𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚 – Telegram
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
14.6K subscribers
11K photos
2.21K videos
676 links
”اگه نمیخوای کتاب بخونی یعنی هنوز کتاب درست رو پیدا نکردی.“

سرچ کن #اعتماد.
نحوه سفارش: @BGiOrder.
ثبت سفارش: @BGiAdmin.

پیج اینستاگرام:
°• [ bookgraphi_

زمان پاسخگویی به پیام‌ها: 01-22 [فرقی نمیکنه چه ساعتی پیام بدید در این بازه بهتون پاسخ داده میشه]
Download Telegram
میخوام یه داستانی براتون بگم
پیشنهاد میکنم همراه باشید و اصلا از دست ندید.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
میخوام یه داستانی براتون بگم پیشنهاد میکنم همراه باشید و اصلا از دست ندید.
داستان از جایی شروع میشه که تمام حیوانات مزرعه از دست صاحب ستمگرشون خسته شدن…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
داستان از جایی شروع میشه که تمام حیوانات مزرعه از دست صاحب ستمگرشون خسته شدن…
اونا هر روز بیشتر از روزهای قبل کار میکردن و دیگه از این وضعیت خسته شده بودن تا اینکه خوک پیر که چند شب پیش خواب مهمی دیده بود تمام حیوانات رو در طویله جمع کرد و شروع کرد به تعریف خوابش
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اونا هر روز بیشتر از روزهای قبل کار میکردن و دیگه از این وضعیت خسته شده بودن تا اینکه خوک پیر که چند شب پیش خواب مهمی دیده بود تمام حیوانات رو در طویله جمع کرد و شروع کرد به تعریف خوابش
خوک پیر خواب دیده بود که روزی رسیده که تمام حیوان ها با حقوق برابر زندگی میکنن، دیگه هیچ انسانی تخم مرغ هارو نمیدزده و گوساله گاو و گوسفند هارو نمیکشه تا خوراک خودش بشه..
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
خوک پیر خواب دیده بود که روزی رسیده که تمام حیوان ها با حقوق برابر زندگی میکنن، دیگه هیچ انسانی تخم مرغ هارو نمیدزده و گوساله گاو و گوسفند هارو نمیکشه تا خوراک خودش بشه..
خوک پیر از روزهایی گفت که در اون حیوانات دیگه در مزرعه انسان ها بیگاری نمیکنن و دسترنجشون برای خودشون میمونه، غذای بیشتری دارن و شاد تر هستن..
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
خوک پیر از روزهایی گفت که در اون حیوانات دیگه در مزرعه انسان ها بیگاری نمیکنن و دسترنجشون برای خودشون میمونه، غذای بیشتری دارن و شاد تر هستن..
بعد از این حرف‌ها بذر رویای جامعه آرمانی رو در ذهن حیوانات زیادی کاشته شد
مدتی بعد خوک پی مرد اما سخنانش در ذهن حیوانات زنده موند.. اون ها بعد از برگزاری شوراهای مختلف بالاخره تصمیم خودشون رو گرفتن
خواسته همه ی حیوانات یک چیز بود، زندگی بهتر!
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
بعد از این حرف‌ها بذر رویای جامعه آرمانی رو در ذهن حیوانات زیادی کاشته شد مدتی بعد خوک پی مرد اما سخنانش در ذهن حیوانات زنده موند.. اون ها بعد از برگزاری شوراهای مختلف بالاخره تصمیم خودشون رو گرفتن خواسته همه ی حیوانات یک چیز بود، زندگی بهتر!
حیوانات نقشه کشیدن و یک بار وقتی رئیس مزرعه به اسطبل اومد با هماهنگی بهش حمله کردن و از مزرعه انداختنش بیرون…
مزرعه خالی برای حیوانات موند حالا میخواستن به خواسته‌هاشون برسن… تو مزرعه‌ی جدید اون‌ها همه‌ی حیوانات برابر بو‌دن..
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
تا اینکه خوک ها که خودشون رو عاقل تر از بقیه میدونستن قوانینی رو برای همه حیوانات تصویب کردن تا نظم رو برقرار نگه دارن
اما طولی نکشید که خوک ها خیلی زود و غیر مستقیم اداره مزرعه رو به عهده گرفتن
اون ها غذای بیشتری برای خودشون برمیداشتن و هرروز جیره ی حیوان های دیگه رو کمتر و کارشون رو بیشتر میکردن اما با این حال جوری حیوان ها رو قانع میکردن که فکر میکردن حالا کارشون از قبل کمتر و جیره شون بیشتره..
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اما هر حیوونی که حرفی خلاف این میزد به طرز عجیبی از مزرعه غیبش میزد.. کم کم قوانین شروع به تغییر کردن.. انگار که دیگه خوک‌ها جای آدم‌هارو گرفته بودن…
قلعه حیوانات
یکی از قابل تامل ترین کتاب های دنیا که خوندنش برای همههه واجبه! اصلا یکی از شرایط کتاب خون بودن و داشتن فکری باز خوندن این کتابه! کتابی که چشم ما رو اتفاقات اطرافمون باز میکنه و اجازه نمیده گول هر حقه کثیف یا خبر اشتباهی رو بخوریم..!
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
خب همیشه هروقت اسم قلعه حیوانات میاد، میگن بعدش یه کتاب دیگه رو هم بخونید .. و اون کتابی نیست جز ۱۹۸۴ !
بچه‌ها جورج اورول اومده آینده‌ی یک سری حکومت ها و جوامع رو پیش بینی کرده :)) با خوندن کتابش میتونیم بفهمیم کدوم اتفاقا افتادن و کدومشون قراره در آینده بیوفتن؛

