𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
سلام عزیزانم.💚 من امروز میخوام بهتون کتاب جدید معرفی کنم. موضوع کتاب امروز دربارهی زنانی هستش که تو این روزها شرایطشون رو خیلی درک میکنیم.
زنانی که زندگیشون و تصمیماتشون رو باید طبق قوانین عجیب غریب حکومت کشور بچینن!
و در کل جامعهای هستش که زنانش حق تصمیمگیری دربارهی هیچ چیزیرو ندارن…
و در کل جامعهای هستش که زنانش حق تصمیمگیری دربارهی هیچ چیزیرو ندارن…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
زنانی که زندگیشون و تصمیماتشون رو باید طبق قوانین عجیب غریب حکومت کشور بچینن! و در کل جامعهای هستش که زنانش حق تصمیمگیری دربارهی هیچ چیزیرو ندارن…
کتاب امروز، کتاب خیلی مهم، و قشنگیه…
پیشنهاد میکنم اصلا از دستش ندید.
دختری که قراره زندگیشو برای ما تعریف کنه، خودش چون تو جامعه خیلی مشکلات داشته، همیشه سعی کرده حامی بقیه زنان باشه، این روزهاهم از زنان ایرانی، حمایت کرده.🥲
پیشنهاد میکنم اصلا از دستش ندید.
دختری که قراره زندگیشو برای ما تعریف کنه، خودش چون تو جامعه خیلی مشکلات داشته، همیشه سعی کرده حامی بقیه زنان باشه، این روزهاهم از زنان ایرانی، حمایت کرده.🥲
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
کتاب امروز، کتاب خیلی مهم، و قشنگیه… پیشنهاد میکنم اصلا از دستش ندید. دختری که قراره زندگیشو برای ما تعریف کنه، خودش چون تو جامعه خیلی مشکلات داشته، همیشه سعی کرده حامی بقیه زنان باشه، این روزهاهم از زنان ایرانی، حمایت کرده.🥲
خلاصه که کتاب خیلی قشنگیه، موجودیشم ۲۵۰ جلده؛
الانم میخوام یکم از این کتاب براتون بگم.
الانم میخوام یکم از این کتاب براتون بگم.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
خلاصه که کتاب خیلی قشنگیه، موجودیشم ۲۵۰ جلده؛ الانم میخوام یکم از این کتاب براتون بگم.
وقتی من به دنیا اومدم مردم روستا به پدرم ابراز تاسف کردن و حتی تبریک هم نگفتن
در روستای ما وقتی پسری به دنیا میومد با شلیک تفنگ ابراز خوشحالی میکردن و جشن میگرفتن
اما وقتی دختری به دنیا میومد هیچکس تاسفش رو پنهان نمیکرد
در روستای ما وقتی پسری به دنیا میومد با شلیک تفنگ ابراز خوشحالی میکردن و جشن میگرفتن
اما وقتی دختری به دنیا میومد هیچکس تاسفش رو پنهان نمیکرد
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
وقتی من به دنیا اومدم مردم روستا به پدرم ابراز تاسف کردن و حتی تبریک هم نگفتن در روستای ما وقتی پسری به دنیا میومد با شلیک تفنگ ابراز خوشحالی میکردن و جشن میگرفتن اما وقتی دختری به دنیا میومد هیچکس تاسفش رو پنهان نمیکرد
اما پدرم مثل بقیه نبود
اون از دختر بودن من خوشحال شد و حتی اسمم رو ملاله گذاشت، به یاد ملالی، زن شجاع افغانستانی
میگفت من میدونم این دختر با بقیه فرق داره
اون از دختر بودن من خوشحال شد و حتی اسمم رو ملاله گذاشت، به یاد ملالی، زن شجاع افغانستانی
میگفت من میدونم این دختر با بقیه فرق داره
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اما پدرم مثل بقیه نبود اون از دختر بودن من خوشحال شد و حتی اسمم رو ملاله گذاشت، به یاد ملالی، زن شجاع افغانستانی میگفت من میدونم این دختر با بقیه فرق داره
چند سال بعد پدرم و دوستش اولین مدرسه خودشون رو تاسیس کردن
طالبان اجازه نمیداد دخترها درس بخونن و حتی به مردم میگفت درس خوندن دخترها گناهه و اشکال داره
طالبان اجازه نمیداد دخترها درس بخونن و حتی به مردم میگفت درس خوندن دخترها گناهه و اشکال داره
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
چند سال بعد پدرم و دوستش اولین مدرسه خودشون رو تاسیس کردن طالبان اجازه نمیداد دخترها درس بخونن و حتی به مردم میگفت درس خوندن دخترها گناهه و اشکال داره
