𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚 – Telegram
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
14.6K subscribers
11K photos
2.21K videos
676 links
”اگه نمیخوای کتاب بخونی یعنی هنوز کتاب درست رو پیدا نکردی.“

سرچ کن #اعتماد.
نحوه سفارش: @BGiOrder.
ثبت سفارش: @BGiAdmin.

پیج اینستاگرام:
°• [ bookgraphi_

زمان پاسخگویی به پیام‌ها: 01-22 [فرقی نمیکنه چه ساعتی پیام بدید در این بازه بهتون پاسخ داده میشه]
Download Telegram
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
تهمینه و رستم سال ها پیش سهراب رو به این امید به دنیا آوردن که بخاطر داشتن خون ایران و تورانی، بتونه در آینده بین دو کشور صلح واقعی برقرار کنه، اما برای این‌که از گزند دشمنان در امان باشه باهم قرار گذاشتن هویت واقعیش رو پنهان کنن
حالا سهراب فهمیده بود که مادرش ازش پنهان میکرده که پدر واقعیش کیه… اون فرزند رستم دستان بود اما هیچکس بهش خبر نداده بود… سهراب روزهای بدی رو میگذروند اما تو همین لحظات بد، دختر خواب‌های سهراب میتونست بهش آرامش بده…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
حالا سهراب فهمیده بود که مادرش ازش پنهان میکرده که پدر واقعیش کیه… اون فرزند رستم دستان بود اما هیچکس بهش خبر نداده بود… سهراب روزهای بدی رو میگذروند اما تو همین لحظات بد، دختر خواب‌های سهراب میتونست بهش آرامش بده…
هرشب خواب میدید که دختری با چشم های سیاهش به سهراب نگاه می‌کرد و گیسوان مشکی اش در باد می‌رقصید؛ دل سهراب برای این دختر زیبا روی می‌لرزید؛ مدتی بود که خواب این دختر چشم و ابرو مشکی رو می‌دید… امید داشت که روزی پیداش کنه
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
سهراب با لشکری بزرگ راهی ایران شد تا بعد از دعوای چندین ساله بین ایران و توران، کمی اوضاع رو بهتر کنه و هم بتونه مخفیانه پدرش رو ملاقات کنه…
بالاخره سهراب و لشکرش به ایران رسیدن و جنگ شروع شد؛ قرار بود صلح بشه اما کم کم جنگ بالا گرفت و لشکر سهراب یکی از فرماندهان اصلی ایران رو اسیر کرد.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
بالاخره سهراب و لشکرش به ایران رسیدن و جنگ شروع شد؛ قرار بود صلح بشه اما کم کم جنگ بالا گرفت و لشکر سهراب یکی از فرماندهان اصلی ایران رو اسیر کرد.
در این بین پهلوانی به نام گردآفرید برای نبرد با سهراب به میدان میاد و باهم درگیر می‌شن… پهلوانی که سهراب رو تا یک قدمی شکست و کشته شدن می‌بره… مبارزه‌ی اون‌ها مدت طولانی ادامه پیدا می‌کنه؛ سهراب تمام مدت با خودش فکر میکنه این پهلوان پر زور کیه که به خودش اجازه میده سهراب رو تا یک قدمی مرگ ببره؟
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
وسط‌های مبارزه اتفاق عجیبی میوفته! گردآفرید زمین می‌خوره و کلاه‌خود از سرش درمیاد و موهای بلند و سیاهش در هوا پریشان می‌شه. اون یک زنه! نه مرد ! اون همون زن خواب‌های سهرابه!
سهراب بالاخره دختر رویاهاش رو پیدا کرده اما در بدترین زمان و مکان ممکن؛ اون در یک نگاه دلباخته دختر می‌شه، دختری که از از اصیل ترین خانواده‌های کشور دشمنه…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
سهراب چطور میخواد این دختر رو به دست بیاره؟ شاید هم وقتش رسیده که بیخیالش بشه ! انتخاب درست کدومه
داستانی که خوندید داستان سهراب و گردآفرید، ماجرای یکی از جلدهای این پک بود… پکی که شامل ۹ جلد از زیباترین داستان های شاهنامه پارسی به نثر روان و امروزیه و همه میتونن از خوندنشون لذت ببرن
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
داستانی که خوندید داستان سهراب و گردآفرید، ماجرای یکی از جلدهای این پک بود… پکی که شامل ۹ جلد از زیباترین داستان های شاهنامه پارسی به نثر روان و امروزیه و همه میتونن از خوندنشون لذت ببرن
این پک رو باید حتما بخونید چون شاهنامه یکی از بزرگترین و مهم ترین آثار تاریخی ایران باستانه و خوندنش برای ما به عنوان یک ایرانی هم لازمه و هم بهمون درمورد تاریخمون آگاهی میده…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
#کتاب پک ۹ جلدی شاهنامه قیمت | 255t ‌ ••جهت ثبت سفارش : @BGiAdmin
حالا بچه‌ها نکته‌ی خیلی مهم درباره‌ی شاهنامه اینه خیلی از سریال های معروفی مثل گیم آف ترونز و ارباب حلقه‌ها، شخصیت‌هاشون و داستانشون رو از شاهنامه‌ی فردوسی الهام گرفتن.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
حالا بچه‌ها نکته‌ی خیلی مهم درباره‌ی شاهنامه اینه خیلی از سریال های معروفی مثل گیم آف ترونز و ارباب حلقه‌ها، شخصیت‌هاشون و داستانشون رو از شاهنامه‌ی فردوسی الهام گرفتن.
اونوقت خیلی بده که ما که خودمون ایرانی هستیم، خیلیامون شاهنامه رو نخونده باشیم و نسبت بهش بی‌اعتنا باشیم.

