✔️@BoomrangInstitute
🔴 مطالعه چند کتاب و مقاله درباره چین، با محوریت کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - جلسه اول
🎤 بهمن پرهام، مائده آبروشن، پرویز محرری، قهرمان عظیم زاده، فریدون پرهام، ناصر نوتاش، علیرضا زیاری و شهرام اتفاق
مطالعه تحولات اقتصادی چین، دربردارنده آموزههای مهمی برای همه جوامع بشری و از جمله ایران است. در این فعالیت مطالعاتی، منابع متفاوتی را بررسی خواهیم کرد و به مقایسه و تحلیل مناقشات و آرای متعارضی در کنار یکدیگر خواهیم پرداخت.
⭕️ دسترسی به جلسه (۱):
👈 در آپارات
👈 در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ
#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
#سانترالیسم_دموکراتیک
🔴 مطالعه چند کتاب و مقاله درباره چین، با محوریت کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - جلسه اول
🎤 بهمن پرهام، مائده آبروشن، پرویز محرری، قهرمان عظیم زاده، فریدون پرهام، ناصر نوتاش، علیرضا زیاری و شهرام اتفاق
مطالعه تحولات اقتصادی چین، دربردارنده آموزههای مهمی برای همه جوامع بشری و از جمله ایران است. در این فعالیت مطالعاتی، منابع متفاوتی را بررسی خواهیم کرد و به مقایسه و تحلیل مناقشات و آرای متعارضی در کنار یکدیگر خواهیم پرداخت.
⭕️ دسترسی به جلسه (۱):
👈 در آپارات
👈 در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ
#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
#سانترالیسم_دموکراتیک
✔️@BoomrangInstitute
🔴 خبر از چند کتاب
امیرحسین خالقی خبر داده است که ترجمه دو کتاب «مبانی فلسفی اقتصادی سرمایه داری» و کتاب «تاریخ مختصر سرمایه داری» را به پایان رسانیده است و میکوشد تا مراحل نشر کتاب را به سرانجام برساند. افزون بر این، خبر از آغاز ترجمه کتاب «۲۰ مغلطه اقتصادی» متعلق به موسسه آدام اسمیت و به قلم تیم ورستال داده است. همچنین وعده کرده تا به تدریج بخشهایی از کتاب آخری را به اشتراک بگذارد.
اهالی کتابخوان - شامل معدود باقیماندگان - بیصبرانه منتظر انتشار این کتابها خواهند بود و برای مترجم این کتابها آروزی توفیق داریم.
#معرفی_کتاب
🔴 خبر از چند کتاب
امیرحسین خالقی خبر داده است که ترجمه دو کتاب «مبانی فلسفی اقتصادی سرمایه داری» و کتاب «تاریخ مختصر سرمایه داری» را به پایان رسانیده است و میکوشد تا مراحل نشر کتاب را به سرانجام برساند. افزون بر این، خبر از آغاز ترجمه کتاب «۲۰ مغلطه اقتصادی» متعلق به موسسه آدام اسمیت و به قلم تیم ورستال داده است. همچنین وعده کرده تا به تدریج بخشهایی از کتاب آخری را به اشتراک بگذارد.
اهالی کتابخوان - شامل معدود باقیماندگان - بیصبرانه منتظر انتشار این کتابها خواهند بود و برای مترجم این کتابها آروزی توفیق داریم.
#معرفی_کتاب
Audio
✔️@BoomrangInstitute
🔴 وقایع مرداد ماه ۱۳۳۲
در گفتگو با ابراهیم صحافی
دوم شهریورماه ۱۳۹۹
(بخش اول)
آیا واقعه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ کودتا بود؟ صنعت نفت ملی شد یا دولتی شد؟ آیا رویدادی که ملی شدن صنعت نفت نامیده شد، به نفع منافع ایران بود؟ آیا با دولتی کردن نفت، فناوری این صنعت بومی شد؟
🔴 وقایع مرداد ماه ۱۳۳۲
در گفتگو با ابراهیم صحافی
دوم شهریورماه ۱۳۹۹
(بخش اول)
آیا واقعه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ کودتا بود؟ صنعت نفت ملی شد یا دولتی شد؟ آیا رویدادی که ملی شدن صنعت نفت نامیده شد، به نفع منافع ایران بود؟ آیا با دولتی کردن نفت، فناوری این صنعت بومی شد؟
✔️@BoomrangInstitute
🔴 مطالعه چند کتاب و مقاله درباره چین، با محوریت کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - جلسه دوم - بخش اول
🎤 پرویز محرری، نادره طاری و قهرمان عظیم زاده
✳️ با مدیریت و هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش
مطالعه تحولات اقتصادی چین، دربردارنده آموزههای مهمی برای همه جوامع بشری و از جمله ایران است. در این فعالیت مطالعاتی، منابع متفاوتی را بررسی خواهیم کرد و به مقایسه و تحلیل مناقشات و آرای متعارضی در کنار یکدیگر خواهیم پرداخت.
⭕️ دسترسی به جلسه (۲) - بخش اول:
👈 در آپارات
👈 در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ
#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
#شوروی
#تحولات_چین
🔴 مطالعه چند کتاب و مقاله درباره چین، با محوریت کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - جلسه دوم - بخش اول
🎤 پرویز محرری، نادره طاری و قهرمان عظیم زاده
✳️ با مدیریت و هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش
مطالعه تحولات اقتصادی چین، دربردارنده آموزههای مهمی برای همه جوامع بشری و از جمله ایران است. در این فعالیت مطالعاتی، منابع متفاوتی را بررسی خواهیم کرد و به مقایسه و تحلیل مناقشات و آرای متعارضی در کنار یکدیگر خواهیم پرداخت.
⭕️ دسترسی به جلسه (۲) - بخش اول:
👈 در آپارات
👈 در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ
#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
#شوروی
#تحولات_چین
✔️@BoomrangInstitute
لودویگ فون میزس با اتکا به تمایز زبانی، تعریفی فردگرایانه از ملت ارائه می دهد:
🖌 اگر می خواهیم بینشی به ذات ملیت پیدا کنیم ، نه از ملت بلکه باید از فرد شروع کنیم. باید از خود بپرسیم که جنبه ملی فرد خاص چیست و چه چیزی تعلق او به یک ملت خاص را تعیین می کند... ما بلافاصله می فهمیم که این جنبه ملی نمی تواند به جایی که او زندگی می کند و یا وابستگی او به یک دولت، باشد. همه کسانی که در آلمان زندگی می کنند یا تابعیت آلمان را در دست دارند ، صرفاً به همین دلیل یک آلمانی نیستند. آلمانی هایی هستند که نه در آلمان زندگی می کنند و نه تابعیت آلمان را دارند. زندگی در همان مکان ها و داشتن همان دلبستگی به یک کشور، نقش خود را در رشد ملیت بازی می کند، اما به ذات آن ربطی ندارد... مفهوم تبارشناسانه ملیت نیز مفید تر از مفاهیم جغرافیایی یا دولتی نیست. ملت و نژاد با هم منطبق نیستند؛ هیچ ملتی از خون خالص وجود ندارد. همه مردم از مخلوط نژادها پدید آمده اند. داشتن اجداد مشترک برای تعلق به یک ملیت تعیین کننده نیست. (ص 35-34)
🖌 جامعه زبان در ابتدا نتیجه یك جامعه قومی یا اجتماعی است؛ با این حال، مستقل از مبدأ خود، اکنون خود به پیوند جدیدی تبدیل می شود که روابط اجتماعی مشخصی را ایجاد می کند. کودک با یادگیری زبان، طرز تفکر و ابراز افکار خود را که از پیش تعیین شده در زبان است کسب می کند و به همین دلیل مُهری می خورد که به سختی می تواند از زندگی خود پاک کند. این زبان راه مبادله افكار با همه كسانی كه از آن استفاده می كنند برای فرد باز می كند. او می تواند بر آنها تأثیر بگذارد و از آنها تأثیر بگیرد. اجتماع زبان پیوند می زند و تفاوت زبان، افراد و مردم را از هم جدا می کند. اگر کسی توضیح ملت بعنوان یک جامعه گفتاری را بیش از حد بی پروا بداند ، باید در نظر بگیرد که زبان برای تفکر و اِبراز فکر، همچنین برای روابط اجتماعی و برای همه فعالیت های زندگی چه اهمیت عظیمی دارد. (ص 38)
البته میزس می پذیرد که زبان به تنهایی توضیح دهنده ملیت نیست:
🖌 وقایع سیاسی و فرهنگی تعیین کننده هستند. زبانشناسی نمی تواند توضیح دهد که چرا چک و اسلواکی به دو کشور مجزا تبدیل شده اند ، و هیچ توضیحی نخواهد داشت اگر این دو در آینده در یک ملت ادغام شوند. (ص 52)
