راهکارهای اتوماسیون هوشمند ABM – Telegram
راهکارهای اتوماسیون هوشمند ABM
291 subscribers
288 photos
119 videos
128 files
48 links
04133340019 -09145056203 - www.abm.co.ir
Download Telegram
👆❇️👌دستاورد دیگری از محققان MIT: تولید نوعی بتن که جاده‌ها را به شارژرهای برقی تبدیل می‌کند 🔹 مهندسان MIT در جدیدترین دستاورد خود نوعی بتن تولید کرده‌اند که قادر به ذخیره انرژی است و می‌تواند جاده‌ها را تبدیل به شارژرهای برقی کند. 🔹 این بتن می‌تواند یک موهبت مقرون به صرفه در استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر باشد. 🔹ممکن است دور از ذهن به نظر برسد، اما به لطف پیشرفت‌های اخیر، محققان MIT موفق به تولید چنین بتنی شده‌اند. 🔹 آینده‌ای را تصور کنید که در آن پنل‌های خورشیدی روی پشت بام خانه انرژی تولید می‌کنند و انرژی تولید شده در دیوارها یا پایه‌های بتنی خانه ذخیره می‌شود. 🔹 ساختار این بتن به نوعی است که انرژی را می‌تواند به نحوی خلاقانه در ترکیب مواد معمول خود ذخیره کند. 🔹 طبق محاسبات انجام شده، یک بلوک بتن مذکور به ابعاد ۴۵ متر مکعب قادر است ۱۰ کیلووات ساعت انرژی را در خود ذخیره کند که معادل میزان انرژی مصرفی یک خانواده ۴ نفره است.
@binamachine
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💡⚡️🔥🔦💰 سری جدید قلم های فیبر نوری ABM
@binamachine
*۵ یادداشت، ۵ برداشت*

*نشر:* گاهنامه مدیر
■□●○■□●○
*۱. پدیده شنبه بعدی لعنتی!*

■چه تصویری از برنده جایزه نوبل اقتصاد دارید؟ احتمالاً یک آدم منضبط، با اراده و البته باهوش.
https://chat.whatsapp.com/CJaF7na138k5ffFZLvKDSt
□چند سال قبل اکرلوف برنده جایزه نوبل اقتصاد دید که باید کار ساده‌ای انجام دهد: پست‌کردن یک بسته لباس از هند به آمریکا. لباس‌ها مال دوستش جوزف استیگلیتز بود که در سفر به هند جا گذاشته بود. اما او انجام این کار را هفته به هفته عقب انداخت. قضیه بیش از هشت ماه طول کشید!

●نکته شیرین داستان اینست که فقط ما پشت گوش نمی اندازیم، بلکه استاد اقتصاد دانشگاه برکلی و برندۀ جایزۀ نوبل هم تنبلی می کند و کارها را به تاخیر می اندازد. البته جالب اینجاست که وی بعدها مقاله ای تاثیرگذار در حوزه تعویق و امروز فردا کردن نوشت.

○تنبلی و به فردا انداختن، هزینه های فردی، سازمانی و ملی فراوانی دارد. مردم هر سال صدها میلیون دلار جریمه میدهند چون مالیات‌شان را سر وقت اظهار نمی‌کنند. حالا به تعویق انداختن چک آپ سلامتی، تصمیم گیری در مورد وضعیت ریزگردها و ... همه و همه نشان از این دارد که مشکل بزرگی داریم به نام از شنبه هفته بعد!

■همیشه تصمیم می گیریم برای مطالعه مثنوی معنوی در آینده، اما امروز را فعلاً می گذرانیم به تماشای تلویزیون و گفتگوی بی فایده مجری با یک سلبریتی!

□در یک آزمایش علمی از افراد خواسته شد یک فیلم برای همان شب و یک فیلم برای تماشا در روز دیگر (مثلاً هفته بعد) انتخاب کنند. افراد برای فیلمی که می‌خواستند فوراً تماشا کنند معمولاً کمدی‌های مبتذل و فیلم‌های پرفروش را انتخاب می‌کردند، اما برای تماشا در آینده بیشتر فیلم‌های مهم و معناگرا را انتخاب کردند. آدم ها هنگامی که به آینده فکر می‌کنند توان تصمیم‌گیری عقلایی دارند، ولی در موقعیت حال، ملاحظات کوتاه‌مدت بر اهداف بلندمدت‌شان چیره می‌شوند.

●در لحظه‌های تصمیم‌گیری مهم، ذهن تبدیل می‌شود به یک پارلمان، یا اتاق جلسه. گروه ها و فراکسیون‌های مختلف مشغول بحث و جدل ‌اند، منافع کوتاه‌مدت و بلندمدت همدیگر را می‌کوبند. جلسه ممکن است به آشوب کشیده شود. شاید خواندن یک جمله از نخستین صدراعظم تاریخ آلمان مشهور به «صدر اعظم آهنین»، بد نباشد که گفته بود: "فاوست شاکی بود که در سینه‌اش دو روح دارد، ولی من جماعتی از ارواح را درون خودم جای داده‌ام که مشغول مشاجره‌اند."

○اگر خویشتن را کلکسیونی از خویشتن‌های رقیب همدیگر بدانیم، هر کدامشان نماینده چیزی است: یکی نمایندۀ منافع کوتاه‌مدت (تفریح، به تعویق انداختن کار و...) است، و دیگری اهداف شریف و بلندمدت.
■□●○■□●○
*۲. هوای همدیگر را داشته باشیم!*

■رسم بازاریان قدیم بر این بود که اول صبح، وقتی دکان را باز می کردند، کرسی کوچکی را بیرون مغازه می گذاشتند. اولین مشتری که می آمد و جنس به او می فروخت بلافاصله کرسی را به داخل مغازه می آورد(یعنی من دشت نمودم).