این پک ۹ جلد از جذاب‌ترین و قوی‌ترین داستان‌های شاهنامه رو گردهم آورده.

••جهت ثبت سفارش : @BGiAdmin
رستم و تهمینه
رستم کنار رخش خوابش برده بود… رخش اما بیدار و به چیزهای زیادی فکر می‌کرد
مدت‌ها بود دلش مادیانی می‌خواست تا باهاش در دشت ها بدوئه و خوشحال باشه
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
رستم و تهمینه رستم کنار رخش خوابش برده بود… رخش اما بیدار و به چیزهای زیادی فکر می‌کرد مدت‌ها بود دلش مادیانی می‌خواست تا باهاش در دشت ها بدوئه و خوشحال باشه
حال رستم و رخش یکی بود… رستم پهلوانی نیرومند، جذاب و قدبلند بود اما همسری نداشت تا آرامش رو بهش هدیه بده… فکر می‌کرد تا ابد تنها در میدان های جنگ می‌مونه و بدون تجربه عشق می‌میره…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
حال رستم و رخش یکی بود… رستم پهلوانی نیرومند، جذاب و قدبلند بود اما همسری نداشت تا آرامش رو بهش هدیه بده… فکر می‌کرد تا ابد تنها در میدان های جنگ می‌مونه و بدون تجربه عشق می‌میره…
رخش ناگهان بوی خوش مادیانی رو احساس کرد و به سمتش رفت… عطر رو دنبال کرد انقدر رفت که ناگهان متوجه شد خیلی از رستم دور شده اما دیگه برای برگشتن دیر‌بود
حالا رخش در توران، سرزمین دشمن بود!
جایی که اگر رستم به هوای پیدا کردن رخش به اونجا میومد حتما جونش رو از دست می‌داد
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اما رستم کمی بعد بیدار‌شده بود و حالا هرجایی رو به دنبال نشانی از رخش می‌گشت انقدر ردپاهای رخش رو دنبال کرد که خودش رو وسط سرزمین توران دید
رستم اول بهشون اطمینان نداشت اما اگر بدون سرپناه و تنها وسط سرزمین غریبه می‌موند ممکن بود شبانه بهش حمله کنن و غافلگیرش کنن پس با اون‌ها به قصری بزرگ رفت
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
رستم اول بهشون اطمینان نداشت اما اگر بدون سرپناه و تنها وسط سرزمین غریبه می‌موند ممکن بود شبانه بهش حمله کنن و غافلگیرش کنن پس با اون‌ها به قصری بزرگ رفت
شب هنگام در قصر دختر زیبایی با بینی قلمی، لبانی سرخ و چشم های سیاه به ملاقات رستم رفت و حرف عجیبی بهش زد
اسم دختر تهمینه بود و بهش گفت من شما رو در خوابم دیدم و این رسم ما سوسنگانی هاست که اگر مردی به خواب دختری بیاد، باید باهم ازدواج کنن وگرنه هردو تا ابد خوشبخت نمیشن
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
رستم از این پیشنهاد یک دفعه ای جا خورده بود اما مهر دختر هم در همون نگاه اول به دلش افتاده بود پس قبول کرد و گفت من هم از شما خوشم اومده
باید چیکار می‌کردن؟ دست تهمینه رو می‌گرفت و فرار می‌کردن یا بیخیال عشق بزرگشون می‌شدن و رستم به ایران برمی‌گشت…؟