📚 برگرفته از کتاب: ملت، دولت، و اقتصاد (1919)
#میزس #ملت
لودویگ فون میزس با اتکا به تمایز زبانی، تعریفی فردگرایانه از ملت ارائه می دهد:
🖌 اگر می خواهیم بینشی به ذات ملیت پیدا کنیم ، نه از ملت بلکه باید از فرد شروع کنیم. باید از خود بپرسیم که جنبه ملی فرد خاص چیست و چه چیزی تعلق او به یک ملت خاص را تعیین می کند... ما بلافاصله می فهمیم که این جنبه ملی نمی تواند به جایی که او زندگی می کند و یا وابستگی او به یک دولت، باشد. همه کسانی که در آلمان زندگی می کنند یا تابعیت آلمان را در دست دارند ، صرفاً به همین دلیل یک آلمانی نیستند. آلمانی هایی هستند که نه در آلمان زندگی می کنند و نه تابعیت آلمان را دارند. زندگی در همان مکان ها و داشتن همان دلبستگی به یک کشور، نقش خود را در رشد ملیت بازی می کند، اما به ذات آن ربطی ندارد... مفهوم تبارشناسانه ملیت نیز مفید تر از مفاهیم جغرافیایی یا دولتی نیست. ملت و نژاد با هم منطبق نیستند؛ هیچ ملتی از خون خالص وجود ندارد. همه مردم از مخلوط نژادها پدید آمده اند. داشتن اجداد مشترک برای تعلق به یک ملیت تعیین کننده نیست. (ص 35-34)
🖌 جامعه زبان در ابتدا نتیجه یك جامعه قومی یا اجتماعی است؛ با این حال، مستقل از مبدأ خود، اکنون خود به پیوند جدیدی تبدیل می شود که روابط اجتماعی مشخصی را ایجاد می کند. کودک با یادگیری زبان، طرز تفکر و ابراز افکار خود را که از پیش تعیین شده در زبان است کسب می کند و به همین دلیل مُهری می خورد که به سختی می تواند از زندگی خود پاک کند. این زبان راه مبادله افكار با همه كسانی كه از آن استفاده می كنند برای فرد باز می كند. او می تواند بر آنها تأثیر بگذارد و از آنها تأثیر بگیرد. اجتماع زبان پیوند می زند و تفاوت زبان، افراد و مردم را از هم جدا می کند. اگر کسی توضیح ملت بعنوان یک جامعه گفتاری را بیش از حد بی پروا بداند ، باید در نظر بگیرد که زبان برای تفکر و اِبراز فکر، همچنین برای روابط اجتماعی و برای همه فعالیت های زندگی چه اهمیت عظیمی دارد. (ص 38)
البته میزس می پذیرد که زبان به تنهایی توضیح دهنده ملیت نیست:
🖌 وقایع سیاسی و فرهنگی تعیین کننده هستند. زبانشناسی نمی تواند توضیح دهد که چرا چک و اسلواکی به دو کشور مجزا تبدیل شده اند ، و هیچ توضیحی نخواهد داشت اگر این دو در آینده در یک ملت ادغام شوند. (ص 52)
📚 برگرفته از کتاب: ملت، دولت، و اقتصاد (1919)
#میزس #ملت
✔️@BoomrangInstitute
🔴 مطالعه چند کتاب و مقاله درباره چین، با محوریت کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - جلسه دوم - بخش دوم
🎤 شهرام اتفاق
✳️ با مدیریت و هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش
📍هفده تغییر مهم پس از مرگ مائو
مطالعه تحولات اقتصادی چین، دربردارنده آموزههای مهمی برای همه جوامع بشری و از جمله ایران است. در این فعالیت مطالعاتی، منابع متفاوتی را بررسی خواهیم کرد و به مقایسه و تحلیل مناقشات و آرای متعارضی در کنار یکدیگر خواهیم پرداخت.
⭕️ دسترسی به جلسه (۲) - بخش دوم:
👈 در آپارات
👈 در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ
#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
🔴 مطالعه چند کتاب و مقاله درباره چین، با محوریت کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - جلسه دوم - بخش دوم
🎤 شهرام اتفاق
✳️ با مدیریت و هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش
📍هفده تغییر مهم پس از مرگ مائو
مطالعه تحولات اقتصادی چین، دربردارنده آموزههای مهمی برای همه جوامع بشری و از جمله ایران است. در این فعالیت مطالعاتی، منابع متفاوتی را بررسی خواهیم کرد و به مقایسه و تحلیل مناقشات و آرای متعارضی در کنار یکدیگر خواهیم پرداخت.
⭕️ دسترسی به جلسه (۲) - بخش دوم:
👈 در آپارات
👈 در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ
#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
✔️@BoomrangInstitute
📃 قانون، سنت و ملت در اندیشه جواد طباطبایی
📌 توضیحی مبتنی بر رویکرد فردریش فون هایک به قانون
✍🏻 آرش آزادی
سید جواد طباطبایی در بخش دوم کتاب «تاملی درباره ایران» به مفهوم قانون و قانون گذاری و نسبت آن با سنت پرداخته است. بخش اول این کتاب و نیز کتاب «زوال اندیشه سیاسی در ایران» را نیز می توان جستجویی برای شناخت سنت در ایران محسوب کرد. من در این نوشته تلاش می کنم نگاه طباطبایی به مفهوم قانون و قانون گذاری را شرح دهم. البته ناگفته پیداست که هر شرح و توصیفی متنی جدید است و تنها نشان دهنده فهم شارح از متن اصلی است و هرگز جای اصل را نمی گیرد. خواننده این سطور در بهترین حالت توضیحی سازگار با متن اصلی دریافت خواهد کرد.
طباطبایی با فردریش فون هایک و دیدگاه های وی در مورد قانون و قانون گذاری آشناست و زمانی در کلاس های درس خود در دانشگاه تهران آرا هایک را تدریس می نموده است. من در این جا با کمک گرفتن از آرا هایک سعی می کنم اندیشه طباطبایی در مورد قانون و قانون گذاری و ارتباط آن با سنت و ملت ایران را توضیح دهم.
👈 این یادداشت را اینجا در سایت بومرنگ بخوانید.
#سید_جواد_طباطبایی #قانون #سنت #ملت
📃 قانون، سنت و ملت در اندیشه جواد طباطبایی
📌 توضیحی مبتنی بر رویکرد فردریش فون هایک به قانون
✍🏻 آرش آزادی
سید جواد طباطبایی در بخش دوم کتاب «تاملی درباره ایران» به مفهوم قانون و قانون گذاری و نسبت آن با سنت پرداخته است. بخش اول این کتاب و نیز کتاب «زوال اندیشه سیاسی در ایران» را نیز می توان جستجویی برای شناخت سنت در ایران محسوب کرد. من در این نوشته تلاش می کنم نگاه طباطبایی به مفهوم قانون و قانون گذاری را شرح دهم. البته ناگفته پیداست که هر شرح و توصیفی متنی جدید است و تنها نشان دهنده فهم شارح از متن اصلی است و هرگز جای اصل را نمی گیرد. خواننده این سطور در بهترین حالت توضیحی سازگار با متن اصلی دریافت خواهد کرد.
طباطبایی با فردریش فون هایک و دیدگاه های وی در مورد قانون و قانون گذاری آشناست و زمانی در کلاس های درس خود در دانشگاه تهران آرا هایک را تدریس می نموده است. من در این جا با کمک گرفتن از آرا هایک سعی می کنم اندیشه طباطبایی در مورد قانون و قانون گذاری و ارتباط آن با سنت و ملت ایران را توضیح دهم.
👈 این یادداشت را اینجا در سایت بومرنگ بخوانید.
#سید_جواد_طباطبایی #قانون #سنت #ملت
Forwarded from بومرنگ
✅ برای دسترسی به آرشیو نوشتهها و گفتگوهای موسی غنینژاد به کانال زیر بپیوندید
👇👇👇
http://t.me/ghaninejad_mousa
👇👇👇
http://t.me/ghaninejad_mousa
Telegram
موسی غنینژاد
کانال رسمی موسی غنینژاد
اقتصاددان
اقتصاددان
✔️@BoomrangInstitute
🔴 بریدهای از کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی»
✍ نورث، والیس و وینگاست
🌀 جعفر خیرخواهان، رضا مجیدزاده
برآمدن مدرنیته، یعنی گذار از حکومت طبیعی به نظم دسترسی باز، همان انقلاب اجتماعی دوم است. با وجود اینکه عناصر انقلاب دوم، بهویژه فناوری، در همه جای جهان پخش شدهاند، بیشتر جوامع امروزی به شکل حکومت طبیعی باقی ماندهاند.
برای گذار به جامعه دسترسی باز، نیازمند مجموعهای از تغییرات در عرصه سیاست هستیم، تغییراتی مانند تضمین مشارکت بیشتر شهروندان و تامین حقوق سیاسی غیر شخصی و ...
