𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚 – Telegram
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
14.6K subscribers
11K photos
2.21K videos
676 links
”اگه نمیخوای کتاب بخونی یعنی هنوز کتاب درست رو پیدا نکردی.“

سرچ کن #اعتماد.
نحوه سفارش: @BGiOrder.
ثبت سفارش: @BGiAdmin.

پیج اینستاگرام:
°• [ bookgraphi_

زمان پاسخگویی به پیام‌ها: 01-22 [فرقی نمیکنه چه ساعتی پیام بدید در این بازه بهتون پاسخ داده میشه]
Download Telegram
یک دختر عاقل، می بوسد اما عشق نمی ورزد، گوش می کند اما باور نمی کند و ترک می کند قبل از اینکه ترکش کنند.

-مرلین مونرو
اگر يه دختر فوق العاده باشه بدست آوردنش راحت نيست
اگه راحت باشه، پس فوق العاده نيست.
اگه ارزشش رو داشته باشه تو ازش دست نميكشى اگه دست بكشى، تو ارزشش رو نداشتى.
حقيقت اينه همه قراره اذيتت كنن كسى رو پيدا كن كه بدست اوردنش ارزش اذيت شدن رو داشته باشه.

-باب مارلى
آدم نباید از اهانت دیگران نسبت به خویش گذشت کند.
مادر آهسته پاسخ داد بله! با این وجود به ما زن ها در تمام عمرمان اهانت می شود.

-ماکسیم گورکی
🌞یک تکه کتاب

زنی بود روستایی، تنها زن باسواد دهکده اش. درتمام عمر بدبختی به سرش باریده بود.
یک روز از او پرسیدم مامان بزرگ چه چیزی در زندگی از همه مهم تر است؟
جوابش را فراموش نکرده ام، فقط یک چیز در زندگی به حساب می آید آن نشاط است. هیچ وقت اجازه نده کسی آن را از تو بگیرد.

-دیوانه وار | کریستین بوبن
🌱یک تکه کتاب

یکی از مهم ترین چیزهایی که در این سال ها یاد گرفتم اینه که
وقتی خوشبختی رو پیدا کردی، سوال پیچش نکن...

-عامه پسند | چارلز بوکفسکی
📚یک تکه کتاب

گاهی راحت‌تر است، با وجودِ اندوهی که در
درونت موج می‌زند، لبخند بزنی تا اینکه بخواهی به همه‌ی عالم توضیح بدهی که چرا غمگینی.

-همه نام ها | ژوزه ساراماگو
فکر می‌کنم هُنر اصلی، هنر فاصله ها باشد.
زیاد نزدیک به هم ،می‌سوزیم.
زیاد دور از هم، یَخ می‌زنیم...

-کریستین بوبن
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
-📘#کتاب غرور و تعصب - Pride And Prejudice: -ترجمه فارسی : 280t -زبان انگلیسی : 490t ••جهت ثبت سفارش : @BGiAdmin
🥂یک تکه کتاب

من را زن نبینید انسان ببینید...انسان!
موجودی که مثل مرد عقل دارد و از ته دلش حقیقت را بر زبان می آورد.

-غرور و تعصب | Pride and Prejudice
جنگل هم که باشی
درختانت را ببرند
بیابان می‌شوی
فکر کن زن باشی
و احساساتت را بخشکانند!

-فریا زعفری
🌝یک تکه کتاب

برای داشتن یک زندگی ارزشمند و عاشقانه پیش از هر چیز باید من بودن را یاد بگیریم و بعد ما بودن.
هیچ زنی نباید بدون شور، خوشحالی، عقل و قدرت عقلانی زندگی کنند. هر زنی باید بداند که قبل از هر چیز ابتدا این قلب خود اوست که باید نزدیک‌ترین دوست او باشد. در واقع اولین عشق شخصی یک زن خود حقیقی اوست که همیشه در درون اوست

-اول من بعد ما | کریستین آریلو
هرگز عاشق نشو!
عشق مانند زندان است، اگر عاشق شوى ديگر بر زندگى‌ات كنترل ندارى. نه تنها بر زندگى، بلكه بر قلب و فكرت هم كنترل نخواهی داشت.

-پائولو كوئیلو
ضرب المثلی تقریبا در همه فرهنگ‌های دنیا
وجود دارد که می‌گوید:
"زمانی که چشم نمی‌بیند، قلب هم احساس نمی‌کند ..."
ولی من تاکید می‌کنم که این گفته اشتباه است. هرکس هرچه دورتر برود به قلب نزدیک‌تر خواهد بود. حتی اگر بکوشیم او را به فراموشی بسپاریم!
حتی اگر در غربت زندگی کنیم باز هم کوچک‌ترین خاطرات مربوط به اصل و نسب خود را به یاد داریم.
اگر از کسی که دوست داریم دور باشیم حتی عبور رهگذران نیز ما را به یاد او می‌اندازد.

-پائولو کوئیلو
عشق؛ حسِ غيرقابل پيش‌بينى و خطرناكى است، حاضرى هر چيزى را از صحنه‌ى روزگار دور بيندازى تا به آنچه ميخواهى برسى! عشق؛ قاتلى‌ است كه از خود ردپايى بجا نمی‌گذارد!

-پائولو كوئیلو
🍫یک تکه کتاب

وقتی کسی را دور انداختیم، دیگر نباید سعی کنیم اشتباهاتش را تشریح کنیم؛ و وقتی دنبال چراهای اشتباهات او می رویم که هنوز او را کاملا دور نینداخته باشیم...!

-زندگی جنگ و دیگر هیچ | اوریانا فالاچی
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📓 #کتاب زین - Zayn :

•• زبان: انگلیسی. ترجمه فارسی نداره.
•• کاغذ گلاسه و مصور, جلد سخت.
•• قیمت : 172t

••جهت ثبت سفارش : @BGiAdmin
دیروز زنی را دیدم که مرده بود, مثل ما نفس می‌کشید اما مرده بود...
راستی یک زن چطور می‌میرد؟
یا لبخند به لب ندارد, یا آرایش نمیکند, یا دست کسی را نمی‌فشارد, یا منتظر آغوشی نیست
یا حرف عشق که می‌شود پوزخند می‌زند...
زن‌ها اینگونه می‌میرند!

-گابریل گارسیا مارکز
فرهنگ همیشه وحشتناک‌ترین چیز
برای یک دیکتاتور است
زیرا مردمی که کتاب بخوانند
هرگز برده نخواهند شد..!

-لوبو آنتونش
دوستت دارم؛
چونان مردی که عاشق زنی‌ست
که هیچگاه لمسش نکرده،
فقط برایش نوشته است
و چند عکسش را نگاه می‌دارد...

-چارلز بوکوفسکی
🌿یک تکه کتاب

یادم هست وقتی عاشق شده بودم حتی در راه رفتن هم احتیاط می‌کردم.
انگار ظرفی درون سینه‌ام جا داشت که پر از مایعی گران‌بها بود و من می‌ترسیدم که این مایع گران‌بها از درون آن جاری شود!

-رودین | ایوان تورگنیف