انتظار از هرکس و برای هرکس یا هرچیز آدمیزاد را بهسر میرساند. جوانسالی این مهم را فهمیدم و انتظار از هر کِه و مِهای را به حداقل رساندم.(نه یکباره، بل نَمهنَمه) لکن من نوعی فقط مسئول و مختار به خودم. قادر به تغییر دیدگاه و نظر شما؟ خیر. نیستم. به کرّات سعیام بر این بوده مستقیم و غیر مستقیم به سک و صورتتان این حقیقت را بکوبم که انتظار داشتن، مرض بزرگیست. ذره ذره آبات میکند. برخی متوجهام شدند و رفتارم را به رفتار چارپایان مانند کردند و گفتند:«از یک چهارپا نمیشود انتظار اخلاق انسانی داشت.» که یا با همین شرایط هنوز هستند یا نیستند. برخی هم نه و در عذاب انتظار داشتن ماندند. بله بنده دوست و همراه خوبی هستم، زمانی که باشم تماما هستم، (این را وقتی به دوست پیری گفتم، گفت زر نزن! تو حتی بودنت هم نصفه و نیمه است.) تماما شما با تماما بنده یحتمل فرق داشته باشد. لکن در حد خود، بودن دارم. زمانی میرسد که نیاز به ترک هر چیز انسانی دارم. در این مواقع خودم زیاد پاپِیِ خودم نمیشوم. هیچ انتظاری از خودم ندارم. ممکن است یک روز تمام به روی تخت باشم و هیچ فعالیتی نداشته باشم. ممکن است خیلی چیزهای دور از من حتی. در این مواقع یکروز قبض پرداخت نشده، روز دیگر تهدیگ سلامت خوشمزه، روز دیگرتر زن مهربان، دیگرترتر عنکبوت پیر، یا متن مرثیهای هستم. پراکنده هم. پراکنده از بابت احساسات و وجود و کلا همه چیز. الان هم نمیدانم اصلا منظور را رساندم یا. ولی شما متوجه باشید. متوجه هستید، میدانم.
اسم شب:
به خانهی من اگر آمدی
ای مهربان
بر دوش پتوی افغانستانی بینداز.
به خانهی من اگر آمدی
ای مهربان
بر دوش پتوی افغانستانی بینداز.
Pir Xweṣ E
Ciwan Haco
چون امروز زن در توسط و خوشی بودم.
@BeeBooBeeBoobe
@BeeBooBeeBoobe
حوصلهم نابسامان شده، چرا که باز هم فیلمی از آقای پازولینی دیدم. گرسنهام ولی میل به موجودیها ندارم. کاش یک درل برقی داشتم تا حنجره و نای این نخالهی همسایه را سوراخ میکردم. از کارهای روتین روزانه عقب افتادهام و این صورت خوشی ندارد. کمشعوری و ابتذال برخی بیشتر از هر موقع دیگری روانم را مخدوش میکند. برخی دیگر بیپروا ژاژ میخایید که بدتر. لیست خرید بلند بالایی دارم آمّا موجودی حسابم در حال چراندن غاز است. دائم هم ادرار دارم.
آمّااا ! بزرگتر، پیر و دور در راه آمدن به من است. با کنیاک هم در راه آمدن به من است. لذا همین یک مورد آرام و خویشتندارم کرده.
ضمنا! در رفت و آمدم. صد و چهل کاراکتری بمانید.
آمّااا ! بزرگتر، پیر و دور در راه آمدن به من است. با کنیاک هم در راه آمدن به من است. لذا همین یک مورد آرام و خویشتندارم کرده.
ضمنا! در رفت و آمدم. صد و چهل کاراکتری بمانید.
اسم شب:
به من نگید بیسکویتت رو نزن تو چایی؛ من هنوز هم مثل انسان های اولیه رو دیوار چیز میز مینویسم.
به من نگید بیسکویتت رو نزن تو چایی؛ من هنوز هم مثل انسان های اولیه رو دیوار چیز میز مینویسم.
یه دوست دارم خیلی کینهایه. چند روز پیش دیدم با اخم خیره شده به یه نقطه میگم چت شده؟ میگه:« الستون و ولستون گه خوردن قلب منو شکستن.»
اسم شب:
”این بار اگر به کنامم بیایی، درنده و بیمهار خواهم بود.”
”این بار اگر به کنامم بیایی، درنده و بیمهار خواهم بود.”
واقعاً نمیفهمم چهجور در مورد همهچیز اینقدر مطمئنید و برای زندگی کردن فرمول تعریف میکنید. من نهایتاً بتونم بااطمینان بگم قوطیِ کنسرو را قبل از مصرف ۲۰ دقیقه بجوشانید. که همونم فقط در موردِ لوبیا.
ــ اگر اون بفهمه كه تو يك دكتر واقعى نيستى و دكتر اسبى چى؟
+ اه اون انقدر عاشق منه كه هيچى نميفهمه؛ اصلا چون هيچى نميفهمه عاشق منه.
+ اه اون انقدر عاشق منه كه هيچى نميفهمه؛ اصلا چون هيچى نميفهمه عاشق منه.
اسم شب:
میخوام برم به دشتهایی که دلقکهای وحشی آزاد زندگی میکنن و یکی رو بیارم رام کنم برای خودم.
میخوام برم به دشتهایی که دلقکهای وحشی آزاد زندگی میکنن و یکی رو بیارم رام کنم برای خودم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میگه:«نگهدارى، هميشه مهمتر از به دست آوردنه.»
تایید کردم ولی حقیقت اینه من خیلی اوقات از یکقدمی بهدست آوردنهای خوب رد شدم تا مسئول نگهداریشون نباشم. نگهداری در بندت میکنه. من آدم بند شدن و حواسجمعی نیستم بابا.
تایید کردم ولی حقیقت اینه من خیلی اوقات از یکقدمی بهدست آوردنهای خوب رد شدم تا مسئول نگهداریشون نباشم. نگهداری در بندت میکنه. من آدم بند شدن و حواسجمعی نیستم بابا.
از قدیم گفتن برای رسیدن به رونق و کامیابی در هر عرصه باید «خاکش» را خورد. عنایت بفرمایید که گفتن خاک! اگر احیانا زبانم لال به «گه» خوردن افتادهاید، به هیچوجه منتظر گشایش نباشید. البته ثواب انتظار کمافیالسابق واریز میشود!
بچه دمغم؛ بدانسان که در ملامحم اثر یأس ظاهر گشته ولی هنوز دیدنیترین قیافهی این روزهام، پشت ویترین شیرینی فروشیهاست.