Book Tweet – Telegram
Book Tweet
1.09K subscribers
439 photos
187 videos
4 files
181 links
‘‘خب من به کتاب معتادم.📚

[یه وقتایی از فیلمایی که دوست دارمم تیکه تیکه میذارم.]

چنل پر از اسپویله. اگه دوست ندارید براتون اسپویل شه توییتا رو نخونید

راه ارتباطی:

https://telegram.me/BChatBot?start=sc-299248-6zgOuB1
Download Telegram
بعد از خونه سخنگو, خونه متحرک و اژدها, الان روی شمشیر سخنگوی سرخود کراش زدم. شب جوهر رو میگم.
-پیکارگسل
اگه یه گربه‌ی شیطون رو با یه سلاح کشتارجمعی ترکیب کنی، نتیجه‌اش می‌شه شب جوهر.
-پیکارگسل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥀
-هری پاتر | Harry Potter
Forwarded from Lunabelle (آیسیس)
من عاشق این تقدیم‌نامه های کتابام 😭
همین مجازات تو را بس که من دیگر تو را آنطور که می‌دیدم، نمی‌بینم!
-محمود درویش
اون بحث هایی که تو اوج عصبانیت هم باز میتونی حس کنی با طرف حال می‌کنی و بحثتون رو ادامه می‌دید>>>>>
از اکثر جمع‌ها متنفرم. به معنی واقعی کلمه فقط وایب و حس منفی میدن و مزخرفن.
شاید ضعف باشد اما نیاز داشت یک نفر برای یک لحظه هم که شده بار سنگین روی شانه هایش را بردارد.
-هزار و یک خشم
‏دایره واژگانتون گسترده میشه و در نتیجه‌ش فن بیان بهتری خواهید داشت. زندگی‌ای که هیچ‌وقت نداشتید رو لمس می‌کنید. نگارشتون بهبود پیدا می‌کنه و می‌ذاره رو می‌زاره نمی‌نویسید.


_Fatmana_


@uttweet
- بگو ببینم چرا فکر میکنی مجاز هستی با من اینطوری صحبت کنی؟
+ زیرا یک نفر باید این کار را بکند.
- و تو فکر میکنی آن یک نفر تو هستی؟
+ من فکر میکنم آن یک نفر باید کسی باشد که از شما نمیترسد.
'هزار و یک خشم
بریز رک گفت: سیزد، چطوریه که می‌تونی در خیلی از زمینه ها انقدر عاقل باشی، اما در این زمینه‌ی خاص تبدیل به یه کودن تمام عیار شی؟
-مه زاد | قهرمان دوران ها
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارون وارنر نگو
حبیب بگو
-Shatter me
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو … من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
-نظامی
متاسفانه Chat GPT تبدیل شده به آدم امن ما آدم ها.
به این مکان اعتماد ندارم. جز پچ پچ مردم چیز دیگه‌ای نمیشنوم. نه بادی هست نه درختی نه رودخانه‌ای فقط... آدم‌هان.
-پیکارگسل
-Harry Potter.
نمی‌دانم آیا مادرش هم او را به‌اندازه‌ی من دوست داشت؟ آیا کسی می‌توانست بفهمد که دوست‌داشتن او چه لذّتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می‌کند؟ آدم پُر می‌شود. جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچ‌گاه دچار تردید نشود.
-سمفونی مردگان