𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
از صفحات کتاب شنای شبانه:
در مقایسه با تجاوز, پرداخت به موضوع قتل مثل آب خوردن است. همه مردم اتفاق نظر دارند که قتل شنیع است. نوبت به تجاوز که میرسد کمی صراحت مساله کم میشود.
در تاریخ کشور ما, تعدی به زنان همواره موضوعی عادی تلقی شده است.
در مقایسه با تجاوز, پرداخت به موضوع قتل مثل آب خوردن است. همه مردم اتفاق نظر دارند که قتل شنیع است. نوبت به تجاوز که میرسد کمی صراحت مساله کم میشود.
در تاریخ کشور ما, تعدی به زنان همواره موضوعی عادی تلقی شده است.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
من عاشق یه جنازه شدم!
اولین بار توی سردخونه بدن لختش رو دیدم !
تا به حال بدنی به این خوشتراشی ندیده بودم ..
پیکر به این زیبایی، حیف بود برای متلاشی شدن !🥀
تا به حال بدنی به این خوشتراشی ندیده بودم ..
پیکر به این زیبایی، حیف بود برای متلاشی شدن !🥀
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اولین بار توی سردخونه بدن لختش رو دیدم ! تا به حال بدنی به این خوشتراشی ندیده بودم .. پیکر به این زیبایی، حیف بود برای متلاشی شدن !🥀
لباس زیرش عجیبه، دستدوزه. البته حق هم داره. برای چنین سینههایی نمیشه سینهبند پیدا کرد.. نمونهی این سینهها رو فقط توی فیلم پورنهای ۲۰۰ سال پیش میشُد دید! ❌
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
لباس زیرش عجیبه، دستدوزه. البته حق هم داره. برای چنین سینههایی نمیشه سینهبند پیدا کرد.. نمونهی این سینهها رو فقط توی فیلم پورنهای ۲۰۰ سال پیش میشُد دید! ❌
این حرفها رو نسیم زد، مسئول سردخونه
.
من (شهریار، کاراگاه دایره جنایی،پلیس) ، توی حل یکی از پروندههام، عاشق نیلوفر شدم، دختری که خودکشی کرده و میگن خودش رو از پشت بوم انداخته پایین ! اما من باور نمیکنم ..‼️
.
من (شهریار، کاراگاه دایره جنایی،پلیس) ، توی حل یکی از پروندههام، عاشق نیلوفر شدم، دختری که خودکشی کرده و میگن خودش رو از پشت بوم انداخته پایین ! اما من باور نمیکنم ..‼️
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
این حرفها رو نسیم زد، مسئول سردخونه . من (شهریار، کاراگاه دایره جنایی،پلیس) ، توی حل یکی از پروندههام، عاشق نیلوفر شدم، دختری که خودکشی کرده و میگن خودش رو از پشت بوم انداخته پایین ! اما من باور نمیکنم ..‼️
200 سال پیش، بعد از سال سم، شهر تهران برای همیشه از وجود عشق محروم شد..
مافیای شرکتهای فروش عشق، دارن از این فرصت سوء استفاده میکنن و با یه قیمت گزاف، "عشق" میفروشن !!
یه عالمه آمپول و هورمون که معلوم نیست چیان رو تزریق میکنن به مردم بیچاره..
.
مافیای شرکتهای فروش عشق، دارن از این فرصت سوء استفاده میکنن و با یه قیمت گزاف، "عشق" میفروشن !!
یه عالمه آمپول و هورمون که معلوم نیست چیان رو تزریق میکنن به مردم بیچاره..
.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
200 سال پیش، بعد از سال سم، شهر تهران برای همیشه از وجود عشق محروم شد.. مافیای شرکتهای فروش عشق، دارن از این فرصت سوء استفاده میکنن و با یه قیمت گزاف، "عشق" میفروشن !! یه عالمه آمپول و هورمون که معلوم نیست چیان رو تزریق میکنن به مردم بیچاره.. .
