با دیگر با حرکت دایرهوار قداره به خالد هجوم برد. خالد آن را مهار کرد و ناگهان از کمر شهرزاد را گرفت و پهنای تیغه شمشیرش را روی گلوی شهرزاد گذاشت.
خالد در گوش شهرزاد زمزمه کرد: این بار بهتر ضربه بزن. ملکه من هیچ محدودیتی ندارد. در تمام کارهایی که انجام میدهد بی مرز و نامحدود است. به آنها نشان بده.
-هزار و یک خشم
خالد در گوش شهرزاد زمزمه کرد: این بار بهتر ضربه بزن. ملکه من هیچ محدودیتی ندارد. در تمام کارهایی که انجام میدهد بی مرز و نامحدود است. به آنها نشان بده.
-هزار و یک خشم
من در پی کسب اجازه از هیچکس نیستم. در اینده هم از هیچکس اجازه نخواهم گرفت. برای هیچکاری.
-هزار و یک خشم
-هزار و یک خشم
بندیکت: آه! عجب عجب! ببخشید شما را ندیدم بانوی عزیز. شما هنوز زنده هستید؟
بئاتریس: تا وقتی شما زنده هستید و میتوانم مسخرهتان کنم و به ریشتان بخندم خدا نکند من بمیرم.
-هیاهوی بسیار برای هیچ
بئاتریس: تا وقتی شما زنده هستید و میتوانم مسخرهتان کنم و به ریشتان بخندم خدا نکند من بمیرم.
-هیاهوی بسیار برای هیچ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I feel like my bones ignite. Warner is here!
-Shatter Me.
-Shatter Me.
Book Tweet
Xanemusic kevoxx – people you know x starboy
i hate it, wish i could take it back
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-Pride and Prejudice.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Harry: is this all reall? Or it's just happening inside my head?
Dumbledore: Of course it's happening inside your head. Why Should that mean that it's not real?
-Harry Potter
Dumbledore: Of course it's happening inside your head. Why Should that mean that it's not real?
-Harry Potter
بندیکت: بئاتریس هم اگر نمرده جواب بدهد.
بئاتریس: بئاتریس برای اینکه مثل طاعون به جان بیفتد صدسال عمر خواهد کرد. با من چه کار دارید؟
بندیکت: اه هیچکس تا به حال مثل من چنین طاعون مرگ آوری را از دل و جان نپذیرفته. آیا پسند تو هستم؟
-هیاهوی بسیار برای هیچ
بئاتریس: بئاتریس برای اینکه مثل طاعون به جان بیفتد صدسال عمر خواهد کرد. با من چه کار دارید؟
بندیکت: اه هیچکس تا به حال مثل من چنین طاعون مرگ آوری را از دل و جان نپذیرفته. آیا پسند تو هستم؟
-هیاهوی بسیار برای هیچ
بئاتریس: برای چه آرزو میکنید من که آنقدر دوستدار شما هستم و از دوری شما هر شب پشت چشمم باز میماند، بمیرم؟😔
بندیک: این برای من مسلم است که همه زنها مرا دوست دارند، خوشبختانه به استثنای شما
و من ای کاش میتوانستم جای کوچکی برای آنها در قلبم پیدا کنم. برای این که، راستی هیچکدامشان را دوست ندارم، مخصوصا شما را.😔😔
-هیاهوی بسیار برای هیچ
بندیک: این برای من مسلم است که همه زنها مرا دوست دارند، خوشبختانه به استثنای شما
و من ای کاش میتوانستم جای کوچکی برای آنها در قلبم پیدا کنم. برای این که، راستی هیچکدامشان را دوست ندارم، مخصوصا شما را.😔😔
-هیاهوی بسیار برای هیچ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-Pride and Prejudice.
یکی از بدترین موقعیتها, زمانیه که دوستتون فلان کتاب رو انتخاب کرده و شما اونو خوندین و میدونین به سلیقه اش نمیخوره (مثلا کتابش پایان تلخه و اون طرف نمیتونه با پایان تلخ کنار بیاد)
این وسط نمیدونین چطوری بهش بفهمونین که اون کتاب رو نخونه که اسپویلم نشه ناراحتم نشه...
این وسط نمیدونین چطوری بهش بفهمونین که اون کتاب رو نخونه که اسپویلم نشه ناراحتم نشه...