BOOK | کتاب – Telegram
BOOK | کتاب
52.1K subscribers
13.5K photos
1.22K videos
5 files
170 links
📚علاقه ما به دانستن، بلای خانمان سوزِ دشمنان ماست...

.
.
.
.
.
.

.
Download Telegram
چیزایی که بهت آسیب زدن رو فراموش کن؛

ولی هیچوقت درسی رو که بهت ياد دادنُ از خاطر نَبَر ...

📚 @BooksCom
2
گاهی باید رد شد،باید گذشت؛
گاهی باید در اوج نیاز نخواست...
گاهی باید کویر شد و با همه تشنگی
منت هیچ ابری را نکشید...
گاهی برای بودن باید محو شد،
باید نیست شد...
گاهی برای بودن؛باید نبود...
گاهی باید چترت را برداری و رهسپار کوچه هایی شوی
که مدت هاست هیچ رهگذری از آن عبور نکرده...

گاهی باید نباشی...

📚 @BooksCom
1
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد.
بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند.
اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت:
نرو، تورا وزیر دادگستری میکنیم.
شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم
فروانروا گفت:
خب، خودت را محاکمه کن!
این سخت ترین کار دنیاست! اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی...

👤آنتوان دوسنت اگزوپری

📚 @BooksCom
اقای عزیز خانم گرامی دوست خوب من هم وطن عزیز
طلا نخر
دلار نخر
سکه نخر
مواد غذایی، لوازم بهداشتی و... رو احتکار نکن

هموطن احتکار نکن کشورت رو نابود نکن فکر نکن سکه میخری ارزش پولت حفظ میشه کنارش صدبرابر ضرر میکنی

پیامبر (ص) در حدیثی می‌فرمایند: هر کس گندمی را به قصد گران شدن آن، 40 روز احتکار کند، از خدا بَری و خدا از او بَری است

📚 @BooksCom
وقتی ما آدم‌ها را همانطور که هستند ببینیم، بدون اینکه رفتار و گفتار آن‌ها را به خود بگیریم، هرگز از آن‌ها آزار نمی‌بینیم. حتی اگر دیگران به شما دروغ بگویند ایرادی ندارد. آن‌ها به شما دروغ می‌گویند، چون می‌ترسند. می‌ترسند که متوجه شوید آن‌ها کامل نیستند. چهره برداشتن از این نقاب اجتماعی دشوار است. شما وقتی قویاً عادت کردید که هیچ چیز را به خود نگیرید، از بسیاری از ناراحتی‌ها در زندگی اجتناب خواهید کرد. خشم، حسادت و حسرت شما ناپدید خواهد شد و حتی غم شما ناپدید می‌شود..

👤دون میگوئل روئیز

📚 @BooksCom
قضاوت و پیش‌داوری
درباره یک شخص،
مشخص نمی‌کند او کیست؛

مشخص می‌کند
شما کیستید...

📚 @BooksCom
1
ما یک استاد داریم که همیشه میگوید شماره آدمهای اطرافتان را با نامهای زیبا در گوشیتان سیو کنیدحتی اگر یک نفر را می شناسید که صفت زشتی دارد باز هم شما کنار اسمش برعکس آن صفتش را بنویسید
بگذارید چشمانتان به زیبا دیدن عادت کند

او معتقد است تکرار یک زیبایی حتی اگر صادقانه نباشد باور آدم را عوض می کند

راستش یک روز بدون آنکه متوجه شود به گوشی اش زنگ زدم روی صفحه افتاده بودشاگرد همیشه خندانم! "

نمیدانید در آن لحظه از آن جمله چقدر لذت بردم و از آن به بعد انگار دلم میخواهد بیشتر بخندم او راست می گوید گاهی یک جمله زیبا خیلی ساده می تواند باور خودت و دیگران را تغییر دهد

📚 @BooksCom
1
بیگناه پای دار رفت...
نمیدانست بالای دار هم خواهد رفت!
چاقو دسته خود را برید
و محبت خارها را گل نکرد...
همانگونه که دوری دوستی نیاورد...
در و تخته هم اصلا باهم جور نبودند...
بار کج هم چه خوب به منزل رسید...
تازه کار از محکم کاری هم عیب کرد...
ماه هم چه خوب پشت ابر پنهان ماند...
و اتفاقا پول نیز خوشبختی آورد
و ظلم ماندگار شد!!

انگار دوره ضرب المثل ها به پایان رسیده است. عجب دنیای غریبی ست اين روزا 🥺

📚 @BooksCom
1
قدرت شیر توی عضلاتش نیست 
توی وجودشه..

وقتـی میخواد چیزی رو بدست بیاره, با تمام وجود بلند میشه,
با تمام وجود دنبالش میکنه ,
و با تمام وجود بدستش میاره..
رویاتو بدست بیار

📚 @BooksCom
1
‏"رساله توجیه المسائل خیلی از ما آدم ها"

۱_غیبت: تو روشم ميگم.
۲_تهمت: همه ميگن
۳_دروغ: مصلحتى
۴_رشوه: شيرينى
۵_ظلم: حقشه
۶_مال حرام: پيش سه هزار ميليارد هیچه!
۷_ربا: همه ميخورن!
۸_نگاه به نامحرم: يه نظر حلاله!
۹_مجلس حرام: يک شب که هزار شب نميشه!
۱۰_بخل: اگه خدا ميخواست بهش ميداد

📚 @BooksCom
2
قهر می‌کنیم تا بفهمانیم دوستش داریم،
گریه می‌کنیم تا بگوییم دوستش داریم،
می‌رویم تا بفهمد دوستش داریم...
خیلی‌ها عاشقند، اما شاید مترجمان خوبی نباشند!
کاش "دوستت دارم"، همان دوستت دارمِ ساده بود.

