چِری. – Telegram
چِری.
164 subscribers
801 photos
130 videos
24 links
این من نیستم، من واقعی الان ایتالیاست.

http://t.me/HidenChat_Bot?start=1140962115
Download Telegram
این فردی که اینجا میبیند تصمیم گرفته بود قبل دیدن یک فیلمی کتابش رو بخونه و الان در افسردگی به سر میبره.
به احتمال خیلی زیاد همتون the shining رو دیدید. من خودم ندیده بودم و خب تصمیم گرفتم که اول کتابش رو بخونم و بعد برم سراغ فیلمش و واقعا بابت این تصمیم خیلی خرسندم حالا میگید چرا؟
به احتمال کسایی که اول کتاب رو خوندن و طرفدار رمان استیون کینگ هستن قبل اینکه من توضیح بدم میدونن چرا ولی من الان دارم میمیرم برای توضیح دادن ببخشید😭
اگه بخوام از همین اول یه جمع بندی کوتاه بگم راجع بهش اون این هستش که اگه فیلم کمی بیشتر با روند کتاب جلو میرفت، با توجه به بازیگریی که توش توسط جک نیکلسون و شلی دووال انجام شد تبدیل به یک فیلم واقعا موفق تر از این میشد و اینکه بگم تو زمان خودش یعنی تو سال 80 مثل اینکه اول کاملا ایگنور شد حتی توسط اسکار و بعد ها کمی شروع به معروف شدن کرده و جدا از این ها تا اونجایی که من فهمیدم خود استیون کینگ از این اثر بیزار و متنفره.
من زیاد تو توضیح دادن خوب نیستم ولی سعی خودم رو میکنم کلمات درستی انتخاب کنم پس از الان ببخشید. (و اینکه اگه فیلم رو ندیدید این رو نخونید چون توش اسپویل داره).

میدونم خیلی از کتاب ها وجود داره که با فیلمی‌ که ازش الهام گرفته میشه تفاوت داره ولی چیزی که بیشتر من رو امروز ناراحت کرد این بود که واقعا جزئیات نبودن که وارد فیلم نشده بودن بلکه انگار پایه وجود داشت ولی کوبریک (کارگران) تقریبا تمام صحنه های شاهکار و ترسناک کتاب رو گذاشته بود کنار و فقط چند تاشون وجود داشت تو فیلم، خیلی چیزاش تغییر کرده بود و یه سری چیزا هم اضافه شده بودن.
به عنوان مثال دنی تو فیلم اونجوری که من انتظار داشتم بهش اشاره نشده بود و جک کاملا مین کرکتر بود این درحالیه که دنی تو کتاب بیشتر روش فوکس شده.

دنی علم غیب داشت و میتونست افکار ادم هارو بخونه، دوست خیالیش تونی همیشه از آینده بهش خبر میداد درحالی که تونی رو همیشه از دور ملاقات میکرد و نمیتونست از نزدیک اون رو ببینه و آخر کتاب وقتی موفق شد اون رو از نزدیک ببینه متوجه شد تونی قسمتی از خودش و کامل شبیه به خودشه.
این همه درحالی هست که تونی از ابتدای فیلم به گفته خود دنی توی دهنش زندگی میکنه و جزوی از خودشه با اینکه هنوزم همه فکر میکردن که دوست خیالیشه.

یه سری صحنه ها همونطور که گفتم از توی فیلم کامل حذف شدن؛ مثلا طی یه سال هایی هتل اوولوک محل اقامت مافیا بوده و توی یکی از اتاق ها که چشم اندازه زیبایی داشته، فکر میکنم سربازی توسط شلیک به سرش کشته میشه و دنی که به کمک علم غیبی که داشت میتونست جنازش رو توی اون اتاق ببینه درست مثل زنی که توی وان حموم تو اتاق 217 خودکشی کرده بود.
توی فیلم شماره اتاق رو به 237 تغییر داده بودن به این دلیل که مردم بعد ها برای اجاره اون سوییت اقدام کنن چون اتاقی به شماره 237 اصلا تو هتل وجود نداشت که با این حال بازم تقاضا برای اون اتاق بیشتر بود.
پرچین های رو به روی هتل و مقابل زمین بازی و زمین راک که توی فیلم به شکل هزار تو نمایش داده شده بود. توی کتاب این پرچین ها حرکت میکردن و محافظ های هتل به حساب میومدن.
پرچین ها و بچه ای که اونجا مرده بود و دنی یکبار که توسط پرچین ها مورد حمله قرار گرفته بود تونسته بود ببینتش.

تغييرات توی فیلم هم زیاد بود به عنوان مثال جک توی کتاب به جای استفاده از تبر برای کشتن وندی از چوب چوگان استفاده کرد و حتی دنده وندی رو شکونده بود باهاش به وندی و هالوران اسیب زده بود. هالوران توسط جک کشته میشه ولی داخل کتاب زنده میمونه و برای فرار به دنی و وندی کمک میکنه و حتی نزدیک بود که توی دام هتل مثل جوری که جک افتاد بیوفته.

صحبت از جک که میشه معادلاتم بیشتر بهم میخوره. من خیلی دوست داشتم ارتباط صمیمانه جک و دنی رو اینجوری که وندی تو کتاب بهش حسادت میکرد ببینم ولی نه تنها این ارتباط زیاد چشمگیر نبود بلکه روند تسخیر شدن جک توسط هتل خیلی سریع اتفاق افتاد.

و من اون قسمت هایی رو ندیدم که جک در مقابل تفکراتش برای کشتن وندی و زدنش مقاومت میکنه و همیشه ازش بابت رفتاری که باهاش داره معذرت خواهی میکنه.
مهم تر از اون عادت پاک کردن دهنش توسط دستمال درحالی که نوشیدن رو ترک کرده بود و و و... (صحنه های استفاده‌ نشده انقدر زیاد هست که بتونم تا صبح بگم)
کوبریک کلا فقط چند تا لطف در حق این فیلم کرده که و این جدی اعصاب خورد کن به نظر میرسه ولی به احتمال زیاد نه از نظر کسی که اولین کاری کرده دیدن فیلم بوده.
اینم بگم که شلی دووال طی ضبط فيلم خیلی بهش فشار وارد میشده. از درست بودن همش مطمئن نیستم ولی خوندم یجا انقدری گریه کرده بوده و استرس بهش وارد شده بود که موهاش شروع به ریختن کرده بود.
و تو سکانسی که جک با تبر داره در رو میشکونه بهش از ضربات در اطلاع داده نمیشده که ترسی که ایجاد میشه کاملا واقعی باشه.
تمرین جیغ هاش باعث شده بوده به حنجره‌ش اسیب وارد شه و کسیم اجازه نداشته بهش دلداری بده که توی کرکتر بمونه.
راستی بچه ها دوتا صحنه هم داره که به احتمال زیاد بهتون نشونش بدم میدونید کجا دیدنش.
راستی این رو هم بگم که اخر کتاب، داستان اینطوری به پایان میرسه که هتل اورلوک به خاطر شوفاژ که مهم ترین قسمت کتاب بود و بهش اشاره ای نشد میترکه و میسوزه و جک اون داخل همراه با اورلوک از بین میره.
نکته دیگه اینکه فکر کنم اون هتله که توش بازی کردن هم تو واقعیت آتیش گرفته و دلیلش مشخص نشده😂😭.