پدرم که یک مبارز بود دائم سخنرانی میکرد و برای حق تحصیل دخترها میجنگید
طالبان بدجوری دنبال پدرم و دوستاش بود و حتی در یک عملیات یکی از دوستان پدرم ترور شد
طالبان بدجوری دنبال پدرم و دوستاش بود و حتی در یک عملیات یکی از دوستان پدرم ترور شد
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
پدرم که یک مبارز بود دائم سخنرانی میکرد و برای حق تحصیل دخترها میجنگید طالبان بدجوری دنبال پدرم و دوستاش بود و حتی در یک عملیات یکی از دوستان پدرم ترور شد
برای همین همیشه مردم به پدرم هشدار میدادن و میگفتن نفر بعدی تویی مواظب باش
زندگی ما به این صورت میگذشت و من هرروز با روسری به مدرسه میرفتم
مدرسه دنیای جادویی من بود، دری به سرزمین های دور و موردعلاقم
زندگی ما به این صورت میگذشت و من هرروز با روسری به مدرسه میرفتم
مدرسه دنیای جادویی من بود، دری به سرزمین های دور و موردعلاقم
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
برای همین همیشه مردم به پدرم هشدار میدادن و میگفتن نفر بعدی تویی مواظب باش زندگی ما به این صورت میگذشت و من هرروز با روسری به مدرسه میرفتم مدرسه دنیای جادویی من بود، دری به سرزمین های دور و موردعلاقم
فکر میکردم درسم رو میخونم و در آینده یک مخترع موفق میشم
همیشه نگران بودم پدرم بخاطر تلاشش برای حق تحصیل دخترها در خطر باشه اما فکرش رو هم نمیکردم که هدف طالبان من باشم
همیشه نگران بودم پدرم بخاطر تلاشش برای حق تحصیل دخترها در خطر باشه اما فکرش رو هم نمیکردم که هدف طالبان من باشم
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
فکر میکردم درسم رو میخونم و در آینده یک مخترع موفق میشم همیشه نگران بودم پدرم بخاطر تلاشش برای حق تحصیل دخترها در خطر باشه اما فکرش رو هم نمیکردم که هدف طالبان من باشم
یک بار توی اتوبوس مدرسه نشسته بودم و به خونه برمیگشتم که چند نفر جلوی ماشین رو گرفتن
یک مرد با صورت پوشیده داخل اتوبوس اومد و پرسید ملاله کدومتونه؟
یک مرد با صورت پوشیده داخل اتوبوس اومد و پرسید ملاله کدومتونه؟
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
یک بار توی اتوبوس مدرسه نشسته بودم و به خونه برمیگشتم که چند نفر جلوی ماشین رو گرفتن یک مرد با صورت پوشیده داخل اتوبوس اومد و پرسید ملاله کدومتونه؟
کسی چیزی نگفت اما همه به من نگاه کردن، من تنها دختری بودم که صورتشو نپوشونده بود
و یک دفعه مرد تپانچهای دراورد و سه تا شلیک کرد
اولین تیر که به چشمم خورد مدام به این فکر میکردم که چرا من؟ اولش فکر کردم من رو به خاطر کارهای پدرم زدن، اما بعدا فهمیدم؛ چون دختر بودم و درس میخوندم!!
و یک دفعه مرد تپانچهای دراورد و سه تا شلیک کرد
اولین تیر که به چشمم خورد مدام به این فکر میکردم که چرا من؟ اولش فکر کردم من رو به خاطر کارهای پدرم زدن، اما بعدا فهمیدم؛ چون دختر بودم و درس میخوندم!!
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
کسی چیزی نگفت اما همه به من نگاه کردن، من تنها دختری بودم که صورتشو نپوشونده بود و یک دفعه مرد تپانچهای دراورد و سه تا شلیک کرد اولین تیر که به چشمم خورد مدام به این فکر میکردم که چرا من؟ اولش فکر کردم من رو به خاطر کارهای پدرم زدن، اما بعدا فهمیدم؛ چون دختر…
من تو این جامعه باید برای حق تحصیل هم میجنگیدم و آسیب میدیدم!
من ملاله هستم!
من ملاله هستم!
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
من تو این جامعه باید برای حق تحصیل هم میجنگیدم و آسیب میدیدم! من ملاله هستم!
دختری در پاکستان… پاکستانی که توسط طالبان اشغال شده بود… حکومتی که حتی اجازه نمیداد زنها تنها از خونه بیرون برن چه برسه بخوان درس بخونن یا کار کنن!
اما من دلم نمیخواست این سرنوشت رو قبول کنم.