این گذار نیازمند مجموعه تغییرات لازم در عرصه اقتصاد نیز هست؛ مانند تضمین آزادی ورود و رقابت در بیشتر بازارها، جابجایی آزادانه مکانی و زمانی کالاها و افراد، توانایی ایجاد سازمانهایی برای بهرهگیری از فرصتهای اقتصادی، صیانت از حقوق مالکیت و ممنوعیت توسل به خشونت برای دستیابی به منابع و کالاها، یا به اطاعت اجباری واداشتن دیگران.
#توسعه
🔴 بریدهای از کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی»
✍ نورث، والیس و وینگاست
🌀 جعفر خیرخواهان، رضا مجیدزاده
برآمدن مدرنیته، یعنی گذار از حکومت طبیعی به نظم دسترسی باز، همان انقلاب اجتماعی دوم است. با وجود اینکه عناصر انقلاب دوم، بهویژه فناوری، در همه جای جهان پخش شدهاند، بیشتر جوامع امروزی به شکل حکومت طبیعی باقی ماندهاند.
برای گذار به جامعه دسترسی باز، نیازمند مجموعهای از تغییرات در عرصه سیاست هستیم، تغییراتی مانند تضمین مشارکت بیشتر شهروندان و تامین حقوق سیاسی غیر شخصی و ...
این گذار نیازمند مجموعه تغییرات لازم در عرصه اقتصاد نیز هست؛ مانند تضمین آزادی ورود و رقابت در بیشتر بازارها، جابجایی آزادانه مکانی و زمانی کالاها و افراد، توانایی ایجاد سازمانهایی برای بهرهگیری از فرصتهای اقتصادی، صیانت از حقوق مالکیت و ممنوعیت توسل به خشونت برای دستیابی به منابع و کالاها، یا به اطاعت اجباری واداشتن دیگران.
#توسعه
✔️@BoomrangInstitute
🔴 بریدهای از کتاب «زندگی بهرغم تاریخ» - (۱)
✍ لِشِک کولاکوفسکی
🌀 خسرو ناقد
حال این پرسش پیش میآید که فروپاشی کمونیسم، بهمثابه رویدادی فلسفی، به ما چه میآموزد؟ بدیهی است که کمونیسم در زمانی بر مسند قدرت تکیه زده بود، فلسفه رسمی و دولتی مختص به خود را داشت.
این فلسفه رسمی گرچه از حیث فکری و عقلائی، ابتدایی و بدوی بود و هرگونه استقلال از او سلب شده بود و فقط بهسان ابزاری سست و شکننده در خدمت تبلیغات حکومتی و خودستایی و بزرگنماییهای رژیم و سران حکومتی بهکار گرفته میشد، اما وجودش به منظور کارکرد و کاربرد نظام بیاهمیت نبود.
فلسفه دولتی، یکی از صور تبیین ایدئولوژی حاکم بود و مادامی که نظام تمامیتخواه مطابق اصول و مبادی خود عمل میکرد و تاثیر میگذاشت، آن را جدّی میگرفت و به آن اعتقاد داشت.
فلسفه رسمی «جهانبینی علمی» نامیده میشد؛ اصطلاحی بیمعنی که هر چند مضحک و متناقض به گوش میآید، ولی مبیّن ادعایی بزرگ و پُراهمیت است.
#فلسفه_علمی
#ایدئولوژی_دولتی
🔴 بریدهای از کتاب «زندگی بهرغم تاریخ» - (۱)
✍ لِشِک کولاکوفسکی
🌀 خسرو ناقد
حال این پرسش پیش میآید که فروپاشی کمونیسم، بهمثابه رویدادی فلسفی، به ما چه میآموزد؟ بدیهی است که کمونیسم در زمانی بر مسند قدرت تکیه زده بود، فلسفه رسمی و دولتی مختص به خود را داشت.
این فلسفه رسمی گرچه از حیث فکری و عقلائی، ابتدایی و بدوی بود و هرگونه استقلال از او سلب شده بود و فقط بهسان ابزاری سست و شکننده در خدمت تبلیغات حکومتی و خودستایی و بزرگنماییهای رژیم و سران حکومتی بهکار گرفته میشد، اما وجودش به منظور کارکرد و کاربرد نظام بیاهمیت نبود.
فلسفه دولتی، یکی از صور تبیین ایدئولوژی حاکم بود و مادامی که نظام تمامیتخواه مطابق اصول و مبادی خود عمل میکرد و تاثیر میگذاشت، آن را جدّی میگرفت و به آن اعتقاد داشت.
فلسفه رسمی «جهانبینی علمی» نامیده میشد؛ اصطلاحی بیمعنی که هر چند مضحک و متناقض به گوش میآید، ولی مبیّن ادعایی بزرگ و پُراهمیت است.
#فلسفه_علمی
#ایدئولوژی_دولتی
Political Economy of Environment
Shahram Ettefagh
فایل صوتی جلسه 👆
✔️@BoomrangInstitute
🔴 معرفی و گفتگویی کوتاه درباره: «اقتصاد سیاسی محیط زیست»
🎤 شهرام اتفاق
📅 پنجم شهریور ۱۳۹۹
📎 تخریب محیط زیستی
📎 منازعات اقتصادی
📎 چند تعریف از دولت
📎 نظریه انتخاب عمومی
📎 پیکتی، شانسل و نابرابری
📎 مصلحت عمومی
📎 امر سیاسی و اقتصادی
📎 جنگ خاورمیانه
👈 دسترسی در آپارت
👈 دسترسی در یوتیوب
👈 دسترسی به کلیه فایلهای صوتی و تصاویر در بومرنگ
➖➖➖➖➖
تصاویر مورد ارجاع:
📍تصویر (۱)
📍تصویر (۲)
📍تصویر (۳)
📍تصویر (۴)
📍تصویر (۵)
📍تصویر (۶)
📍تصویر (۷)
📍تصویر (۸)
📍تصویر (۹)
📍تصویر (۱۰)
➖➖➖➖➖
#محیط_زیست
#اقتصاد_سیاسی
✔️@BoomrangInstitute
🔴 معرفی و گفتگویی کوتاه درباره: «اقتصاد سیاسی محیط زیست»
🎤 شهرام اتفاق
📅 پنجم شهریور ۱۳۹۹
📎 تخریب محیط زیستی
📎 منازعات اقتصادی
📎 چند تعریف از دولت
📎 نظریه انتخاب عمومی
📎 پیکتی، شانسل و نابرابری
📎 مصلحت عمومی
📎 امر سیاسی و اقتصادی
📎 جنگ خاورمیانه
👈 دسترسی در آپارت
👈 دسترسی در یوتیوب
👈 دسترسی به کلیه فایلهای صوتی و تصاویر در بومرنگ
➖➖➖➖➖
تصاویر مورد ارجاع:
📍تصویر (۱)
📍تصویر (۲)
📍تصویر (۳)
📍تصویر (۴)
📍تصویر (۵)
📍تصویر (۶)
📍تصویر (۷)
📍تصویر (۸)
📍تصویر (۹)
📍تصویر (۱۰)
➖➖➖➖➖
#محیط_زیست
#اقتصاد_سیاسی
✔️@BoomrangInstitute
🔴 مطالعه چند کتاب و مقاله درباره چین، با محوریت کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - جلسه سوم
🎤 مجتبی محمدزاده و شهرام اتفاق
✳️ با مدیریت و هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش
مطالعه تحولات اقتصادی چین، دربردارنده آموزههای مهمی برای همه جوامع بشری و از جمله ایران است. در این فعالیت مطالعاتی، منابع متفاوتی را بررسی خواهیم کرد و به مقایسه و تحلیل مناقشات و آرای متعارضی در کنار یکدیگر خواهیم پرداخت.
⭕️ دسترسی به جلسه (۳):
👈 در آپارات
👈 در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ
#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
#تحولات_چین
🔴 مطالعه چند کتاب و مقاله درباره چین، با محوریت کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - جلسه سوم
🎤 مجتبی محمدزاده و شهرام اتفاق
✳️ با مدیریت و هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش
مطالعه تحولات اقتصادی چین، دربردارنده آموزههای مهمی برای همه جوامع بشری و از جمله ایران است. در این فعالیت مطالعاتی، منابع متفاوتی را بررسی خواهیم کرد و به مقایسه و تحلیل مناقشات و آرای متعارضی در کنار یکدیگر خواهیم پرداخت.
⭕️ دسترسی به جلسه (۳):
👈 در آپارات
👈 در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ
#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
#تحولات_چین
✔️@BoomrangInstitute
🔴 بریدهای از کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - (۱)
✍ رونالد کوز و نینگ وانگ
🌀 سید پیمان اسدی
نیان گوانگجو در شهر یوهو، مردی بیسواد و بدون شغل ثابت بود که قبل از آنکه اصلاحات اقتصادی شروع شود، دوبار به دلیل دورهگردی و دستفروشی در خیابان زندانی شد. بعد از مرگ مائو و آزادیاش از زندان، نیان از طریق فروش تخمه هندوانه در خیابان امرار معاش میکرد.