مادر من هم صاحب یکی از همین شرکتهاست
ما هم یکی از اون خونوادههای پولدار شرقنشین بودیم، با خونهی استخردار و کُلی خدم و حشم
اما من از این بیزینس کثیفشون حالم به هم میخوره🤦♂
ما هم یکی از اون خونوادههای پولدار شرقنشین بودیم، با خونهی استخردار و کُلی خدم و حشم
اما من از این بیزینس کثیفشون حالم به هم میخوره🤦♂
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
مادر من هم صاحب یکی از همین شرکتهاست ما هم یکی از اون خونوادههای پولدار شرقنشین بودیم، با خونهی استخردار و کُلی خدم و حشم اما من از این بیزینس کثیفشون حالم به هم میخوره🤦♂
یه پلیس ساده شدم👮♂
و مجبور شدم برم توی خونههای کثیف غرب، جایی که همه مردم کارهای سخت و طاقتفرسا انجام میدن..
و مجبور شدم برم توی خونههای کثیف غرب، جایی که همه مردم کارهای سخت و طاقتفرسا انجام میدن..
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
یه پلیس ساده شدم👮♂ و مجبور شدم برم توی خونههای کثیف غرب، جایی که همه مردم کارهای سخت و طاقتفرسا انجام میدن..
مامان اصرار داره با بهار، عشق بخرم
با دختری که اون هم شرکت عشق داره !
میدونم مامان به فکر من نیست و فقط به فکر گسترش بیزینس خودشه :)))🍁
با دختری که اون هم شرکت عشق داره !
میدونم مامان به فکر من نیست و فقط به فکر گسترش بیزینس خودشه :)))🍁
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
مامان اصرار داره با بهار، عشق بخرم با دختری که اون هم شرکت عشق داره ! میدونم مامان به فکر من نیست و فقط به فکر گسترش بیزینس خودشه :)))🍁
یه کم وسوسه شدم تا این پیشنهاد رو قبول کنم.. چون میخوام از کاراشون سر در بیارم ! بدونم چه کثافتی پشتِ این شرکتهاست.. چجوری دارن مردم رو بدبخت میکنن.. اینجوری شاید بتونم مدرکی علیهشون گیر بیارم و درِ این شرکتها رو تخته کنم !
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
یه کم وسوسه شدم تا این پیشنهاد رو قبول کنم.. چون میخوام از کاراشون سر در بیارم ! بدونم چه کثافتی پشتِ این شرکتهاست.. چجوری دارن مردم رو بدبخت میکنن.. اینجوری شاید بتونم مدرکی علیهشون گیر بیارم و درِ این شرکتها رو تخته کنم !
وسط این همه بدبختی، به پرونده مرگ عجیب نیلوفر بر خوردم.. دختر عجیبی که توی این دوره زمونهای که دیگه کاغذ پیدا نمیشه، با قلم و کاغذ مینوشت و کتاب کاغذی داشت ! امروزه اصلا کتاب کاغذی پیدا نمیشه، اگه هم پیدا بشه خیلییی گرونه. اما نیلوفر یه کتابخونه بزرگ داره! این همه پول از کجا به دست یه دختر جَوون رسیده؟💸
.
.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
وسط این همه بدبختی، به پرونده مرگ عجیب نیلوفر بر خوردم.. دختر عجیبی که توی این دوره زمونهای که دیگه کاغذ پیدا نمیشه، با قلم و کاغذ مینوشت و کتاب کاغذی داشت ! امروزه اصلا کتاب کاغذی پیدا نمیشه، اگه هم پیدا بشه خیلییی گرونه. اما نیلوفر یه کتابخونه بزرگ داره!…
یه جای کار میلنگه. چرا سینههاش انقدر رشد کردن؟ نکنه توی پرورشگاه بیش از حد بهش هورمون زدن؟ نکنه عشق خریده؟ اگه عشق خریده، چرا باید خودکشی کنه؟
.
.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
یه جای کار میلنگه. چرا سینههاش انقدر رشد کردن؟ نکنه توی پرورشگاه بیش از حد بهش هورمون زدن؟ نکنه عشق خریده؟ اگه عشق خریده، چرا باید خودکشی کنه؟ .
نکنه مرگ نیلوفر، به شرکتهای عشق ربط داشته باشه ؟
اون پسری که توی خونهی نیلوفر اوردوز کرده کیه ؟
یعنی میخواست با اون پسر عشق بخره ؟!
اگه قبول کنم با بهار عشق بخرم، ممکنه بتونم از راز مرگ نیلوفر خبردار بشم ؟!
اون پسری که توی خونهی نیلوفر اوردوز کرده کیه ؟
یعنی میخواست با اون پسر عشق بخره ؟!
اگه قبول کنم با بهار عشق بخرم، ممکنه بتونم از راز مرگ نیلوفر خبردار بشم ؟!