Calligraphy Archive – Telegram
بی صدا تر ز سکوتیم‌ ولی گاه خروش
نعرۀ ماست که در گوش شما می ماند - ( محمّد علی بهمنی )
اخوین ۱۳۹۳

#عباس_اخوین
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
سوره حمد

کتبه الحاج محمّد نظیف
تقلیداً بخطّ مصطفی راقم المدرّس
سنة ۱۳۲۴

#محمد_نظیف
#ثلث_قدما
#ثلث
@Calligraphy_Archive
آیة الکرسی

کتبه العبد الضّغیف الفانی فرهاد شیرخانی
من تلامیذ داود بکتاش غفر الله لهما
سنة ۱۴۳۸

#فرهاد_شیرخانی
#ثلث_معاصر
#ثلث
@Calligraphy_Archive
هو المعزّ
شاها من ار به چرخ بر آرم سر
خاک ره تو هست به سر افسر
سنه ۱۳۰۳
یا علی مدد است

#میرزا_غلام_رضا_اصفهانی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هو العزیز
شاه شمشاد قدان خسرو شیرین ‌دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف ‌شکنان
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین‌ سخنان - ( حافظ )
العبد علی خیری
سنه ۱۳۹۴
یا علی مدد است

#علی_خیری
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
چه تجدید مثل و تولید نوع و حفظ صورت و حاجت تمکّن و ضرورت تمدّن در این آب و خاک است به بذر عالم پاک ما لتراب و ربّ الارباب که مکان آفرین مکاتب چه کند اشتمال کو خود اشتمال چه کند به حکم قرآن قدیم و انکحوا الایامی منکم و الصّالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم و حدیث قویم نبوی صلّی الله علیه و آله تناکحوا تناسلوا تکثّروا انّی اباهی بکم الامم یوم القیمة و لو بالسّقط مویّدات خطاب و موکّدات کتاب است منقاداً الحلمة المحکم و مطیعاً العزّة المتحتم مبارک تر است و جزم ترین روز که بهار دولت محمّد نزهی عون الوری این الدّعا لحجّ الهمم شمس الضّحی بدر الدّجی فلک العلی ملک الامم که از تصاریف و تضاعیف ادوار و اطوار اشتمال بی ملال باد
محمّد کافرینش در سجودش
وجود آدم آمد بر وجود‌ش
در ساعتی بهجت انگشتر و ادواتی که آدابی ساعات از بادۀ سعادات لبریز و ترک فلک به نظر دوستی ناظر سعد اکبر را با قمر قرابت و نحوس از اوتاد بر کرانت در تاویل بود تمهید بساط نشاط و به زینت آرامش عیش و سرور و کار حسن به طُرفت ساخته و پرداخته آمد به دان سان که شاهان عیش جوی کریم خوی عشرت دوست است

#تعلیق_قدما
#تعلیق
چه تجدید مثل و تولید نوع و حفظ صورت و حاجت تمکّن و ضرورت تمدّن در این آب و خاک است به بذر عالم پاک ما لتراب و ربّ الارباب که مکان آفرین مکاتب چه کند اشتمال کو خود اشتمال چه کند به حکم قرآن قدیم و انکحوا الایامی منکم و الصّالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم و حدیث قویم نبوی صلّی الله علیه و آله تناکحوا تناسلوا تکثّروا انّی اباهی بکم الامم یوم القیمة و لو بالسّقط مویّدات خطاب و موکّدات کتاب است منقاداً الحلمة المحکم و مطیعاً العزّة المتحتم مبارک تر است و جزم ترین روز که بهار دولت محمّد نزهی عون الوری این الدّعا لحجّ الهمم شمس الضّحی بدر الدّجی فلک العلی ملک الامم که از تصاریف و تضاعیف ادوار و اطوار اشتمال بی ملال باد
محمّد کافرینش در سجودش
وجود آدم آمد بر وجود‌ش
در ساعتی بهجت انگشتر و ادواتی که آدابی ساعات از بادۀ سعادات لبریز و ترک فلک به نظر دوستی ناظر سعد اکبر را با قمر قرابت و نحوس از اوتاد بر کرانت در تاویل بود تمهید بساط نشاط و به زینت آرامش عیش و سرور و کار حسن به طُرفت ساخته و پرداخته آمد به دان سان که شاهان عیش جوی کریم خوی عشرت دوست است

با تشکّر از استاد غفور اسکندری سبزی ( سخندری بختیاری )

#تعلیق_قدما
#تعلیق
@Calligraphy_Archive
از خانه دشمن خاست دل فریاد کردن چون توان
بی صبرم از بی خان و مان بر باد کردن چون توان
ای دوست چندین غم مخور بهر خرابی دلم
تا دولت خوبان بود آباد کردن چون توان
هر چند کوشیدم به جان دل باز نامد از بتان
شاگرد بازی دوست را استاد کردن چون توان
گفتم دلم آزاد کن گفتا به نازی بستدم
زین سان گران داده بها آزاد کردن چون توان
غمزه زنان آن شوخ و من خاموش و حیران در رخش
سلطان چو خنجر خود کشد فریاد کردن چون توان
گفتی که از جان یاد کن در من چه حیران مانده ای
آنجا که تو حاضر شوی جان یاد کردن چون توان
هجران کشیده تیغ کین تو سست پیمان دل دهی
بر اعتماد چون تویی دل شاد کردن چون توان
من خود کشم جورت ولی تو خود بگو ای بی وفا
چندین به روی دوستان بیداد کردن چون توان
خسرو دلی غرقه به خون یاران به تیمار تنش
در روز طوفان خانه را بنیاد کردن چون توان - ( امیر خسرو دهلوی )

کتبه العبد الفقیر الحقیر الغریب
سلطان علی المشهدی
بدار السّلطنۀ هراة

( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#سلطان_علی_مشهدی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
از خانه دشمن خاست دل فریاد کردن چون توان
بی صبرم از بی خان و مان بر باد کردن چون توان
ای دوست چندین غم مخور بهر خرابی دلم
تا دولت خوبان بود آباد کردن چون توان
هر چند کوشیدم به جان دل باز نامد از بتان
شاگرد بازی دوست را استاد کردن چون توان
گفتم دلم آزاد کن گفتا به نازی بستدم
زین سان گران داده بها آزاد کردن چون توان
غمزه زنان آن شوخ و من خاموش و حیران در رخش
سلطان چو خنجر خود کشد فریاد کردن چون توان
گفتی که از جان یاد کن در من چه حیران مانده ای
آنجا که تو حاضر شوی جان یاد کردن چون توان
هجران کشیده تیغ کین تو سست پیمان دل دهی
بر اعتماد چون تویی دل شاد کردن چون توان
من خود کشم جورت ولی تو خود بگو ای بی وفا
چندین به روی دوستان بیداد کردن چون توان
خسرو دلی غرقه به خون یاران به تیمار تنش
در روز طوفان خانه را بنیاد کردن چون توان - ( امیر خسرو دهلوی )

کتبه العبد الفقیر الحقیر الغریب
سلطان علی المشهدی
بدار السّلطنۀ هراة

( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#سلطان_علی_مشهدی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive