𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚 – Telegram
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
14.6K subscribers
11K photos
2.21K videos
676 links
”اگه نمیخوای کتاب بخونی یعنی هنوز کتاب درست رو پیدا نکردی.“

سرچ کن #اعتماد.
نحوه سفارش: @BGiOrder.
ثبت سفارش: @BGiAdmin.

پیج اینستاگرام:
°• [ bookgraphi_

زمان پاسخگویی به پیام‌ها: 01-22 [فرقی نمیکنه چه ساعتی پیام بدید در این بازه بهتون پاسخ داده میشه]
Download Telegram
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
الریک ملنیبونی یکی از جذاب‌ترین و متفاوت‌ترین کتاب‌های فانتزی😍🤌🏻
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
با این کتاب به دنیایی سفر میکنید که حتی تا حالا توی تخیلتون هم ندیده بودید..

صفحه به صفحه‌ی این کتاب به جادو آغشته شده

پیشنهاد میکنم یه جای دنج و خلوت پیدا کنید و با خوندن این کتاب یک ماجراجویی فوق‌العاده به سرزمین جادویی ملنیبون داشته باشید
دوستان عزیز حجم پیامها زیاده صبور باشید پاسخ داده میشه🤍
"ولی آدم‌ها اصلاً متوجه نمی‌شوند. آدم‌ها هیچ‌وقت متوجهٔ هیچی نمی‌شوند."
-ناتور دشت | جی. دی. سلینجر
حضور مرگ همه موهامات را نیست و نابود میکند. مابچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگی نجات میدهد، و در ته زندگی اوست که ما را صدا میزند و بسوی خودش میخواند – در سن هائی که ما هنوز زبان مردم را نمیفهمیم اگر گاهی درمیان بازی مکث می کنیم، برای این است که صدای مرگ را بشنویم…
-بوف کور | صادق هدایت
یه قایق سرگردون روی دریاچه راز بزرگی رو حمل میکنه
جسد یه دختر ۱۶ ساله که دیگه قرار نیست به خونه برگرده🥀
خانواده اتون چقدر براتون مهمه؟🌿
Anonymous Poll
80%
خیلی زیاد
20%
مهم نیستن
اگر قرار باشه بین رویاهاتون و خانواده اتون انتخاب کنین...
Anonymous Poll
71%
رویاهام مهم ترین چیزن🥂
29%
بدون خانواده ام نمیتونم ادامه بدم..🥲
مارلین یه رویای بزرگ داشت، رویایی که به هیچ عنوان مورد تایید مادرش نبود💔
مارلین میخواست دکتر بشه، اما مادرش عقیده داشت دختر ها باید آشپزی و خونه داری یاد بگیرن و در نهایت یه شوهر خوب پیدا کنن👰🏻‍♀🥀
سرنوشت خیال دیگه ای براش داشت
مارلین مجبور شد درسش رو رها کنه🙂
برای بچه ای که داشت از وجودش تغذیه میکرد
و در نهایت، ازدواج کرد🍂
شانس اورد
با کسی ازدواج ‌کرد که دوستش داشت🌿
اما این زندگی، همسرش و بچه هایی که قرار بود داشته باشه، میتونستن حفره ی وجودشو پر کنن؟
پسرش نات، مایه ی افتخارشه
اون توی هاروارد درس میخونه و خدا میدونه که مارلین چقدر بهش افتخار میکنه🌾
اما دختر بزرگش، لیدیا... خب اون دختر سخت کوشیه، همونطور که باید باشه
دائم درس میخونه ولی یک بار درس فیزیکش رو افتاد
و مارلین همونطور که یه مادر وظیفه شناس باید رفتار کنه، مجبورش کرد کل تعطیلات کریسمس رو درس بخونه تا مطمئن بشه این اتفاق تکرار نمیشه🌱
و حالا، دختر بزرگش لیدیا، گم میشه...
مارلین همه جا رو دنبالش میگرده اما اثری ازش پیدا نمیکنه
پس زنگ میزنه به پلیس
و در نهایت پلیس جسد بی جون دخترش رو توی قایق سرگردون دریاچه پیدا میکنه🥀
پلیس میگه این یه خودکشی بوده و بیخیال میشه 👮‍♂
اما مارلین با سیگار و کاندومی که توی وسایل دخترش پیدا کرده نظر دیگه ای داره🌚
و عزمش رو جمع کرده تا از کسی که آینده ی درخشان دخترش رو تباه کرده پیدا کنه!