواهند ادامه تحصیل دهند
18 دیگران را در جریان برنامه خود قرار دهید
19 برنامه خود را بر اساس اولویتها تنظیم کنید
🌍 @baranVIPenglish
Telegram
Baran VIP English
۴۱۰ هفته برای کانال باران وقت گذاشتیم تا بیحدومرز بتونی سریعتر و راحتتر زبان انگلیسی رو برای هر هدفی که داری به زانو دربیاری.
مطالب منظم و دستهبندیشده با قابلیت جستجو
هوشمندانه یاد بگیریم.
☎️ 88201530
www.landing.barangroup.ir
👨💻 @FarhadTash
مطالب منظم و دستهبندیشده با قابلیت جستجو
هوشمندانه یاد بگیریم.
☎️ 88201530
www.landing.barangroup.ir
👨💻 @FarhadTash
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
20 #Giving_Advice
اریک از مسئول اطلاعات توریستی در مورد مکانهای دیدنی برایتون می پرسد و به توصیه ها و پیشنهادات او توجه می کند.
#Solutions #Dialogue
#Preintermediate
🌍 @baranVIPenglish
اریک از مسئول اطلاعات توریستی در مورد مکانهای دیدنی برایتون می پرسد و به توصیه ها و پیشنهادات او توجه می کند.
#Solutions #Dialogue
#Preintermediate
🌍 @baranVIPenglish
#Giving_Advice
برای توصیه دادن به دیگران میتوانید از should و shouldn't استفاده کنید.
🌍 @baranVIPenglish
برای توصیه دادن به دیگران میتوانید از should و shouldn't استفاده کنید.
🌍 @baranVIPenglish
#Giving_Advice
🔸 ملاحظه کنید مسئول اطلاعات چگونه با استفاده از ساختارهای should - shouldn't - ought to - I would به اریک مکانهای دیدنی برایتون را پیشنهاد می دهد:
E: I'm visiting Brighton for a few days and I was wondering what there is to see.
می خوام چند روزی از برایتون بازدید کنم و نمی دونم اونجا چه چیزی برای دیدن هست.
O: I think you should definitely visit the Royal Pavilion.
فکر می کنم حتما باید از عمارت سلطنتی بازدید کنی.
E: Is it far from here?
دوره از اینجا؟
O: No, it's just a five minute walk.
نه پیاده فقط پنج دقیقه راهه.
E: What else would you recommend?
دیگه چی پیشنهاد می کنید؟
O: Well, if you like shopping, I'd go to the North Laine.
اگر به خرید علاقه دارید، [جای شما بودم] میرفتم به نورث لین.
E: Oh, that sounds good. Anything else?
خوب به نظر میرسه؟ چیز دیگه [پیشنهاد می کنید]؟
E: I'd like to go to the beach, of course.
البته مایلم به ساحل برم.
O: Yes, you shouldn't miss that.
بله نباید از دستش بدی.
O: And you really ought to go to the pier while you're there.
و وقتی اونجا هستی واقعا باید به پیر بری.
🔸 در موقعیتهای رسمی می توان از ought to بجای should استفاده کرد. اما این ساختار در جملات منفی و سوالی به کار نمی رود.
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
21 #Iceland
ایسلند یک جزیره آتشفشانی در شمال اروپاست. این کشور بشدت روی انرژیهای تجدیدپذیر سرمایه گذاری کرده است.
#Solutions #Culture
#Preintermediate
🌍 @baranVIPenglish
ایسلند یک جزیره آتشفشانی در شمال اروپاست. این کشور بشدت روی انرژیهای تجدیدپذیر سرمایه گذاری کرده است.
#Solutions #Culture
#Preintermediate
🌍 @baranVIPenglish
🔸 معنی و تلفظ واژگان کلیدی در ویدیو
landscape /ˈlænskeɪp/ n.
چشم انداز
extraordinary /ɪksˈtrɔːdnri/ adj.
فوق العاده
combine /ˈkɒmbaɪn/ v.
ترکیب کردن
waterfall /ˈwɔːtəfɔːl/ n.
آبشار
phenomena /fɪˈnɒmɪnə/ n.
پدیده
geyser /ˈgaɪzə/ n.
آبفشان، چشمه آب گرم
volcanically /vɒlˈkænɪkli/ adv.
بصورت آتشفشانی
geologically /ʤɪəˈlɒʤɪkəli/ adv.
به لحاظ زمین شناسی
erupt /ɪˈrʌpt/ v.
فوران کردن
steam /stiːm/ n.
بخار
geothermal /ˌʤiːəʊˈθɜːməl/ adj.
زمین گرمایی
harness /ˈhɑːnɪs/ v.
مهار کردن
domestic /dəʊˈmɛstɪk/ adj.
خانگی، داخلی
plant /plɑːnt/ n.
