This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سعی میکنم هر روزم رو طوری زندگی کنم که انگار از روی قصد به این روز برگشتم تا ازش لـذت ببرم.
انگار که آخرین روز از زندگی
فوق العاده و عـادی منه...
📚 @BooksCom
انگار که آخرین روز از زندگی
فوق العاده و عـادی منه...
📚 @BooksCom
شعری از ایرجمیرزا پشت یک اتوبوس شهری در پایتخت:
ای کاش در دیزی ما باز نمی ماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود
📚 @BooksCom
ای کاش در دیزی ما باز نمی ماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود
📚 @BooksCom
یک واقعیت تلخ
از فرعون سوال کردند
چگونه ادعای خدایی بر مردم مصر کردی
گفت با 3 راهکار این انجام شد
1 نان را سواره کردم و مردم را پیاده به دنبال آن
2 از حق خودمردم به آنهابخشیدم و منت برآنهاگذاشتم
3 نادان وفادار را به دانا عادل مسخر کردم
اکنون حکایت ما مردم ایران است☝️
📚 @BooksCom
از فرعون سوال کردند
چگونه ادعای خدایی بر مردم مصر کردی
گفت با 3 راهکار این انجام شد
1 نان را سواره کردم و مردم را پیاده به دنبال آن
2 از حق خودمردم به آنهابخشیدم و منت برآنهاگذاشتم
3 نادان وفادار را به دانا عادل مسخر کردم
اکنون حکایت ما مردم ایران است☝️
📚 @BooksCom
فردی به حکیمی گفت
خبر داری که فلانی درباره ات چقدرغیبت کرده؟
حکیم گفت:اوتیری رابه سویم
پرتاب کرد که به من نرسید
تو چرا آن را برداشتی و در قلبم فروکردی
سبب نقل کینه ها و دشمنی ها نباشیم
📚 @BooksCom
خبر داری که فلانی درباره ات چقدرغیبت کرده؟
حکیم گفت:اوتیری رابه سویم
پرتاب کرد که به من نرسید
تو چرا آن را برداشتی و در قلبم فروکردی
سبب نقل کینه ها و دشمنی ها نباشیم
📚 @BooksCom
گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم، سر پناه بی کسیام بود، طوفان تو آن را از من گرفت! کجای دنیای تو را گرفته بودم؟
خدا در جواب گفت: ماری در راه لانه ات بود. تو خواب بودی، باد و باران را گفتم لانه ات را واژگون کند، آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیام برخواستی!
مردی به قصرها و خانههای زيبا مینگريست. به دوستش گفت: وقتی اين همه اموال رو تقسيم میكردند، ما كجا بوديم؟ دوست او دستش را گرفت و به بيمارستان برد و گفت: وقتی اين بيماریها رو تقسيم میكردند، ما كجا بوديم؟ خدايا حُکم و حِکمت در دست توست! واسه داده ها و نداده هات شُكر 🤲
📚 @BooksCom
خدا در جواب گفت: ماری در راه لانه ات بود. تو خواب بودی، باد و باران را گفتم لانه ات را واژگون کند، آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیام برخواستی!
مردی به قصرها و خانههای زيبا مینگريست. به دوستش گفت: وقتی اين همه اموال رو تقسيم میكردند، ما كجا بوديم؟ دوست او دستش را گرفت و به بيمارستان برد و گفت: وقتی اين بيماریها رو تقسيم میكردند، ما كجا بوديم؟ خدايا حُکم و حِکمت در دست توست! واسه داده ها و نداده هات شُكر 🤲
📚 @BooksCom
کاش....
فقر رو فـیلتر میکردن..
شرمندگی پدر،پیشِ بچه هاشو فیـلتر میکردن....
کُلفَتی یه مادر،واسه سیر کردن بچه های یتیمشو فیـلتر میکردن....
کاش،اشک یتیم فیـلتر میشد...
کاش...خیانت فیلتر میشد.. دل شکستن فیلتر میشد...
بیکاریه جوونای تحصیل کرده،اعتیاد فیـلتر میشد....
آهای فـیلترچیا...
شما که بلدید..
اینارو فـیلتر کنید دنیامون قشنگ بشه
📚 @BooksCom
فقر رو فـیلتر میکردن..
شرمندگی پدر،پیشِ بچه هاشو فیـلتر میکردن....
کُلفَتی یه مادر،واسه سیر کردن بچه های یتیمشو فیـلتر میکردن....
کاش،اشک یتیم فیـلتر میشد...
