Calligraphy Archive – Telegram
کلب آستان علیّ بن موسی الرّضا علیه التّحیّة و الثّناء
میر حسین خوشنویس باشی خادم غفر له
سنه ۱۲۹۵ تحریر و مسوّده شد
قائم مقامی ۸۳

#احمد_قائم_مقامی
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
#نظیره_نویسی
@Calligraphy_Archive
سوره حمد
نمّقه محفوظ ذنّون سنة ۱۴۳۸
حامداً للّه تعالی و مصلیّاً علی نبیّه

#محفوظ_ذنون
#رقاع_معاصر
#رقاع
@Calligraphy_Archive
میرزا غلام رضا اصفهانی ( رحمة الله علیه )

#میرزا_غلام_رضا_اصفهانی
#تصویر_خوشنویسان
@Calligraphy_Archive
کتبه میر علی الکاتب

( اندازه : ۳۹ × ۲۶ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
بود پیش دانای مشکل گشای
تو مهمان جهان همچو مهمان سرای
بخور هر چه پیشت نهد میزبان
همه تن به شکرانه اش شو زبان
وگر هیچ ندهد تقاضا مکن
خیال طلب را به دل جا مکن
نعیم است دنیی که پاینده نیست
به جز رنج و محنت فزاینده نیست
چو دستت دهد خیر می کن در او
نوا بخشی غیر می کن در او
و گر نی ز ناداری خود منال
بود عرصۀ شکر واسع مجال
نه بیند یکی حال یزدان شناس
که واجب نباشد بر آنش سپاس
ز ادبار شر رو نه اندر گریز
به اقبال هر خیر شو زود خیز
مرو روی در شغل بر چون خسان
وگر نیز باشد به غایت رسان
همی دار ازان طرف دامان نگاه
وزین بر سر خویش می نه کلاه
بر آور به کار نکو در جهان
به عرض زمین نام و طول آسمان
به صد نام اگر مرد نام آور است
طلبکار خیر از همه بهتر است - ( جامی )

آن که پر نقش زد این دایرهٔ مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه به بینید که با یار چه کرد - ( حافظ )

چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد
هر آب روی که اندوختم ز دانش و دین
نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر می ‌گذرد
چو طالبم پس از امروز کار خواهم کرد
صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گل
فدای نکهت گیسوی یار خواهم کرد - ( حافظ )

کتبه میر علی الکاتب

( اندازه : ۳۹ × ۲۶ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
کتبه میر علی الکاتب

( اندازه : ۳۹ × ۲۶ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
بود پیش دانای مشکل گشای
تو مهمان جهان همچو مهمان سرای
بخور هر چه پیشت نهد میزبان
همه تن به شکرانه اش شو زبان
وگر هیچ ندهد تقاضا مکن
خیال طلب را به دل جا مکن
نعیم است دنیی که پاینده نیست
به جز رنج و محنت فزاینده نیست
چو دستت دهد خیر می کن در او
نوا بخشی غیر می کن در او
و گر نی ز ناداری خود منال
بود عرصۀ شکر واسع مجال
نه بیند یکی حال یزدان شناس
که واجب نباشد بر آنش سپاس
ز ادبار شر رو نه اندر گریز
به اقبال هر خیر شو زود خیز
مرو روی در شغل بر چون خسان
وگر نیز باشد به غایت رسان
همی دار ازان طرف دامان نگاه
وزین بر سر خویش می نه کلاه
بر آور به کار نکو در جهان
به عرض زمین نام و طول آسمان
به صد نام اگر مرد نام آور است
طلبکار خیر از همه بهتر است - ( جامی )

آن که پر نقش زد این دایرهٔ مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه به بینید که با یار چه کرد - ( حافظ )

چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد
هر آب روی که اندوختم ز دانش و دین
نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر می ‌گذرد
چو طالبم پس از امروز کار خواهم کرد
صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گل
فدای نکهت گیسوی یار خواهم کرد - ( حافظ )

کتبه میر علی الکاتب

( اندازه : ۳۹ × ۲۶ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
کلیّات شمس
آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم
گرد غریبان چمن خیزید تا جولان کنیم
امروز چون زنبورها پرّان شویم از گل به گل
تا در عسل خانۀ جهان شش گوشه آبادان کنیم
آمد رسولی از چمن کاین طبل را پنهان مزن
ما طبل خانۀ عشق را از نعره‌ ها ویران کنیم
بشنو سماع آسمان خیزید ای دیوانگان
جانم فدای عاشقان امروز جان افشان کنیم
آتش در این عالم زنیم وین چرخ را برهم زنیم
وین عقل پا بر جای را چون خویش سرگردان کنیم - ( مولوی )

امیرخانی نوروز ۹۰
تذهیب : ماچیانی نوروز ۹۰
( اندازه : ۳۰ × ۲۰ سانتی متر )

#غلام_حسین_امیرخانی
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هو المعید

سحرم هاتف میخانه به دولت‌ خواهی
گفت برخیز که دیرینۀ این درگاهی
همچو جم جرعهٔ می کش که ز سرّ ملکوت
پرتو جام جهان ‌بین دهدت آگاهی
با گدایان در میکده ای سالک راه
به ادب باش گر از سرّ خدا آگاهی
بر در میکده رندان قلندر باشند
که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی
خشت زیر سر و بر تارک هفت ‌اختر پای
دست قدرت نگر و منصب صاحب‌ جاهی
اگرت سلطنت فقر ببخشند ای دل
کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهی
قطع این مرحله بی‌ همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی
سر ما و در میخانه که طرف بامش
به فلک بر شده دیوار بدین کوتاهی
تو در فقر ندانی زدن از دست مده
مسند خواجگی و مجلس توران شاهی
ای سکندر بنشین و غم بیهوده مخور
که نبخشند تو را آب حیات از شاهی
حافظ خام‌ طمع شرمی از این قصّه بدار
عملت چیست که مزدش دو جهان می ‌خواهی‌ - ( حافظ )

به تاریخ ۱۳۱۴ سیّد گلستانه مسوّده و تحریر نمود

( محلّ نگهداری : کتابخانه و موزه مجلس شورای اسلامی - تهران )

#سید_علی_اکبر_گلستانه
#شکسته_قدما
#شکسته
@Calligraphy_Archive
هو الجمیل

روی بنما و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر
ما که دادیم دل و دیده به طوفان بلا
گو بیا سیل غم و خانه (ز) بنیاد ببر
زلف چون عنبر خامش (که) ببوید هیهات
ای دل خام‌ طمع این سخن از یاد ببر
سعی ناکرده درین راه به جایی نرسی
مزد اگر می ‌طلبی طاعت استاد ببر
سینه گو شعلهٔ آتشکدهٔ فارس بکش
دیده گو آب رخ دجلهٔ بغداد ببر
بعد ازین چهرۀ زرد من حال دوست
باده پیش آر یکجا غمم از یاد ببر
دولت پیر مغان (باد) که باقی سهل است
دیگری گو برو و یاد من از یاد ببر
روز مرگم نفسی وعدهٔ دیدار بده
وان گهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر
دوش می ‌گفت به مژگان درازت بکشم
یا ربّ از خاطرش اندیشهٔ بیداد ببر
حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر دوست
برو از درگهش این ناله و فریاد ببر - ( حافظ )

شهریور به جهة مرقّعی که منظور نظر دارد تحریر می نماید
امید که منظور انظار افتد

( با تشکر از استاد رضا مقدّم هریس )

#رضا_مقدم_هریس
#شکسته_معاصر
#شکسته
#نظیره_نویسی
@Calligraphy_Archive