چند سال بعد نیان روش مخصوص خود را در پخت تخم هندوانه با طعم و مزهای خاص ابداع کرد. تخم هندوانههای او آنقدر مشهور شد که مردم اغلب برای خرید آن در صف میایستادند. برای توسعه تولید، نیان به استخدام کارگرانی خارج از خانوادهاش اقدام کرد.
از نگاه مارکسیستی این بهرهکشی آشکار بود . . . مورد نیان به دنگ شیائوپینگ گزارش شد، اما او به جای تقبیح نیان گفت: بیایید صبر کنیم و ببینیم.
در سال ۱۹۸۰، نیان علامت تجاری خود را ایجاد کرد. تا آخر این سال، نیان به یکی از نخستین میلیونرهای چین تبدیل شد. برند او به یکی از چند برند معدود خانوادگی در صنایع غذایی تبدیل شد . . . دنگ مجبور شد در سالهای ۱۹۸۴ و ۱۹۹۲ او را از زندانی شدن نجات دهد.
#معرفی_کتاب
🔴 بریدهای از کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - (۱)
✍ رونالد کوز و نینگ وانگ
🌀 سید پیمان اسدی
نیان گوانگجو در شهر یوهو، مردی بیسواد و بدون شغل ثابت بود که قبل از آنکه اصلاحات اقتصادی شروع شود، دوبار به دلیل دورهگردی و دستفروشی در خیابان زندانی شد. بعد از مرگ مائو و آزادیاش از زندان، نیان از طریق فروش تخمه هندوانه در خیابان امرار معاش میکرد.
چند سال بعد نیان روش مخصوص خود را در پخت تخم هندوانه با طعم و مزهای خاص ابداع کرد. تخم هندوانههای او آنقدر مشهور شد که مردم اغلب برای خرید آن در صف میایستادند. برای توسعه تولید، نیان به استخدام کارگرانی خارج از خانوادهاش اقدام کرد.
از نگاه مارکسیستی این بهرهکشی آشکار بود . . . مورد نیان به دنگ شیائوپینگ گزارش شد، اما او به جای تقبیح نیان گفت: بیایید صبر کنیم و ببینیم.
در سال ۱۹۸۰، نیان علامت تجاری خود را ایجاد کرد. تا آخر این سال، نیان به یکی از نخستین میلیونرهای چین تبدیل شد. برند او به یکی از چند برند معدود خانوادگی در صنایع غذایی تبدیل شد . . . دنگ مجبور شد در سالهای ۱۹۸۴ و ۱۹۹۲ او را از زندانی شدن نجات دهد.
#معرفی_کتاب
سرانجام انسان طراز نوین
فروریختن توهمات
سوتلانا الکسیویچ
مهشید معیری، موسی غنی نژاد
انتشارات مینوی خرد
صص. ۱۱-۱۳
ما در حال وداع با عصر شوراها هستیم. کمونیسم طرحی نامعقول داشت: ساختن انسان طراز نوین، یعنی دگرگون کردن انسان قدیمی. و واقعا در این کار موفق شد؛ انسان شورایی فقط روس نیست بلکه بلاروسیها، ترکمنها، … هم انسانهای شورایی هستند. ما یعنی مردمی که زندگی اجتماعی مان را در سوسیالیسم آغاز کردهایم، مثل همه هستیم و مثل همه نیستیم. ما عقاید خاص خودمان را در مورد خوب، بد، قهرمان و شهید داریم. ما رابطهٔ منحصر به فردی با مرگ داریم. در داستانهایی که مردم برای من تعریف میکنند دائما کلمات دلخراسش «شلیک کردن»، «سر به نیست کردن»، «فرستادن پای جوبهٔ دار» و یا مجموعهٔ متنوعی از اصطلاحاتی که در شوروی به معنای ناپدید شدن است مثل «دستگیری»، «ده سال محرومیت از حق ارتباط» و «مهاجرت» تکرار میشوند… اینها سوسیالیسم بود و زندگی ما… و در حال حاضر که همه چیز به صورت برگشت ناپذیری تغییر کرده، این زندگی برای همه جالب شده است… من دنبال کسانی گشتم که آرمان شوراها جزء جدایی ناپذیر وجودشان شده بود: «دولت» تبدیل به دنیای آنها شده بود، حتی به زندگی خصوصی خود نیز فکر نمیکردند. قادر نبودند تاریخ «باشکوه» را رها کنند… از این پس مردم بدون هیچ آرمان متعالیای تنها دوست دارند زندگی کنند. این موضوع تازگی دارد، در واقع ما برای جنگ پرورش یافته ایم. ما یا در حال جنگ بودهایم یا خود را برای آن آماده میکردیم. طور دیگری زندگی نکردیم. حتی در زمان صلح انگار جنگ بود… مردم متوجه بردگی خود نبودند و حتی آن را دوست داشتند…
بعد از پروسترویکا همه انتظار داشتند آرشیو اسناد گشوده شود، و شد. ما از تاریخی که از ما پنهان نگه داشته شده بود اطلاع پیدا کردیم… «باید از جمعیت صدمیلیون نفری روسیهٔ شوروی، نود میلیون نفر را جذب کنیم. بقیه را باید حذف کرد، با آنها نمیتوان بحث کرد.» دکتر کوزنتسف به تروتسکی گفته بود که: «مردم مسکو به معنای واقعی کلمه دارند از گرسنگی میمیرند.» و تروتسکی پاسخ داده بود: «گرسنگی این نیست. زمانی که تایتیوس اورشلیم را محاصره کرده بود، مادران فرزندان خود را میخوردند. وقتی مادرها را مجبور کردیم بچههایشان را بخورند، آن وقت میتوانید بگویید بیایید و بگویید» ما گرسنه هستیم. " مردم اینها را میخواندند. وحشتی وصف ناپذیر آنها را فرا گرفته بود… سال نود و یک بود… چه دورهٔ خوشی! فکر میکردیم از فردا آزادی برقرار میشود… تصور میکردیم آزادی چیزی بسیار ساده است. بعد از مدت نسبتا کوتاهی زیر سنگینی آن کمر خم کردیم، چرا که به ما یاد نداده بودند آزادی یعنی چه. ما فقط بلد بودیم چگونه برایش جان بدهیم.
🆔 @ghaninejad_mousa
📚 @minooyekherad
✔️ @BoomrangInstitute
فروریختن توهمات
سوتلانا الکسیویچ
مهشید معیری، موسی غنی نژاد
انتشارات مینوی خرد
صص. ۱۱-۱۳
ما در حال وداع با عصر شوراها هستیم. کمونیسم طرحی نامعقول داشت: ساختن انسان طراز نوین، یعنی دگرگون کردن انسان قدیمی. و واقعا در این کار موفق شد؛ انسان شورایی فقط روس نیست بلکه بلاروسیها، ترکمنها، … هم انسانهای شورایی هستند. ما یعنی مردمی که زندگی اجتماعی مان را در سوسیالیسم آغاز کردهایم، مثل همه هستیم و مثل همه نیستیم. ما عقاید خاص خودمان را در مورد خوب، بد، قهرمان و شهید داریم. ما رابطهٔ منحصر به فردی با مرگ داریم. در داستانهایی که مردم برای من تعریف میکنند دائما کلمات دلخراسش «شلیک کردن»، «سر به نیست کردن»، «فرستادن پای جوبهٔ دار» و یا مجموعهٔ متنوعی از اصطلاحاتی که در شوروی به معنای ناپدید شدن است مثل «دستگیری»، «ده سال محرومیت از حق ارتباط» و «مهاجرت» تکرار میشوند… اینها سوسیالیسم بود و زندگی ما… و در حال حاضر که همه چیز به صورت برگشت ناپذیری تغییر کرده، این زندگی برای همه جالب شده است… من دنبال کسانی گشتم که آرمان شوراها جزء جدایی ناپذیر وجودشان شده بود: «دولت» تبدیل به دنیای آنها شده بود، حتی به زندگی خصوصی خود نیز فکر نمیکردند. قادر نبودند تاریخ «باشکوه» را رها کنند… از این پس مردم بدون هیچ آرمان متعالیای تنها دوست دارند زندگی کنند. این موضوع تازگی دارد، در واقع ما برای جنگ پرورش یافته ایم. ما یا در حال جنگ بودهایم یا خود را برای آن آماده میکردیم. طور دیگری زندگی نکردیم. حتی در زمان صلح انگار جنگ بود… مردم متوجه بردگی خود نبودند و حتی آن را دوست داشتند…
بعد از پروسترویکا همه انتظار داشتند آرشیو اسناد گشوده شود، و شد. ما از تاریخی که از ما پنهان نگه داشته شده بود اطلاع پیدا کردیم… «باید از جمعیت صدمیلیون نفری روسیهٔ شوروی، نود میلیون نفر را جذب کنیم. بقیه را باید حذف کرد، با آنها نمیتوان بحث کرد.» دکتر کوزنتسف به تروتسکی گفته بود که: «مردم مسکو به معنای واقعی کلمه دارند از گرسنگی میمیرند.» و تروتسکی پاسخ داده بود: «گرسنگی این نیست. زمانی که تایتیوس اورشلیم را محاصره کرده بود، مادران فرزندان خود را میخوردند. وقتی مادرها را مجبور کردیم بچههایشان را بخورند، آن وقت میتوانید بگویید بیایید و بگویید» ما گرسنه هستیم. " مردم اینها را میخواندند. وحشتی وصف ناپذیر آنها را فرا گرفته بود… سال نود و یک بود… چه دورهٔ خوشی! فکر میکردیم از فردا آزادی برقرار میشود… تصور میکردیم آزادی چیزی بسیار ساده است. بعد از مدت نسبتا کوتاهی زیر سنگینی آن کمر خم کردیم، چرا که به ما یاد نداده بودند آزادی یعنی چه. ما فقط بلد بودیم چگونه برایش جان بدهیم.