کاش...خیانت فیلتر میشد.. دل شکستن فیلتر میشد...
بیکاریه جوونای تحصیل کرده،اعتیاد فیـلتر میشد....
آهای فـیلترچیا...
شما که بلدید..
اینارو فـیلتر کنید دنیامون قشنگ بشه
📚 @BooksCom
مارها قورباغهها را می خوردند و قورباغهها از این نابسامانی بسیار غمگین بودند تا اینکه قورباغهها علیه مارها به لک لکها شکایت کردند. لک لکها تعدادی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار کردند و قورباغهها از این حمایت شادمان شدند.
طولی نکشید که لک لکها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغهها !!! قورباغهها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند! عده ای از آنها با لک لکها کنار آمدند و عدهای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند.
مارها بازگشتند ولی این بار همپای لک لکها شروع به خوردن قورباغهها کردند! حالا دیگر قورباغهها متقاعد شدهاند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند. ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است ! اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان؟
📚 @BooksCom
طولی نکشید که لک لکها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغهها !!! قورباغهها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند! عده ای از آنها با لک لکها کنار آمدند و عدهای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند.
مارها بازگشتند ولی این بار همپای لک لکها شروع به خوردن قورباغهها کردند! حالا دیگر قورباغهها متقاعد شدهاند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند. ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است ! اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان؟
📚 @BooksCom
در محله ما یک گاریچی بود که نفت میفروخت و به او عمو نفتی میگفتند. یک روز مرا دید و گفت: سلام. ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید!؟ گفتم: بله! گفت: فهمیدم. چون سلام هایت تغییر کرده است! من تعجب کردم، گفتم: یعنی چه!؟
گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی. همه اهل محل همینطور بودند. هرکس خانه اش گازکشی میشود، دیگر سلام علیک او تغییر میکند… از اون لحظه، فهمیدم سی سال سلامم بوی نفت میداد. عوض اینکه بوی انسانیت و اخلاقیات بدهد...
سی سال او را با اخلاق خوب تحويل گرفتم. خیال میکردم اخلاقم خوب است. ولی حالا که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی نیست به او سلام کنم.
یادمان باشد، سلام مان بوی نیاز ندهد!
📚 @BooksCom
گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی. همه اهل محل همینطور بودند. هرکس خانه اش گازکشی میشود، دیگر سلام علیک او تغییر میکند… از اون لحظه، فهمیدم سی سال سلامم بوی نفت میداد. عوض اینکه بوی انسانیت و اخلاقیات بدهد...
سی سال او را با اخلاق خوب تحويل گرفتم. خیال میکردم اخلاقم خوب است. ولی حالا که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی نیست به او سلام کنم.
یادمان باشد، سلام مان بوی نیاز ندهد!
📚 @BooksCom
از فروردین که خیری ندیدیم
نه آن که رفته بود برگشت
نه آن که بود وفا کرد
بهار بود جانم ولی رنگ خزان داشت.
حالا اردیبهشت آمده...
کاش حداقل اردیبهشت کمی منصف باشد
سفر کردهای را باز گرداند
عاشقی را به معشوق برساند
مرگ نباشد، تولد باشد
از فروردین که گذشتیم
کاش اردیبهشت
اردیبعشق شود❤️...!
📚 @BooksCom
نه آن که رفته بود برگشت
نه آن که بود وفا کرد
بهار بود جانم ولی رنگ خزان داشت.
حالا اردیبهشت آمده...
کاش حداقل اردیبهشت کمی منصف باشد
سفر کردهای را باز گرداند
عاشقی را به معشوق برساند
مرگ نباشد، تولد باشد
از فروردین که گذشتیم
کاش اردیبهشت
اردیبعشق شود❤️...!
📚 @BooksCom
غمگین مباش ...
غمگین مباش اگر فقیر هستی ... غیر از توکسانی هستند که به خاطر قرض در زندانند ...
اگر تو وسیله نقلیه نداری ... کسانی هستند که پا ندارند ...
اگر تو از دردهایت نالانی ... کسانی هستند که سالهاست از نبود خانواده ای خوب در رنج هستند ..
اگر تو فرزند یا کسی را از دست داده ای .. کسانی هستند که خانواده ای را کامل در یک حادثه از دست داده اند .......
درد دیگران را ببین
تا درد خود را فراموش کنی....
📚 @BooksCom
غمگین مباش اگر فقیر هستی ... غیر از توکسانی هستند که به خاطر قرض در زندانند ...
