یکی از کتابهای برجستهای که آینده آموزش را پیشبینی میکند، "آینده ذهنهای ما: آموزش در قرن بیست و یکم" نوشتهی چارلز فادل، برنادت آندرسون و مایا بیالیک است. این کتاب به بررسی تغییرات موردنیاز در سیستمهای آموزشی برای همگام شدن با دنیای مدرن میپردازد.
خلاصه کتاب:
این کتاب استدلال میکند که آموزش باید از چهار بعد اصلی برای پرورش دانشآموزان آینده استفاده کند:
1. دانش (Knowledge): علاوه بر دروس سنتی مانند ریاضیات و علوم، آموزش باید شامل مهارتهای میانرشتهای مانند تفکر سیستمی، سواد دیجیتال و آگاهی فرهنگی باشد.
2. مهارتها (Skills): تفکر انتقادی، خلاقیت، ارتباطات و همکاری بهعنوان مهارتهای اساسی برای موفقیت در آینده معرفی میشوند.
3. ویژگیهای شخصیتی (Character): ویژگیهایی مانند کنجکاوی، پشتکار، تابآوری، اخلاق و ذهنیت رشد باید در آموزش تقویت شوند.
4. متا یادگیری (Meta-learning): یعنی یادگیری نحوه یادگیری، که به دانشآموزان کمک میکند با تغییرات سریع دنیای آینده سازگار شوند.
کتاب تأکید دارد که هوش مصنوعی، خودکارسازی و تغییرات اجتماعی، نقش آموزش را تغییر خواهند داد و مدارس و دانشگاهها باید به جای تمرکز صرف بر محفوظات، بر پرورش تواناییهای یادگیری و خلاقیت تأکید کنند.
چرا این کتاب مهم است؟
نشان میدهد که سیستمهای آموزشی فعلی ناکافی هستند و نیاز به تحول دارند.
به معلمان، والدین و سیاستگذاران توصیههایی برای ایجاد تغییرات کاربردی ارائه میدهد.
به اهمیت مهارتهای نرم و تفکر خلاق در دنیای آینده تأکید دارد.
این کتاب یکی از منابع کلیدی برای درک چالشها و فرصتهای آموزش در قرن ۲۱ است.
خلاصه کتاب:
این کتاب استدلال میکند که آموزش باید از چهار بعد اصلی برای پرورش دانشآموزان آینده استفاده کند:
1. دانش (Knowledge): علاوه بر دروس سنتی مانند ریاضیات و علوم، آموزش باید شامل مهارتهای میانرشتهای مانند تفکر سیستمی، سواد دیجیتال و آگاهی فرهنگی باشد.
2. مهارتها (Skills): تفکر انتقادی، خلاقیت، ارتباطات و همکاری بهعنوان مهارتهای اساسی برای موفقیت در آینده معرفی میشوند.
3. ویژگیهای شخصیتی (Character): ویژگیهایی مانند کنجکاوی، پشتکار، تابآوری، اخلاق و ذهنیت رشد باید در آموزش تقویت شوند.
4. متا یادگیری (Meta-learning): یعنی یادگیری نحوه یادگیری، که به دانشآموزان کمک میکند با تغییرات سریع دنیای آینده سازگار شوند.
کتاب تأکید دارد که هوش مصنوعی، خودکارسازی و تغییرات اجتماعی، نقش آموزش را تغییر خواهند داد و مدارس و دانشگاهها باید به جای تمرکز صرف بر محفوظات، بر پرورش تواناییهای یادگیری و خلاقیت تأکید کنند.
چرا این کتاب مهم است؟
نشان میدهد که سیستمهای آموزشی فعلی ناکافی هستند و نیاز به تحول دارند.
به معلمان، والدین و سیاستگذاران توصیههایی برای ایجاد تغییرات کاربردی ارائه میدهد.
به اهمیت مهارتهای نرم و تفکر خلاق در دنیای آینده تأکید دارد.
این کتاب یکی از منابع کلیدی برای درک چالشها و فرصتهای آموزش در قرن ۲۱ است.
