ذره ای شعور کافیست تا بدانی ...
- نه بزرگترین ارتش و ابرقدرت جهان بودن
- نه بدنبال تسلیحات موشکی و هسته ای بودن
- نه اختراع و اپگرید تسلیحات نظامی
و نه دیکتاتوری و در انحصار گرفتن قدرت با زور باتوم و اسلحه
هیچکدام ضامن سلامتی و زندگی مان نخواهند بود
وقتی 5 گرم ویروس کرونا 🦠 میتواند تمام دنیا را در ترس و وحشت فرو ببرد !
کاش از تاریخ درس میگرفتیم افسوس ...
📚 @BooksCom
- نه بزرگترین ارتش و ابرقدرت جهان بودن
- نه بدنبال تسلیحات موشکی و هسته ای بودن
- نه اختراع و اپگرید تسلیحات نظامی
و نه دیکتاتوری و در انحصار گرفتن قدرت با زور باتوم و اسلحه
هیچکدام ضامن سلامتی و زندگی مان نخواهند بود
وقتی 5 گرم ویروس کرونا 🦠 میتواند تمام دنیا را در ترس و وحشت فرو ببرد !
کاش از تاریخ درس میگرفتیم افسوس ...
📚 @BooksCom
شده یه وقتا موقع شام خانوادگی تصمیم بگیرین تلویزیونو خاموش کنین و بعدش بگین بهبه چه سکوتی، کاش زودتر خاموشش میکردم!
حضور یهسری آدما توی زندگیمونم همینه...
بهشون عادت داریم
به اون صدا، به اون فضا
باهاشون سازگار شدیم
فقط با حذف کردنشونه که
متوجه آرامش بعدش میشیم!
خوشبختی همیشه به دست آوردن نیست،
گاهی وقتا باید از دست بدی!
📚 @BooksCom
حضور یهسری آدما توی زندگیمونم همینه...
بهشون عادت داریم
به اون صدا، به اون فضا
باهاشون سازگار شدیم
فقط با حذف کردنشونه که
متوجه آرامش بعدش میشیم!
خوشبختی همیشه به دست آوردن نیست،
گاهی وقتا باید از دست بدی!
📚 @BooksCom
ما دیگه اون آدمهای گذشته نیستیم.
یونس شدیم در شکم ماهی.
ایوب شدیم در آزمون صبر.
موسی شدیم در طور سینا.
نوح شدیم در طوفان.
یعقوب شدیم در انتظار یوسف.
ما هرکدوم پیامبر زمانهی خودمون شدیم؛
پیامبری که اینبار معجزهاش زنده موندن برای طلوعی دیگر است.
برای معجزهای به نام زندگی عادی!
📚 @BooksCom
یونس شدیم در شکم ماهی.
ایوب شدیم در آزمون صبر.
موسی شدیم در طور سینا.
نوح شدیم در طوفان.
یعقوب شدیم در انتظار یوسف.
ما هرکدوم پیامبر زمانهی خودمون شدیم؛
پیامبری که اینبار معجزهاش زنده موندن برای طلوعی دیگر است.
برای معجزهای به نام زندگی عادی!
📚 @BooksCom
امید و ابتکار را از نجاری آموختم
که مغازه اش آتش گرفت ...
و بدون اینکه از خدا شاکی باشد
در همان مکان
ذغال فروشی دایر کرد ...
📚 @BooksCom
که مغازه اش آتش گرفت ...
و بدون اینکه از خدا شاکی باشد
در همان مکان
ذغال فروشی دایر کرد ...
📚 @BooksCom
ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ میگذاشت. ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽآمد، ﺷﯿﺮ را میخورد ﻭ سکهاﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ میانداخت.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ. ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ بکشد ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ. ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ را ﮐﺮﺩ. ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ و ﭘﺴﺮ را نیش زد و ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺩ.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽﭘﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮ را ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺳﮑﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺩیگر ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮ ﻧﯿﺎور، ﭼﻮﻥ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش میکنی و ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ ﺑﺮﯾﺪﻩام را.
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﺧﻢ ﮐﻬﻨﻪ
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ.
📚 @BooksCom
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ. ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ بکشد ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ. ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ را ﮐﺮﺩ. ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ و ﭘﺴﺮ را نیش زد و ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺩ.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽﭘﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮ را ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺳﮑﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺩیگر ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮ ﻧﯿﺎور، ﭼﻮﻥ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش میکنی و ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ ﺑﺮﯾﺪﻩام را.
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﺧﻢ ﮐﻬﻨﻪ
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ.
📚 @BooksCom
من نمی فهمم که مردم چرا حرف زدن با دهن پُر را بی ادبی تلقی می کنند
ولی حرف زدن با مغز خالی را نه 😒
📚 @BooksCom
ولی حرف زدن با مغز خالی را نه 😒
📚 @BooksCom
حتما بخونید 👌
یکی از صالحان دعا میکرد :
پروردگارا در روزی ام برکت ده »
کسی پرسید:چرا نمیگویی روزی ام ده ؟
ڱفت روزی را خدا برای همه ضمانت کرده است.
