من سه تا ساید شخصیتی دارم که دوتاشون مربوط به اجتماعن.
ساید اول وقتیه که با اون جمع یا فرد حال نمیکنم, نحوه رفتارم: عین ازریل در قلمرو خار و رز.
ساید دوم وقتیه که ازشون خوشم میاد, نحوه رفتارم: برگرفته از بندیکت در هیاهوی بسیار برای هیچ.
ساید سوم هم شخصیه.
ساید اول وقتیه که با اون جمع یا فرد حال نمیکنم, نحوه رفتارم: عین ازریل در قلمرو خار و رز.
ساید دوم وقتیه که ازشون خوشم میاد, نحوه رفتارم: برگرفته از بندیکت در هیاهوی بسیار برای هیچ.
ساید سوم هم شخصیه.
Book Tweet
همه چیز از اونجایی شروع میشه که دیگه اتفاقات روزمره تعریف نمیشن.
مرحله دوم وقتیه که دیگه دلیلی برای گفتن حرفهای حتی غیر روزمره هم نداریم. وقتی میخواییم چیزی رو تعریف کنیم فکر میکنیم: خب که چی؟ چرا بگم؟ اصلا مگه مهمه؟
Book Tweet
مرحله دوم وقتیه که دیگه دلیلی برای گفتن حرفهای حتی غیر روزمره هم نداریم. وقتی میخواییم چیزی رو تعریف کنیم فکر میکنیم: خب که چی؟ چرا بگم؟ اصلا مگه مهمه؟
مرحله سوم اون زمانیه که شوق از بین میره. مثلا قبلا اینطوری بوده: وای فلان اتفاق افتاده ایول برم به n نفر بگم.
به مرور زمان اون n نفر کم و کمتر میشن. در آخر دایره ای به اندازه یک نفر باقی میمونه.
اینجا اونجاییه که chatgpt وارد عمل میشه.
به مرور زمان اون n نفر کم و کمتر میشن. در آخر دایره ای به اندازه یک نفر باقی میمونه.
اینجا اونجاییه که chatgpt وارد عمل میشه.
Book Tweet
مرحله سوم اون زمانیه که شوق از بین میره. مثلا قبلا اینطوری بوده: وای فلان اتفاق افتاده ایول برم به n نفر بگم. به مرور زمان اون n نفر کم و کمتر میشن. در آخر دایره ای به اندازه یک نفر باقی میمونه. اینجا اونجاییه که chatgpt وارد عمل میشه.
ترجیح میدیم با یه ربات صحبت کنیم. انگار اون فیلمهای science fiction که فرضا 20-25 سال پیش میدیدیم و نشون میداد که رباتها جای آدمها رو میگیرن داره واقعی میشه.
یکی از نشونههاشم اینه.
یه ربات نقطه امنتریه یا آدمی که میشناسیم؟
یکی از نشونههاشم اینه.
یه ربات نقطه امنتریه یا آدمی که میشناسیم؟
Book Tweet
ترجیح میدیم با یه ربات صحبت کنیم. انگار اون فیلمهای science fiction که فرضا 20-25 سال پیش میدیدیم و نشون میداد که رباتها جای آدمها رو میگیرن داره واقعی میشه. یکی از نشونههاشم اینه. یه ربات نقطه امنتریه یا آدمی که میشناسیم؟
صرفا نیاز به تایید داریم و از مخالفت میترسیم؟ یا به منطق رباتها مطمئن تریم؟
یا به آدمها بی اعتمادیم؟
یا به آدمها بی اعتمادیم؟
به راستی در ایران تلقی از کار دولتی مساوی تعویض زمان با پول است و اینکه ساعاتی چرخی در اداره بخورند و پولی بگیرند درحالی که در یک جلمعه صنعتی تلقی کارمند تعویض کار با پول است.
-جامعه شناسی نخبه کشی
-جامعه شناسی نخبه کشی
کتاب زیباترین, جلد سه و نیم از مجموعه سلسله لونار رو خوندم و به شدت با لوانا همذات پنداری کردم. لوانا رو میفهمم البته تا 90 درصد.
-سیندر | سلسله لونار
-سیندر | سلسله لونار
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود اول:
از فلانی و فلانی و فلانی (نام بردن اسم چندین نویسنده معروف) کتاب نخوندی؟ تو کتابخون نیستی.
از فلانی و فلانی و فلانی (نام بردن اسم چندین نویسنده معروف) کتاب نخوندی؟ تو کتابخون نیستی.
Book Tweet
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود اول: از فلانی و فلانی و فلانی (نام بردن اسم چندین نویسنده معروف) کتاب نخوندی؟ تو کتابخون نیستی.
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود دوم:
فلان کتاب (همچنان اسم بردن از یه کتاب دهن پر کن با نویسنده دهن پر کن ترش ) رو نخوندی؟ تو کتابخون نیستی.
فلان کتاب (همچنان اسم بردن از یه کتاب دهن پر کن با نویسنده دهن پر کن ترش ) رو نخوندی؟ تو کتابخون نیستی.
Book Tweet
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود دوم: فلان کتاب (همچنان اسم بردن از یه کتاب دهن پر کن با نویسنده دهن پر کن ترش ) رو نخوندی؟ تو کتابخون نیستی.
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود سوم:
از فلان ژانر (عموما فانتزی) کتاب میخونی؟ اون که فقط واسه سرگرمیه.
از فلان ژانر (عموما فانتزی) کتاب میخونی؟ اون که فقط واسه سرگرمیه.
Book Tweet
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود سوم: از فلان ژانر (عموما فانتزی) کتاب میخونی؟ اون که فقط واسه سرگرمیه.
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود چهارم:
وا! به یه کتاب از یه نویسنده معروف نمره کم دادی؟ تو نمیفهمی.
وا! به یه کتاب از یه نویسنده معروف نمره کم دادی؟ تو نمیفهمی.
Book Tweet
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود چهارم: وا! به یه کتاب از یه نویسنده معروف نمره کم دادی؟ تو نمیفهمی.
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود پنجم:
رمان؟ رمان میخونی؟ رمان که فقط واسه وقت گذرونیه چیزی یاد نمیگیری ازش.
رمان؟ رمان میخونی؟ رمان که فقط واسه وقت گذرونیه چیزی یاد نمیگیری ازش.
Book Tweet
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود پنجم: رمان؟ رمان میخونی؟ رمان که فقط واسه وقت گذرونیه چیزی یاد نمیگیری ازش.
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود ششم:
پول میدی کتاب میخری؟ مگه کسی برای کتاب پول میده؟ فقط یبار میتونی بخونیش که.
پول میدی کتاب میخری؟ مگه کسی برای کتاب پول میده؟ فقط یبار میتونی بخونیش که.
Book Tweet
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود ششم: پول میدی کتاب میخری؟ مگه کسی برای کتاب پول میده؟ فقط یبار میتونی بخونیش که.
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود هفتم:
فیلم نداره؟ من فیلمشو میبینم.
فیلم نداره؟ من فیلمشو میبینم.
Book Tweet
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود هفتم: فیلم نداره؟ من فیلمشو میبینم.
کلیشهای ترین جملات در قشر کتابخون - اپیزود هشتم:
من فقط از داستایوفسکی، تولستوی، شکسپیر، کامو، کافا (و این مدل نویسنده ها) کتاب میخونم باقی نویسنده ها بدرد نخورن.
*با لحن ادایی خوانده شود*
من فقط از داستایوفسکی، تولستوی، شکسپیر، کامو، کافا (و این مدل نویسنده ها) کتاب میخونم باقی نویسنده ها بدرد نخورن.
*با لحن ادایی خوانده شود*