در کنار همکاران عزیزم آقایان دکتر اسفندیار بندریان پایه گذار گروه جغرافیا در استان و دانشگاه،دکتر حسن افراخته استاد محترم دانشگاه خوارزمی و از همکاران دهه 70 و هشتاد دانشگاه سیستان و بلوچستان و آقای دکتر حمید رخشانی نسب مدیر محترم و زحمتکش گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری . ساختمان جدید دانشکده جغرافیا و برنامه ریزی محیطی دانشگاه سیستان و بلوچستان . یازدهم خرداد ماه 1404
👍1👏1
تحلیل نقش جغرافیا در شکلدهی سرنوشت فردی و اجتماعی: بررسی دیدگاه زلفی لیوانلی
جملهٔ قصار «سرنوشت آدمی را جغرافیا رقم میزند!» که به زلفی لیوانلی، نویسنده و هنرمند برجستهٔ اهل ترکیه نسبت داده شده است، بیانگر یک دیدگاه قابل تأمل در حوزهٔ علوم اجتماعی و فلسفه است. این گزاره، به طور ضمنی، بر نقش محوری و تعیینکنندهٔ عوامل جغرافیایی در تکوین مسیر زندگی افراد و جوامع تأکید دارد.
تبارشناسی مفهوم:
زلفی لیوانلی، به عنوان یک روشنفکر چندوجهی که دغدغههای اجتماعی و سیاسی در آثارش نمود یافته است، با طرح این ایده، بستری را برای تفکر انتقادی پیرامون تأثیرات محیطی بر ساختارهای اجتماعی و فردی فراهم میآورد. دغدغهٔ او در بررسی این ارتباط، احتمالاً ناشی از مشاهدهٔ نابرابریهای ناشی از توزیع فضایی منابع، فرصتها و محدودیتها در سطح جوامع مختلف است.
تبیین مفهوم:
مفهوم بنیادین این عبارت آن است که مختصات جغرافیایی، شامل محل تولد، شرایط اقلیمی، موقعیت ژئوپلیتیک و حتی بافت محلی زندگی، به طرق مستقیم و غیرمستقیم بر چشماندازهای آتی افراد و گروهها اثرگذار است. این تأثیرگذاری میتواند در ابعاد گوناگونی قابل مشاهده باشد:
• فرصتهای زندگی: کودکی که در یک منطقهٔ برخوردار از ثبات سیاسی و اقتصادی متولد میشود، به طور بالقوه از فرصتهای آموزشی، بهداشتی و شغلی به مراتب بیشتری نسبت به کودکی که در یک منطقهٔ بحرانزده متولد شده است، برخوردار خواهد بود.
• شکلگیری فرهنگی و شناختی: جغرافیا به عنوان بستر تعاملات اجتماعی، نقش مهمی در شکلگیری ارزشها، باورها و الگوهای رفتاری جوامع ایفا میکند. شرایط محیطی و تعاملات ناشی از آن، میتوانند به شکلگیری طرز فکر و جهانبینی خاصی منجر شوند.
• دسترسی به منابع و امکانات: موقعیت جغرافیایی یک منطقه، میزان دسترسی ساکنان آن به منابع طبیعی، زیرساختهای توسعه و امکانات رفاهی را تعیین میکند. این دسترسی یا عدم دسترسی، به طور مستقیم بر کیفیت زندگی و مسیر پیشرفت افراد تأثیر میگذارد.
بررسی رویکرد جبرگرایانه:
طرح این دیدگاه، پرسشهایی را پیرامون میزان عاملیت انسانی در برابر ساختارهای محیطی مطرح میسازد. اگرچه این عبارت بر اهمیت جغرافیا تأکید دارد، اما لزوماً به معنای یک جبرگرایی مطلق نیست. به عبارت دیگر، در حالی که جغرافیا به عنوان نقطهٔ آغاز و زمینهٔ کنشگری افراد و جوامع عمل میکند، ظرفیت تغییر و غلبه بر محدودیتهای محیطی از طریق ارادهٔ فردی و جمعی نیز قابل انکار نیست. نمونههای تاریخی متعددی از افرادی وجود دارد که با وجود قرار گرفتن در شرایط جغرافیایی نامساعد، توانستهاند مسیر زندگی خود را تغییر دهند. با این حال، نباید از نظر دور داشت که نقطهٔ شروع و میزان دشواری این مسیر، به طور قابل توجهی تحت تأثیر عوامل جغرافیایی قرار دارد.
پرسش برای تأمل:
این دیدگاه، زمینه را برای تأمل در باب نسبت میان ساختار و عاملیت فراهم میآورد. آیا میتوان جغرافیا را به عنوان یک ساختار کلان در نظر گرفت که چارچوبهای کلی سرنوشت را ترسیم میکند، در حالی که عاملیت انسانی امکان مانور و تغییر در درون این چارچوبها را فراهم میسازد؟ بررسی این تعامل پیچیده، میتواند درک عمیقتری از عوامل مؤثر بر مسیر زندگی انسانها ارائه دهد.
