✴️ تلفظ و معنی کلمات کلیدی در ویدیو
flat-pack furniture (n)
مبلمان قابل مونتاژ
put together (v)
سر هم کردن
instructions (n)
دستوالعمل
complicated (adj)
پیچیده
missing parts (n)
قطعات گمشده
incredibly (adv)
به طرز باورنکردنی
concept (n)
مفهوم
dominate (v)
حکمفرما بودن
entire (adj)
کل، تمام
industry (n)
صنعت
leftover (n)
باقیمانده
display (v)
نمایش دادن
patent (v)
ثبت کردن اختراع
assemble (v)
سر هم کردن
🌍 @baranVIPenglish
flat-pack furniture (n)
مبلمان قابل مونتاژ
put together (v)
سر هم کردن
instructions (n)
دستوالعمل
complicated (adj)
پیچیده
missing parts (n)
قطعات گمشده
incredibly (adv)
به طرز باورنکردنی
concept (n)
مفهوم
dominate (v)
حکمفرما بودن
entire (adj)
کل، تمام
industry (n)
صنعت
leftover (n)
باقیمانده
display (v)
نمایش دادن
patent (v)
ثبت کردن اختراع
assemble (v)
سر هم کردن
🌍 @baranVIPenglish
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
33 #Flat_pack_furniture (Part 2)
ایکیا یکی از بزرگترین برندهای تولید و فروش مبلمان و لوازم خانگی است که انواع متنوعی از این محصولات را در فروشگاههای خود عرضه میکند. یکی از کارگران در تجربهای برای بهبود جابجایی مبلمان، پایههای میز را از آن جدا میکند و این رویکرد، اولین جرقه برای طراحی محصولات آمادهی مونتاژ را در ذهن طراحان این شرکت میزند.
🔎 #English_File #UpperIntermediate
🌍 @baranVIPenglish
ایکیا یکی از بزرگترین برندهای تولید و فروش مبلمان و لوازم خانگی است که انواع متنوعی از این محصولات را در فروشگاههای خود عرضه میکند. یکی از کارگران در تجربهای برای بهبود جابجایی مبلمان، پایههای میز را از آن جدا میکند و این رویکرد، اولین جرقه برای طراحی محصولات آمادهی مونتاژ را در ذهن طراحان این شرکت میزند.
🔎 #English_File #UpperIntermediate
🌍 @baranVIPenglish
✴️ تلفظ و معنی کلمات کلیدی در ویدیو
ready-to-assemble (adj)
آماده مونتاژ
fit into (v)
جا دادن
realise (v)
متوجه شدن
take off (v)
برواشتن، جدا کردن
employer (n)
کارفرما
local firm (n)
شرکت محلی
retailer (n)
خرده فروش
generate (v)
تولید کردن
wardrobe (n)
کمد
convenient (adj)
راحت
🌍 @baranVIPenglish
ready-to-assemble (adj)
آماده مونتاژ
fit into (v)
جا دادن
realise (v)
متوجه شدن
take off (v)
برواشتن، جدا کردن
employer (n)
کارفرما
local firm (n)
شرکت محلی
retailer (n)
خرده فروش
generate (v)
تولید کردن
wardrobe (n)
کمد
convenient (adj)
راحت
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
34 #Farmers_Market (Part 1)
بیش از ۷۵۰ بازار محصولات کشاورزی در بریتانیا وجود دارد که از بطور منظم از جایی به جای دیگر نقل مکان میکنند. مردم میتوانند محصولات کشاورزی را بطور مستقیم از کشاورزان خریداری کنند.
🔎 #English_File #UpperIntermediate
🌍 @baranVIPenglish
بیش از ۷۵۰ بازار محصولات کشاورزی در بریتانیا وجود دارد که از بطور منظم از جایی به جای دیگر نقل مکان میکنند. مردم میتوانند محصولات کشاورزی را بطور مستقیم از کشاورزان خریداری کنند.
