•𝑩𝒍𝒖𝒆 𝑺𝒑𝒓𝒊𝒏𝒈• – Telegram
•𝑩𝒍𝒖𝒆 𝑺𝒑𝒓𝒊𝒏𝒈•
36 subscribers
1.68K photos
211 videos
3 files
211 links
اینجا دنیای بهار آبیه و شما هم شکوفه های بهار منین


اگه مایل به گپ زدن با من بودی👇🏻
@BlueSpring_02bot
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from روانشناسی (:
خطاب به آیندگان؛
اگر الان اوضاع خوب است، قدرش را بدانید، نسل ۷۰ و ۸۰ در اوجِ جوانی تاوانش را داد،
با جان، مال و سلامتِ روان...

@RavanShnnasi
(البته هنوز تکمیل نشده)
پیشگیری از ترومای روانی و PTSD:
مواردی که برای این روزها بهش احتیاج پیدا می‌کنیم

دیدن صحنه‌های دلخراش، شوک‌آور یا تهدیدکننده، می‌تواند روان را دچار تروما کند.
حتی اگر «مستقیم» در خطر نبوده‌اید.
حتی اگر فقط «شاهد» بوده‌اید.
حتی اگر فقط فیلم یا تصویر دیده باشید.

از نگاه روان‌شناسی، تروما نتیجه‌ی ضعف نیست؛ نتیجه‌ی مواجهه‌ سیستم عصبی با موقعیتی است که از توان پردازش آن لحظه فراتر بوده.

بعد از چنین اتفاقاتی، ممکن است این واکنش‌ها را تجربه کنی:
▫️ تصاویر یا صداهایی که ناگهان برمی‌گردند
▫️ بی‌خوابی یا کابوس
▫️ اضطراب، تپش قلب، گوش‌به‌زنگی
▫️ کرختی، بی‌حسی یا قطع ارتباط با احساسات
▫️ اجتناب و دوری از آدم‌ها و مکان‌ها
▫️ زودرنجی یا انفجار خشم

این‌ها، علائم «دیوانه شدن» نیستند؛
واکنش‌های طبیعی مغز به تهدید است.

📌 برای پیشگیری از تثبیت تروما و کمک به ترمیم روان، این کارها مهم‌اند:

*⃣ مواجهه را متوقف کن.
اگر صحنه‌های دلخراش دیده‌ای:
▫️ ویدیوها و تصاویر را دوباره نبین
▫️ اخبار را محدود و هدفمند دنبال کن
مغز تروما را با تکرار، عمیق‌تر ثبت می‌کند. خود را در معرض «باز ترومازاسیون» قرار ندهید.

*⃣ بدن را به «اینجا و اکنون» برگردان.
تروما، ذهن را در گذشته منجمد می‌کند.
▫️ لمس اشیای اطراف
▫️ توجه به تنفس
▫️ حرکت آرام بدن
این‌ها پیام امنیت به سیستم عصبی می‌دهند.

*⃣ درباره تجربه‌ات حرف بزن؛ با آدم امن.
نه برای تحلیل، بلکه برای *دیده شدن*.
سکوت طولانی، تروما را درون‌زا می‌کند.

*⃣ به واکنش‌هایت معنا بده، نه برچسب.
به‌جای «من ضعیف شدم»،
بگو: بدنم دارد از من محافظت می‌کند.

*⃣ انتظار نداشته باش سریع «عادی» شوی.
ترمیم روان، زمان می‌خواهد.
فشار برای زود خوب شدن، روند بهبود را کند می‌کند.

*⃣ اگر علائم شدید یا ماندگار شدند، کمک تخصصی بگیر.
روان‌درمانی تروما، برای همین موقعیت‌ها طراحی شده.
کمک گرفتن نشانه بلوغ است، نه ناتوانی.

در روزهایی که جامعه زخم‌خورده است،
مراقبت از روان، یک ضرورت است.

اگر چیزی دیده‌ای یا تجربه کرده‌ای که هنوز در بدنت مانده،
بدان که باید برای بهبودش کاری کنی.
این واکنش‌ها، قابل فهم و قابل درمان‌اند.