□مشتری دوم که می آمد و جنسی می خواست، حتی اگر خودش آن جنس را داشت نگاهی به بیرون از مغازه می انداخت تا ببیند کدام‌ مغازه هنوز کرسی اش بیرون است و دشت نکرده است. آن وقت اشاره می کرد که برو آن دکان (که کرسی اش بیرون است) جنس دارد و از او بخر که او هم دشت اول را کرده باشد.

●و بدین شکل *هوای هم دیگر را داشتند*... می شود در کسب و کار، رقابت داشت و در انسانیت، رفاقت. می شود هم کاسبی کرد هم مهربانی.  این روزها، هواى همديگر را بیشتر داشته باشيم... این مهربانی است که می ماند.
■□●○■□●○
*۳. در دام باورها*

■کودکی از مسئول سیرک پرسید: چرا فیلِ به این قدرت و بزرگی را با طنابی چنین سُست و ضعیف بسته اید؟ فیل می تواند با یک حرکت، طناب را پاره کرده و به راحتی خودش را آزاد کند. این خیلی خطرناک است!

□صاحب فیل گفت: این فیل چنین کاری نمی تواند بکند. چون این فیل با این طناب ضعیف بسته نشده است؛ فیل با یک ذهنیت و تصوّر خیلی قوی در ذهنش بسته شده است.

●کودک پرسید: چطور چنین چیزی امکان دارد؟ صاحب فیل گفت: وقتی که این فیل بچه بود، مدتی آن را با یک طناب بسیار محکم بستیم. تلاش زیاد فیل برای رهایی اش هیچ اثری نداشت... و از آن موقع دیگر تلاشی برای آزادی نکرده است. فیل یاد گرفته و به این باور رسیده است که نمی تواند این طناب را پاره کند!

○شاید هر کدام از ما نیز با نوعی فکر و ذهنیت به بند کشیده شده ایم که مانع حرکت ما به سوی پیروزی است.... باورهایتان را تغییر دهید تا دنیایتان تغییر کند! باورهای دام گونه خود را کشف کنید و گره های آن را از وجود خود باز کنید تا پرواز را تجربه کنید.
■□●○■□●○
*۴. سفید یا سیاه!*

■کوفی عنان، دبیر کلّ سابق سازمان ملل، خاطره زیر را از دوران تحصیل خود بازگو نموده است:
□روزی معلّم ما با کاغذی وارد کلاس شد و آن را در وسط تخته چسباند. کاغذ سفیدی که لکّه سیاهی در میان آن نمایان بود. سپس به آن اشاره کرد و از شاگردان پرسید: *بچه ها چه می بینید؟*

●همگی یک صدا فریاد زدند: لکّه سیاه!

○معلّم کمی دیگر به کاغذ نگریست. سپس نگاهش را از آن برداشت و رو به بچه ها گفت: در میان این همه سفیدی شما فقط لکه سیاه را می بینید؟

■از آن روز به بعد تمام تلاشم را کردم که *سفیدی ها را بیشتر و با دقّت بیشتر بنگرم.*
■□●○■□●○
*۵. نگاه خود را تغییر دهید تا دنیای شما تغییر کند!*

■روزی مرد نابینایی روی پلّه‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو نوشته شده بود: *من نابینا هستم لطفاً بمن کمک کنید.*

□روزنامه نگار خلّاقی از کنار او میگذشت. نگاهی به او انداخت. دید فقط چند سکّه داخل کلاه است. او چند سکّه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد نابینا اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت؛ آن را برگرداند و جمله دیگری روی آن نوشت. تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.

●عصر آن روز، روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد نابینا پر از سکّه و اسکناس شده است. مرد نابینا از صدای قدم های وی، او را شناخت و خواست بپرسد بر روی آن تابلو چه نوشته است؟!

○روزنامه نگار روی تابلو نوشته بود: *_فصل بهار است، امّا من از دیدن زیبایی های آن محروم هستم ..._*

■وقتی کارتان به خوبی پیش نمی رود *استراتژی* خود را تغییر دهید. خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد.
_______
*بازنشر پیام = گسترش دانایی*
_______
💠 *تلگرام*
https://news.1rj.ru/str/gahname_modir
👨‍💻 *سایت*
http://gahnamemodir.ir/
👩‍💻 *اینستاگرام*
www.instagram.com/gahname_modir
_________
🟨🟩🟦🟪🟫🟥🟧
مدیا کانورتورهای HDMI+AUX+USB به فیبر نوری
محصول جدید گروه ABM
جهت سفارش یا کسب اطلاعات بیشتر لطفا با شماره ۰۴۱۳۵۵۵۶۳۵۵ تماس حاصل فرمایید.
@binamachine
VID-20231008-WA0020.mp4
1.5 MB
مدیا کانورتورهای HDMI+AUX+USB به فیبر نوری
محصول جدید گروه ABM
جهت سفارش یا کسب اطلاعات بیشتر لطفا با شماره ۰۴۱۳۵۵۵۶۳۵۵ تماس حاصل فرمایید.
@binamachine
VID-20231206-WA0018.mp4
6.8 MB
📀📽💡 با ماژول های SFP ABM ارتباط پایدار داشته باشید