میخوام داستانشو براتون بگم:
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
بچه‌ها جورج اورول اومده آینده‌ی یک سری حکومت ها و جوامع رو پیش بینی کرده :)) با خوندن کتابش میتونیم بفهمیم کدوم اتفاقا افتادن و کدومشون قراره در آینده بیوفتن؛ میخوام داستانشو براتون بگم:
قصد کردم خاطرات روزانمو بنویسم
احتمالا با خودتون میگید چرا همچین چیز پیش پا افتاده ای رو برای ما میگی
اما برای من انقدرا هم پیش پا افتاده نبود
با ترس و لرز و قاچاقی از کسی که وسایل ممنوعه داشت یک قلم خریدم و روی کاغذ شروع به نوشتن کردم
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
قصد کردم خاطرات روزانمو بنویسم احتمالا با خودتون میگید چرا همچین چیز پیش پا افتاده ای رو برای ما میگی اما برای من انقدرا هم پیش پا افتاده نبود با ترس و لرز و قاچاقی از کسی که وسایل ممنوعه داشت یک قلم خریدم و روی کاغذ شروع به نوشتن کردم
این کار غیرقانونی نبود (در واقع هیچ‌کاری غیر قانونی نبود، چون اصلا قانونی وجود نداشت.) اما اگر متوجه می‌شدن، به طور حتم، مجازات مرگ. یا حداقل بیست و پنج سال محکومیت در اردوگاه کار در انتظارم بود. دلشوره گرفتم...
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
این کار غیرقانونی نبود (در واقع هیچ‌کاری غیر قانونی نبود، چون اصلا قانونی وجود نداشت.) اما اگر متوجه می‌شدن، به طور حتم، مجازات مرگ. یا حداقل بیست و پنج سال محکومیت در اردوگاه کار در انتظارم بود. دلشوره گرفتم...
درهر نقطه جامعه، حتی خونه هامون مانیتوری وجود داشت که از طریق اون 24 ساعته ما رو زیر نظر داشتن و همه ی کارهامون حتی لباس عوض کردن، خوابیدن و رابطه جنسیمون رو نظارت میکردن تا کاری بر علیه برادر بزرگ انجام ندیم...
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
درهر نقطه جامعه، حتی خونه هامون مانیتوری وجود داشت که از طریق اون 24 ساعته ما رو زیر نظر داشتن و همه ی کارهامون حتی لباس عوض کردن، خوابیدن و رابطه جنسیمون رو نظارت میکردن تا کاری بر علیه برادر بزرگ انجام ندیم...
سعی کردم خودم رو در گوشه کنج دیوار که تنها نقطه کور مانیتور بود جا بدم و با حروف ریز و مغشوشی نوشتم: چهارم آوریل سال 1984..
از زندگیم نوشتم، زندگی ای که زیر سایه قوانین سخت گیرانه وعجیب برادر بزرگ بیشتر شبیه اجبار به نفس کشیدن بود
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
سعی کردم خودم رو در گوشه کنج دیوار که تنها نقطه کور مانیتور بود جا بدم و با حروف ریز و مغشوشی نوشتم: چهارم آوریل سال 1984.. از زندگیم نوشتم، زندگی ای که زیر سایه قوانین سخت گیرانه وعجیب برادر بزرگ بیشتر شبیه اجبار به نفس کشیدن بود
قوانینی عجیب مثل ممنوعیت نوشتن، ممنوعیت داشتن رابطه جنسی از سر لذت و با کسی غیر از همسر؛ تمام مردم طوری تربیت شده بودن که اگر هرکسی حتی اعضای خانواده از قوانین سرپیچی میکردن سریع اون رو تحویل میدادن
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
قوانینی عجیب مثل ممنوعیت نوشتن، ممنوعیت داشتن رابطه جنسی از سر لذت و با کسی غیر از همسر؛ تمام مردم طوری تربیت شده بودن که اگر هرکسی حتی اعضای خانواده از قوانین سرپیچی میکردن سریع اون رو تحویل میدادن
حتی ممکن بود اگر شما با همسرتون رفتار صمیمانه ای داشته باشید خود همسر یا فرزندتون شما روبه مامورها تحویل بده چون خلاف عرف بود..
اون روزها چیزی غیر قانونی نبود چون قانونی نداشتیم اما هرلحظه هرکاری ممکن بود سرمون رو به باد بده..