🔎 #English_File #UpperIntermediate
🌍 @baranVIPenglish
👍1
✴️ معنی و تلفظ کلمات کلیدی در ویدیو
regular (adj)
منظم
intervals (n)
فواصل
fortnightly (adv)
هر دو هفته
globalisation (n)
جهانی شدن
internet retailing (n)
خرده فروشی اینترنتی
producer (n)
تولید کننده
distributor (n)
توزیع کننده
wholesaler (n)
عمده فروش
lorry (n)
کامیون
warehouse (n)
انبار
supply chain (n)
زنجیره تامین
organic (adj)
ارگانیک، به دست آمده از طریق طبیعی
tasty (adj)
خوش طعم
🌍 @baranVIPenglish
regular (adj)
منظم
intervals (n)
فواصل
fortnightly (adv)
هر دو هفته
globalisation (n)
جهانی شدن
internet retailing (n)
خرده فروشی اینترنتی
producer (n)
تولید کننده
distributor (n)
توزیع کننده
wholesaler (n)
عمده فروش
lorry (n)
کامیون
warehouse (n)
انبار
supply chain (n)
زنجیره تامین
organic (adj)
ارگانیک، به دست آمده از طریق طبیعی
tasty (adj)
خوش طعم
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
35 #Farmers_Market (Part 2)
بازار وینچستر که بزرگترین بازار کشاورزان در انگلستان است، هر ماه دو بار برگزار میشود و بیش از ۹۰ فروشگاه دارد که انواع مواد غذایی و نوشیدنی را میفروشند.
🔎 #English_File #UpperIntermediate
🌍 @baranVIPenglish
بازار وینچستر که بزرگترین بازار کشاورزان در انگلستان است، هر ماه دو بار برگزار میشود و بیش از ۹۰ فروشگاه دارد که انواع مواد غذایی و نوشیدنی را میفروشند.
🔎 #English_File #UpperIntermediate
🌍 @baranVIPenglish
✴️ معنی و تلفظ کلمات کلیدی در ویدیو
freshly-baked (adj)
تازه پخته شده
beekeeper (n)
زنبوردار
homemade (adj)
خانگی
locally-sourced (adj)
از منابع محلی
ingredients (n)
مواد اولیه
county (n)
استان
border (n)
مرز
middleman (n)
واسطه
economy (n)
اقتصاد
benefit (v)
سود بردن
🌍 @baranVIPenglish
freshly-baked (adj)
تازه پخته شده
beekeeper (n)
زنبوردار
homemade (adj)
خانگی
locally-sourced (adj)
از منابع محلی
ingredients (n)
مواد اولیه
county (n)
استان
border (n)
مرز
middleman (n)
واسطه
economy (n)
اقتصاد
benefit (v)
سود بردن
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
36 #Farmers_Market (Part 3)
شرکت خانوادگی تولید پنیر لیبرن از جمله کسب و کارهای محلی است که محصولات خود را به صورت مستقیم در بازار کشاورزان عرضه میکند.
🔎 #English_File #UpperIntermediate
🌍 @baranVIPenglish
شرکت خانوادگی تولید پنیر لیبرن از جمله کسب و کارهای محلی است که محصولات خود را به صورت مستقیم در بازار کشاورزان عرضه میکند.
🔎 #English_File #UpperIntermediate
🌍 @baranVIPenglish
✴️ معنی و تلفظ کلمات کلیدی در ویدیو
family-run business (n)
کسب و کاری که توسط یک خانواده اداره میشود
separate (v)
جدا کردن
curd (n)
کشک
whey (n)
آب پنیر
drain (v)
آب کشیدن
squeeze (v)
چلاندن
mould (n)
قالب
store (v)
ذخیره کردن
mature (v)
جا افتادن
🌍 @baranVIPenglish
family-run business (n)
کسب و کاری که توسط یک خانواده اداره میشود
separate (v)
جدا کردن
curd (n)
کشک
whey (n)
آب پنیر
drain (v)
آب کشیدن
squeeze (v)
چلاندن
mould (n)
قالب
store (v)
ذخیره کردن
mature (v)
جا افتادن
🌍 @baranVIPenglish