کارخانه
volcano /vɒlˈkeɪnəʊ/ n.
آتشفشان
supply /səˈplaɪ/ v.
عرضه کردن
currently /ˈkʌrəntli/ adv.
در حال حاضر
rely /rɪˈlaɪ/ v.
وابسته بودن
estimate /ˈɛstɪmɪt/ v.
برآورد کردن، تخمین زدن
carbon dioxide emission
/ˈkɑːbən daɪˈɒksaɪd ɪˈmɪʃən/ n.
گاز دی اکسید کربن
invest /ɪnˈvɛst/ v.
سرمایه گذاری کردن
renewable energy /rɪˈnjuːəbl ˈɛnəʤi/ n.
انرژی تجدیدپذیر
Particularly /pəˈtɪkjʊləli/ adv.
به خصوص
hydroelectric /ˌhaɪdrəʊɪˈlɛktrɪk/ n.
هیدروالکتریک
fuel cells /fjʊəl sɛlz/ n.
سلولهای سوختی
fishing fleet /ˈfɪʃɪŋ fliːt/ n.
ناوگان ماهیگیری
eventually /ɪˈvɛnʧəli/ adv.
در نهایت
import /'ɪmpɔːt/ v.
وارد کردن
🌍 @baranVIPenglish
landscape /ˈlænskeɪp/ n.
چشم انداز
extraordinary /ɪksˈtrɔːdnri/ adj.
فوق العاده
combine /ˈkɒmbaɪn/ v.
ترکیب کردن
waterfall /ˈwɔːtəfɔːl/ n.
آبشار
phenomena /fɪˈnɒmɪnə/ n.
پدیده
geyser /ˈgaɪzə/ n.
آبفشان، چشمه آب گرم
volcanically /vɒlˈkænɪkli/ adv.
بصورت آتشفشانی
geologically /ʤɪəˈlɒʤɪkəli/ adv.
به لحاظ زمین شناسی
erupt /ɪˈrʌpt/ v.
فوران کردن
steam /stiːm/ n.
بخار
geothermal /ˌʤiːəʊˈθɜːməl/ adj.
زمین گرمایی
harness /ˈhɑːnɪs/ v.
مهار کردن
domestic /dəʊˈmɛstɪk/ adj.
خانگی، داخلی
plant /plɑːnt/ n.
کارخانه
volcano /vɒlˈkeɪnəʊ/ n.
آتشفشان
supply /səˈplaɪ/ v.
عرضه کردن
currently /ˈkʌrəntli/ adv.
در حال حاضر
rely /rɪˈlaɪ/ v.
وابسته بودن
estimate /ˈɛstɪmɪt/ v.
برآورد کردن، تخمین زدن
carbon dioxide emission
/ˈkɑːbən daɪˈɒksaɪd ɪˈmɪʃən/ n.
گاز دی اکسید کربن
invest /ɪnˈvɛst/ v.
سرمایه گذاری کردن
renewable energy /rɪˈnjuːəbl ˈɛnəʤi/ n.
انرژی تجدیدپذیر
Particularly /pəˈtɪkjʊləli/ adv.
به خصوص
hydroelectric /ˌhaɪdrəʊɪˈlɛktrɪk/ n.
هیدروالکتریک
fuel cells /fjʊəl sɛlz/ n.
سلولهای سوختی
fishing fleet /ˈfɪʃɪŋ fliːt/ n.
ناوگان ماهیگیری
eventually /ɪˈvɛnʧəli/ adv.
در نهایت
import /'ɪmpɔːt/ v.
وارد کردن
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
22 #The_Police
اسکاتلندیارد نام مرکز پلیس شهر لندن در کشور بریتانیا است. این مرکز را سر رابرت پیل، در سال ۱۸۲۹ در لندن تأسیس کرد.
#Solutions #Culture
#Preintermediate
🌍 @baranVIPenglish
اسکاتلندیارد نام مرکز پلیس شهر لندن در کشور بریتانیا است. این مرکز را سر رابرت پیل، در سال ۱۸۲۹ در لندن تأسیس کرد.
#Solutions #Culture
#Preintermediate
🌍 @baranVIPenglish
🔸 معنی و تلفظ واژگان کلیدی ویدیو
truncheon /ˈtrʌnʧən/ n.
باتون پلیس
gun ownership /gʌn ˈəʊnəʃɪp/ n.
مالکیت اسلحه
police constable /pəˈliːs ˈkʌnstəbl/ n.
پلیس پاسبان
utility belt /juːˈtɪlɪti bɛlt/ n.
کمربند کاربردی
equipment /ɪˈkwɪpmənt/ n.
تجهیزات
consist /kənˈsɪst/ v.
شامل شدن
pouch /paʊʧ/ n.
کیف
place /pleɪs/ v.
قرار دادن
handcuffs /ˈhændkʌfs/ n.
