𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
من و دخترم روی ماه زندگی میکنیم… به من میگن الههی ماه… 🌚 دیگه نمیتونم به زمین برگردم… سالهاست طلسم و توی ماه زندانی شدم… اما چرا؟
سالها پیش من و شوهرم روی زمین زندگی خوبی داشتیم، من باردار بودم و قرار بود به زودی صاحب یک بچه بشیم… فکر میکردیم قراره تا ابد باهم خوشبخت بمونیم ولی…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
سالها پیش من و شوهرم روی زمین زندگی خوبی داشتیم، من باردار بودم و قرار بود به زودی صاحب یک بچه بشیم… فکر میکردیم قراره تا ابد باهم خوشبخت بمونیم ولی…
هرروز یک پرندهی خورشید پرواز میکرد و به زمین نور و گرما میبخشید☀️
ولی حالا خدایی که مسئول اونها بود با بیخیالی تمام، هر هفت تای اونها رو رها کرده بود...
ولی حالا خدایی که مسئول اونها بود با بیخیالی تمام، هر هفت تای اونها رو رها کرده بود...
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
هرروز یک پرندهی خورشید پرواز میکرد و به زمین نور و گرما میبخشید☀️ ولی حالا خدایی که مسئول اونها بود با بیخیالی تمام، هر هفت تای اونها رو رها کرده بود...
همهی اونها آزادانه دور کره زمین میچرخیدن و پرواز میکردن، بی خبر از بلایی که داشتن به سر ما میاوردن
اول خشکسالی شد، بعد تمام گیاهان و موجودات زنده شروع به منقرض شدن کردن… زمین و نسل بشر داشت از بین میرفت🌘
اول خشکسالی شد، بعد تمام گیاهان و موجودات زنده شروع به منقرض شدن کردن… زمین و نسل بشر داشت از بین میرفت🌘
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
همهی اونها آزادانه دور کره زمین میچرخیدن و پرواز میکردن، بی خبر از بلایی که داشتن به سر ما میاوردن اول خشکسالی شد، بعد تمام گیاهان و موجودات زنده شروع به منقرض شدن کردن… زمین و نسل بشر داشت از بین میرفت🌘
خیلیها سعی کردن جلوشونو بگیرن اما هیچکس موفق نشد، تا اینکه امپراطور آسمانها تیرو کمانی جادویی به همسر من داد
همسرم همهی پرندههارو کشت و یکی رو زنده گذاشت تا خورشید همچنان روشن بمونه و به زمین بتابه✨
همسرم همهی پرندههارو کشت و یکی رو زنده گذاشت تا خورشید همچنان روشن بمونه و به زمین بتابه✨
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
خیلیها سعی کردن جلوشونو بگیرن اما هیچکس موفق نشد، تا اینکه امپراطور آسمانها تیرو کمانی جادویی به همسر من داد همسرم همهی پرندههارو کشت و یکی رو زنده گذاشت تا خورشید همچنان روشن بمونه و به زمین بتابه✨
امپراطور به پاس این کار شجاعانه، به همسرم اکسیر جاودانگی رو هدیه داد که با خوردنش نامیرا میشد
هیچکس به جز همسرم حق نداشت اون اکسیر رو بخوره ولی من دزدیدمش و خوردمش…
هیچکس به جز همسرم حق نداشت اون اکسیر رو بخوره ولی من دزدیدمش و خوردمش…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
امپراطور به پاس این کار شجاعانه، به همسرم اکسیر جاودانگی رو هدیه داد که با خوردنش نامیرا میشد هیچکس به جز همسرم حق نداشت اون اکسیر رو بخوره ولی من دزدیدمش و خوردمش…
من انسان فانی بودم، دوست داشتم من هم نامیرا بشم و هیچوقت از بین نرم…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
من انسان فانی بودم، دوست داشتم من هم نامیرا بشم و هیچوقت از بین نرم…
نزدیک زایمانم بود و وضعیتم خیلی خطرناک شده بود، دکتر گفته بود موقع زایمان ممکنه من یا بچه یا حتی هردومون بمیریم… پس من برای اینکه دخترم زنده بمونه اکسیر رو یواشکی دزدیدم و خوردم
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
نزدیک زایمانم بود و وضعیتم خیلی خطرناک شده بود، دکتر گفته بود موقع زایمان ممکنه من یا بچه یا حتی هردومون بمیریم… پس من برای اینکه دخترم زنده بمونه اکسیر رو یواشکی دزدیدم و خوردم
ما زنده موندیم ولی من بخاطر قانون شکنی طلسم شدم و تا ابد توی ماه زندانی شدم و دیگه نمیتونستم به زمین برگردم. 🌎
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
ما زنده موندیم ولی من بخاطر قانون شکنی طلسم شدم و تا ابد توی ماه زندانی شدم و دیگه نمیتونستم به زمین برگردم. 🌎
اما مشکل اصلی دخترم بود که یواشکی اینجا به دنیا آورده بودمش، دختر نامیرایی که اصلا قرار نبوده متولد بشه
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اما مشکل اصلی دخترم بود که یواشکی اینجا به دنیا آورده بودمش، دختر نامیرایی که اصلا قرار نبوده متولد بشه
اگر کسی از وجودش متوجه میشد میکشتنش…🥀
باید هرطوری شده از بقیه پنهانش میکردم… مشکل اصلی ما این بود که دخترم شینگ ین جادوی قویای توی وجودش داشت… اما خودش از قدرتش بیخبر بود…
باید هرطوری شده از بقیه پنهانش میکردم… مشکل اصلی ما این بود که دخترم شینگ ین جادوی قویای توی وجودش داشت… اما خودش از قدرتش بیخبر بود…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اگر کسی از وجودش متوجه میشد میکشتنش…🥀 باید هرطوری شده از بقیه پنهانش میکردم… مشکل اصلی ما این بود که دخترم شینگ ین جادوی قویای توی وجودش داشت… اما خودش از قدرتش بیخبر بود…
من هم به خودش چیزی نگفتم چون اگر از جادوش استفاده میکرد بقیه متوجه حضورش میشدن…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
من هم به خودش چیزی نگفتم چون اگر از جادوش استفاده میکرد بقیه متوجه حضورش میشدن…
ولی دخترم هرروز بزرگتر میشه و جادوش قویتر و پنهان کردن واقعیت سختتر… اگر بفهمن این دخترِ نامیرا اینجاست و همچین قدرتی درونش داره هردوی ما کشته میشیم… چطور باید شینگ ین رو مخفی و ازش محافظت کنم؟ اگر متوجه حضورش بشن هردوی ما رو میکشن…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
این کتاب جلدش سخته، نقره کوبه، کاور داره، و لبهی کاغذش صورتیه. 😍😍
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اول از همه این کتاب جعبه داره😌
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
صفحهی اول کتاب رو ببینید… یکی از مهمترین سکانسهای کتاب رنگی صفحه اول چاپ شده🥲🤌🏼