🆔 @ghaninejad_mousa
📚 @minooyekherad
✔️ @BoomrangInstitute
✔️@BoomrangInstitute
🔴 «نفت پیش از مصدق هم ملی بود»
🎤 🎧 شهرام اتفاق
⭕️ نفت پیش از مصدق هم ملی بوده است. برای اینکه یک معدن یا منبع نفتی، قابل تحصیل و قابل تحقق شود، باید شرکتهایی برای سرمایه گذاری و همچنین برای اکتشاف، حفاری، استخراج، فرآوری، انتقال و فروش به خدمت گرفته بشوند. این کارها میتواند از طریق قراردادهای بیع متقابل یا واگذاری بخشی از سهام آن منبع انجام شود و این تناقضی با «ملی بودن» ندارد. بنابراین مالکیت و عواید حاصل از نفت در ایران، پیش از ماجرایی که در ۱۳۲۹ «ملی شدن» نفت نامیده شد، متعلق به ایران بود و نفت پیشاپیش «ملی» بود.
⭕️ ما همیشه از طرف احزاب سیاسی و ایدئولوژیک در معرض سوءاستفاده از مفاهیم بودیم و هستیم:
داریوش آشوری در کتاب «واژهنامه سیاسی» خودشان، در توضیح واژه کودتا نوشتهاند که در کشورهای جهان سومی، نوعی از کودتاها جانشین انقلابها شدهاند . . . اینگونه کودتاها مانند کودتای جمال عبدالناصر در مصر و قذافی در لیبی نام «انقلاب» را به خود میدهند. در برابر اینگونه کودتاها که گرایش دست چپی دارند، کودتای دست راستی نیز هست . . . از مهمترین نمونه اینگونه کودتاها، ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران و کودتای پینوشه در شیلی است . . .
ترجمه این حرف در کتاب «واژهنامه سیاسی» جناب آشوری این است که اگر رفقای ما و کسانی که ما به آنها اعتقاد داریم کودتا کردند، اگر «چپ» بودند ما اسم آن واقعه را «انقلاب» میگذاریم و اگر آن واقعه در مسیری باشد که ما خوش نداشتیم، اسمش را میگذاریم «کودتا».
این نمونه، جزو آن آموزهها و آموزشهایی است که در فرهنگ سیاسی در گذشته به ما یاد دادند و این بازی کردن با مفاهیم است و این همان مشکلی است که ما در عرصه مفاهیم سیاسی داریم و این مشکلات به عرصه اقتصادی هم سرایت میکند.
⭕️ دولتی کردن صنعت نفت که تحت عنوان ملی کردن آن رخ داد، دست کم دو مشکل را در پی داشت:
نخست اینکه دولتی را که میبایست یک دولت مالیاتبگیر و خدمتگزار مردم باشد، تبدیل به دولتی نفتی کرد که ارباب مردم شد.
دوم اینکه چون خدمات تولید نفت انحصاری و در اختیار دولتهاست، روشن نیست که هزینه تولید هر بشکه نفت چقدر برای ما تمام میشود و میتوانست چقدر ارزانتر از این تمام شود.
👈 دسترسی در آپارات
👈 دسترسی در یوتیوب
#نفت #ملی #کودتا
دسترسی مستقیم به فایل صوتی👇
Telegram
attach 📎
🔴 «نفت پیش از مصدق هم ملی بود»
🎤 🎧 شهرام اتفاق
⭕️ نفت پیش از مصدق هم ملی بوده است. برای اینکه یک معدن یا منبع نفتی، قابل تحصیل و قابل تحقق شود، باید شرکتهایی برای سرمایه گذاری و همچنین برای اکتشاف، حفاری، استخراج، فرآوری، انتقال و فروش به خدمت گرفته بشوند. این کارها میتواند از طریق قراردادهای بیع متقابل یا واگذاری بخشی از سهام آن منبع انجام شود و این تناقضی با «ملی بودن» ندارد. بنابراین مالکیت و عواید حاصل از نفت در ایران، پیش از ماجرایی که در ۱۳۲۹ «ملی شدن» نفت نامیده شد، متعلق به ایران بود و نفت پیشاپیش «ملی» بود.
⭕️ ما همیشه از طرف احزاب سیاسی و ایدئولوژیک در معرض سوءاستفاده از مفاهیم بودیم و هستیم:
داریوش آشوری در کتاب «واژهنامه سیاسی» خودشان، در توضیح واژه کودتا نوشتهاند که در کشورهای جهان سومی، نوعی از کودتاها جانشین انقلابها شدهاند . . . اینگونه کودتاها مانند کودتای جمال عبدالناصر در مصر و قذافی در لیبی نام «انقلاب» را به خود میدهند. در برابر اینگونه کودتاها که گرایش دست چپی دارند، کودتای دست راستی نیز هست . . . از مهمترین نمونه اینگونه کودتاها، ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران و کودتای پینوشه در شیلی است . . .
ترجمه این حرف در کتاب «واژهنامه سیاسی» جناب آشوری این است که اگر رفقای ما و کسانی که ما به آنها اعتقاد داریم کودتا کردند، اگر «چپ» بودند ما اسم آن واقعه را «انقلاب» میگذاریم و اگر آن واقعه در مسیری باشد که ما خوش نداشتیم، اسمش را میگذاریم «کودتا».
این نمونه، جزو آن آموزهها و آموزشهایی است که در فرهنگ سیاسی در گذشته به ما یاد دادند و این بازی کردن با مفاهیم است و این همان مشکلی است که ما در عرصه مفاهیم سیاسی داریم و این مشکلات به عرصه اقتصادی هم سرایت میکند.
⭕️ دولتی کردن صنعت نفت که تحت عنوان ملی کردن آن رخ داد، دست کم دو مشکل را در پی داشت:
نخست اینکه دولتی را که میبایست یک دولت مالیاتبگیر و خدمتگزار مردم باشد، تبدیل به دولتی نفتی کرد که ارباب مردم شد.
دوم اینکه چون خدمات تولید نفت انحصاری و در اختیار دولتهاست، روشن نیست که هزینه تولید هر بشکه نفت چقدر برای ما تمام میشود و میتوانست چقدر ارزانتر از این تمام شود.
👈 دسترسی در آپارات
👈 دسترسی در یوتیوب
#نفت #ملی #کودتا
دسترسی مستقیم به فایل صوتی👇
Telegram
attach 📎
Telegram
attach 📎
✔️@BoomrangInstitute
🔴 بریدهای از کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - (۲)
✍ رونالد کوز و نینگ وانگ
🌀 سید پیمان اسدی
بیشتر رهبران چینی زمانی که ثابت میشد که دیدگاههایشان با واقعیت منافات دارد، به تغییر آن تمایل پیدا میکردند. تردید در ایدهای که زمانی دربارهاش تردیدی نداشتند، محیطی را ایجاد کرد که برای تغییر و ظهور ایدههای جدید مساعد بود.
این به این علت نبود که دنگ شیاپینگ، چن یون و دیگر رهبران چین بعد از مائو، از اسلافشان باهوشتر بودند، بلکه تراژدی «جهش بزرگ به جلو» و فاجعه «انقلاب فرهنگی»، باور آنها را به هرگونه آموزه ایدئولوژیک تضعیف کرده بود.
اگر سوسیالیسم میتوانست به این وحشتناکی خطا کند، پس ایدئولوژی مطلقگرا نباید چیزی بیشتر از تعصب کشنده باشد.
این باور مشترک بود که چن یون و دنگ شیاپینگ را در دیدگاه عملگرا و تجربیشان برای اصلاحات، کنار هم قرار داد.
#انقلاب_چین
#ایدئولوژی
#سوسیالیسم
#سرمایهداری
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
🔴 بریدهای از کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - (۲)
✍ رونالد کوز و نینگ وانگ
🌀 سید پیمان اسدی
بیشتر رهبران چینی زمانی که ثابت میشد که دیدگاههایشان با واقعیت منافات دارد، به تغییر آن تمایل پیدا میکردند. تردید در ایدهای که زمانی دربارهاش تردیدی نداشتند، محیطی را ایجاد کرد که برای تغییر و ظهور ایدههای جدید مساعد بود.