#جامعهشناسی #جغرافیا #فلسفه #سرنوشت #زلفی_لیوانلی #تحلیل_اجتماعی #محمود خسروی#هفت اقلیم
جملهٔ قصار «سرنوشت آدمی را جغرافیا رقم میزند!» که به زلفی لیوانلی، نویسنده و هنرمند برجستهٔ اهل ترکیه نسبت داده شده است، بیانگر یک دیدگاه قابل تأمل در حوزهٔ علوم اجتماعی و فلسفه است. این گزاره، به طور ضمنی، بر نقش محوری و تعیینکنندهٔ عوامل جغرافیایی در تکوین مسیر زندگی افراد و جوامع تأکید دارد.
تبارشناسی مفهوم:
زلفی لیوانلی، به عنوان یک روشنفکر چندوجهی که دغدغههای اجتماعی و سیاسی در آثارش نمود یافته است، با طرح این ایده، بستری را برای تفکر انتقادی پیرامون تأثیرات محیطی بر ساختارهای اجتماعی و فردی فراهم میآورد. دغدغهٔ او در بررسی این ارتباط، احتمالاً ناشی از مشاهدهٔ نابرابریهای ناشی از توزیع فضایی منابع، فرصتها و محدودیتها در سطح جوامع مختلف است.
تبیین مفهوم:
مفهوم بنیادین این عبارت آن است که مختصات جغرافیایی، شامل محل تولد، شرایط اقلیمی، موقعیت ژئوپلیتیک و حتی بافت محلی زندگی، به طرق مستقیم و غیرمستقیم بر چشماندازهای آتی افراد و گروهها اثرگذار است. این تأثیرگذاری میتواند در ابعاد گوناگونی قابل مشاهده باشد:
• فرصتهای زندگی: کودکی که در یک منطقهٔ برخوردار از ثبات سیاسی و اقتصادی متولد میشود، به طور بالقوه از فرصتهای آموزشی، بهداشتی و شغلی به مراتب بیشتری نسبت به کودکی که در یک منطقهٔ بحرانزده متولد شده است، برخوردار خواهد بود.
• شکلگیری فرهنگی و شناختی: جغرافیا به عنوان بستر تعاملات اجتماعی، نقش مهمی در شکلگیری ارزشها، باورها و الگوهای رفتاری جوامع ایفا میکند. شرایط محیطی و تعاملات ناشی از آن، میتوانند به شکلگیری طرز فکر و جهانبینی خاصی منجر شوند.
• دسترسی به منابع و امکانات: موقعیت جغرافیایی یک منطقه، میزان دسترسی ساکنان آن به منابع طبیعی، زیرساختهای توسعه و امکانات رفاهی را تعیین میکند. این دسترسی یا عدم دسترسی، به طور مستقیم بر کیفیت زندگی و مسیر پیشرفت افراد تأثیر میگذارد.
بررسی رویکرد جبرگرایانه:
طرح این دیدگاه، پرسشهایی را پیرامون میزان عاملیت انسانی در برابر ساختارهای محیطی مطرح میسازد. اگرچه این عبارت بر اهمیت جغرافیا تأکید دارد، اما لزوماً به معنای یک جبرگرایی مطلق نیست. به عبارت دیگر، در حالی که جغرافیا به عنوان نقطهٔ آغاز و زمینهٔ کنشگری افراد و جوامع عمل میکند، ظرفیت تغییر و غلبه بر محدودیتهای محیطی از طریق ارادهٔ فردی و جمعی نیز قابل انکار نیست. نمونههای تاریخی متعددی از افرادی وجود دارد که با وجود قرار گرفتن در شرایط جغرافیایی نامساعد، توانستهاند مسیر زندگی خود را تغییر دهند. با این حال، نباید از نظر دور داشت که نقطهٔ شروع و میزان دشواری این مسیر، به طور قابل توجهی تحت تأثیر عوامل جغرافیایی قرار دارد.
پرسش برای تأمل:
این دیدگاه، زمینه را برای تأمل در باب نسبت میان ساختار و عاملیت فراهم میآورد. آیا میتوان جغرافیا را به عنوان یک ساختار کلان در نظر گرفت که چارچوبهای کلی سرنوشت را ترسیم میکند، در حالی که عاملیت انسانی امکان مانور و تغییر در درون این چارچوبها را فراهم میسازد؟ بررسی این تعامل پیچیده، میتواند درک عمیقتری از عوامل مؤثر بر مسیر زندگی انسانها ارائه دهد.