اگر تو وسیله نقلیه نداری ... کسانی هستند که پا ندارند ...
اگر تو از دردهایت نالانی ... کسانی هستند که سالهاست از نبود خانواده ای خوب در رنج هستند ..
اگر تو فرزند یا کسی را از دست داده ای .. کسانی هستند که خانواده ای را کامل در یک حادثه از دست داده اند .......
درد دیگران را ببین
تا درد خود را فراموش کنی....
📚 @BooksCom
مردم حقیقت را نمی پذیرند،
چون نمی خواهند
به تخیلاتی ڪه تمام عمر
بر اساس آن زندگی ڪرده اند،
آسیبی وارد شود...!
#فردریش_نیچه
📚 @BooksCom
چون نمی خواهند
به تخیلاتی ڪه تمام عمر
بر اساس آن زندگی ڪرده اند،
آسیبی وارد شود...!
#فردریش_نیچه
📚 @BooksCom
ذره ای شعور کافیست تا بدانی ...
- نه بزرگترین ارتش و ابرقدرت جهان بودن
- نه بدنبال تسلیحات موشکی و هسته ای بودن
- نه اختراع و اپگرید تسلیحات نظامی
و نه دیکتاتوری و در انحصار گرفتن قدرت با زور باتوم و اسلحه
هیچکدام ضامن سلامتی و زندگی مان نخواهند بود
وقتی 5 گرم ویروس کرونا 🦠 میتواند تمام دنیا را در ترس و وحشت فرو ببرد !
کاش از تاریخ درس میگرفتیم افسوس ...
📚 @BooksCom
- نه بزرگترین ارتش و ابرقدرت جهان بودن
- نه بدنبال تسلیحات موشکی و هسته ای بودن
- نه اختراع و اپگرید تسلیحات نظامی
و نه دیکتاتوری و در انحصار گرفتن قدرت با زور باتوم و اسلحه
هیچکدام ضامن سلامتی و زندگی مان نخواهند بود
وقتی 5 گرم ویروس کرونا 🦠 میتواند تمام دنیا را در ترس و وحشت فرو ببرد !
کاش از تاریخ درس میگرفتیم افسوس ...
📚 @BooksCom
شده یه وقتا موقع شام خانوادگی تصمیم بگیرین تلویزیونو خاموش کنین و بعدش بگین بهبه چه سکوتی، کاش زودتر خاموشش میکردم!
حضور یهسری آدما توی زندگیمونم همینه...
بهشون عادت داریم
به اون صدا، به اون فضا
باهاشون سازگار شدیم
فقط با حذف کردنشونه که
متوجه آرامش بعدش میشیم!
خوشبختی همیشه به دست آوردن نیست،
گاهی وقتا باید از دست بدی!
📚 @BooksCom
حضور یهسری آدما توی زندگیمونم همینه...
بهشون عادت داریم
به اون صدا، به اون فضا
باهاشون سازگار شدیم
فقط با حذف کردنشونه که
متوجه آرامش بعدش میشیم!
خوشبختی همیشه به دست آوردن نیست،
گاهی وقتا باید از دست بدی!
📚 @BooksCom
ما دیگه اون آدمهای گذشته نیستیم.
یونس شدیم در شکم ماهی.
ایوب شدیم در آزمون صبر.
موسی شدیم در طور سینا.
نوح شدیم در طوفان.
یعقوب شدیم در انتظار یوسف.
ما هرکدوم پیامبر زمانهی خودمون شدیم؛
پیامبری که اینبار معجزهاش زنده موندن برای طلوعی دیگر است.
برای معجزهای به نام زندگی عادی!
📚 @BooksCom
یونس شدیم در شکم ماهی.
ایوب شدیم در آزمون صبر.
موسی شدیم در طور سینا.
نوح شدیم در طوفان.
یعقوب شدیم در انتظار یوسف.
ما هرکدوم پیامبر زمانهی خودمون شدیم؛
پیامبری که اینبار معجزهاش زنده موندن برای طلوعی دیگر است.
برای معجزهای به نام زندگی عادی!
📚 @BooksCom
امید و ابتکار را از نجاری آموختم
که مغازه اش آتش گرفت ...
و بدون اینکه از خدا شاکی باشد
در همان مکان
ذغال فروشی دایر کرد ...
📚 @BooksCom
که مغازه اش آتش گرفت ...
و بدون اینکه از خدا شاکی باشد
در همان مکان
ذغال فروشی دایر کرد ...
📚 @BooksCom