دستبند پلیس
protect /prəˈtɛkt/ v.
حفاظت کردن
protection /prəˈtɛkʃən/ n.
محافظت
stab proof vest /stæb pruːf vɛst/ n.
جلیقه ضد چاقو
radio /ˈreɪdɪəʊ/ n.
بیسیم
contact /ˈkɒntækt/ n.
تماس
helmet /ˈhɛlmɪt/ n.
کلاه ایمنی
foot patrol /fʊt pəˈtrəʊl/ n.
گشت پیاده
beat /biːt/ n.
منطقه تحت حفاظت پلیس
patrol /pəˈtrəʊl/ v.
گشت زدن
criminal /ˈkrɪmɪnl/ n.
مجرم
crime /kraɪm/ n.
جرم
trouble /ˈtrʌbl/ n.
مشکل، دردسر
🌍 @baranVIPenglish
truncheon /ˈtrʌnʧən/ n.
باتون پلیس
gun ownership /gʌn ˈəʊnəʃɪp/ n.
مالکیت اسلحه
police constable /pəˈliːs ˈkʌnstəbl/ n.
پلیس پاسبان
utility belt /juːˈtɪlɪti bɛlt/ n.
کمربند کاربردی
equipment /ɪˈkwɪpmənt/ n.
تجهیزات
consist /kənˈsɪst/ v.
شامل شدن
pouch /paʊʧ/ n.
کیف
place /pleɪs/ v.
قرار دادن
handcuffs /ˈhændkʌfs/ n.
دستبند پلیس
protect /prəˈtɛkt/ v.
حفاظت کردن
protection /prəˈtɛkʃən/ n.
محافظت
stab proof vest /stæb pruːf vɛst/ n.
جلیقه ضد چاقو
radio /ˈreɪdɪəʊ/ n.
بیسیم
contact /ˈkɒntækt/ n.
تماس
helmet /ˈhɛlmɪt/ n.
کلاه ایمنی
foot patrol /fʊt pəˈtrəʊl/ n.
گشت پیاده
beat /biːt/ n.
منطقه تحت حفاظت پلیس
patrol /pəˈtrəʊl/ v.
گشت زدن
criminal /ˈkrɪmɪnl/ n.
مجرم
crime /kraɪm/ n.
جرم
trouble /ˈtrʌbl/ n.
مشکل، دردسر
🌍 @baranVIPenglish
بحران مالی
Financial Crisis 📉💰
ویدیوهای آموزش رایگان لغات انگلیسی مربوط به بحران مالی را شما میتوانید از طریق لینک زیر در وبسایت «گروه باران» مشاهده کنید.
👇🏻👇🏻👇🏻
http://bit.ly/financial_crisis_words
Financial Crisis 📉💰
ویدیوهای آموزش رایگان لغات انگلیسی مربوط به بحران مالی را شما میتوانید از طریق لینک زیر در وبسایت «گروه باران» مشاهده کنید.
👇🏻👇🏻👇🏻
http://bit.ly/financial_crisis_words
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
23 #A_Publishers_Story
جيمز موری زبانشناس بلند آوازه اسكاتلندی و مولف ديكشنری انگليسی آكسفورد است كه ۳۶ سال از عمرش را صرف تألیف و تدوین فرهنگ یادشده کرد.
#Solutions #Culture
#Preintermediate
🌍 @baranVIPenglish
جيمز موری زبانشناس بلند آوازه اسكاتلندی و مولف ديكشنری انگليسی آكسفورد است كه ۳۶ سال از عمرش را صرف تألیف و تدوین فرهنگ یادشده کرد.
#Solutions #Culture
#Preintermediate
🌍 @baranVIPenglish
🔸 معنی و تلفظ واژگان کلیدی ویدیو
publisher /ˈpʌblɪʃə/ n.
ناشر
press /prɛs/ n.
چاپ
permission /pəˈmɪʃən/ n.
اجازه
appoint /əˈpɔɪnt/ v.
منصوب کردن
academic /ˌækəˈdɛmɪk/ n.
عضو فرهنگستان
delegate /ˈdɛlɪgɪt/ n.
نماینده
fund /ˈfʌnd/ v.
سرمایه گذاری کردن
growth /grəʊθ/ n.
رشد
occupy /ˈɒkjʊpaɪ/ v.
اشغال کردن
located /ləʊˈkeɪtɪd/ adj
واقع شده
originally /əˈrɪʤɪnəli/ adv.
در اصل
editor /ˈɛdɪtə/ n.
ویرایشگر
access /ˈæksɛs/ n.
دسترسی داشتن
overseas /ˌəʊvəˈsiːz/ n.
خارج از کشور
operation /ˌɒpəˈreɪʃən/ n.
عملیات
🌍 @baranVIPenglish
publisher /ˈpʌblɪʃə/ n.