#جامعهشناسی #جغرافیا #فلسفه #سرنوشت #زلفی_لیوانلی #تحلیل_اجتماعی #محمود خسروی#هفت اقلیم
👍1
بسمه تعالی
همکاران گرامی اعضای محترم هیئت تحریریه مجله مخاطرات محیط طبیعی،و دست اندرکاران مجله
با کمال مسرت و افتخار، کسب رتبه الف در سال ۱۴۰۳ از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را برای چهارمین بار به شما تبریک و تهنیت عرض مینمایم. این موفقیت ارزشمند، مرهون تلاشهای بیوقفه، همکاری صمیمانه و تعهد علمی نویسندگان محترم، داوران ارجمند مقالات، مسئولین اداره نشریات دانشگاه، معاونت محترم پژوهشی و سایر همکاران گرانقدری است که در این مسیر ارزشمند نقشآفرینی کردهاند.
مجله مخاطرات محیط طبیعی با گامهای استوار در جهت ارتقای جایگاه علمی خود، در ماههای اخیر تلاشهای قابلتوجهی را برای ورود به پایگاه بینالمللی اسکوپوس به انجام رسانده است. انشاءالله بهزودی شاهد اخبار مسرتبخشی در این زمینه خواهیم بود. آنچه در این مسیر اهمیت بسزایی دارد، حفظ و تداوم کیفیت علمی مجله است که با هماهنگی، نظم، دقت در انتشار و ارائه مقالات با کیفیت بالا محقق خواهد شد.
همکاران گرامی اعضای محترم هیئت تحریریه مجله مخاطرات محیط طبیعی،و دست اندرکاران مجله
با کمال مسرت و افتخار، کسب رتبه الف در سال ۱۴۰۳ از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را برای چهارمین بار به شما تبریک و تهنیت عرض مینمایم. این موفقیت ارزشمند، مرهون تلاشهای بیوقفه، همکاری صمیمانه و تعهد علمی نویسندگان محترم، داوران ارجمند مقالات، مسئولین اداره نشریات دانشگاه، معاونت محترم پژوهشی و سایر همکاران گرانقدری است که در این مسیر ارزشمند نقشآفرینی کردهاند.
مجله مخاطرات محیط طبیعی با گامهای استوار در جهت ارتقای جایگاه علمی خود، در ماههای اخیر تلاشهای قابلتوجهی را برای ورود به پایگاه بینالمللی اسکوپوس به انجام رسانده است. انشاءالله بهزودی شاهد اخبار مسرتبخشی در این زمینه خواهیم بود. آنچه در این مسیر اهمیت بسزایی دارد، حفظ و تداوم کیفیت علمی مجله است که با هماهنگی، نظم، دقت در انتشار و ارائه مقالات با کیفیت بالا محقق خواهد شد.
👏3
همچنین، مفتخریم که مجله در موسسه استنادی جهان اسلام (ISC) از جایگاه ممتازی برخوردار است. کسب رتبه Q1 در میان مجلات حوزه مخاطرات محیطی و جغرافیایی، دستاوردی برجسته است که اعتبار این مجله را در مجامع علمی داخلی و بینالمللی بهطور چشمگیری ارتقا بخشیده و توجه انجمنهای علمی را به خود جلب کرده است.
با آرزوی توفیقات روزافزون برای همکاران ارجمند مجله و دانشکده جغرافیا و برنامهریزی، از حمایتهای بیدریغ ریاست محترم دانشکده صمیمانه سپاسگزاری مینمایم. امید است با تداوم این همکاری و همافزایی، شاهد موفقیتهای بیشتر در مسیر تعالی علمی باشیم.
با احترام،
سردبیر
با آرزوی توفیقات روزافزون برای همکاران ارجمند مجله و دانشکده جغرافیا و برنامهریزی، از حمایتهای بیدریغ ریاست محترم دانشکده صمیمانه سپاسگزاری مینمایم. امید است با تداوم این همکاری و همافزایی، شاهد موفقیتهای بیشتر در مسیر تعالی علمی باشیم.
با احترام،
سردبیر
👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ساختار صحیح مقاله در مطالعات اقلیمی ،جغرافیایی و محیطی
در ساختار مقالات علمی منتشرشده در مجلات معتبر مانند مجلات تحت نظر اشپرینگر (Springer Nature)، جداسازی بخشهای
نتایج و بحث (Results and Discussion)
نتیجهگیری (Conclusion)
از یکدیگر، یک رویکرد توصیهشده و پذیرفتهشده است. در مقابل، ساختاری که «بحث و نتیجهگیری» را با هم ترکیب کند و بخش نتایج را جدا بیاورد، کمتر در مجلات سطح بالا مورد پذیرش است.
✅ دلایل اصلی تفکیک "نتایج و بحث" از "نتیجهگیری" طبق رویه Springer
1. هدفهای علمی متفاوت هر بخش
Results and Discussion: در این بخش، دادههای تجربی یا محاسباتی بهصورت خام یا تحلیلی ارائه و بلافاصله تفسیر میشوند. خواننده باید بتواند ارتباط مستقیمی بین دادهها و تحلیل علمی ببیند.
Conclusion: در این بخش، نویسنده باید جمعبندی کل مقاله را ارائه دهد، نه فقط تحلیل دادهها. نتیجهگیری نگاهی کلنگر دارد و بیشتر بر پیام اصلی پژوهش و اهمیت آن در سطح بالاتر علمی یا کاربردی تمرکز میکند.
بهعبارت ساده: بخش "نتایج و بحث" به جزئیات علمی میپردازد، ولی "نتیجهگیری" به تصویر کلی و پیام نهایی مقاله. ادامه 👇👇👇👇👇
در ساختار مقالات علمی منتشرشده در مجلات معتبر مانند مجلات تحت نظر اشپرینگر (Springer Nature)، جداسازی بخشهای
نتایج و بحث (Results and Discussion)
نتیجهگیری (Conclusion)
از یکدیگر، یک رویکرد توصیهشده و پذیرفتهشده است. در مقابل، ساختاری که «بحث و نتیجهگیری» را با هم ترکیب کند و بخش نتایج را جدا بیاورد، کمتر در مجلات سطح بالا مورد پذیرش است.
✅ دلایل اصلی تفکیک "نتایج و بحث" از "نتیجهگیری" طبق رویه Springer
1. هدفهای علمی متفاوت هر بخش
Results and Discussion: در این بخش، دادههای تجربی یا محاسباتی بهصورت خام یا تحلیلی ارائه و بلافاصله تفسیر میشوند. خواننده باید بتواند ارتباط مستقیمی بین دادهها و تحلیل علمی ببیند.
Conclusion: در این بخش، نویسنده باید جمعبندی کل مقاله را ارائه دهد، نه فقط تحلیل دادهها. نتیجهگیری نگاهی کلنگر دارد و بیشتر بر پیام اصلی پژوهش و اهمیت آن در سطح بالاتر علمی یا کاربردی تمرکز میکند.
بهعبارت ساده: بخش "نتایج و بحث" به جزئیات علمی میپردازد، ولی "نتیجهگیری" به تصویر کلی و پیام نهایی مقاله. ادامه 👇👇👇👇👇
تسهیل ارزیابی توسط داوران و سردبیر
اشپرینگر و سایر ناشران بزرگ مانند Wiley و Elsevier تأکید دارند که بخشها باید به گونهای ساختاربندی شوند که داوران بتوانند به سرعت موارد زیر را تشخیص دهند:
دادهها چه هستند؟ در Results
این دادهها چه معنایی دارند؟ در Discussion
خروجی نهایی یا اثرگذاری پژوهش چیست؟ در Conclusion
ادغام «بحث و نتیجهگیری» ممکن است تداخل تحلیلی و استنتاجی ایجاد کند و در نتیجه موجب ابهام در ارزشیابی پژوهش شود.
________________________________________
الزامات بسیاری از مجلات Springer
در راهنمای نویسندگان مجلات معتبر Springer (مثلاً: Scientific Reports, Nature Communications, Cellular and Molecular Life Sciences) معمولاً چنین ساختاری ذکر میشود:
Typical manunoscript structure includes: Abstract, Introduction, Data and Methods, Results and Discussion (combined or separate), and Conclusion.
بهویژه در مقالات علوم زیستی، مهندسی و علوم داده، بخش Conclusion باید جداگانه و مشخص باشد تا از تکرار تحلیلهای جزئی جلوگیری شود و دید استراتژیکتری به خواننده بدهد.
نمونه واقعی از Springer:
در مجله Scientific Reports، راهنمای نویسندگان صراحتاً بیان میکند:
"Discussion and Conclusion sections must be clearly distinct. The Discussion interprets the results; the Conclusion summarizes the significance and future outlook."
✅ چرا "Materials and Methods" نادرست است در جغرافیا و اقلیمشناسی؟
ماهیت دادهها به جای مواد فیزیکی
عبارت "Materials" در علوم تجربی (مثل شیمی، زیستشناسی، فیزیک، مهندسی) به مواد و نمونههای آزمایشگاهی مثل بافت، سلول، اسیدها، خاک، یا مواد شیمیایی اشاره دارد.
