یه دختر و پسره هستن دوستن. هروقت میان فروشگاه پسره برای دختره کتاب میخره (سلیقه دختره مثل منه هرکتابی من دوست دارم میخره براش)
برم از پسره بپرسم ببینم داداش داره یا نه زشته؟
برم از پسره بپرسم ببینم داداش داره یا نه زشته؟
گر شاخهها دارد تری
ور سرو دارد سروری
ور گل کند صد دلبری
ای جان، تو چیزی دیگری
-مولانا
ور سرو دارد سروری
ور گل کند صد دلبری
ای جان، تو چیزی دیگری
-مولانا
ولی پارتنر من باید حوصله کنه من کتابایی که دوست دارمو براش تعریف کنم
وگرنه میزنم نصفش میکنم.
وگرنه میزنم نصفش میکنم.
"اگه آدم گذاشت اهلیش کنن بفهمی نفهمی خودش رو به این خطر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه."
-شازده کوچولو
-شازده کوچولو
یک کلمهای هست به اسم "touch starved ":
اصطلاحیه توی روانشناسی به معنی گرسنگی پوست.
به حالتی گفته میشه که احتیاج داریم یک نفر بغلمون کنه چون باعث میشه استرس و اضطرابمون کاهش پیدا کنه و حس کنیم تنها نیستیم.
اصطلاحیه توی روانشناسی به معنی گرسنگی پوست.
به حالتی گفته میشه که احتیاج داریم یک نفر بغلمون کنه چون باعث میشه استرس و اضطرابمون کاهش پیدا کنه و حس کنیم تنها نیستیم.
مراقب خودتون باشید. 🌻
اگه حرفی تو دلتون دارید بزنید, حتما حتما. یه درصد احتمال بدید بعدا دیگه فرصتش پیش نیاد.
نذارید چیزی تو دلتون بمونه.
بازم مراقب خودتون باشید
اگه حرفی تو دلتون دارید بزنید, حتما حتما. یه درصد احتمال بدید بعدا دیگه فرصتش پیش نیاد.
نذارید چیزی تو دلتون بمونه.
بازم مراقب خودتون باشید
باید که ز داغم خبری داشته باشد ،
هر مرد که با خود جگری داشته باشد
حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش
در لشکر دشمن پسری داشته باشد !
حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل
بازیچه ی دست تبری داشته باشد
سخت است پیمبر شده باشی و ببینی
فرزند تو دین دگری داشته باشد !
آویخته از گردن من شاه کلیدی
این کاخ کهن بی که دری داشته باشد
سردرگمی ام داد گره در گره اندوه
خوشبخت کلافی که سری داشته باشد !
-حسین جنتی
هر مرد که با خود جگری داشته باشد
حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش
در لشکر دشمن پسری داشته باشد !
حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل
بازیچه ی دست تبری داشته باشد
سخت است پیمبر شده باشی و ببینی
فرزند تو دین دگری داشته باشد !
آویخته از گردن من شاه کلیدی
این کاخ کهن بی که دری داشته باشد
سردرگمی ام داد گره در گره اندوه
خوشبخت کلافی که سری داشته باشد !
-حسین جنتی
حالِ من حالِ اسیری است که هنگامِ فرار....
یادش آمد که کسی منتظرش نیست، نرفت!
-حسین عباسیفر
یادش آمد که کسی منتظرش نیست، نرفت!
-حسین عباسیفر
اونایی که منو میشناسن
چه تو دنیای واقعی
چه تو دنیای محازی
چه از طریق توییتای همین چنل
بیایید بگید بیینم بنظرتون من چه شخصیتی دارم
لینک ناشناس میذارم براتون که رک و راست حرف بزنید
من نمیفهمم شما کی هستید🤍
چه تو دنیای واقعی
چه تو دنیای محازی
چه از طریق توییتای همین چنل
بیایید بگید بیینم بنظرتون من چه شخصیتی دارم
لینک ناشناس میذارم براتون که رک و راست حرف بزنید
من نمیفهمم شما کی هستید🤍
-چرا کتاب میخونی؟
+چون کتاب منو نجات میده
-از چی نجات میده؟ چطور نجات میده؟
+منو از مغزم نجات میده. این مغز لعنتی من ساکت نمیشه. خفه نمیشه. میخوام ساکتش کنم تا یکم راحت باشم. کتاب میخونم.
حالا فهمیدی کتاب چطور منو نجات میده؟
+چون کتاب منو نجات میده
-از چی نجات میده؟ چطور نجات میده؟
+منو از مغزم نجات میده. این مغز لعنتی من ساکت نمیشه. خفه نمیشه. میخوام ساکتش کنم تا یکم راحت باشم. کتاب میخونم.
حالا فهمیدی کتاب چطور منو نجات میده؟
کسی که فکر میکرد از او نفرت دارم چون میدید با لبخند به او سلام میکنم، پیش خود بزرگواریام را تحسین و شاید هم بیغیرتیام را تحقیر میکرد ، اما انگیزه من سادهتر از اینها بود، من همهچیز حتی نام او را از یاد برده بودم…!
-سقوط | آلبر کامو
-سقوط | آلبر کامو