این به این علت نبود که دنگ شیاپینگ، چن یون و دیگر رهبران چین بعد از مائو، از اسلافشان باهوشتر بودند، بلکه تراژدی «جهش بزرگ به جلو» و فاجعه «انقلاب فرهنگی»، باور آنها را به هرگونه آموزه ایدئولوژیک تضعیف کرده بود.
اگر سوسیالیسم میتوانست به این وحشتناکی خطا کند، پس ایدئولوژی مطلقگرا نباید چیزی بیشتر از تعصب کشنده باشد.
این باور مشترک بود که چن یون و دنگ شیاپینگ را در دیدگاه عملگرا و تجربیشان برای اصلاحات، کنار هم قرار داد.
#انقلاب_چین
#ایدئولوژی
#سوسیالیسم
#سرمایهداری
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
✔️@BoomrangInstitute
🔴 بریدهای از کتاب «زندگی بهرغم تاریخ» - (۲)
درباره نجات جهان
✍ لِشِک کولاکوفسکی
🌀 خسرو ناقد
نظریه نجات جهان، یا عقاید مارکس نیز همان طرح کلی دووجهی را که صفت ممیزه تعالیم مسیحی است، سرمشق خود قرار میدهد.
در مقایسه دقیق با مسیحیت، این طرح کلی، حول ایمان عظیم خودنجاتبخشی نوع بشر سامان داده شده است. ازاین رو مفهوم گناه جبلّی که دخالت نجاتدهندهای را از بیرون پیشفرض قرار میدهد، مردود میشمارد.
اما در مقابل، اندیشه نجات را از طریق نفی، حفظ میکند؛ به این معنا که تمام تباهیها و نابهنجاریهای جهان، نهتنها در ارتباط با نجات و رهایی نهایی، بخردانه و سودمند است، بلکه در واقع شرط ضروری این رهایی است.
سرتاسر نظریه بیگانگی [مارکس] مبتنی بر این دیالکتیک نگرش منفی است که برای تاریخ گذشته معنایی قائل میشود؛ بهاین ترتیب که تاریخ گذشته را با جهان آزاد فردا مرتبط میسازد.
#مارکس
🔴 بریدهای از کتاب «زندگی بهرغم تاریخ» - (۲)
درباره نجات جهان
✍ لِشِک کولاکوفسکی
🌀 خسرو ناقد
نظریه نجات جهان، یا عقاید مارکس نیز همان طرح کلی دووجهی را که صفت ممیزه تعالیم مسیحی است، سرمشق خود قرار میدهد.
در مقایسه دقیق با مسیحیت، این طرح کلی، حول ایمان عظیم خودنجاتبخشی نوع بشر سامان داده شده است. ازاین رو مفهوم گناه جبلّی که دخالت نجاتدهندهای را از بیرون پیشفرض قرار میدهد، مردود میشمارد.
اما در مقابل، اندیشه نجات را از طریق نفی، حفظ میکند؛ به این معنا که تمام تباهیها و نابهنجاریهای جهان، نهتنها در ارتباط با نجات و رهایی نهایی، بخردانه و سودمند است، بلکه در واقع شرط ضروری این رهایی است.
سرتاسر نظریه بیگانگی [مارکس] مبتنی بر این دیالکتیک نگرش منفی است که برای تاریخ گذشته معنایی قائل میشود؛ بهاین ترتیب که تاریخ گذشته را با جهان آزاد فردا مرتبط میسازد.
#مارکس
✔️@BoomrangInstitute
🔴 کلمۀ «دموکراسی» را مطلقا نباید به «مردمسالاری» ترجمه کنیم!
💠 آریانپور به غلط دموکراسی را، به مردمسالاری ترجمه کرد، که از این بدتر امکانپذیر نبود. کلمۀ دموکراسی اگر درست فهمیده شود، نقطه مقابل مردمسالاری است. کلمۀ دموکراسی و ظاهر کلمه، حتی متفاوت از نوع کلمهسازی و اصطلاحسازی که در یونان مرسوم بوده است. اگر به چند نظام سیاسی که ارسطو، افلاطون و دیگران در یونان بحث کردند نگاه کنید، متوجه میشوید که، کلمۀ مونارشی یا مونارکی به معنای سلطنت، الیگارشی به معنای حکومت گروه متنفذ و صاحب مال و منال است ولی «آریستوکراسی» به معنای نظام اشرافی و آدمهای بافضیلت و بهترینها میباشد. چون پولدارها همان الیگارشی است که قبلا گفتیم. ارسطو میگوید آریستوکراسی به معنای بهترین مردمان است. کمابیش با مسامحه میتوان گفت که در عنوان کتاب خواجه نصیر طوسی آمده «اوصافالاشراف» که البته از عرفا صحبت میکند.
💠 متخصصان زبان یونانی توضیح دادند که کلمۀ دموکراسی بر مبنای الگوی آریستوکراسی ساخته و دیرتر از کلماتی چون مونارکی یا مونارشی در زبان یونانی ظاهر شده است. در زبان یونانی برای «فرمانروایی» دو فعل داریم؛ یکیاش «کراتِین» است، و دیگري «آرخِین». دومی یعنی با تحکم فرمان راندن به عبارت دیگر سلطه برقرار کردن. حکومت کردن. اما اولی کمی متفاوت است. فرمان راندن بیتحکم را نشان میدهد. شما وقتی کلمۀ مونارشی، مونارکی را نگاه میکنید این از آرخِین، گرفته شده است. یعنی برقراری سلطه یک نفر بر دیگران. الیگارشی هم از آرخِین آمده است. تنها آریستوکراسی از کلمات قدیمیتر با کراتِین آمده است.
💠 به عبارت دیگر به گفته ارسطو، حکومت اشراف، در واقع حکومت بهترین مردمان و فرمان راندن توأم با عدالت است. بنابراین از انواع شیوههای حکومتی فقط دو نوع با کراتِین و بقیه با آرخِین آمده است. یونانیها در مورد دموکراسی بحثهای زیادی کردند که مورد بسیار مهمش در ارسطوست، مردم حکومت میکنند یا به عبارت دیگر و به زبان جدیدتر حاکمیت از آنِ مردم است. (در واقع ۲۰ قرن بعد از ارسطو کلمۀ حاکمیت در اندیشه سیاسی با بُدن ظاهر میشود) حکومت از مردم ناشی میشود و چیزي هم که ارسطو توضیح داده است، در چنین حکومتی مردم نیستند که با توجه به مصالح و منافع خودشان حکومت میکنند، بلکه قانون حاکم است.
💠 پس دو چیز در این توضیح مختصر قابل فهم است. یکی اینکه کلمۀ دموکراسی با سالاری نسبتی ندارد. چون سالاری در زبان فارسی معادل با آرخِین میتواند باشد. آرخِین، سالاری کردن است. یعنی تسلط، برتری و تفوق یک شخص یا چند شخص یا همۀ افراد فرقی نمیکند. بنابراین سالاری اولین چیزیست که دموکراسی نفی میکند. دوم، درست است که در ظاهر کلمه از دو جزء دِموس و کراتِین تشکیل شده است. یعنی مردم فرمان میرانند. ولی در واقع، مردم نیستند که فرمان میرانند بلکه حکومت قانون است که فرمان میراند. نظامی است که در آن قانون فرمانروا است؛ ولی حکومت ناشی از مردم است.
💠 بنابراین مردمسالاری نقیضترین ترجمهای بود که به دو دلیل توسط آریانپور انجام گرفت. اولین دلیلش این بود که، مارکسیست مبتذلی بود که تصورش از دموکراسی در بهترین حالت تعریف مارکس از سوسیالیسم بود که میگفت، دیکتاتوری دموکراتیک پرولتاریا. یعنی سالاری مردم که عبارت باشند از پرولتاریا. این تلقی از دموکراسی، کاملا مارکسی و نادرست است. در واقع، اگر دموکراسی است که دیکتاتوری نیست، این دو تا با هم سازگار نیستند. حداقل چیزی که در مورد ترکیب این دو مفهوم میشود گفت، مثل آن چیزيست که معمولا یکی که قويتر است آن دیگري را میبلعد، در اینجا هم وقتی دیکتاتوری دموکراتیک است طبیعتا دیکتاتوری دموکراسی را میبلعد. همانطور که از نظر تاریخی دیکتاتوری در کشورهای بلوک شرق آزادی را بلعید.
