بومرنگ – Telegram
بومرنگ
2.35K subscribers
380 photos
30 videos
12 files
572 links
موسسه اندیشه اجتماعی: اقتصاد، فلسفه و مدیریت

www.boomrang.org

برای به اشتراک گذاشتن مطالب خودتان در وب سایت و کانال بومرنگ، به یکی از روش های زیر با ما تماس بگیرید:
Email: boomranginstitute@gmail.com
Telegram: @ArashAzadi82
Download Telegram
✔️@BoomrangInstitute

🔴 مطالعه چند کتاب و مقاله درباره چین، با محوریت کتاب: «چین چگونه سرمایه‌داری شد؟» - جلسه سوم

🎤 مجتبی محمدزاده و شهرام اتفاق

✳️ با مدیریت و هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش

مطالعه تحولات اقتصادی چین، دربردارنده آموزه‌های مهمی برای همه جوامع بشری و از جمله ایران است. در این فعالیت مطالعاتی، منابع متفاوتی را بررسی خواهیم کرد و به مقایسه و تحلیل مناقشات و آرای متعارضی در کنار یکدیگر خواهیم پرداخت.


⭕️ دسترسی به جلسه (۳):

👈 در آپارات

👈 در یوتیوب

👈همه جلسات در بومرنگ


#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
#تحولات_چین
✔️@BoomrangInstitute

🔴 بریده‌ای از کتاب: «چین چگونه سرمایه‌داری شد؟» - (۱)

رونالد کوز و نینگ وانگ
🌀 سید پیمان اسدی

نیان گوانگجو در شهر یوهو، مردی بی‌سواد و بدون شغل ثابت بود که قبل از آنکه اصلاحات اقتصادی شروع شود، دوبار به دلیل دوره‌گردی و دستفروشی در خیابان زندانی شد. بعد از مرگ مائو و آزادی‌اش از زندان، نیان از طریق فروش تخمه هندوانه در خیابان امرار معاش می‌کرد.

چند سال بعد نیان روش مخصوص خود را در پخت تخم هندوانه با طعم و مزه‌ای خاص ابداع کرد. تخم هندوانه‌های او آنقدر مشهور شد که مردم اغلب برای خرید آن در صف می‌ایستادند. برای توسعه تولید، نیان به استخدام کارگرانی خارج از خانواده‌اش اقدام کرد.

از نگاه مارکسیستی این بهره‌کشی آشکار بود . . . مورد نیان به دنگ شیائوپینگ گزارش شد، اما او به جای تقبیح نیان گفت: بیایید صبر کنیم و ببینیم.

در سال ۱۹۸۰، نیان علامت تجاری خود را ایجاد کرد. تا آخر این سال، نیان به یکی از نخستین میلیونرهای چین تبدیل شد. برند او به یکی از چند برند معدود خانوادگی در صنایع غذایی تبدیل شد . . . دنگ مجبور شد در سال‌های ۱۹۸۴ و ۱۹۹۲ او را از زندانی شدن نجات دهد.


#معرفی_کتاب
سرانجام انسان طراز نوین
فروریختن توهمات
سوتلانا الکسیویچ
مهشید معیری، موسی غنی نژاد
انتشارات مینوی خرد

صص. ۱۱-۱۳
ما در حال وداع با عصر شوراها هستیم. کمونیسم طرحی نامعقول داشت: ساختن انسان طراز نوین، یعنی دگرگون کردن انسان قدیمی. و واقعا در این کار موفق شد؛ انسان شورایی فقط روس نیست بلکه بلاروسی‌ها، ترکمن‌ها، … هم انسان‌های شورایی هستند. ما یعنی مردمی که زندگی اجتماعی مان را در سوسیالیسم آغاز کرده‌‌ایم، مثل همه هستیم و مثل همه نیستیم. ما عقاید خاص خودمان را در مورد خوب، بد، قهرمان و شهید داریم. ما رابطهٔ منحصر به فردی با مرگ داریم. در داستان‌هایی که مردم برای من تعریف می‌کنند دائما کلمات دلخراسش «شلیک کردن»، «سر به نیست کردن»، «فرستادن پای جوبهٔ دار» و یا مجموعهٔ متنوعی از اصطلاحاتی که در شوروی به معنای ناپدید شدن است مثل «دستگیری»، «ده سال محرومیت از حق ارتباط» و «مهاجرت» تکرار می‌شوند… این‌ها سوسیالیسم بود و زندگی ما… و در حال حاضر که همه چیز به صورت برگشت ناپذیری تغییر کرده، این زندگی برای همه جالب شده است… من دنبال کسانی گشتم که آرمان شوراها جزء جدایی ناپذیر وجودشان شده بود: «دولت» تبدیل به دنیای آن‌ها شده بود، حتی به زندگی خصوصی خود نیز فکر نمی‌کردند. قادر نبودند تاریخ «باشکوه» را رها کنند… از این پس مردم بدون هیچ آرمان متعالی‌‌ای تنها دوست دارند زندگی کنند. این موضوع تازگی دارد، در واقع ما برای جنگ پرورش یافته ایم. ما یا در حال جنگ بوده‌‌ایم یا خود را برای آن آماده می‌کردیم. طور دیگری زندگی نکردیم. حتی در زمان صلح انگار جنگ بود… مردم متوجه بردگی خود نبودند و حتی آن را دوست داشتند…
بعد از پروسترویکا همه انتظار داشتند آرشیو اسناد گشوده شود، و شد. ما از تاریخی که از ما پنهان نگه داشته شده بود اطلاع پیدا کردیم… «باید از جمعیت صدمیلیون نفری روسیهٔ شوروی، نود میلیون نفر را جذب کنیم. بقیه را باید حذف کرد، با آن‌ها نمی‌توان بحث کرد.» دکتر کوزنتسف به تروتسکی گفته بود که: «مردم مسکو به معنای واقعی کلمه دارند از گرسنگی می‌میرند.» و تروتسکی پاسخ داده بود: «گرسنگی این نیست. زمانی که تایتیوس اورشلیم را محاصره کرده بود، مادران فرزندان خود را می‌خوردند. وقتی مادرها را مجبور کردیم بچه‌هایشان را بخورند، آن وقت می‌توانید بگویید بیایید و بگویید» ما گرسنه هستیم. " مردم این‌ها را می‌خواندند. وحشتی وصف ناپذیر آن‌ها را فرا گرفته بود… سال نود و یک بود… چه دورهٔ خوشی! فکر می‌کردیم از فردا آزادی برقرار می‌شود… تصور می‌کردیم آزادی چیزی بسیار ساده است. بعد از مدت نسبتا کوتاهی زیر سنگینی آن کمر خم کردیم، چرا که به ما یاد نداده بودند آزادی یعنی چه. ما فقط بلد بودیم چگونه برایش جان بدهیم.