اما من بـرکت را در رزق طلب میکنم چیزیست
که خدا به هرکس بخواهد میدهد (نه به همگان)
اگر در مال بیاید ، زیادش میکند .
اگر درفرزند بیاید ،صــالحش میکند .
اگر درجسم بیاید ، قوی و سالمش میکند .
و اگر درقلب بیاید ،خوشبختش می کند.
📚 @BooksCom
یکی از صالحان دعا میکرد :
پروردگارا در روزی ام برکت ده »
کسی پرسید:چرا نمیگویی روزی ام ده ؟
ڱفت روزی را خدا برای همه ضمانت کرده است.
اما من بـرکت را در رزق طلب میکنم چیزیست
که خدا به هرکس بخواهد میدهد (نه به همگان)
اگر در مال بیاید ، زیادش میکند .
اگر درفرزند بیاید ،صــالحش میکند .
اگر درجسم بیاید ، قوی و سالمش میکند .
و اگر درقلب بیاید ،خوشبختش می کند.
📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدایا
بجز خودت به دیگرى واگذارمان نکن
سلامتی رانصیب خانواده هایمان
آرامش رانصیب خانه هایمان
ودلخوشی رانصیب دلهایمان گردان
خدایا همه ی نگرانیامونو بگیر و
به قلب و روحمون آرامش عطا کن
📚 @BooksCom
بجز خودت به دیگرى واگذارمان نکن
سلامتی رانصیب خانواده هایمان
آرامش رانصیب خانه هایمان
ودلخوشی رانصیب دلهایمان گردان
خدایا همه ی نگرانیامونو بگیر و
به قلب و روحمون آرامش عطا کن
📚 @BooksCom
اندازههات رو که بدونی همیشه محترمی؛
اندازه "گلیمت"
اندازه "دهنت"
اندازه "جیبت"
اندازه "محبت کردنت"!
حواسمون به اندازهها باشه 👌
📚 @BooksCom
اندازه "گلیمت"
اندازه "دهنت"
اندازه "جیبت"
اندازه "محبت کردنت"!
حواسمون به اندازهها باشه 👌
📚 @BooksCom
هر قدر که سنم بیشتر می شود
کمتر به قضاوت مردم در مورد خودم
اهمیت میدهم.
از این رو هرچه قدر مسن تر میشوم
بیشتر از زندگی لذت میبرم.
حذف کردن آدمها از زندگیم
به این معنی نیست که ،از آنها متنفرم!!
معنای ساده اش این است،
که برای خودم احترام قائلم...
لطف بسیار بزرگی در حق خودمان خواهیم کرد
اگر کسانی که روحمان را مسموم می کنند را
رها کرده و
به آرامش پناه ببریم...
زندگی به من آموخت که
هر اشتباهی تاوانی دارد
و هر پاداشی بهایی...
پنیر مجانی فقط در تله ی موش یافت می شود.
📚 @BooksCom
کمتر به قضاوت مردم در مورد خودم
اهمیت میدهم.
از این رو هرچه قدر مسن تر میشوم
بیشتر از زندگی لذت میبرم.
حذف کردن آدمها از زندگیم
به این معنی نیست که ،از آنها متنفرم!!
معنای ساده اش این است،
که برای خودم احترام قائلم...
لطف بسیار بزرگی در حق خودمان خواهیم کرد
اگر کسانی که روحمان را مسموم می کنند را
رها کرده و
به آرامش پناه ببریم...
زندگی به من آموخت که
هر اشتباهی تاوانی دارد
و هر پاداشی بهایی...
پنیر مجانی فقط در تله ی موش یافت می شود.
📚 @BooksCom
BOOK | کتاب
رویاهاتو دنبال کن اونا مسیر رو میدونن... #موفقیت 📚 @BooksCom
کجای راه را اشتباه رفتیم که به این روز افتادهایم. اوایل انقلاب عکس مرحوم آیتالله گلپایگانی را منتشر میکردند که غذایش را با جوجهها تقسیم میکرد الان به جایی رسیدیم که میلیون میلیون برای منافع اقتصادی جوجه نابود میکنیم بدون عذاب وجدان...!
اینگونه ادعای اشرف مخلوقات بودن هم میکنیم. این گونه میخواهیم انقلابمان را هم صادر کنیم...!
📚 @BooksCom
اینگونه ادعای اشرف مخلوقات بودن هم میکنیم. این گونه میخواهیم انقلابمان را هم صادر کنیم...!
📚 @BooksCom
👍2
خواهر که داشته باشی
یعنی خدا یه طور ویژه ای دوستت داشته
که بهت یه مادر کوچولوی دوم
یه رفیق مهربون
و یه همبازیِ همراه داده
سلامتی خواهرا و هر کسی که برامون مثل خواهره❤️
چهارشنبه روز گرامی داشت خواهر مبارک
📚 @BooksCom
یعنی خدا یه طور ویژه ای دوستت داشته
که بهت یه مادر کوچولوی دوم
یه رفیق مهربون
و یه همبازیِ همراه داده
سلامتی خواهرا و هر کسی که برامون مثل خواهره❤️
چهارشنبه روز گرامی داشت خواهر مبارک
📚 @BooksCom
ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید که در سطل زبالهاش دنبال چیزی میگردد. گفت، خداروشکر فقیر نیستم.
مرد فقیر اطرافش را نگاه کرد و دیوانهای با رفتار جنونآمیز در خیابان دید و گفت، خداروشکر دیوانه نیستم.
آن دیوانه در خیابان آمبولانسی دید که بیماری را حمل میکرد گفت، خداروشکر
بیمار نیستم.
مریضی در بیمارستان دید که جنازهای را به سرد خانه میبرند. گفت، خداروشکر زندهام.
فقط یک مرده نمیتواند از خدا تشکر کند.
چرا همین الان از خدا تشکر نمیکنیم که روز
و شبی دیگر به ما فرصت زندگی داده است؟
بیایید برای همه چیز فروتن و سپاسگزار باشیم.
📚 @BooksCom
مرد فقیر اطرافش را نگاه کرد و دیوانهای با رفتار جنونآمیز در خیابان دید و گفت، خداروشکر دیوانه نیستم.
آن دیوانه در خیابان آمبولانسی دید که بیماری را حمل میکرد گفت، خداروشکر
بیمار نیستم.
مریضی در بیمارستان دید که جنازهای را به سرد خانه میبرند. گفت، خداروشکر زندهام.
فقط یک مرده نمیتواند از خدا تشکر کند.
چرا همین الان از خدا تشکر نمیکنیم که روز
و شبی دیگر به ما فرصت زندگی داده است؟
بیایید برای همه چیز فروتن و سپاسگزار باشیم.
📚 @BooksCom
مغـــــرور که شدی به گورستان برو
آنجا آدمهای زیادی خواهی یافـــت
که هـر کدام زمانی فـکر میکردند
دنیا بدون وجود آنها نمیچرخد!
مغرور نباشیم
📚 @BooksCom
آنجا آدمهای زیادی خواهی یافـــت
که هـر کدام زمانی فـکر میکردند
دنیا بدون وجود آنها نمیچرخد!
مغرور نباشیم
📚 @BooksCom
ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ میگذاشت. ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽآمد، ﺷﯿﺮ را میخورد ﻭ سکهاﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ میانداخت.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ. ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ بکشد ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ. ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ را ﮐﺮﺩ. ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ و ﭘﺴﺮ را نیش زد و ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺩ.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽﭘﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮ را ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺳﮑﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺩیگر ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮ ﻧﯿﺎور، ﭼﻮﻥ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش میکنی و ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ ﺑﺮﯾﺪﻩام را.
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﺧﻢ ﮐﻬﻨﻪ
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ.
📚 @BooksCom
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ. ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ بکشد ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ. ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ را ﮐﺮﺩ. ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ و ﭘﺴﺮ را نیش زد و ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺩ.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽﭘﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮ را ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺳﮑﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺩیگر ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮ ﻧﯿﺎور، ﭼﻮﻥ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش میکنی و ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ ﺑﺮﯾﺪﻩام را.
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﺧﻢ ﮐﻬﻨﻪ
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ.
📚 @BooksCom
براى همه خوب باش
آنکه فهميد
هميشه کنارت
وبه يادت خواهد بود..
و آنكه نفهميد
روزى دلش براى تمام
خوبى هايت تنگ مىشود
📚 @BooksCom
آنکه فهميد
هميشه کنارت
وبه يادت خواهد بود..
و آنكه نفهميد
روزى دلش براى تمام
خوبى هايت تنگ مىشود
📚 @BooksCom
Forwarded from نوستالژی
ﭘﯿﮑﺎﻥ، ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﺮﺍﻡ ﺑﻮﺩ!
ﭘﯿﮑﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻬﺎ, ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻧﻘﻠﯿﻪ ﻧﺒﻮﺩ
ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﯽ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﺳﻔﺮﻫﺎﻳﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩ. ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻓﺨﺮﻓﺮﻭﺷﯽ ﻧﺒﻮﺩ، ﮐﺎﺭ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﺤﻠﻪ ﺑﻮﺩ. 👌🏻😍
#نوستالژی
@Nostallzhi
ﭘﯿﮑﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻬﺎ, ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻧﻘﻠﯿﻪ ﻧﺒﻮﺩ
ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﯽ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﺳﻔﺮﻫﺎﻳﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩ. ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻓﺨﺮﻓﺮﻭﺷﯽ ﻧﺒﻮﺩ، ﮐﺎﺭ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﺤﻠﻪ ﺑﻮﺩ. 👌🏻😍
#نوستالژی
@Nostallzhi