اما در علوم جغرافیایی و اقلیمی، «مواد» به معنای سنتی وجود ندارد. پژوهشگر با مواردی مانند:
دادههای سنجش از دور (ماهوارهای)
مشاهدات ایستگاههای هواشناسی
دادههای بازتحلیل (reanalysis)
مدلهای اقلیمی یا فضایی
پایگاههای داده مکانی (GIS)
سروکار دارد که "Data" محسوب میشوند، نه "Materials".
پذیرش جهانی "Data and Methods" در مجلات حوزه جغرافیا
بسیاری از مجلات معتبر حوزه اقلیمشناسی، جغرافیا و علوم محیطی مانند:
Theoretical and Applied Climatology (Springer)
International Journal of Climatology (Wiley)
Climate Dynamics (Springer)
Geocarto International (Taylor & Francis)
همگی از عبارت "Data and Methods" در ساختار مقالات استفاده میکنند، زیرا بازتابدهندهی دقیق فرآیند پژوهشی در این حوزههاست.
تفکیک درست بین دادهها و روشها
در ساختار Data and Methods، دو چیز جدا و قابل بررسی ارائه میشود:
Data: معرفی منابع دادهای، نوع دادهها، مدت و دوره زمانی، مشخصات مکانی، دقت و کیفیت.
Methods: روش تحلیل، پردازش دادهها، الگوریتمها، مدلها، نرمافزارهای مورد استفاده.
این تفکیک کمک میکند تا داوران و خوانندگان بتوانند دادهها و تحلیل را مستقل ارزیابی کنند. در حالی که "Materials and Methods" چنین وضوحی ندارد.
استانداردسازی توسط ناشران مانند Springer
در راهنمای نویسندگان مجلات جغرافیایی Springer معمولاً چنین عبارتی دیده میشود:
"Authors should include a section noscriptd 'Data and Methods' describing the data sources and methodology used in the study."
مثلاً در مجله Climate Dynamics آمده است:
"Please clearly state the type and source of data used (e.g., CRU, ERA5, CMIP6) in a 'Data and Methods' section."
همراستایی با مفاهیم Open Data و FAIR Principles
در سالهای اخیر، رویکرد دادهمحور (data-driven research) در علوم جغرافیایی بسیار پررنگ شده و عبارت Data and Methods همراستا با اصول FAIR (قابلیافت، قابلدسترسی، قابلهمکاری، قابلاستفادهمجدد) به کار میرود.
✅ جمعبندی:
بنابراین در مقالههای اقلیمشناسی و جغرافیایی، استفاده از "Data and Methods":
دقیقتر از نظر علمی و مفهومی است؛
همراستا با استانداردهای مجلات بینالمللی مثل Springer و Wiley است؛
به خواننده امکان درک بهتر منابع دادهای و روش تحلیل را میدهد؛
و باعث افزایش شفافیت و تکرارپذیری پژوهش میشود. #هفت اقلیم محمود خسروی
اشپرینگر و سایر ناشران بزرگ مانند Wiley و Elsevier تأکید دارند که بخشها باید به گونهای ساختاربندی شوند که داوران بتوانند به سرعت موارد زیر را تشخیص دهند:
دادهها چه هستند؟ در Results
این دادهها چه معنایی دارند؟ در Discussion
خروجی نهایی یا اثرگذاری پژوهش چیست؟ در Conclusion
ادغام «بحث و نتیجهگیری» ممکن است تداخل تحلیلی و استنتاجی ایجاد کند و در نتیجه موجب ابهام در ارزشیابی پژوهش شود.
________________________________________
الزامات بسیاری از مجلات Springer
در راهنمای نویسندگان مجلات معتبر Springer (مثلاً: Scientific Reports, Nature Communications, Cellular and Molecular Life Sciences) معمولاً چنین ساختاری ذکر میشود:
Typical manunoscript structure includes: Abstract, Introduction, Data and Methods, Results and Discussion (combined or separate), and Conclusion.
بهویژه در مقالات علوم زیستی، مهندسی و علوم داده، بخش Conclusion باید جداگانه و مشخص باشد تا از تکرار تحلیلهای جزئی جلوگیری شود و دید استراتژیکتری به خواننده بدهد.
نمونه واقعی از Springer:
در مجله Scientific Reports، راهنمای نویسندگان صراحتاً بیان میکند:
"Discussion and Conclusion sections must be clearly distinct. The Discussion interprets the results; the Conclusion summarizes the significance and future outlook."