🆔 @ghaninejad_mousa
📚 @minooyekherad
✔️ @BoomrangInstitute
✔️@BoomrangInstitute

🔴 «نفت پیش از مصدق هم ملی بود»

🎤 🎧 شهرام اتفاق

⭕️ نفت پیش از مصدق هم ملی بوده است. برای اینکه یک معدن یا منبع نفتی، قابل تحصیل و قابل تحقق شود، باید شرکت‌هایی برای سرمایه گذاری و همچنین برای اکتشاف، حفاری، استخراج، فرآوری، انتقال و فروش به خدمت گرفته بشوند. این کارها می‌تواند از طریق قراردادهای بیع متقابل یا واگذاری بخشی از سهام آن منبع انجام شود و این تناقضی با «ملی بودن» ندارد. بنابراین مالکیت و عواید حاصل از نفت در ایران، پیش از ماجرایی که در ۱۳۲۹ «ملی شدن» نفت نامیده شد، متعلق به ایران بود و نفت پیشاپیش «ملی» بود.


⭕️ ما همیشه از طرف احزاب سیاسی و ایدئولوژیک در معرض سوءاستفاده از مفاهیم بودیم و هستیم:

داریوش آشوری در کتاب «واژه‌نامه سیاسی» خودشان، در توضیح واژه کودتا نوشته‌اند که در کشورهای جهان سومی، نوعی از کودتاها جانشین انقلاب‌ها شده‌اند . . . اینگونه کودتاها مانند کودتای جمال عبدالناصر در مصر و قذافی در لیبی نام «انقلاب» را به خود می‌دهند. در برابر اینگونه کودتاها که گرایش دست چپی دارند، کودتای دست راستی نیز هست . . . از مهمترین نمونه اینگونه کودتاها، ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران و کودتای پینوشه در شیلی است . . .

ترجمه این حرف در کتاب «واژه‌نامه سیاسی» جناب آشوری این است که اگر رفقای ما و کسانی که ما به آنها اعتقاد داریم کودتا کردند، اگر «چپ» بودند ما اسم آن واقعه را «انقلاب» می‌گذاریم و اگر آن واقعه در مسیری باشد که ما خوش نداشتیم، اسمش را می‌گذاریم «کودتا».

این نمونه، جزو آن آموزه‌ها و آموزش‌هایی است که در فرهنگ سیاسی در گذشته به ما یاد دادند و این بازی کردن با مفاهیم است و این همان مشکلی است که ما در عرصه مفاهیم سیاسی داریم و این مشکلات به عرصه اقتصادی هم سرایت می‌کند.

⭕️ دولتی کردن صنعت نفت که تحت عنوان ملی کردن آن رخ داد، دست کم دو مشکل را در پی داشت:

نخست اینکه دولتی را که می‌بایست یک دولت مالیات‌بگیر و خدمتگزار مردم باشد، تبدیل به دولتی نفتی کرد که ارباب مردم شد.

دوم اینکه چون خدمات تولید نفت انحصاری و در اختیار دولت‌هاست، روشن نیست که هزینه تولید هر بشکه نفت چقدر برای ما تمام می‌شود و می‌توانست چقدر ارزان‌تر از این تمام شود.

👈 دسترسی در آپارات

👈 دسترسی در یوتیوب


#نفت #ملی #کودتا

دسترسی مستقیم به فایل صوتی👇

Telegram
attach 📎
✔️@BoomrangInstitute

🔴 بریده‌ای از کتاب: «چین چگونه سرمایه‌داری شد؟» - (۲)

رونالد کوز و نینگ وانگ
🌀 سید پیمان اسدی

بیشتر رهبران چینی زمانی که ثابت می‌شد که دیدگاه‌هایشان با واقعیت منافات دارد، به تغییر آن‌ تمایل پیدا می‌کردند. تردید در ایده‌ای که زمانی درباره‌اش تردیدی نداشتند، محیطی را ایجاد کرد که برای تغییر و ظهور ایده‌های جدید مساعد بود.

