𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
از صفحات کتاب کلکسیونر :
میدانم او شیطان است و میخواهد دنیایی را نشانم دهد که میتواند مال من باشد ولی من خودم را به او نمیفروشم.
میدانم او شیطان است و میخواهد دنیایی را نشانم دهد که میتواند مال من باشد ولی من خودم را به او نمیفروشم.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
از صفحات کتاب کلکسیونر :
-درباره من چه خیال بافی هایی کردی؟
+همه جور
-جنسی؟
دوست داشت همینطور ادامه دهد. ول نمیکرد.
-درباره من چه خیال بافی هایی کردی؟
+همه جور
-جنسی؟
دوست داشت همینطور ادامه دهد. ول نمیکرد.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
نظرات درمورد کتاب کلکسیونر:
این کتابیه که توش دیوانگی موج میزنه. من عاشق داستانهاییم که فضای تیره داره و شخصیت اصلی سلامت روانی نداره.🌚
اتفاقا کلکسیونر هم داستان یه مرد مجنون اما بسیار مودب و مقرراتیه که تو خیالش با عشقش زندگی میکنه و بعد از برنده شدن پول اون خیال رو عملی میکنه!🔥
این کتابیه که توش دیوانگی موج میزنه. من عاشق داستانهاییم که فضای تیره داره و شخصیت اصلی سلامت روانی نداره.🌚
اتفاقا کلکسیونر هم داستان یه مرد مجنون اما بسیار مودب و مقرراتیه که تو خیالش با عشقش زندگی میکنه و بعد از برنده شدن پول اون خیال رو عملی میکنه!🔥
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
از صفحات کمیک بوک Sarah's Scribbles: جوری که من اتاقمو تمیز میکنم *---*
هرکی این مدلی نیست
از ما نیست😂🤣
از ما نیست😂🤣
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
از صفحات کتاب کلکسیونر :
هنوز بیهوش بود روی تخت. صحنه چشم گیری بود لباسش از روی یک شانه اش کنار رفته بود. نمیدانم چرا برانگیخته شدم. دیدن او که بیهوش افتاده بود آنجا باعث شد فکرهایی به سرم بزند.انگار نشان داده بودم ارباب واقعی کیست
هنوز بیهوش بود روی تخت. صحنه چشم گیری بود لباسش از روی یک شانه اش کنار رفته بود. نمیدانم چرا برانگیخته شدم. دیدن او که بیهوش افتاده بود آنجا باعث شد فکرهایی به سرم بزند.انگار نشان داده بودم ارباب واقعی کیست
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
تاحالا شده از, از دست دادن چیزی بترسید؟
پسر داستان ما با توانایی خاصی پا به این دنیا گذاشت. هدیه خاص سرنوشت, حس بویایی فوق العادش بود...
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
تاحالا شده بویی شما رو به خاطرات بچگیتون ببره؟
اون فهمید که بو ها همیشگی نیستن. از اونجایی که وقتی چند ماهه بود مادرش اونو به یه پرورشگاه سپرد دیگه عطر مادرش رو حس نکرد...
و برای فراموش کردن بوی بد جایی که برای اولین بار چشمهاش رو توش باز کرده بود دنبال خوش بو ترین عطرها, تمام جهان رو وجب کرد...
فقط برای فراموش کردن عطر گذشته!
و برای فراموش کردن بوی بد جایی که برای اولین بار چشمهاش رو توش باز کرده بود دنبال خوش بو ترین عطرها, تمام جهان رو وجب کرد...
فقط برای فراموش کردن عطر گذشته!
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اون فهمید که بو ها همیشگی نیستن. از اونجایی که وقتی چند ماهه بود مادرش اونو به یه پرورشگاه سپرد دیگه عطر مادرش رو حس نکرد... و برای فراموش کردن بوی بد جایی که برای اولین بار چشمهاش رو توش باز کرده بود دنبال خوش بو ترین عطرها, تمام جهان رو وجب کرد... فقط…
بزرگ میشه و کارش رو توی دباغی شروع میکنه و بعد شاگرد یک عطرساز پیر ایتالیایی میشه تا خودش عطر مورد علاقهش رو بسازه.
