مامبزرگهم میگفت: دخترم الهی هیچوقت به چه کنم چه کنم نیفتی.
میخوام بت بگم مامبزرگه نیستی ببینی افتادم به چهکنم چهکنم.
میخوام بت بگم مامبزرگه نیستی ببینی افتادم به چهکنم چهکنم.
کأنهو سکانس آخر فیلمها، مفلوک و خسته برم و برم، به قدری دور شم که اندازه یه نقطه سیاه به چشم بیام و آخرش محو شم و هرگز دیده نشم.
دوست دارم به نزدیکان سابقم یا همون تک و توکی که برام موندن زنگ بزنم و صحبت کنیم ولی آخه لالام و نمیدونم بعد از سلام چی باید بگم یا از چی باید بگم، اونقدر که مصائبم زیاده نمیدونم کدوم رو چجوری بیان کنم. کاش میتونستم به یکیشون زنگ بزنم و بدونه لالام و همینجوری فقط سکوت کنیم یا اون برام از خاطرات گذشته بگه.
از کثرت* مصائب زندگانی، نه فقط روح و روان که تمام تن و کالبدم هم درد میکنه.
یاد حرف یکی افتادم که یبار بهم گفت:«من چرا خودمو درگیرت کنم؟ چرا "کس خوارت" نه؟»
:)))))))))
:)))))))))
این بدترین روزها؟ کاش دنیا رو آب میبُرد و منو هم خواب.
اسم شب:
نمیبینی کار دارم من؟
دل بیقرار دارم من؟
آخ.
نمیبینی کار دارم من؟
دل بیقرار دارم من؟
آخ.
اینکه در یک جمله هم “عروس قشنگم” و هم “دخترک زیبای من” خطابم میکنی پارادوکس قشنگی رو بار میاره عزیزم.
جوری ناخوش احوالم که خدایا مادرت را فروختم.
Kate Bush - Running Up That Hill - Live on Wogan 1985
بعد از مدتها دارم موزیک گوش میدم.
این ویدیوی عروس دومادهای غربی، من رو داره اموشنال میکنه این موقع شب.
کاش مامانم بیدار بود میگفتمش:
“منو سر لج ننداز میرم زن میگیرم.”
“منو سر لج ننداز میرم زن میگیرم.”
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
Voice message
بیداری شبانه پدرم.
کاش میتوانستم بگویمت که تنهایی و خلوتت به مثل خودت، باوقار و متین است پدر.
کاش میتوانستم بگویمت که تنهایی و خلوتت به مثل خودت، باوقار و متین است پدر.
گفت اسم شب:
«من بخاطر دلِ خودم دوستت دارم؛ اینکه تو دوستم نداری مشکل من نیست و به من ربطی نداره.»
«من بخاطر دلِ خودم دوستت دارم؛ اینکه تو دوستم نداری مشکل من نیست و به من ربطی نداره.»