این به این علت نبود که دنگ شیاپینگ، چن یون و دیگر رهبران چین بعد از مائو، از اسلافشان باهوشتر بودند، بلکه تراژدی «جهش بزرگ به جلو» و فاجعه «انقلاب فرهنگی»، باور آنها را به هرگونه آموزه ایدئولوژیک تضعیف کرده بود.‌

اگر سوسیالیسم می‌توانست به این وحشتناکی خطا کند، پس ایدئولوژی مطلق‌گرا نباید چیزی بیشتر از تعصب کشنده باشد.

این باور مشترک بود که چن یون و دنگ شیاپینگ را در دیدگاه عمل‌گرا و تجربی‌شان برای اصلاحات، کنار هم قرار داد.


#انقلاب_چین
#ایدئولوژی
#سوسیالیسم
#سرمایه‌داری
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
✔️@BoomrangInstitute

🔴 بریده‌ای از کتاب «زندگی به‌رغم تاریخ» - (۲)

درباره نجات جهان

لِشِک کولاکوفسکی
🌀 خسرو ناقد

نظریه نجات جهان، یا عقاید مارکس نیز همان طرح کلی دووجهی را که صفت ممیزه تعالیم مسیحی است، سرمشق خود قرار می‌دهد.

در مقایسه دقیق با مسیحیت، این طرح کلی، حول ایمان عظیم خودنجات‌بخشی نوع بشر سامان داده شده است. ازاین رو مفهوم گناه جبلّی که دخالت نجات‌دهنده‌ای را از بیرون پیش‌فرض قرار می‌دهد، مردود می‌شمارد.

اما در مقابل، اندیشه نجات را از طریق نفی، حفظ می‌کند؛ به این معنا که تمام تباهی‌ها و نابهنجاری‌های جهان، نه‌تنها در ارتباط با نجات و رهایی نهایی، بخردانه و سودمند است، بلکه در واقع شرط ضروری این رهایی است.

سرتاسر نظریه بیگانگی [مارکس] مبتنی بر این دیالکتیک نگرش منفی است که برای تاریخ گذشته معنایی قائل می‌شود؛ به‌این ترتیب که تاریخ گذشته را با جهان آزاد فردا مرتبط می‌سازد.


#مارکس
✔️@BoomrangInstitute


🔴 کلمۀ «دموکراسی» را مطلقا نباید به «مردم‌سالاری» ترجمه کنیم!


💠 آریانپور به غلط دموکراسی را، به مردم‌سالاری ترجمه کرد، که از این بدتر امکان‌پذیر نبود. کلمۀ دموکراسی اگر درست فهمیده شود، نقطه مقابل مردمسالاری است. کلمۀ دموکراسی و ظاهر کلمه، حتی متفاوت از نوع کلمه‌سازی و اصطلاح‌سازی که در یونان مرسوم بوده است. اگر به چند نظام سیاسی که ارسطو، افلاطون و دیگران در یونان بحث کردند نگاه کنید، متوجه می‌شوید که، کلمۀ مونارشی یا مونارکی به معنای سلطنت، الیگارشی به معنای حکومت گروه متنفذ و صاحب مال و منال است ولی «آریستوکراسی» به معنای نظام اشرافی و آدمهای بافضیلت و بهترین‌ها می‌باشد. چون پولدارها همان الیگارشی است که قبلا گفتیم. ارسطو میگوید آریستوکراسی به معنای بهترین مردمان است. کمابیش با مسامحه می‌توان گفت که در عنوان کتاب خواجه نصیر طوسی آمده «اوصاف‌الاشراف» که البته از عرفا صحبت می‌کند.

💠 متخصصان زبان یونانی توضیح دادند که کلمۀ دموکراسی بر مبنای الگوی آریستوکراسی ساخته و دیرتر از کلماتی چون مونارکی یا مونارشی در زبان یونانی ظاهر شده است. در زبان یونانی برای «فرمانروایی» دو فعل داریم؛ یکی‌اش «کراتِین» است، و دیگري «آرخِین». دومی یعنی با تحکم فرمان راندن به عبارت دیگر سلطه برقرار کردن. حکومت کردن. اما اولی کمی متفاوت است. فرمان راندن بی‌تحکم را نشان می‌دهد. شما وقتی کلمۀ مونارشی، مونارکی را نگاه می‌کنید این از آرخِین، گرفته شده است. یعنی برقراری سلطه یک نفر بر دیگران. الیگارشی هم از آرخِین آمده است. تنها آریستوکراسی از کلمات قدیمی‌تر با کراتِین آمده است.

💠 به عبارت دیگر به گفته ارسطو، حکومت اشراف، در واقع حکومت بهترین مردمان و فرمان راندن توأم با عدالت است. بنابراین از انواع شیوه‌های حکومتی فقط دو نوع با کراتِین و بقیه با آرخِین آمده است. یونانی‌ها در مورد دموکراسی بحث‌های زیادی کردند که مورد بسیار مهمش در ارسطوست، مردم حکومت می‌کنند یا به عبارت دیگر و به زبان جدیدتر حاکمیت از آنِ مردم است. (در واقع ۲۰ قرن بعد از ارسطو کلمۀ حاکمیت در اندیشه سیاسی با بُدن ظاهر می‌شود) حکومت از مردم ناشی می‌شود و چیزي هم که ارسطو توضیح داده است، در چنین حکومتی مردم نیستند که با توجه به مصالح و منافع خودشان حکومت می‌کنند، بلکه قانون حاکم است.