با شناخت فوق العادهش از بوها و ترکیب کردنشون میتونه بهترین عطر دنیا رو بسازه!
با شناخت فوق العادهش از بوها و ترکیب کردنشون میتونه بهترین عطر دنیا رو بسازه!
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
بزرگ میشه و کارش رو توی دباغی شروع میکنه و بعد شاگرد یک عطرساز پیر ایتالیایی میشه تا خودش عطر مورد علاقهش رو بسازه. با شناخت فوق العادهش از بوها و ترکیب کردنشون میتونه بهترین عطر دنیا رو بسازه!
اما بعد از مدتی متوجه شد که دیگه جمع کردن بوتای گلها و مرکبات راضیش نمیکنه... هنوز بوهای زیادی بود که میخواست نگهشون داره, دیگه حاضر نبود هیچ بویی رو از دست بده!
عمر خیلی چیزها کوتاهه اما عطرشون توی یادها میمونه... چیزی که اون نیاز داشت راهی بود که اون عطرهای خاص رو حفظ کنه...
شاید... شاید با عطری مثل بوی انسان!
عمر خیلی چیزها کوتاهه اما عطرشون توی یادها میمونه... چیزی که اون نیاز داشت راهی بود که اون عطرهای خاص رو حفظ کنه...
شاید... شاید با عطری مثل بوی انسان!
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اما بعد از مدتی متوجه شد که دیگه جمع کردن بوتای گلها و مرکبات راضیش نمیکنه... هنوز بوهای زیادی بود که میخواست نگهشون داره, دیگه حاضر نبود هیچ بویی رو از دست بده! عمر خیلی چیزها کوتاهه اما عطرشون توی یادها میمونه... چیزی که اون نیاز داشت راهی بود که اون عطرهای…
پس تصمیم میگیره آزمایشات خودش رو شروع کنه... دخترهایی که عطر خوبی رو توی شهرشون دارن رو بدزده تا بتونه از رایحه بدنشون عطر بسازه...
قاتل جدید که توی شب قدم برمیداره...وحشت به صورت بی روح شهر میاد...
اول از موارد به ظاهر بی اهمیتی مثل گمشدن روسپی ها شروع میشه و کم کم دخترهای دیگه هم شروع به ناپدید شدن میکنن
قاتل جدید که توی شب قدم برمیداره...وحشت به صورت بی روح شهر میاد...
اول از موارد به ظاهر بی اهمیتی مثل گمشدن روسپی ها شروع میشه و کم کم دخترهای دیگه هم شروع به ناپدید شدن میکنن
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
پس تصمیم میگیره آزمایشات خودش رو شروع کنه... دخترهایی که عطر خوبی رو توی شهرشون دارن رو بدزده تا بتونه از رایحه بدنشون عطر بسازه... قاتل جدید که توی شب قدم برمیداره...وحشت به صورت بی روح شهر میاد... اول از موارد به ظاهر بی اهمیتی مثل گمشدن روسپی ها شروع…
زنگ خطر بزرگ توی شهر به صدا درمیاد.
'شب تا بیرون نیایید. از دخترهاتون محافظت کنید. درها رو قفل کنید!'
اما واقعا چیزی جلودار عطرساز هست؟
'شب تا بیرون نیایید. از دخترهاتون محافظت کنید. درها رو قفل کنید!'
اما واقعا چیزی جلودار عطرساز هست؟
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
زنگ خطر بزرگ توی شهر به صدا درمیاد. 'شب تا بیرون نیایید. از دخترهاتون محافظت کنید. درها رو قفل کنید!' اما واقعا چیزی جلودار عطرساز هست؟
چیزی که مردم نمیدونن اینه که عطرساز تو فکر تدارک برای خاص ترین و خوشبو ترین عطرشه. عطری بی مانند در دنیا و بزرگترین اثر هنریش.
و اما آخرین هدفش
خوشبوترین و زیباترین دختر شهر
کسی نیست جز دختر پادشاه!
بنظرتون موفق میشه؟
و اما آخرین هدفش
خوشبوترین و زیباترین دختر شهر
کسی نیست جز دختر پادشاه!
بنظرتون موفق میشه؟