اما من دلم نمیخواست این سرنوشت رو قبول کنم.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
دختری در پاکستان… پاکستانی که توسط طالبان اشغال شده بود… حکومتی که حتی اجازه نمیداد زنها تنها از خونه بیرون برن چه برسه بخوان درس بخونن یا کار کنن! اما من دلم نمیخواست این سرنوشت رو قبول کنم.
دخترهای شهر ما همشون دوست داشتن درس بخونن. اما از ترس طالبان همشون با لباس های معمولی به سمت مدرسه میرفتن، کتاب هاشونو زیر شالهاشون پنهان میکردن.
مدام با خودم فکر میکردم چرا پاکستان باید اینطوری باشه؟ چرا ما باید برای کوچکترین حق خودمون بجنگیم؟
مدام با خودم فکر میکردم چرا پاکستان باید اینطوری باشه؟ چرا ما باید برای کوچکترین حق خودمون بجنگیم؟
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
دخترهای شهر ما همشون دوست داشتن درس بخونن. اما از ترس طالبان همشون با لباس های معمولی به سمت مدرسه میرفتن، کتاب هاشونو زیر شالهاشون پنهان میکردن. مدام با خودم فکر میکردم چرا پاکستان باید اینطوری باشه؟ چرا ما باید برای کوچکترین حق خودمون بجنگیم؟
من ملاله هستم!
زندگینامهی ملاله و تمام دخترانی که زیر سایهی حکومت طالبان اجازهی نفس کشیدن هم ندارند :))
زندگینامهی ملاله و تمام دخترانی که زیر سایهی حکومت طالبان اجازهی نفس کشیدن هم ندارند :))
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
-📒#کتاب من ملاله هستم : قیمت 88t | تعداد صفحه 344 ••جهت ثبت سفارش : @BGiAdmin
بچهها این کتاب داستان رشادت ها و شجاعتهای ملاله و کلا زنهای پاکستانیه. خیلی خوبه که بخونیمش و هم با تاریخ کشورهای دیگه و حکومتهای دیگه آشنا بشیم، هم ببینیم اونها چه کارهای شجاعانهی دیگهای انجام دادن تا موفق شدن به حقشون برسن.🤍
سلام عزیزانم.
میخوام یکم از کتابی که وضعیت زنان تو کشور عربستان رو میگه براتون بگم که چجوری بوده؛
میخوام یکم از کتابی که وضعیت زنان تو کشور عربستان رو میگه براتون بگم که چجوری بوده؛
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
سلام عزیزانم. میخوام یکم از کتابی که وضعیت زنان تو کشور عربستان رو میگه براتون بگم که چجوری بوده؛
من از کودکی در محیط سربسته و زن ستیز جامعه عربستان بزرگ شدم
جایی که زن ها تربیت میشدن تا همسر، مادر یا کلی تر بگم، خدمتگزار مردها باشن
زن ها در عربستان هیچ حق شهروندی ای نداشتن
تقریبا تمام قوانین برای زندانی نگه داشتن زنان طراحی شده بودن
جایی که زن ها تربیت میشدن تا همسر، مادر یا کلی تر بگم، خدمتگزار مردها باشن
زن ها در عربستان هیچ حق شهروندی ای نداشتن
تقریبا تمام قوانین برای زندانی نگه داشتن زنان طراحی شده بودن
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
من از کودکی در محیط سربسته و زن ستیز جامعه عربستان بزرگ شدم جایی که زن ها تربیت میشدن تا همسر، مادر یا کلی تر بگم، خدمتگزار مردها باشن زن ها در عربستان هیچ حق شهروندی ای نداشتن تقریبا تمام قوانین برای زندانی نگه داشتن زنان طراحی شده بودن
ما حق نداشتیم بدون حضور یک محرم از خونه بیرون بریم، حتی وقتی مریض بودیم و نیاز بود بریم دکتر!
اپلیکیشنی به نام ابشر برای مردها طراحی شده بود که بهشون اجازه میداد ورود و خروج ما رو کنترل بکنن
اپلیکیشنی به نام ابشر برای مردها طراحی شده بود که بهشون اجازه میداد ورود و خروج ما رو کنترل بکنن
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
ما حق نداشتیم بدون حضور یک محرم از خونه بیرون بریم، حتی وقتی مریض بودیم و نیاز بود بریم دکتر! اپلیکیشنی به نام ابشر برای مردها طراحی شده بود که بهشون اجازه میداد ورود و خروج ما رو کنترل بکنن
زن ها فقط در صورتی که مرد خانواده به تنهایی از عهده مخارج خانواده برنمیومد اجازه کار داشتن اما فقط در صورتی که شغلشون مغایر ارزش های اسلامی کشور نباشه