💠 پس دو چیز در این توضیح مختصر قابل فهم است. یکی اینکه کلمۀ دموکراسی با سالاری نسبتی ندارد. چون سالاری در زبان فارسی معادل با آرخِین می‌تواند باشد. آرخِین، سالاری کردن است. یعنی تسلط، برتری و تفوق یک شخص یا چند شخص یا همۀ افراد فرقی نمی‌کند. بنابراین سالاری اولین چیزی‌ست که دموکراسی نفی می‌کند. دوم، درست است که در ظاهر کلمه از دو جزء دِموس و کراتِین تشکیل شده است. یعنی مردم فرمان می‌رانند. ولی در واقع، مردم نیستند که فرمان می‌رانند بلکه حکومت قانون است که فرمان می‌راند. نظامی است که در آن قانون فرمانروا است؛ ولی حکومت ناشی از مردم است.

💠 بنابراین مردم‌سالاری نقیض‌ترین ترجمه‌ای بود که به دو دلیل توسط آریانپور انجام گرفت. اولین دلیلش این بود که، مارکسیست مبتذلی بود که تصورش از دموکراسی در بهترین حالت تعریف مارکس از سوسیالیسم بود که می‌گفت، دیکتاتوری دموکراتیک پرولتاریا. یعنی سالاری مردم که عبارت باشند از پرولتاریا. این تلقی از دموکراسی، کاملا مارکسی و نادرست است. در واقع، اگر دموکراسی است که دیکتاتوری نیست، این دو تا با هم سازگار نیستند. حداقل چیزی که در مورد ترکیب این دو مفهوم می‌شود گفت، مثل آن چیزي‌ست که معمولا یکی که قوي‌تر است آن دیگري را می‌بلعد، در اینجا هم وقتی دیکتاتوری دموکراتیک است طبیعتا دیکتاتوری دموکراسی را می‌بلعد. همانطور که از نظر تاریخی دیکتاتوری در کشورهای بلوک شرق آزادی را بلعید.

💠 پس اصل مطلب را آریانپور به‌تبع مارکس متوجه نشده بود. این بحث دیگری است که بعدا خواهیم کرد. از طرف دیگر ایراد عمده‌ای که ما داریم با این فرهنگستان‌بازی ماست. در جایی لغت را درست می‌کنیم. بعد آن را معنا می‌کنیم. نمونه کاری‌ست که با دموکراسی کردند. به عنوان مثال گفتند که دموکراسی از دو بخش درست شده است. یکی دموس، یعنی مردم و دیگری، کراتِین، یعنی فرمان راندن است، پس ما یک فارسی قشنگ فرهنگستانی برایش پیدا می‌کنیم و عرضه می‌کنیم. جا هم می‌افتد. ترجمه کلمات در بسیاری موارد بی‌معناست، در واقع به آشوب ذهنی دامن می‌زند. وقتی معنای کلمات را نمی‌دانیم که چیست و از کجا آمده‌اند و حدود و ثغورش کجاست، چه ضرورتی دارد که این همه ترجمه کنیم. «اهل زبان» فهم درستی از این اصطلاحات ندارند.


جواد طباطبایی
درسگفتارهای انقلاب فرانسه
دوره‌ی سوم: دیدگاه‌های دوتوکویل درباره‌ی انقلاب فرانسه و دموکراسی در امریکا


#دموکراسی
#آریانپور

.
✔️@BoomrangInstitute

🔴 مطالعه چند کتاب و مقاله درباره چین، با محوریت کتاب: «چین چگونه سرمایه‌داری شد؟» - جلسه چهارم

🎤 مهدی منوری

✳️ با مدیریت و هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش

مطالعه تحولات اقتصادی چین، دربردارنده آموزه‌های مهمی برای همه جوامع بشری و از جمله ایران است. در این فعالیت مطالعاتی، منابع متفاوتی را بررسی خواهیم کرد و به مقایسه و تحلیل مناقشات و آرای متعارضی در کنار یکدیگر خواهیم پرداخت.


⭕️ دسترسی به جلسه (۴):

👈 در آپارات

👈 در یوتیوب

👈همه جلسات در بومرنگ


#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
#تحولات_چین
✔️@BoomrangInstitute

🔴 از خسارت‌های خرده‌خوانی (۱)

یزدان منصوریان 

این روزها شبکه‌های اجتماعی لبریز از نقل‌قول‌ها، گزین‌گویه‌ها و نیم‌صفحه‌‌های برگرفته از کتاب‌ها و آثار مختلف هستند. کافی است چنددقیقه‌ای در اینستاگرام، تلگرام یا فیس‌بوک جستجو کنیم و ببینیم که چه مجموعه عجیب‌وغریبی از تکه‌پاره‌های کتاب‌های معروف دست‌به‌دست می‌چرخند.

