ازم بابت گفتن حقیقت تشکر نکن وقتی که کار درست این بود که بهت دروغ بگم.
-سیندر
-سیندر
-اونا...باهات چیکار کردن؟
+تو...تو با من چیکار کردی؟
"پسر این کلمات را همچون تیری با زهر نفرت به سمتش شلیک کرد"
-سیندر
+تو...تو با من چیکار کردی؟
"پسر این کلمات را همچون تیری با زهر نفرت به سمتش شلیک کرد"
-سیندر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شت!
-Cruel Prince | Powerless
-Cruel Prince | Powerless
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وای.
-Powerless.
-Powerless.
سوگند یاد میکنم تا زمانی که انتقام بگیرم غروب های زیادی را خواهم دید. تا هر زمان که طول بکشد. و تو را خواهم کشت. با دستان خودم.
-هزار و یک خشم
-هزار و یک خشم
اصلا نمیدانی چه میگویی. دومین شمشیرزن ماهر ری, شما را یکی یکی ریز ریز میکند. بدون هیچ تردید و تحملی.
-هزار و یک خشم
-هزار و یک خشم
+شهرزاد تو بسیار مدبر و خرمندی. شاید بهتر است تو حاکم خراسان شوی و بگذاری من سست و وارفته در اتاق تو رنج ببرم تا زمانی که به من نیاز داشته باشی
-شاید باید چنین کنم اما من پسر متولد نشدهام
+من مدتها اندیشیدهام که این موضوع هیچ اهمیتی ندارد.
'هزار و یک خشم
-شاید باید چنین کنم اما من پسر متولد نشدهام
+من مدتها اندیشیدهام که این موضوع هیچ اهمیتی ندارد.
'هزار و یک خشم
او دختری بود که آنچه را در ذهن داشت آزادانه بر زبان میاورد و احساساتش را سخاوتمندانه نثار کسانی مینمود که شایسته آنها میافت.
-هزار و یک خشم
-هزار و یک خشم
سرنوشت برای ابلهان بود. شهرزاد منتظر نمیماند تا زندگی برای او تعیین شود.
زندگی را وامیداشت تا به میل اون رقم بخورد.
-هزار و یک خشم
زندگی را وامیداشت تا به میل اون رقم بخورد.
-هزار و یک خشم