𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
الریک ملنیبونی یکی از جذابترین و متفاوتترین کتابهای فانتزی😍🤌🏻
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
با این کتاب به دنیایی سفر میکنید که حتی تا حالا توی تخیلتون هم ندیده بودید..
صفحه به صفحهی این کتاب به جادو آغشته شده✨
پیشنهاد میکنم یه جای دنج و خلوت پیدا کنید و با خوندن این کتاب یک ماجراجویی فوقالعاده به سرزمین جادویی ملنیبون داشته باشید
صفحه به صفحهی این کتاب به جادو آغشته شده✨
پیشنهاد میکنم یه جای دنج و خلوت پیدا کنید و با خوندن این کتاب یک ماجراجویی فوقالعاده به سرزمین جادویی ملنیبون داشته باشید
"ولی آدمها اصلاً متوجه نمیشوند. آدمها هیچوقت متوجهٔ هیچی نمیشوند."
-ناتور دشت | جی. دی. سلینجر
-ناتور دشت | جی. دی. سلینجر
حضور مرگ همه موهامات را نیست و نابود میکند. مابچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگی نجات میدهد، و در ته زندگی اوست که ما را صدا میزند و بسوی خودش میخواند – در سن هائی که ما هنوز زبان مردم را نمیفهمیم اگر گاهی درمیان بازی مکث می کنیم، برای این است که صدای مرگ را بشنویم…
-بوف کور | صادق هدایت
-بوف کور | صادق هدایت
اگر قرار باشه بین رویاهاتون و خانواده اتون انتخاب کنین...
Anonymous Poll
71%
رویاهام مهم ترین چیزن🥂
29%
بدون خانواده ام نمیتونم ادامه بدم..🥲
مارلین یه رویای بزرگ داشت، رویایی که به هیچ عنوان مورد تایید مادرش نبود💔
مارلین میخواست دکتر بشه، اما مادرش عقیده داشت دختر ها باید آشپزی و خونه داری یاد بگیرن و در نهایت یه شوهر خوب پیدا کنن👰🏻♀🥀
مارلین میخواست دکتر بشه، اما مادرش عقیده داشت دختر ها باید آشپزی و خونه داری یاد بگیرن و در نهایت یه شوهر خوب پیدا کنن👰🏻♀🥀
سرنوشت خیال دیگه ای براش داشت
مارلین مجبور شد درسش رو رها کنه🙂
برای بچه ای که داشت از وجودش تغذیه میکرد
و در نهایت، ازدواج کرد🍂
مارلین مجبور شد درسش رو رها کنه🙂
برای بچه ای که داشت از وجودش تغذیه میکرد
و در نهایت، ازدواج کرد🍂
شانس اورد
با کسی ازدواج کرد که دوستش داشت🌿
اما این زندگی، همسرش و بچه هایی که قرار بود داشته باشه، میتونستن حفره ی وجودشو پر کنن؟
با کسی ازدواج کرد که دوستش داشت🌿
اما این زندگی، همسرش و بچه هایی که قرار بود داشته باشه، میتونستن حفره ی وجودشو پر کنن؟
پسرش نات، مایه ی افتخارشه
اون توی هاروارد درس میخونه و خدا میدونه که مارلین چقدر بهش افتخار میکنه🌾
اون توی هاروارد درس میخونه و خدا میدونه که مارلین چقدر بهش افتخار میکنه🌾
اما دختر بزرگش، لیدیا... خب اون دختر سخت کوشیه، همونطور که باید باشه
دائم درس میخونه ولی یک بار درس فیزیکش رو افتاد
و مارلین همونطور که یه مادر وظیفه شناس باید رفتار کنه، مجبورش کرد کل تعطیلات کریسمس رو درس بخونه تا مطمئن بشه این اتفاق تکرار نمیشه🌱
دائم درس میخونه ولی یک بار درس فیزیکش رو افتاد
و مارلین همونطور که یه مادر وظیفه شناس باید رفتار کنه، مجبورش کرد کل تعطیلات کریسمس رو درس بخونه تا مطمئن بشه این اتفاق تکرار نمیشه🌱
و حالا، دختر بزرگش لیدیا، گم میشه...
مارلین همه جا رو دنبالش میگرده اما اثری ازش پیدا نمیکنه
پس زنگ میزنه به پلیس
و در نهایت پلیس جسد بی جون دخترش رو توی قایق سرگردون دریاچه پیدا میکنه🥀
مارلین همه جا رو دنبالش میگرده اما اثری ازش پیدا نمیکنه
پس زنگ میزنه به پلیس
و در نهایت پلیس جسد بی جون دخترش رو توی قایق سرگردون دریاچه پیدا میکنه🥀
پلیس میگه این یه خودکشی بوده و بیخیال میشه 👮♂
اما مارلین با سیگار و کاندومی که توی وسایل دخترش پیدا کرده نظر دیگه ای داره🌚
و عزمش رو جمع کرده تا از کسی که آینده ی درخشان دخترش رو تباه کرده پیدا کنه!
اما مارلین با سیگار و کاندومی که توی وسایل دخترش پیدا کرده نظر دیگه ای داره🌚
و عزمش رو جمع کرده تا از کسی که آینده ی درخشان دخترش رو تباه کرده پیدا کنه!