البته استناد به آثار بزرگان در ذات خود نه‌تنها مذموم نیست بلکه بسیار هم پسندیده است و اشکالی ندارد. من خودم به نقل‌قول‌های آگاهی‌بخش از نویسندگان و هنرمندان بسیار علاقه‌مندم و معمولاً در نوشته‌هایم به نمونه‌های مرتبط با موضوع استناد می‌کنم. اما هرگز گمان نمی‌کنم که خواندن چند جمله از یک کتاب بتواند جایگزینی برای مطالعه متن آن باشد.

متأسفانه همیشه این خطر وجود دارد که انسان با مرور چند گزاره یا یکی دو صفحه از آثار مختلف، خود را از مطالعه آن‌ها بی‌نیاز بداند یا تصور کند که از کلیت اثر آگاهی یافته است.

وضعیت فعلی شبکه‌های اجتماعی همچون کتابخانه‌ای به‌هم‌ریخته است که زمین آن پوشیده از برگ‌های جداشده کتاب‌هایی قدیمی است و کاربران کتابخانه در میان این آشفتگی قدم می‌زنند و گهگاه برگی از زمین برمی‌دارند و به آن نگاهی می‌اندازند و بعد آن را به گوشه‌ای رها می‌کنند و سراغ برگ دیگری می‌روند. مرور این تکه‌پاره‌های جداشده از متن اصلی را فعلاً «خرده‌خوانی» می‌خوانم شاید در آینده واژه بهتری برایش پیدا کنم یا شاید شما پیشنهاد بهتری داشته باشید.

تعریف من از خرده‌خوانی این است: «شیوه‌ای نسبتاً رایج از مطالعه در شبکه‌های اجتماعی که خواننده به‌جای مطالعه متون مستقل به‌مرور سریع خرده‌هایی از آن‌ها می‌پردازد بی‌آنکه از کلیت آثار مورد استناد آگاه باشد و فقط با استناد به بخش کوچکی از متن درباره دیدگاه نویسنده داوری می‌کند.» در خرده‌خوانی انبوهی از مطالب پراکنده در اختیار خوانندگان است بدون آنکه امکان و فرصتی برای تحلیل آن‌ها و برقراری ارتباط میان بخش‌های مختلف وجود داشته باشد. درنتیجه به‌جای آنکه مخاطب به دانش یا بینش تازه‌ای از یک موضوع خاص دست یابد بیشتر دچار پریشانی ذهن خواهد شد.

میان این مفهوم با «گزیده‌خوانی» تفاوت اساسی وجود دارد. در گزیده‌خوانی خواننده به بررسی آثار موجود می‌پردازد و بر اساس معیارهایی مشخص بهترین عناوین را انتخاب می‌کند که روشی مؤثر و مطلوب برای مطالعه منسجم و مستمر است. اما در خرده‌خوانی مخاطب نقشی در انتخاب منابع ندارد و حین جستجوهای بی‌هدف در شبکه‌های اجتماعی با گزیده‌هایی پراکنده از مطالب آثار مختلف مواجه می‌شود.

گروهی نیز در این شبکه‌ها با اهداف گوناگون و معمولاً به قصد سودجویی، کانال‌ها و گروه‌هایی برای توزیع این مطالب ایجاد می‌کنند و مروج خرده‌خوانی هستند. به نظرم در خرده‌خوانی پنج اشکال اساسی وجود دارد:
(۱) تردید جدی در اصالت و درستی نقل‌قول‌ها و استنادها؛
(۲) بافت‌زدایی از متن اصلی؛
(۳) بی‌توجهی به گفتمان حاکم بر متن؛
(۴) فقدان پیوند میان مطالب پراکنده؛
(۵) استفاده از خرده‌خوانی با هدف ترویج انواع مغالطه‌ها.

ادامه این متن را در 👈اینجا بخوانید.

#خواندن
#مطالعه
#فضای_مجازی
✔️@BoomrangInstitute

🔴 از خسارت‌های خرده‌خوانی (۲)

یزدان منصوریان 

. . . نمی‌توان بدون توجه به کلیت یک اثر درباره تک‌جمله‌ها و گزاره‌های آن داوری کرد. داوری بیرون از گفتمان اصلی ناقص و نارواست. به‌ویژه آنکه خواننده بخواهد یک یا چند گزاره برگرفته از یک متن مفصل را به کلیت آن اثر تعمیم دهد که یک تعمیم نارواست و اعتباری ندارد.

نمونه‌های آن در شبکه‌های اجتماعی فراوان است که می‌شود تحقیق مستقلی درباره آن انجام داد تا دامنه آن را بهتر بشناسیم. در اینجا فقط به ذکر یک مثال اکتفا می‌کنم. مثلاً کسانی که شاهنامه را نمی‌شناسند دو بیت زیر را به‌عنوان شاهدی بر نگرش مردسالاری و زن‌ستیزی فردوسی از شاهنامه نقل می‌کنند:

که پیش زنان راز هرگز مگوی /
چو گویی سخن بازیابی به کوی

مکن هیچ کاری به فرمان زن /
که هرگز نبینی زنی رایزن

درحالی‌که این دو بیت بخشی از داستان مفصل اسفندیار است. ماجرای اسفندیار که خود قسمت کوچکی از شاهنامه است به‌تنهایی یک کتاب مفصل و مستقل محسوب می‌شود و بخش‌های فراوان دارد. از هفت‌خوان اسفندیار تا نبردش با ارجاسب فرمانروای تورانی و درنهایت تراژدی تلخ نبردش با رستم دستان و آن پایان اندوه‌بار.

