Calligraphy Archive – Telegram
یا ربّ این سایۀ الهی را
آفتاب سپهر شاهی را - ( جامی )

به تحریر شهادت بر مضامین خیریّت آیین که به خطّ اقدس اشرف ولی نعمت صوفی زادگان که جانم فدایش باد مشرّف گشته به امر اقدس جسارت می نماید
بندۀ امّیدوار به مرحمت ملک غفّار محمّد مؤمن

( اندازه : ۲۷ × ۲۱.۲ سانتی متر )
( عرضه شده در حراج بونامز - لندن انگلستان )

#محمد_مومن
#رقاع_قدما
#رقاع
@Calligraphy_Archive
حروف الابجدیّة

تمّت الحروف الابجدیّة لخطّ الرّقاع
بقلم الفقیر محفوظ ذنّون سنة ۱۴۳۸
و الحمد للّه ربّ العالمین
محفوظ ۱۴۳۸

( با تشکّر از آقای محمّد زال پور )

#محفوظ_ذنون
#رقاع_معاصر
#رقاع
@Calligraphy_Archive
گر سر من ببرد خنجر عشق تو سزاست
هر که از سر کند اندیشه به جایی نرسد
از قلم کم نتوان بود نه بینی که قلم
تا نبرند سرش را به صفایی نرسد - ( مجد همگر )
الفقیر میر علی

( اندازه : ۳۸.۷ × ۲۶.۲ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
گر سر من ببرد خنجر عشق تو سزاست
هر که از سر کند اندیشه به جایی نرسد
از قلم کم نتوان بود نه بینی که قلم
تا نبرند سرش را به صفایی نرسد - ( مجد همگر )
الفقیر میر علی

الهی تا برد از فیض تنزیل
تن و جان بهرۀ اکمال و تکمیل
تن آفاق را جان جسم او باد
معمّای کرم بر اسم او باد
به نامش سکّۀ اقبال و شاهی
مطیع حکمش از مه تا به ماهی
چنین دیدست عقل خرده اندیش
که باشد سایه در پی نور در پیش

گشتم (گوشم) از آن ابر پر آوازه کن
گلشن امّید مرا تازه کن
آن عملم بخش که بی گفتنی
پیش تو ارزد به پذیرفتنی - ( امیر خسرو دهلوی )

یکی از عاقبت مخبر یکی بر مغفرت مشعر
یکی بر مرحمت ذاکر یکی در آخرت رهبر
یکی صفدر یکی غالب یکی مولا یکی صاحب
یکی طاهر یکی طیّب یکی سیّد یکی سرور
دو شمع روشن عزّت دو ورد گلشن جنّت
دو لعل معدن دولت دو درّ لجّۀ کشور
بتول از خوی این خرّم امیر از روی آن بی غم
سزد نازد اگر هر دم بدین باب و بدان مادر
شهنشاها فلک جاها صف آرا یا سپهدارا
جهان گیرا جهان بخشا جهان دارا جهان داور
تویی مشهود هر عاقل تویی مقصود هر مقبل
منم شاها ز جان و دل ز مدحت کرده پر دفتر
فشاند این خاطر موزون (بنایت) لؤلؤ مکنون
قبولش کن که بر گردون ز رفعت بر فرازد سر
بدان تعظیم و اکرامت بدان آلاء و انعامت
بدان بخشایش عامت بدان دست سخا پرور
که چون راح جنان بخشد گفت بر امّت احمد
طفیلی را به لطف خود چشان یک جرعه زان ساغر
الا ای انجم دایر بود تا بر فلک سایر
همی تا روز و شب نایر شود بر چرخ ماه و خور
مه و خور باد مولایت فلک وابستۀ رایت
ز سهم تیر اعدایت همیشه عاجز و مضطر

فی منقبت امام علیّ موسی الرّضا
شهپر سیم تن گشاد طایر طاوس تن
بیضۀ زرّین نهاد طوطی بیضا بدن
باز سحر شد روان از طرف خاوران
زاغ شب از بیم آن کرد به مغرب وطن
شب ز رخ صبح گشت هندوی روی ختن
صبح شد از جسم شب زنگی رومی بدن

( اندازه : ۳۸.۷ × ۲۶.۲ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
گر سر من ببرد خنجر عشق تو سزاست
هر که از سر کند اندیشه به جایی نرسد
از قلم کم نتوان بود نه بینی که قلم
تا نبرند سرش را به صفایی نرسد - ( مجد همگر )
الفقیر میر علی

( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
گر سر من ببرد خنجر عشق تو سزاست
هر که از سر کند اندیشه به جایی نرسد
از قلم کم نتوان بود نه بینی که قلم
تا نبرند سرش را به صفایی نرسد - ( مجد همگر )
الفقیر میر علی