ناشر
press /prɛs/ n.
چاپ
permission /pəˈmɪʃən/ n.
اجازه
appoint /əˈpɔɪnt/ v.
منصوب کردن
academic /ˌækəˈdɛmɪk/ n.
عضو فرهنگستان
delegate /ˈdɛlɪgɪt/ n.
نماینده
fund /ˈfʌnd/ v.
سرمایه گذاری کردن
growth /grəʊθ/ n.
رشد
occupy /ˈɒkjʊpaɪ/ v.
اشغال کردن
located /ləʊˈkeɪtɪd/ adj
واقع شده
originally /əˈrɪʤɪnəli/ adv.
در اصل
editor /ˈɛdɪtə/ n.
ویرایشگر
access /ˈæksɛs/ n.
دسترسی داشتن
overseas /ˌəʊvəˈsiːz/ n.
خارج از کشور
operation /ˌɒpəˈreɪʃən/ n.
عملیات
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
24 #Transport_in_the_Future
در انگلستان برای حل مشکل ترافیک و آلودگی هوا ۱۶۰۰۰ کیلومتر مسیر ویژه برای دوچرخه طراحی و ساخته شده است.
#Solutions #Culture
#Preintermediate
🌍 @baranVIPenglish
در انگلستان برای حل مشکل ترافیک و آلودگی هوا ۱۶۰۰۰ کیلومتر مسیر ویژه برای دوچرخه طراحی و ساخته شده است.
#Solutions #Culture
#Preintermediate
🌍 @baranVIPenglish
🔸 معنی و تلفظ واژگان کلیدی در ویدیو
transport /ˈtrænspɔːt/ n.
حمل و نقل
average /ˈævərɪʤ/ n.
میانگین
be hurt /biː hɜːt/ v.
صدمه دیدن
air pollution /eə pəˈluːʃən/ n.
آلودگی هوا
traffic jam /ˈtræfɪk ʤæm/ n.
ترافیک سنگین
get worse /gɛt wɜːs/ v.
بدتر شدن
ride /raɪd/ n.
سواری
safely /ˈseɪfli/ adv.
با اطمینان
special /ˈspɛʃəl/ adj.
ویژه
cycle lane /ˈsaɪkl leɪn/ n.
مسیر دوچرخه
helmet /ˈhɛlmɪt/ n.
کلاه ایمنی
across /əˈkrɒs/ prep.
در سرتاسر
route /ruːt/ n.
جاده
polluted /pəˈluːtɪd/ adj.
آلوده
safe /ˈseɪf/ adj.
ایمن
🌍 @baranVIPenglish
transport /ˈtrænspɔːt/ n.
حمل و نقل
average /ˈævərɪʤ/ n.
میانگین
be hurt /biː hɜːt/ v.
صدمه دیدن
air pollution /eə pəˈluːʃən/ n.
آلودگی هوا
traffic jam /ˈtræfɪk ʤæm/ n.
ترافیک سنگین
get worse /gɛt wɜːs/ v.
بدتر شدن
ride /raɪd/ n.
سواری
safely /ˈseɪfli/ adv.
با اطمینان
special /ˈspɛʃəl/ adj.
ویژه
cycle lane /ˈsaɪkl leɪn/ n.
مسیر دوچرخه
helmet /ˈhɛlmɪt/ n.
کلاه ایمنی
across /əˈkrɒs/ prep.
در سرتاسر
route /ruːt/ n.
جاده
polluted /pəˈluːtɪd/ adj.
آلوده
safe /ˈseɪf/ adj.
ایمن
🌍 @baranVIPenglish
پروژه
Project 📑
تلاشی موقتی که بهمنظور تولید محصول، خدمت یا نتیجهای منحصربهفرد انجام میگیرد را «پروژه» میگویند.
ویدیوهای آموزش رایگان لغات انگلیسی این بخش را میتوانید از طریق لینک زیر در وبسایت «گروه باران» مشاهده کنید.
👇🏻👇🏻👇🏻
http://bit.ly/project_words
Project 📑
تلاشی موقتی که بهمنظور تولید محصول، خدمت یا نتیجهای منحصربهفرد انجام میگیرد را «پروژه» میگویند.
ویدیوهای آموزش رایگان لغات انگلیسی این بخش را میتوانید از طریق لینک زیر در وبسایت «گروه باران» مشاهده کنید.
👇🏻👇🏻👇🏻
http://bit.ly/project_words
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
25 #Arranging_to_Meet
امی و ریک برای رفتن به سینما با یکدیگر قرار می گذارند.
#Solutions #Dialogue
#Preintermediate
🌍 @baranVIPenglish
امی و ریک برای رفتن به سینما با یکدیگر قرار می گذارند.
#Solutions #Dialogue
#Preintermediate
🌍 @baranVIPenglish