این دو بیت مربوط به بخش‌های میانی داستان است که اسفندیار از جنگ با تورانیان پیروزمندانه به ایران بازگشته و انتظار دارد پدرش گشتاسب – که در آن زمان پادشاه ایران است – به قولی که به او درباره واگذاری تاج‌وتخت به‌شرط پیروزی بر تورانیان داده عمل کند. اما چون گشتاسب عهد خود را شکسته اسفندیار غمگین است و با مادرش کتایون درد و دل می‌کند و از نقشه‌هایی که برای انتقام در سر دارد سخن می‌گوید. ولی کتایون از سر خیرخواهی به‌جای همراهی با او طرف گشتاسب را در این ماجرا می‌گیرد و نصیحتش می‌کند که به حرف پدر گوش کند. درنتیجه ناگهان اسفندیار برآشفته می‌شود و این دو بیت را در اعتراض به مادر می‌گوید.

بنابراین، آنچه در این دو بیت آمده فقط بخش بسیار کوتاهی از یک داستان مفصل است و به‌هیچ‌وجه بیانگر دیدگاه فردوسی درباره زنان نیست. اصلاً گوینده این حرف فردوسی نیست. گوینده اسفندیار است آن‌هم در حالت عصبانیت در بخشی از یک داستان طولانی. بنابراین، تعمیم آنچه در این دو بیت آمده به کل جهان‌بینی فردوسی ستمی آشکار بر اوست. حتی افزون بر آن بیانگر شخصیت اسفندیار هم نیست. زیرا اسفندیار درمجموع انسانی فرهیخته و فروتن است و خشم او در این بخش از داستان برای خواننده غیرمنتظره است. درنتیجه، حتی نمی‌توان این موضوع را به کلیت شخصیت اسفندیار هم نسبت داد چه رسد به کلیت کتاب شگفت‌آور و سترگی همچون شاهنامه.

حال تصور کنید که این دو بیت در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌چرخد و خوانندگان بی‌اطلاع از کل ماجرا را این‌گونه فریب می‌دهد که چه نشسته‌اید که فردوسی چنین است و چنان . . ‌.


ادامه این متن را در 👈 اینجا بخوانید.

#خواندن
#مطالعه
#فضای_مجازی
✔️@BoomrangInstitute


🔴 مروری بر کتاب «چرا کشورها (ملت‌ها) شکست می‌خورند» - عجم اوغلو و رابینسون


🎤 ابراهیم صحافی


کتابِ چرا کشورها (ملت‌ها) شکست می‌خورند توسط دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون نوشته شده است. پرسش اصلی این کتاب در خصوص دلایل و چرایی ثروتمند شدن یا فقیر شدن جوامع و کشورهای مختلف است. نویسندگان کتاب، که از اقتصاددانان نهادگرا هستند در پاسخ به علت فقر و غنای جوامع مختلف و فاصله زیاد کشورهای فقیر و غنی، اسلوب و روش منحصر به فردی ابداع کرده‌اند و به تشریح دلایل و علل رشد یا عقب‌ماندگی کشورهای جهان پرداخته‌اند. نویسندگان در طرح و ابداع روش خاص خود از روش‌های تحلیلی مختلف بهره گرفته‌اند و کتاب را به نحوی نوشته‌اند که خوانندگان با گرایش‌های فکری مختلف می‌توانند از مطالب کتاب بهره‌مند شوند و دلایل فقر و غنای کشورهای مختلف را دریابند. کتاب چرا کشورها شکست می‌خورند به دلیل روش خاص پژوهشی و محتوای مطالب، در جهان و همچنین در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در این فایلهای صوتی، مباحث کتاب به صورت خلاصه مرور و تشریح شده است.

⭕️ دسترسی به جلسه (۱):

👈 در آپارات

👈 همه جلسات در بومرنگ


#نهادگرا
سوسیالیسم بازار و چین
شهرام اتفاق و صادق اخلاقی
✔️@BoomrangInstitute

🇨🇳 سوسیالیسم بازار و چین

🎤 شهـــرام اتفـــاق
🎤 صــادق اخـلاقی


۲۵ شهریور ۱۳۹۹
جلسه پنجم از مطالعات چین

-تعریف سازوکار بازار
-پیشینه بازار
-تغییر کارکرد بازار
-تفاوت بازار و سرمایه‌داری
-اجزای بازار
-آزادی اقتصادی
-مرکانتالیسم و بازار
-نقد مارکسیستی به بازار
-شوروی و بازار
-شکل‌گیری سوسیالیسم بازار
-ارتدکس‌ها و بازار
-چین و نظام بازار

👈دسترسی در آپارات
👈 دسترسی در یوتیوب
👈 همه جلسات در بومرنگ


مدیریت و هماهنگی:
فریدون پرهام و ناصر نوتاش

#چین #سوسیالیسم_بازار

.
✔️@BoomrangInstitute

💢 سوسیالیسم چگونه به ساختار سیاسی نفوذ کرد؟
✍️ موسی غنی نژاد
📌#تجارت_فردا 99/06/29

برخی از چهره‌های سیاسی شاخص انقلاب اسلامی در گفتارها و خاطرات خود اذعان کرده‌اند که در مقطع انقلاب، اندیشه‌های چپ درباره مسائل اقتصادی در میان اکثریت انقلابیون غلبه داشت و برخی از تصمیمات (نظیر مصادره‌ها و ملی شدن‌ها در سال‌های اولیه انقلاب) ناشی از این مساله بود.

