➕فقیری به در خانه بخیلی آمد، گفت: شنیده ام که تو قدری از مال خود را نذر نیازمندان کرده ای و من در نهایت فقرم، به من چیزی بده.
بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام.
فقیر گفت: من هم کور واقعی هستم، زیرا اگر بینا می بودم، از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمی آمدم...
📚 @BooksCom
بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام.
فقیر گفت: من هم کور واقعی هستم، زیرا اگر بینا می بودم، از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمی آمدم...
📚 @BooksCom
🔹چهار شمع به آرامی می سوختند، محیط آن قدر ساکت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنید.
اولین شمع گفت: « من صلح هستم، هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد.
فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. »
شمع دوم گفت: ... « من ایمان هستم، واقعا انگار کسی به من نیازی ندارد برای همین من دیگر رغبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم . » حرف شمع ایمان که تمام شد، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد.
وقتی نوبت به سومین شمع رسید با اندوه گفت: « من عشق هستم توانایی آن را ندارم که روشن بمانم، چون مردم مرا به کناری انداخته اند و اهمیتم را نمی فهمند، آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود محبت کنند و عشق بورزند. » پس شمع عشق هم بی درنگ خاموش شد.
کودکی وارد اتاق شد و دید که سه شمع دیگر نمی سوزند.
او گفت: « شما که می خواستید تا آخرین لحظه روشن بمانید، پس چرا دیگر نمی سوزید؟»
چهارمین شمع گفت: « نگران نباش، تا وقتی من روشن هستم، به کمک هم می توانیم شمع های دیگر را روشن کنیم. من امید هستم. »
چشمان کودک درخشید، شمع امید را برداشت و بقیه شمع ها را روشن کرد.
📚 @BooksCom
اولین شمع گفت: « من صلح هستم، هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد.
فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. »
شمع دوم گفت: ... « من ایمان هستم، واقعا انگار کسی به من نیازی ندارد برای همین من دیگر رغبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم . » حرف شمع ایمان که تمام شد، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد.
وقتی نوبت به سومین شمع رسید با اندوه گفت: « من عشق هستم توانایی آن را ندارم که روشن بمانم، چون مردم مرا به کناری انداخته اند و اهمیتم را نمی فهمند، آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود محبت کنند و عشق بورزند. » پس شمع عشق هم بی درنگ خاموش شد.
کودکی وارد اتاق شد و دید که سه شمع دیگر نمی سوزند.
او گفت: « شما که می خواستید تا آخرین لحظه روشن بمانید، پس چرا دیگر نمی سوزید؟»
چهارمین شمع گفت: « نگران نباش، تا وقتی من روشن هستم، به کمک هم می توانیم شمع های دیگر را روشن کنیم. من امید هستم. »
چشمان کودک درخشید، شمع امید را برداشت و بقیه شمع ها را روشن کرد.
📚 @BooksCom
◾️اگر برای کسی مهم باشی، او همیشه راهی برای وقت گذاشتن با تو پیدا خواهد کرد…
نه بهانه ای برای فرار، و نه دروغی برای توجیه…
📚 @BooksCom
نه بهانه ای برای فرار، و نه دروغی برای توجیه…
📚 @BooksCom
گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن؛
به رفتن که فکر میکنی اتفاقی میافتد که منصرف میشوی، میخواهی بمانی رفتاری میبینی که انگار باید بروی و این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است.
📚 @BooksCom
به رفتن که فکر میکنی اتفاقی میافتد که منصرف میشوی، میخواهی بمانی رفتاری میبینی که انگار باید بروی و این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است.
📚 @BooksCom
🔺خوبها بهتر میخوابند، در حالی که به نظر میآید بدها از ساعات بیداری، لذت بیشتری میبرند…!
“وودی آلن”
📚 @BooksCom
“وودی آلن”
📚 @BooksCom
✨آدم ها یک بار عمیقا عاشق می شوند،
چون فقط یک بار نمی ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند، امّا بعد از همان یک بار، ترس ها آنقدر عمیق می شوند که عشق، دیگر دور می ایستد...
📚 @BooksCom
چون فقط یک بار نمی ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند، امّا بعد از همان یک بار، ترس ها آنقدر عمیق می شوند که عشق، دیگر دور می ایستد...
📚 @BooksCom
🔺زمانی تلفن کم بود، اما آدمهای زیادی بودند که بهشان زنگ بزنیم و یک دل سیر حرف بزنیم،
حالا تلفن ها زیاده، اما آدمهای کمی هستند که دلمان حرفهایشان را میخواهد…
📚 @BooksCom
حالا تلفن ها زیاده، اما آدمهای کمی هستند که دلمان حرفهایشان را میخواهد…
📚 @BooksCom
▪️ﺩﻭﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷﺪ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﺪ.
👤ﻭﯾﮑﺘﻮﺭ ﻫﻮﮔﻮ
📚 @BooksCom
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷﺪ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﺪ.
👤ﻭﯾﮑﺘﻮﺭ ﻫﻮﮔﻮ
📚 @BooksCom
🔹در ذات سیاست نیست که بهترین افراد انتخاب شوند،
زیرا بهترین افراد نمی خواهند، بر همنوعان شان حکومت کنند…!
📚 @BooksCom
زیرا بهترین افراد نمی خواهند، بر همنوعان شان حکومت کنند…!
📚 @BooksCom
🔸تو و افکارت، دست به دست هم به یک مقصد میروید،
با افکار منفی هیچ وقت نمی توان به سمتی مثبت حرکت کرد...
📚 @BooksCom
با افکار منفی هیچ وقت نمی توان به سمتی مثبت حرکت کرد...
📚 @BooksCom
🔹انسانی که حقیقتا قدرتمند است، نیازی به تایید دیگران ندارد همچنانکه شیر از تحسین گوسفندان بی نیاز است...
📚 @BooksCom
📚 @BooksCom
🔸اگر در دل کسی جایی نداری، فرش زیر پایش هم نباش....
جایی که بودن و نبودنت هیچ فرقی ندارد، نبودنت را انتخاب کن، اینگونه به خودت احترام گذاشته ای…
📚 @BooksCom
جایی که بودن و نبودنت هیچ فرقی ندارد، نبودنت را انتخاب کن، اینگونه به خودت احترام گذاشته ای…
📚 @BooksCom
✨شما می توانید در طی دو ماه
با توجه کردن به دیگران،
دوستان بیشتری پیدا کنید
تا اینکه در عرض دو سال،
بخواهید توجه دیگران را
به خود جلب کنید…
“دیل کارنگی”
📚 @BooksCom
با توجه کردن به دیگران،
دوستان بیشتری پیدا کنید
تا اینکه در عرض دو سال،
بخواهید توجه دیگران را
به خود جلب کنید…
“دیل کارنگی”
📚 @BooksCom