✅ چرا "Materials and Methods" نادرست است در جغرافیا و اقلیمشناسی؟
ماهیت دادهها به جای مواد فیزیکی
عبارت "Materials" در علوم تجربی (مثل شیمی، زیستشناسی، فیزیک، مهندسی) به مواد و نمونههای آزمایشگاهی مثل بافت، سلول، اسیدها، خاک، یا مواد شیمیایی اشاره دارد.
اما در علوم جغرافیایی و اقلیمی، «مواد» به معنای سنتی وجود ندارد. پژوهشگر با مواردی مانند:
دادههای سنجش از دور (ماهوارهای)
مشاهدات ایستگاههای هواشناسی
دادههای بازتحلیل (reanalysis)
مدلهای اقلیمی یا فضایی
پایگاههای داده مکانی (GIS)
سروکار دارد که "Data" محسوب میشوند، نه "Materials".
پذیرش جهانی "Data and Methods" در مجلات حوزه جغرافیا
بسیاری از مجلات معتبر حوزه اقلیمشناسی، جغرافیا و علوم محیطی مانند:
Theoretical and Applied Climatology (Springer)
International Journal of Climatology (Wiley)
Climate Dynamics (Springer)
Geocarto International (Taylor & Francis)
همگی از عبارت "Data and Methods" در ساختار مقالات استفاده میکنند، زیرا بازتابدهندهی دقیق فرآیند پژوهشی در این حوزههاست.
تفکیک درست بین دادهها و روشها
در ساختار Data and Methods، دو چیز جدا و قابل بررسی ارائه میشود:
Data: معرفی منابع دادهای، نوع دادهها، مدت و دوره زمانی، مشخصات مکانی، دقت و کیفیت.
Methods: روش تحلیل، پردازش دادهها، الگوریتمها، مدلها، نرمافزارهای مورد استفاده.
این تفکیک کمک میکند تا داوران و خوانندگان بتوانند دادهها و تحلیل را مستقل ارزیابی کنند. در حالی که "Materials and Methods" چنین وضوحی ندارد.
استانداردسازی توسط ناشران مانند Springer
در راهنمای نویسندگان مجلات جغرافیایی Springer معمولاً چنین عبارتی دیده میشود:
"Authors should include a section noscriptd 'Data and Methods' describing the data sources and methodology used in the study."
مثلاً در مجله Climate Dynamics آمده است:
"Please clearly state the type and source of data used (e.g., CRU, ERA5, CMIP6) in a 'Data and Methods' section."
همراستایی با مفاهیم Open Data و FAIR Principles
در سالهای اخیر، رویکرد دادهمحور (data-driven research) در علوم جغرافیایی بسیار پررنگ شده و عبارت Data and Methods همراستا با اصول FAIR (قابلیافت، قابلدسترسی، قابلهمکاری، قابلاستفادهمجدد) به کار میرود.
✅ جمعبندی:
بنابراین در مقالههای اقلیمشناسی و جغرافیایی، استفاده از "Data and Methods":
دقیقتر از نظر علمی و مفهومی است؛
همراستا با استانداردهای مجلات بینالمللی مثل Springer و Wiley است؛
به خواننده امکان درک بهتر منابع دادهای و روش تحلیل را میدهد؛
و باعث افزایش شفافیت و تکرارپذیری پژوهش میشود. #هفت اقلیم محمود خسروی
👍1
متفکران کلیدی فضا
<unknown>
🎙منبع:Key Thinkes On Space and Place
✔️چاپ دوم
✏️نویسنده:Phil Hubbard and Rob Kitchin
💡سال انتشار ۲۰۱۰
🎵این پادکست توسط هوش مصنوعی تهیه و تولید شده است و ممکن است برخی لغات اشتباه تلفظ شده باشد
📱@podcast_geography
✔️چاپ دوم
✏️نویسنده:Phil Hubbard and Rob Kitchin
💡سال انتشار ۲۰۱۰
🎵این پادکست توسط هوش مصنوعی تهیه و تولید شده است و ممکن است برخی لغات اشتباه تلفظ شده باشد
📱@podcast_geography
👍1
بدون شک امروز ۱۷ خرداد ۱۴۰۴ یکی از بهترین شرایط آب و هوایی زاهدان حداقل در ده سال اخیر است. هوای بارانی و ابری کامل با ریزش بارش که در این فصل سال بی سابقه است. ولی مسئولین کل کارمندان و ادارات و شهر را تعطیل کردند.خواهش می کنیم به صداقت داده ها و پیش بینی های استاندارد هواشناسی کشور بی احترامی نشود😊
بررسی ادعا: آیا بارورسازی ابرها ۲۰ درصد بارش مناطقی از ایران را افزایش داده است؟
برای بررسی صحت ادعای مطرحشده در خبرگزاری ایلنا مبنی بر اینکه «بارورسازی ابرها، ۲۰ درصد بارش مناطقی از ایران را بیشتر کرد»، و همچنین اظهارات مرتبط در خبرگزاری ایرنا، باید این موضوع را از جنبههای مختلف، از جمله منابع ارائهشده و شواهد علمی موجود، مورد ارزیابی قرار دهیم.