@media_aramesh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Alice: I don't love you anymore
دیگه دوستت ندارم

Dan: Since when?
از کی؟

Alice: Now. Just now. I don‘t want to lie. Can't tell the truth, so it's over
از الان، همین الان. نمی‌خوام بهت دروغ بگم. نمی‌تونم هم حقیقتو بگم، پس تمومه

Dan: It doesn't matter. I love you. None of it matters
مهم نیست، من دوستت دارم. هیچ کدوم مهم نیست

Alice: Too late. I don't love you anymore. Goodbye
خیلی دیر شده، دیگه دوستت ندارم. خداحافظ
Here's the truth, so now you can hate me. Larry fucked me all night. I enjoyed it. I came. I prefer you. Now go
حقیقت اینه، لری تمام شب با من بود. کلی هم لذت بردم. ارضا شدم. و تو رو هم ترجیح می‌دم. حالا می‌تونی ازم متنفر باشی. دیگه برو

Dan: I knew that. He told me
می‌دونستم. اون بهم گفت

Alice: You knew?
می‌دونستی؟

Dan: I needed to hear it from you
باید از خودت می‌شنیدم

Alice: Why?
چرا؟

Dan: Because he might have been lying. I had to hear it from you
چون ممکن بود دروغ گفته باشه. باید از خودت می‌شنیدم

Alice: I would never have told you, because I know you would have never forgived me
هیچ وقت بهت نمی‌گفتم، چون می‌دونم هرگز منو نمی‌بخشی

Dan: I would. I have
می‌بخشم. بخشیدم

Alice: Why did he tell you?
اصلا چرا بهت گفت؟

Dan: Because he's a bastard
چون حروم زاده ست

Alice: How could he?
چطور تونست؟

Dan: Because he wanted this to happen
چون می‌خواست این اتفاق بیفته

Alice: But why test me?
ولی اصلا چرا منو آزمایش کرده؟

Dan: Because I'm an idiot
چون من یه احمقم

Alice: Yes. I would have loved you... forever. Now, please go
آره. همیشه دوستت داشتم... تا ابد... حالا دیگه لطفا برو

Dan: Don't do this, Alice. Talk to me
این کارو نکن، آلیس. با من حرف بزن

Alice: I am talking. Fuck off
دارم حرف می‌زنم. گمشو

Dan: No I'm sorry. You misunderstand! I didn't mean to
نه ببخشید. اشتباه متوجه شدی! منظورم این نبود

Alice: Yes you did
چرا بود

Dan: I love you!
عاشقتم

Alice: Where?
کجاست؟

Dan: What?
چی؟

Alice: Show me! Where is this love? I... I can't see it, I can't touch it. I can't feel it. I can hear it. I can hear some words, but I can't do anything with your easy words
Whatever you say is too late
بهم نشونش بده! این عشق کجاست؟ من... نمی‌بینمش، نمی‌تونم لمسش کنم. نمی‌تونم حسش کنم. می‌شنومشون. یه چیزایی می‌شنوم، ولی نمی‌تونم با ساده‌ ترین کلماتت هم کاری کنم
هر چی هم بگی دیگه خیلی دیر شده

Dan: Please, don't do this!
لطفا، این کارو نکن!

Alice: It's done
دیگه شده

Now, please go, or I'll call security
حالا لطفا برو، یا امنیت رو صدا می‌کنم

Dan: No, you're not in a strip club, there is no security
Why did you fuck him?
نه، اینجا کلاب استریپ نیست، تیم امنیتی ای هم نداره
چرا باهاش بودی؟

Alice: I wanted to
دلم میخواست

Dan: Why?!
چرا؟!

Alice: I desired him
دلم خواست

Dan: Why?!
چرا؟!

Alice: You weren't there!
تو که اونجا نبودی!

Dan: Why him?!
چرا اون؟

Alice: He asked me nicely
مودبانه ازم درخواست کرد

Dan: You're a liar
دروغ میگی

Alice: So?
خب که چی؟

Dan: Who are you?
تو کی هستی؟

Alice: I'm no one!
هیچ کسی نیستم!
شهر گردی + باران + موسیقی ملیح = تراپی
تو فکر کامبک ام
ولی چه کامبکی؟
اینو وقتی انجامش دادم میفهمین
ولی اتفاقات اخیر باعث شده به این پی ببرم که چقدر زندگی ارزشمنده
پس بهتره کارایی که دوست دارمو انجام بدم
بیاین بدون پشیمونی کارایی که دوست داریمو انجام بدیم~
حتی اگه قراره پشیمونی هم باشه، فکر میکنم پشیمونی برای انجام دادنش بهتر از پشیمونی برای انجام ندادنش باشه
لااقل تلاشتو کردی
چطوری واقعا میخوان از این نسل که از دین خوشش بیاد وقتی که قانونی که به اسم اسلامه داره خلاف اسلام میره با اذان صبح که خدا بزنه به کمرشون جوون این کشور رو میکشن با لبیک تیر بارون میکنن شما از داعش نجس ترین بخدا گناهه تو این کشور بچه دارن شدن