بسیاری از مبارزان سیاسی اسلام‌گرا در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی، به دلیل نگرانی از نفوذ اندیشه‌های مارکسیستی و ضددینی، به تحلیل و رد ایدئولوژی‌های چپ‌گرایانه روی آوردند. اما چون تصور می‌کردند برخی جنبه‌های اقتصادی این ایدئولوژی‌ها مبنای واقع‌بینانه دارد، از اقشار ضعیف جامعه حمایت می‌کند و به همین دلیل مورد استقبال و حمایت جوانان و تحصیلکردگان قرار می‌گیرد، دیدگاه‌های اسلامی خود را وارد رقابت با آنها کردند. به سخن دیگر، چارچوب فکری اقتصادی آنها را به گمان اینکه درست است پذیرفتند.

این ‌رویکرد منجر به این نتیجه شد که در بسیاری زمینه‌های اقتصادی، روش‌ها و هدف‌های نادرست چپ‌گرایان، ناخواسته لباس اسلامی به تن کرد. مهم‌ترین وجه این جریان را می‌توان در مخالفت شدید مبارزان اسلام‌گرا با اقتصاد آزاد یا به‌اصطلاح سرمایه‌داری مشاهده کرد.

اصلاحات اقتصادی آغازشده از برنامه پنج‌ساله نخست در سال 1368 و بعدتر تفسیر جدید از مضمون اقتصادی قانون اساسی تحت عنوان سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی که در سال‌های 1384 و 1385 ابلاغ شد، جملگی دلالت بر مشکل‌ساز بودن نفوذ اندیشه‌های چپ در اقتصاد و ضرورت اصلاح مسیر داشت. اما به نظر می‌رسد پس از گذشت بیش از سه دهه از برنامه پنج‌ساله نخست و 15 سال از ابلاغ سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی، مشکل همچنان باقی است به‌طوری که رویکرد چپ‌گرایانه و اقتصاد دولتی نه‌تنها اصلاح نشده بلکه با شکل و شمایل اندک متفاوتی همچنان اقتصاد ایران را در گروگان خود دارد و روزبه‌روز آن را تضعیف می‌کند.

آیت‌الله احمدی‌میانجی در پیش‌گفتار رساله‌ای درباره مالکیت در اسلام که در سال ۱۳۶۰ نوشته، به فضای فکری سال‌های آغازین انقلاب اسلامی اشاره می‌کند که چگونه متاثر از «تبلیغات مروجین اقتصاد شرق»، «اثر نامطلوبی در جو اسلامی» کشور گذاشته و باعث رواج «افکار التقاطی» به‌ویژه در میان جوانان متدین شده و مسلمات و ضروریات اصول اسلامی را تحت‌الشعاع قرار داده است، به‌طوری که به اسلام این‌گونه می‌نگرند که گویا «مالکیت خصوصی محترم نیست خاصه در مساله زمین»، «با فرض قبول مالکیت، مالکیت خصوصی محدود است»، «ثروت و سرمایه در اسلام نیست»، «سرمایه بهره‌ای از سود ندارد (قهرا مضاربه و مزارعه و مساقات صحیح نیست)»، «ابزار تولید در مالکیت عموم و ملی است»، «اجاره صحیح نیست زیرا استثمار محسوب می‌شود». او انگیزه خود از نوشتن رساله‌ای درباره مالکیت در اسلام را برطرف کردن این بدفهمی‌ها می‌داند.

توضیح پایداری این معضل نیاز به بررسی عمیق و همه‌جانبه دارد، اما اظهارات اخیر آیت‌الله علوی بروجردی مبنی بر اینکه اقتصاد عقلایی اقتصاد آزاد است نه اقتصاد کمونیستی، بهانه‌ای شد تا یک‌بار دیگر نظریات اقتصادی مطرح در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی را مرور کنیم.

#سوسیالیسم_اسلامی

👈 متن کامل این مقاله را در سایت بومرنگ بخوانید

🆔 @ghaninejad_mousa
✔️@BoomrangInstitute

🔴 بریده‌ای از کتاب: «چین چگونه سرمایه‌داری شد؟» - (۳)

رونالد کوز و نینگ وانگ
🌀 سید پیمان اسدی

در سراسر دهه ۱۹۸۰ دولت چین با معمای ایدئولوژیک مواجه بود. در حالی که رهبران چین هنوز به برتری نهایی سوسیالیسم معتقد بودند، به صورت خجالت‌آوری اعتقاد داشتند که چین بسیار عقب‌افتاده‌ است. این وضع، آنها را در موقعیت سیاسی آسیب‌پذیر قرار داد. این حس آسیب‌پذیری همراه با تعهد مداوم به سوسیالیسم، ترسی را در دولت چین از فرآیند تحول آرام گسترش داد، زیرا سوءظن آنها این بود که نیروهای متخاصم خارج از چین به‌طور مداوم تلاش می‌کنند تا نظام کمونیستی را از طریق «سموم فرهنگی» و ایدئولوژی انحرافی تحلیل برده و در نهایت آن را سرنگون کنند. اطمینان از اینکه چین می‌تواند در برابر القائات سرمایه‌داری مقاومت کند به دل‌مشغولی دیگری در دولت چین تبدیل شد.