👤 عباس موسوی

📚 @BooksCom
ی وقتایی بی هوا برو
بهش بگو زندگی بدون اون
برات جهنمی بیش نیست
و بذار خوب بدونه که
وجودش چقدر تو زندگیت مهمه
و بذار حس کنه چقدر بودنش
تو زندگیت بایده

آدما هم همیشه با ابراز علاقه نمیرن
یوقتا از نشنیدنه که میزارن میرن


📚 @BooksCom
2
آدمی که طرز تلقی و افکارش را عوض
نمی کند ،
مثل آب راکدی است که محل زیست
سوسمارهای خطرناک می شود ...!

ویلیام بلیک

📚 @BooksCom
1
ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﭼﻮﺏ ﺑُﺮﯼ، ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺷﺪ.

ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ۱۸ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ. ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ، ﻭﻟﯽ ۱۵ ﺩﺭﺧﺖ ﺑُﺮﯾﺪ. ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﻓﻘﻂ ۱۰ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ.

رئیسش گفت: ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﯽ ﺗﺒﺮﺕ ﺭﺍ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩﯼ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻭﻗﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺪﺕ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻡ!

ﺭﺍﺯ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ، ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﻇﺮﻳﻒ ﺍﺳﺖ، ﻓﻜﺮ، ﺟﺴﻢ و ﺭﻭﺡ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺷﻮﻧﺪ،

با تفریح، مطالعه، وقت گذراندن با خانواده و…

هر چند وقت تبر زندگیتو تیز کن!

📚 @BooksCom
👍2
عقاب داشت از گرسنگی می مرد و نفسهای آخرش را می کشید.
کلاغ و کرکس هم مشغول خوردن لاشه ی گندیدۀ آهو بودند.
جغد دانا و پیری هم بالای شاخۀ درختی به آنها خیره شده بود.
کلاغ و کرکس رو به جغد کردند و گفتند این عقاب احمق را می بینی بخاطر غرور احمقانه اش دارد جان می دهد؟
اگه بیاید و با ما هم سفره شود نجات پیدا می کند حال و روزش را ببین آیا باز هم می گویی عقاب سلطان پرندگان است؟
جغد خطاب به آنان گفت: عقاب نه مثل کرکس لاشخور است و نه مثل کلاغ دزد، آنها عقابند، از گرسنگی خواهند مرد اما اصالتشان را هیچ وقت از دست نخواهند داد.
از چشم عقاب چگونه زیستن مهم است نه چقدر زیستن.
زندگی ما انسانها هم باید مثل عقاب باشد، مهم نیست چقدر زنده ایم مهم این است به بهترین شکل انسانی زندگی کنیم..

📚 @BooksCom
2
اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره امید بنویسی، چه می نویسی؟
گفتذ:نود و نه صفحه رو خالی میذارم . صفحه آخر، سطر آخر می نویسم
یادت باشه دنیا گرده
هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی
شاید در نقطه شروع باشی.

👤گابریل گارسیا مارکز

📚 @BooksCom
2
یک کرم زشت و کثیف درون هر موجود و انسانی خفته است.
ولو این انسان وارسته ترین زاهدها باشد...
خم شوید و آهسته به این کرم بگویید: "تو را دوست می دارم!"
در دم بر پشت این کرم بال هایی می رویند و او به پروانه تبدیل می شود.

👤نیکوس کازانتزاکیس

📚 @BooksCom
1
مادرم ميگفت:
به ديوار تكيه كن،
ولى به مردها ، نه ...!
كه ديوار اگر پشتت را خالى كرد،
سنگ است و گچ، نهايت سرت ميشكند..!
ولى اگر مردى رهايت كرد،
دلت ميشكند،
روح و تمام زندگيت ميشكند،
و زنى كه بشكند،
سنگ ميشود،
سرد و سخت،
كه نه ميخندد، و نه ميگريد..!
و اين يعنى فاجعه...!
فاجعه زنيست كه از دلداده گى ترسيده..

📚 @BooksCom
درویشی تنگدست به در خانه توانگری رفت و گفت:
شنیده ام مالی در راه خدا نذر کرده ای که به درویشان دهی، من نیز درویشم.
خواجه گفت: من نذر کوران کرده ام تو کور نیستی.
پس درویش تاملی کرد وگفت: ای خواجه کور حقیقی منم که درگاه خدای کریم را گذاشته به در خانه چون تو گدائی آمده ام.
این را بگفت و روانه شد.
خواجه متأثر گشته از دنبال وی شتافت و هر چه کوشید که چیزی به وی دهد قبول نکرد.

از او بخواه که دارد
و میخواهد که از او بخواهی...

از او مخواه که ندارد
و می ترسد که از او بخواهی...!

📚 @BooksCom
2