( اندازه : ۳۸.۷ × ۲۶.۲ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
گر سر من ببرد خنجر عشق تو سزاست
هر که از سر کند اندیشه به جایی نرسد
از قلم کم نتوان بود نه بینی که قلم
تا نبرند سرش را به صفایی نرسد - ( مجد همگر )
الفقیر میر علی

الهی تا برد از فیض تنزیل
تن و جان بهرۀ اکمال و تکمیل
تن آفاق را جان جسم او باد
معمّای کرم بر اسم او باد
به نامش سکّۀ اقبال و شاهی
مطیع حکمش از مه تا به ماهی
چنین دیدست عقل خرده اندیش
که باشد سایه در پی نور در پیش

گشتم (گوشم) از آن ابر پر آوازه کن
گلشن امّید مرا تازه کن
آن عملم بخش که بی گفتنی
پیش تو ارزد به پذیرفتنی - ( امیر خسرو دهلوی )

یکی از عاقبت مخبر یکی بر مغفرت مشعر
یکی بر مرحمت ذاکر یکی در آخرت رهبر
یکی صفدر یکی غالب یکی مولا یکی صاحب
یکی طاهر یکی طیّب یکی سیّد یکی سرور
دو شمع روشن عزّت دو ورد گلشن جنّت
دو لعل معدن دولت دو درّ لجّۀ کشور
بتول از خوی این خرّم امیر از روی آن بی غم
سزد نازد اگر هر دم بدین باب و بدان مادر
شهنشاها فلک جاها صف آرا یا سپهدارا
جهان گیرا جهان بخشا جهان دارا جهان داور
تویی مشهود هر عاقل تویی مقصود هر مقبل
منم شاها ز جان و دل ز مدحت کرده پر دفتر
فشاند این خاطر موزون (بنایت) لؤلؤ مکنون
قبولش کن که بر گردون ز رفعت بر فرازد سر
بدان تعظیم و اکرامت بدان آلاء و انعامت
بدان بخشایش عامت بدان دست سخا پرور
که چون راح جنان بخشد گفت بر امّت احمد
طفیلی را به لطف خود چشان یک جرعه زان ساغر
الا ای انجم دایر بود تا بر فلک سایر
همی تا روز و شب نایر شود بر چرخ ماه و خور
مه و خور باد مولایت فلک وابستۀ رایت
ز سهم تیر اعدایت همیشه عاجز و مضطر

فی منقبت امام علیّ موسی الرّضا
شهپر سیم تن گشاد طایر طاوس تن
بیضۀ زرّین نهاد طوطی بیضا بدن
باز سحر شد روان از طرف خاوران
زاغ شب از بیم آن کرد به مغرب وطن
شب ز رخ صبح گشت هندوی روی ختن
صبح شد از جسم شب زنگی رومی بدن

( اندازه : ۳۸.۷ × ۲۶.۲ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
گر سر من ببرد خنجر عشق تو سزاست
هر که از سر کند اندیشه به جایی نرسد
از قلم کم نتوان بود نه بینی که قلم
تا نبرند سرش را به صفایی نرسد - ( مجد همگر )
الفقیر میر علی

( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
گر سر من ببرد خنجر عشق تو رواست
هر که از سر کند اندیشه به جایی نرسد
از قلم کم نتوان بود نه بینی که قلم
تا نبرند سرش را به صفایی نرسد - ( مجد همگر )
فقیر علی الکاتب

( بر گرفته از سایت کتابخانه دانشگاه هاروارد - آمریکا )
( با تشکّر از آقای محمّد حسین هویدا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
حافظ
ز کوی یار می ‌آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی
سخن در پرده می ‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

امیرخانی نوروز ۹۰
تذهیب : ماچیانی نوروز ۹۰
( اندازه : ۲۷ × ۱۶ سانتی متر )

#غلام_حسین_امیرخانی
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هو الجمیل

هرگزم مهر تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سر گشته خیال رخ دوست
به جفای فلک و غصّهٔ دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند
تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود
آن چه از بار غمت بر دل مسکین من است
برود دل ز من از دل من آن نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که گرم سر برود مهر تو از جان نرود
گر رود از پی خوبان دل من معذور است
درد دارد چه کند کز پی درمان نرود
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان
دل به خوبان ندهد وز پی ایشان نرود - ( حافظ )

نفس باد صبا مشک ‌فشان خواهد شد
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سرا پردهٔ گل نعره ‌زنان خواهد شد
ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی
مایهٔ نقد بقا را که ضمان خواهد شد
ماه شعبان مده از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد - ( حافظ )

سیّد گلستانه ۱۳۱۴

( محلّ نگهداری : کتابخانه و موزه مجلس شورای اسلامی - تهران )

#سید_علی_اکبر_گلستانه
#شکسته_قدما
#شکسته
@Calligraphy_Archive