💠 پس اصل مطلب را آریانپور بهتبع مارکس متوجه نشده بود. این بحث دیگری است که بعدا خواهیم کرد. از طرف دیگر ایراد عمدهای که ما داریم با این فرهنگستانبازی ماست. در جایی لغت را درست میکنیم. بعد آن را معنا میکنیم. نمونه کاریست که با دموکراسی کردند. به عنوان مثال گفتند که دموکراسی از دو بخش درست شده است. یکی دموس، یعنی مردم و دیگری، کراتِین، یعنی فرمان راندن است، پس ما یک فارسی قشنگ فرهنگستانی برایش پیدا میکنیم و عرضه میکنیم. جا هم میافتد. ترجمه کلمات در بسیاری موارد بیمعناست، در واقع به آشوب ذهنی دامن میزند. وقتی معنای کلمات را نمیدانیم که چیست و از کجا آمدهاند و حدود و ثغورش کجاست، چه ضرورتی دارد که این همه ترجمه کنیم. «اهل زبان» فهم درستی از این اصطلاحات ندارند.
جواد طباطبایی
درسگفتارهای انقلاب فرانسه
دورهی سوم: دیدگاههای دوتوکویل دربارهی انقلاب فرانسه و دموکراسی در امریکا
#دموکراسی
#آریانپور
.
🔴 کلمۀ «دموکراسی» را مطلقا نباید به «مردمسالاری» ترجمه کنیم!
💠 آریانپور به غلط دموکراسی را، به مردمسالاری ترجمه کرد، که از این بدتر امکانپذیر نبود. کلمۀ دموکراسی اگر درست فهمیده شود، نقطه مقابل مردمسالاری است. کلمۀ دموکراسی و ظاهر کلمه، حتی متفاوت از نوع کلمهسازی و اصطلاحسازی که در یونان مرسوم بوده است. اگر به چند نظام سیاسی که ارسطو، افلاطون و دیگران در یونان بحث کردند نگاه کنید، متوجه میشوید که، کلمۀ مونارشی یا مونارکی به معنای سلطنت، الیگارشی به معنای حکومت گروه متنفذ و صاحب مال و منال است ولی «آریستوکراسی» به معنای نظام اشرافی و آدمهای بافضیلت و بهترینها میباشد. چون پولدارها همان الیگارشی است که قبلا گفتیم. ارسطو میگوید آریستوکراسی به معنای بهترین مردمان است. کمابیش با مسامحه میتوان گفت که در عنوان کتاب خواجه نصیر طوسی آمده «اوصافالاشراف» که البته از عرفا صحبت میکند.
💠 متخصصان زبان یونانی توضیح دادند که کلمۀ دموکراسی بر مبنای الگوی آریستوکراسی ساخته و دیرتر از کلماتی چون مونارکی یا مونارشی در زبان یونانی ظاهر شده است. در زبان یونانی برای «فرمانروایی» دو فعل داریم؛ یکیاش «کراتِین» است، و دیگري «آرخِین». دومی یعنی با تحکم فرمان راندن به عبارت دیگر سلطه برقرار کردن. حکومت کردن. اما اولی کمی متفاوت است. فرمان راندن بیتحکم را نشان میدهد. شما وقتی کلمۀ مونارشی، مونارکی را نگاه میکنید این از آرخِین، گرفته شده است. یعنی برقراری سلطه یک نفر بر دیگران. الیگارشی هم از آرخِین آمده است. تنها آریستوکراسی از کلمات قدیمیتر با کراتِین آمده است.
💠 به عبارت دیگر به گفته ارسطو، حکومت اشراف، در واقع حکومت بهترین مردمان و فرمان راندن توأم با عدالت است. بنابراین از انواع شیوههای حکومتی فقط دو نوع با کراتِین و بقیه با آرخِین آمده است. یونانیها در مورد دموکراسی بحثهای زیادی کردند که مورد بسیار مهمش در ارسطوست، مردم حکومت میکنند یا به عبارت دیگر و به زبان جدیدتر حاکمیت از آنِ مردم است. (در واقع ۲۰ قرن بعد از ارسطو کلمۀ حاکمیت در اندیشه سیاسی با بُدن ظاهر میشود) حکومت از مردم ناشی میشود و چیزي هم که ارسطو توضیح داده است، در چنین حکومتی مردم نیستند که با توجه به مصالح و منافع خودشان حکومت میکنند، بلکه قانون حاکم است.
💠 پس دو چیز در این توضیح مختصر قابل فهم است. یکی اینکه کلمۀ دموکراسی با سالاری نسبتی ندارد. چون سالاری در زبان فارسی معادل با آرخِین میتواند باشد. آرخِین، سالاری کردن است. یعنی تسلط، برتری و تفوق یک شخص یا چند شخص یا همۀ افراد فرقی نمیکند. بنابراین سالاری اولین چیزیست که دموکراسی نفی میکند. دوم، درست است که در ظاهر کلمه از دو جزء دِموس و کراتِین تشکیل شده است. یعنی مردم فرمان میرانند. ولی در واقع، مردم نیستند که فرمان میرانند بلکه حکومت قانون است که فرمان میراند. نظامی است که در آن قانون فرمانروا است؛ ولی حکومت ناشی از مردم است.
💠 بنابراین مردمسالاری نقیضترین ترجمهای بود که به دو دلیل توسط آریانپور انجام گرفت. اولین دلیلش این بود که، مارکسیست مبتذلی بود که تصورش از دموکراسی در بهترین حالت تعریف مارکس از سوسیالیسم بود که میگفت، دیکتاتوری دموکراتیک پرولتاریا. یعنی سالاری مردم که عبارت باشند از پرولتاریا. این تلقی از دموکراسی، کاملا مارکسی و نادرست است. در واقع، اگر دموکراسی است که دیکتاتوری نیست، این دو تا با هم سازگار نیستند. حداقل چیزی که در مورد ترکیب این دو مفهوم میشود گفت، مثل آن چیزيست که معمولا یکی که قويتر است آن دیگري را میبلعد، در اینجا هم وقتی دیکتاتوری دموکراتیک است طبیعتا دیکتاتوری دموکراسی را میبلعد. همانطور که از نظر تاریخی دیکتاتوری در کشورهای بلوک شرق آزادی را بلعید.
💠 پس اصل مطلب را آریانپور بهتبع مارکس متوجه نشده بود. این بحث دیگری است که بعدا خواهیم کرد. از طرف دیگر ایراد عمدهای که ما داریم با این فرهنگستانبازی ماست. در جایی لغت را درست میکنیم. بعد آن را معنا میکنیم. نمونه کاریست که با دموکراسی کردند. به عنوان مثال گفتند که دموکراسی از دو بخش درست شده است. یکی دموس، یعنی مردم و دیگری، کراتِین، یعنی فرمان راندن است، پس ما یک فارسی قشنگ فرهنگستانی برایش پیدا میکنیم و عرضه میکنیم. جا هم میافتد. ترجمه کلمات در بسیاری موارد بیمعناست، در واقع به آشوب ذهنی دامن میزند. وقتی معنای کلمات را نمیدانیم که چیست و از کجا آمدهاند و حدود و ثغورش کجاست، چه ضرورتی دارد که این همه ترجمه کنیم. «اهل زبان» فهم درستی از این اصطلاحات ندارند.
جواد طباطبایی
درسگفتارهای انقلاب فرانسه
دورهی سوم: دیدگاههای دوتوکویل دربارهی انقلاب فرانسه و دموکراسی در امریکا
#دموکراسی
#آریانپور
.
✔️@BoomrangInstitute
🔴 مطالعه چند کتاب و مقاله درباره چین، با محوریت کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - جلسه چهارم
🎤 مهدی منوری
✳️ با مدیریت و هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش
مطالعه تحولات اقتصادی چین، دربردارنده آموزههای مهمی برای همه جوامع بشری و از جمله ایران است. در این فعالیت مطالعاتی، منابع متفاوتی را بررسی خواهیم کرد و به مقایسه و تحلیل مناقشات و آرای متعارضی در کنار یکدیگر خواهیم پرداخت.
⭕️ دسترسی به جلسه (۴):
👈 در آپارات
👈 در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ
#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
#تحولات_چین
🔴 مطالعه چند کتاب و مقاله درباره چین، با محوریت کتاب: «چین چگونه سرمایهداری شد؟» - جلسه چهارم
🎤 مهدی منوری
✳️ با مدیریت و هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش
مطالعه تحولات اقتصادی چین، دربردارنده آموزههای مهمی برای همه جوامع بشری و از جمله ایران است. در این فعالیت مطالعاتی، منابع متفاوتی را بررسی خواهیم کرد و به مقایسه و تحلیل مناقشات و آرای متعارضی در کنار یکدیگر خواهیم پرداخت.