#انقلاب_چین
#مائو
#انقلاب_فرهنگی
#جهش_بزرگ
#سوسیالیسم
#سرمایه‌داری
✔️@BoomrangInstitute

🔴 فرازی از کتاب «مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه‌شناسی»

ریمون آرون
🌀 باقر پرهام

. . . یقیناً نمی‌توان وجود جامعه بدون تخاصم را فقط به صرف از میان رفتن مالکیت خصوصی ابزار تولید و بستگی یافتن وضع هر کسی به تصمیم دولت، نتیجه گرفت . . .

تصمیم‌های دولت بسته به اینکه از طرف افراد یا یک اقلیت گرفته شده باشند می‌توانند نماینده منافع همان افراد یا اقلیت باشند . . .

دلیلی وجود ندارد که همین که ابزار تولید از ید مالکیت خصوصی خارج شد، تمامی منافع اعضای اجتماع با هم هماهنگ گردد . . .

#مالکیت_خصوصی
#دولت
دلایل فروپاشی سوسیالیسم (ج۲)
شهرام اتفاق
✔️@BoomrangInstitute


🔴 دلایل اقتصادی فروپاشی سوسیالیسم - جلسه دوم (۲)

🎤 شهـــرام اتفـــاق

🗓 ۲۲ آبـــــان ۱۳۹۸


بررسی دلایل اقتصادی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و اردوگاه سوسیالیسم در قرن بیستم، حاوی این پیام مهم است که سوسیالیسم همواره می‌تواند با شکست، فروپاشی و بحران‌های عظیم اقتصادی مواجه شود و این تجربه همچنان در دوران ما نیز قابل تکرار خواهد بود.

این ادعا بر چــــه بنیان‌هایی استوار است؟

در این فایل صوتی به اختصار به دلایل حتمی این فروپاشی در هر تجربه محتمل دیگری در آینده پرداخته شده است.


👈دسترسی در آپارات
👈 دسترسی در یوتیوب
👈 همه جلسات در بومرنگ


مدیریت و هماهنگی:
ناصر نوتاش


#سوسیالیسم
#بازار
دلایل فروپاشی سوسیالیسم (ج۱)
شهرام اتفاق
✔️@BoomrangInstitute


🔴 دلایل اقتصادی فروپاشی سوسیالیسم - جلسه اول (۱)

🎤 شهـــرام اتفـــاق

🗓 ۱۳ آبـــــان ۱۳۹۸


بررسی دلایل اقتصادی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و اردوگاه سوسیالیسم در قرن بیستم، حاوی این پیام مهم است که سوسیالیسم همواره می‌تواند با شکست، فروپاشی و بحران‌های عظیم اقتصادی مواجه شود و این تجربه همچنان در دوران ما نیز قابل تکرار خواهد بود.

این ادعا بر چــــه بنیان‌هایی استوار است؟

در این فایل صوتی به اختصار به دلایل حتمی این فروپاشی در هر تجربه محتمل دیگری در آینده پرداخته شده است.


👈دسترسی در آپارات
👈 دسترسی در یوتیوب
👈 همه جلسات در بومرنگ


مدیریت و هماهنگی:
ناصر نوتاش


#سوسیالیسم
#بازار
فروپاشی سوسیالیسم پرسش و پاسخ (ج ۱ و ۲)
شهرام اتفاق
✔️@BoomrangInstitute


🔴 دلایل اقتصادی فروپاشی سوسیالیسم - گزیده‌ای از پرسش و پاسخ‌های مطرح شده در هر دو جلسه (جلسه اول و جلسه دوم)

🎤 شهـــرام اتفـــاق

🗓 ۱۳ و ۲۲ آبـــــان ۱۳۹۸


بررسی دلایل اقتصادی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و اردوگاه سوسیالیسم در قرن بیستم، حاوی این پیام مهم است که سوسیالیسم همواره می‌تواند با شکست، فروپاشی و بحران‌های عظیم اقتصادی مواجه شود و این تجربه همچنان در دوران ما نیز قابل تکرار خواهد بود.

این ادعا بر چــــه بنیان‌هایی استوار است؟

در این فایل صوتی به اختصار به دلایل حتمی این فروپاشی در هر تجربه محتمل دیگری در آینده پرداخته شده است.


👈دسترسی در آپارات
👈 دسترسی در یوتیوب
👈 همه جلسات در بومرنگ


مدیریت و هماهنگی:
ناصر نوتاش


#سوسیالیسم
#بازار
Forwarded from بومرنگ
برای دسترسی به آرشیو نوشته‌ها و گفتگوهای موسی غنی‌نژاد به کانال زیر بپیوندید


👇👇👇


http://t.me/ghaninejad_mousa
✔️@BoomrangInstitute


🔴 مروری بر کتاب «چرا کشورها (ملت‌ها) شکست می‌خورند» - عجم اوغلو و رابینسون

🎤 ابراهیم صحافی


⭕️ دسترسی به جلسه (۲):

👈 در آپارات
👈 همه جلسات در بومرنگ


#نهادگرا