مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ – Telegram
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.21K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
‏زشت زندگی می‌کنم. تو این دنیا نمی‌شه خوشگل زندگی کرد. هر چیز زیبا، تصنعی‌ست.
چیزهای زیبا تصنعی‌اند. چیزهای تصنعی بوی نفت فرآوری‌شده می‌دن. بوی نفت فرآوری‌شده من رو یاد گرمای دکل‌های پتروشیمی قدکشیده جای‌جای وطنم می‌ندازه. عرق می‌کنم. سرفه می‌کنم. خون بالا می‌آرم. چیزهای زیبا من رو یاد بوی عرق، احتقان سرفه و چرکی خون می‌ندازن.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نمایشنامه گوژ‌پشت نتردام.
اجرای زیبای “دنیل لاوه”.

مو به تن آدم سیخ میشه.
این روزا فقط زنده‌ام، زندگی نمی‌کنم.
مثل مایع کیکی که از ظرفش ریخته باشه، سرریز شده‌ و پهن‌ام.
بهتر بود واقعا می‌بودی و تن سرریز شده‌ام رو جمع و متراکم می‌کردی تا حس کنم دوباره هستم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید “مورچه‌ای به نام زی” بودن هم ایده‌ی خوبی برای خلق بود ولی انسان بودن‌ام خیر.
بعضا هم خوب می‌‌دانید انگار دیوار حاشا بلند است بلاها.
خدا رو بنده نیستم چون موهام مشکی‌تر از روزگار شده و مطلوب.
فقط جمعه‌ها خون جای بارون نمی‌چکه آقای فرهاد!
اینجا هر روزِ روز داره خون جای بارون می‌چکه آقای فرهاد.
دیگر سیلی‌ هم صورتم را سرخ نگه نمیدارد جانم.
اوضاع مجازی‌ام خوب نیست. ببخشینم.
جدا عرض می‌کنم.
قادر به مکالمه متنی طولانی نیستم.
خر بشوم و مکالمه‌ای را شروع کنم، عن‌قریب به استغفار می‌افتم. می‌مانم بعد از کِیف، احوال، اخبار چه بگویم. نه چیز چشم‌ ‌‌و گوش‌گیری در زندگانیم اتفاق می‌افتد که بازگو کنم، چیزی هم باشد به زعم خود هیچ جاذبه‌ای برای گوش مخاطب ندارد.
متوجه شدم هیچ آدم خوش‌صبحتی نیستم. مصاحبت با من هیچ جذاب نیست. صرفا به مصائب دیگران خوب گوش می‌دهم.
اوضاع مجازی‌ام هیچ خوب نیست.
ببخشینم.
ولی از خاطر نبرینم.
به من بگو “طفل دیوانه من”.
قوه اندیشه و قلم به شما اعطا نشده موجود دو پا که هر یاوه و غیر یاوه من رو کپی کردی؟
واقعا دچار شرم نیابتی شدم. :))))
‏و صمیمانه امید دارم هرگز پیدا نشوم.
مشروح اخبار: سرم درد می‌کند، درد هم زنم را.
مقداری کاکوتیِ تازه‌خشک‌شده به ساییدگیِ خودم اضافه کرده‌ام. اگر قرار است رنج بکشم، به بویِ خوبِ کوه‌هایِ پشتِ سر می‌کِشم.
زیاد انگولک نکنید، نتیجتاً یک چیزی از داخلش در می‌آید.
دیگه از پس خودم دارم برنمیام.
میزان مصرف مسکراتم از دفعات ماهیانه به سالیانه تقلیل یافته، نیمه‌شب و بامداد دیدن هم که زمان زیادی‌‌ست سرش گرد است، مصرف قرص ویتامین و اِل و بِل هم که فراوان. برودت ناچیز آب و هوایی هم که استخوان‌دردم می‌دهد و تکرر ادرار، شب‌ها هم قبل از خواب تنبان را تا بیخ گلو بالا می‌کشم که پک پهلویم سرمایی نشود. حالا شما بگو عزیزم! با این تفاسیر وقتش نشده بساط بافور و اسباب نئشگی میان‌سالی را دایر کنیم؟