⭕️ دسترسی به جلسه (۴):
👈 در آپارات
👈 در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ
#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
#تحولات_چین
Forwarded from بومرنگ
✔️@BoomrangInstitute
🔴 دربارهی «بومرنگ»
📚معرفی کتاب در بومرنگ
🎧 شنیدنیها در بومرنگ
📺 دیدنیها در بومرنگ
🧑🎓 مفاهیم بنیادی در بومرنگ
🦠 ویروس کرونا در بومرنگ
⏰ گفتگو و مناظره در بومرنگ
⚜ اقتصاد سیاسی در بومرنگ
📈 اقتصاد عمومی در بومرنگ
🍄 محیط زیست در بومرنگ
🏗 مدیریت در بومرنگ
♨️ اقتصاد انرژی در بومرنگ
#اقتصاد #اقتصاد_سیاسی
#فلسفه_سیاسی
🔴 دربارهی «بومرنگ»
📚معرفی کتاب در بومرنگ
🎧 شنیدنیها در بومرنگ
📺 دیدنیها در بومرنگ
🧑🎓 مفاهیم بنیادی در بومرنگ
🦠 ویروس کرونا در بومرنگ
⏰ گفتگو و مناظره در بومرنگ
⚜ اقتصاد سیاسی در بومرنگ
📈 اقتصاد عمومی در بومرنگ
🍄 محیط زیست در بومرنگ
🏗 مدیریت در بومرنگ
♨️ اقتصاد انرژی در بومرنگ
#اقتصاد #اقتصاد_سیاسی
#فلسفه_سیاسی
✔️@BoomrangInstitute
🔴 از خسارتهای خردهخوانی (۱)
✍ یزدان منصوریان
این روزها شبکههای اجتماعی لبریز از نقلقولها، گزینگویهها و نیمصفحههای برگرفته از کتابها و آثار مختلف هستند. کافی است چنددقیقهای در اینستاگرام، تلگرام یا فیسبوک جستجو کنیم و ببینیم که چه مجموعه عجیبوغریبی از تکهپارههای کتابهای معروف دستبهدست میچرخند.
البته استناد به آثار بزرگان در ذات خود نهتنها مذموم نیست بلکه بسیار هم پسندیده است و اشکالی ندارد. من خودم به نقلقولهای آگاهیبخش از نویسندگان و هنرمندان بسیار علاقهمندم و معمولاً در نوشتههایم به نمونههای مرتبط با موضوع استناد میکنم. اما هرگز گمان نمیکنم که خواندن چند جمله از یک کتاب بتواند جایگزینی برای مطالعه متن آن باشد.
متأسفانه همیشه این خطر وجود دارد که انسان با مرور چند گزاره یا یکی دو صفحه از آثار مختلف، خود را از مطالعه آنها بینیاز بداند یا تصور کند که از کلیت اثر آگاهی یافته است.
وضعیت فعلی شبکههای اجتماعی همچون کتابخانهای بههمریخته است که زمین آن پوشیده از برگهای جداشده کتابهایی قدیمی است و کاربران کتابخانه در میان این آشفتگی قدم میزنند و گهگاه برگی از زمین برمیدارند و به آن نگاهی میاندازند و بعد آن را به گوشهای رها میکنند و سراغ برگ دیگری میروند. مرور این تکهپارههای جداشده از متن اصلی را فعلاً «خردهخوانی» میخوانم شاید در آینده واژه بهتری برایش پیدا کنم یا شاید شما پیشنهاد بهتری داشته باشید.
تعریف من از خردهخوانی این است: «شیوهای نسبتاً رایج از مطالعه در شبکههای اجتماعی که خواننده بهجای مطالعه متون مستقل بهمرور سریع خردههایی از آنها میپردازد بیآنکه از کلیت آثار مورد استناد آگاه باشد و فقط با استناد به بخش کوچکی از متن درباره دیدگاه نویسنده داوری میکند.» در خردهخوانی انبوهی از مطالب پراکنده در اختیار خوانندگان است بدون آنکه امکان و فرصتی برای تحلیل آنها و برقراری ارتباط میان بخشهای مختلف وجود داشته باشد. درنتیجه بهجای آنکه مخاطب به دانش یا بینش تازهای از یک موضوع خاص دست یابد بیشتر دچار پریشانی ذهن خواهد شد.
میان این مفهوم با «گزیدهخوانی» تفاوت اساسی وجود دارد. در گزیدهخوانی خواننده به بررسی آثار موجود میپردازد و بر اساس معیارهایی مشخص بهترین عناوین را انتخاب میکند که روشی مؤثر و مطلوب برای مطالعه منسجم و مستمر است. اما در خردهخوانی مخاطب نقشی در انتخاب منابع ندارد و حین جستجوهای بیهدف در شبکههای اجتماعی با گزیدههایی پراکنده از مطالب آثار مختلف مواجه میشود.
گروهی نیز در این شبکهها با اهداف گوناگون و معمولاً به قصد سودجویی، کانالها و گروههایی برای توزیع این مطالب ایجاد میکنند و مروج خردهخوانی هستند. به نظرم در خردهخوانی پنج اشکال اساسی وجود دارد:
(۱) تردید جدی در اصالت و درستی نقلقولها و استنادها؛
(۲) بافتزدایی از متن اصلی؛
(۳) بیتوجهی به گفتمان حاکم بر متن؛
(۴) فقدان پیوند میان مطالب پراکنده؛
(۵) استفاده از خردهخوانی با هدف ترویج انواع مغالطهها.
ادامه این متن را در 👈اینجا بخوانید.
#خواندن
#مطالعه
#فضای_مجازی
🔴 از خسارتهای خردهخوانی (۱)
✍ یزدان منصوریان
این روزها شبکههای اجتماعی لبریز از نقلقولها، گزینگویهها و نیمصفحههای برگرفته از کتابها و آثار مختلف هستند. کافی است چنددقیقهای در اینستاگرام، تلگرام یا فیسبوک جستجو کنیم و ببینیم که چه مجموعه عجیبوغریبی از تکهپارههای کتابهای معروف دستبهدست میچرخند.
البته استناد به آثار بزرگان در ذات خود نهتنها مذموم نیست بلکه بسیار هم پسندیده است و اشکالی ندارد. من خودم به نقلقولهای آگاهیبخش از نویسندگان و هنرمندان بسیار علاقهمندم و معمولاً در نوشتههایم به نمونههای مرتبط با موضوع استناد میکنم. اما هرگز گمان نمیکنم که خواندن چند جمله از یک کتاب بتواند جایگزینی برای مطالعه متن آن باشد.
متأسفانه همیشه این خطر وجود دارد که انسان با مرور چند گزاره یا یکی دو صفحه از آثار مختلف، خود را از مطالعه آنها بینیاز بداند یا تصور کند که از کلیت اثر آگاهی یافته است.
وضعیت فعلی شبکههای اجتماعی همچون کتابخانهای بههمریخته است که زمین آن پوشیده از برگهای جداشده کتابهایی قدیمی است و کاربران کتابخانه در میان این آشفتگی قدم میزنند و گهگاه برگی از زمین برمیدارند و به آن نگاهی میاندازند و بعد آن را به گوشهای رها میکنند و سراغ برگ دیگری میروند. مرور این تکهپارههای جداشده از متن اصلی را فعلاً «خردهخوانی» میخوانم شاید در آینده واژه بهتری برایش پیدا کنم یا شاید شما پیشنهاد بهتری داشته باشید.
تعریف من از خردهخوانی این است: «شیوهای نسبتاً رایج از مطالعه در شبکههای اجتماعی که خواننده بهجای مطالعه متون مستقل بهمرور سریع خردههایی از آنها میپردازد بیآنکه از کلیت آثار مورد استناد آگاه باشد و فقط با استناد به بخش کوچکی از متن درباره دیدگاه نویسنده داوری میکند.» در خردهخوانی انبوهی از مطالب پراکنده در اختیار خوانندگان است بدون آنکه امکان و فرصتی برای تحلیل آنها و برقراری ارتباط میان بخشهای مختلف وجود داشته باشد. درنتیجه بهجای آنکه مخاطب به دانش یا بینش تازهای از یک موضوع خاص دست یابد بیشتر دچار پریشانی ذهن خواهد شد.
میان این مفهوم با «گزیدهخوانی» تفاوت اساسی وجود دارد. در گزیدهخوانی خواننده به بررسی آثار موجود میپردازد و بر اساس معیارهایی مشخص بهترین عناوین را انتخاب میکند که روشی مؤثر و مطلوب برای مطالعه منسجم و مستمر است. اما در خردهخوانی مخاطب نقشی در انتخاب منابع ندارد و حین جستجوهای بیهدف در شبکههای اجتماعی با گزیدههایی پراکنده از مطالب آثار مختلف مواجه میشود.
گروهی نیز در این شبکهها با اهداف گوناگون و معمولاً به قصد سودجویی، کانالها و گروههایی برای توزیع این مطالب ایجاد میکنند و مروج خردهخوانی هستند. به نظرم در خردهخوانی پنج اشکال اساسی وجود دارد:
(۱) تردید جدی در اصالت و درستی نقلقولها و استنادها؛
(۲) بافتزدایی از متن اصلی؛
(۳) بیتوجهی به گفتمان حاکم بر متن؛
(۴) فقدان پیوند میان مطالب پراکنده؛
(۵) استفاده از خردهخوانی با هدف ترویج انواع مغالطهها.
ادامه این متن را در 👈اینجا بخوانید.
#خواندن
#مطالعه
#فضای_مجازی