Forwarded from KAZ 2Y5 🔪
these are the most perfect shots in the world to me idek why
Forwarded from like a tattoo (blue)
چِری.
Photo
--- این نقاشی که تو این تصویر میبینید توسط Gerard de lairesse کشیده شده و داستان پشتش یکم ریلیت میکنه با مرگ ابیگیل.
داستان برمیگرده به جنگ تروا، وقتی که سپاه یونانی ها اماده حمله با کشتی هاشون بودند ولی به علت باد نامساعد نمیتونن که ادامه بدن.
خیلی خلاصهش میکنم، این بین که سپاهیان متوقف شده بودن میزنن اشتباهی یه گوزنی رو میکشن که متعلق به آرتمیس بود و کلا نزد یونانی ها خیلی اهمیت والایی داشته.
حالا چی میشه؟ آرتمیس و این پرسشگرانش ناراحت میشن و میگن بادی وزیده نمیشه مگر اینکه قربانی تو راه ارتمیس صورت بگیره.
آگاممنون هم که پادشاه بوده و میخواسته به قدرت برسه یه نامه میزنه به همسرش میگه بیا برای دختر بزرگمون که ایفیگنیا باشه همسر در نظر گرفتم ولی در اصل میخواسته ایفیگنیا رو قربانی کنه. ولی باز هم در حین اینکه اینا توی مسیر بودن عشق پدر به فرزندی آگاممنون اجازه این قربانی شدن رو نمیده و دوباره برای همسرش نامه میفرسته که از شانس بدشونم ادیسه مانع رسیدن این نامه میشه.
وقتی ایفیگنیا میرسه با آشیل (همونی که مثلا قرار بود شوهرش بشه) صحبت میکنه و ماجرا رو میفهمه. آگاممنون برای مدتی سعی میکنه که ایفیگنیا رو قایم کنه ولی در نهایت مردم یونان که ناراضی از شرایط بودن پیداش میکنن و سرانجام آرتمیس، ایفیگنیا رو به بالای کوهی میبرن و ایفیگنیا مثل یه بره مظلوم کشته میشه.
طبق نوشته های هومر گفته شده که آگاممنون تو لحظات آخر پشیمون شده بوده ولی نمیتونه خودش رو به موقع برسونه.
داستان برمیگرده به جنگ تروا، وقتی که سپاه یونانی ها اماده حمله با کشتی هاشون بودند ولی به علت باد نامساعد نمیتونن که ادامه بدن.
خیلی خلاصهش میکنم، این بین که سپاهیان متوقف شده بودن میزنن اشتباهی یه گوزنی رو میکشن که متعلق به آرتمیس بود و کلا نزد یونانی ها خیلی اهمیت والایی داشته.
حالا چی میشه؟ آرتمیس و این پرسشگرانش ناراحت میشن و میگن بادی وزیده نمیشه مگر اینکه قربانی تو راه ارتمیس صورت بگیره.
آگاممنون هم که پادشاه بوده و میخواسته به قدرت برسه یه نامه میزنه به همسرش میگه بیا برای دختر بزرگمون که ایفیگنیا باشه همسر در نظر گرفتم ولی در اصل میخواسته ایفیگنیا رو قربانی کنه. ولی باز هم در حین اینکه اینا توی مسیر بودن عشق پدر به فرزندی آگاممنون اجازه این قربانی شدن رو نمیده و دوباره برای همسرش نامه میفرسته که از شانس بدشونم ادیسه مانع رسیدن این نامه میشه.
وقتی ایفیگنیا میرسه با آشیل (همونی که مثلا قرار بود شوهرش بشه) صحبت میکنه و ماجرا رو میفهمه. آگاممنون برای مدتی سعی میکنه که ایفیگنیا رو قایم کنه ولی در نهایت مردم یونان که ناراضی از شرایط بودن پیداش میکنن و سرانجام آرتمیس، ایفیگنیا رو به بالای کوهی میبرن و ایفیگنیا مثل یه بره مظلوم کشته میشه.
طبق نوشته های هومر گفته شده که آگاممنون تو لحظات آخر پشیمون شده بوده ولی نمیتونه خودش رو به موقع برسونه.