ادعای مطرحشده
خبرگزاری ایلنا: محمدمهدی جوادیان زاده، رئیس سازمان توسعه و بهرهبرداری فناوریهای نوین آبهای جوی، اعلام کرده است که در مناطقی که بارورسازی ابرها انجام شده، به طور متوسط ۱۵ تا ۲۰ درصد بارش باران افزایش یافته است.
خبرگزاری ایرنا: جوادیان زاده بارورسازی ابرها را راهی مطمئن و کاربردی برای گذر از شرایط خشکسالی توصیف کرده و افزوده است که این برنامه در ترسالی (دورههای پربارش) موثرتر است.
این ادعاها به صورت مستقیم از سوی یک مقام مسئول مطرح شدهاند، اما برای تأیید صحت آنها، نیاز به بررسی دقیقتر و رجوع به شواهد علمی و دادههای مستقل داریم.
بارورسازی ابرها چیست؟
بارورسازی ابرها یک فناوری است که در آن موادی مانند یدید نقره به ابرها تزریق میشود تا فرآیند بارش تحریک شود. این روش در برخی کشورها برای افزایش بارندگی به کار گرفته شده است، اما اثربخشی آن همواره موضوع بحث و مناقشه بوده است. موفقیت این فناوری به عوامل متعددی از جمله نوع ابرها، شرایط جوی، و روش اجرا بستگی دارد.
شواهد علمی درباره اثربخشی بارورسازی ابرها
مطالعات علمی مستقل نشان میدهند که:
در شرایط خاص، بارورسازی ابرها میتواند منجر به افزایش بارش شود، اما این افزایش معمولاً کمتر از ۱۰ درصد گزارش شده است.
اثربخشی این روش به شدت به شرایط جوی وابسته است و در بسیاری از موارد، نتایج آن به سختی قابل اندازهگیری یا تأیید است.
برخی پژوهشها حتی نشان دادهاند که در شرایط نامناسب، این فناوری ممکن است تأثیر قابلتوجهی نداشته باشد.
با توجه به این یافتهها، ادعای افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی بارش به نظر میرسد از حد متوسط گزارششده در مطالعات علمی فراتر باشد.
تحلیل ادعای جوادیان زاده
عدم ارائه دادههای مستقل:
در هر دو گزارش ایلنا و ایرنا، ادعاها بدون ارائه جزئیات یا شواهد مشخص (مانند آمار دقیق، مکانهای موردنظر، یا روشهای اندازهگیری) مطرح شدهاند. این فقدان شفافیت، بررسی صحت ادعا را دشوار میکند.
تناقض در اظهارات:
در خبرگزاری ایرنا، جوادیان زاده بارورسازی را راهی برای مقابله با خشکسالی معرفی کرده، اما در عین حال گفته است که این روش در ترسالی (دورههای پربارش) موثرتر است. این اظهارات متناقض به نظر میرسند، زیرا بارورسازی ابرها معمولاً در شرایط خشکسالی برای جبران کمبود بارش استفاده میشود، نه در ترسالی که بارندگی بهطور طبیعی زیاد است.
مقایسه با مطالعات علمی:
ادعای افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی بارش، بیشتر از میزانی است که در تحقیقات علمی معتبر گزارش شده است (معمولاً کمتر از ۱۰ درصد). این اختلاف نشاندهنده احتمال اغراق در اعلام نتایج است.
نتیجهگیری
با توجه به موارد زیر:
فقدان شواهد مستقل و قابل بررسی: هیچ داده یا مطالعه مشخصی برای پشتیبانی از ادعای افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی بارش ارائه نشده است.
تضاد با یافتههای علمی: مطالعات موجود، اثربخشی بارورسازی ابرها را کمتر از میزان ادعاشده گزارش کردهاند.
تناقض در اظهارات: کاربرد این فناوری در ترسالی به جای خشکسالی، با هدف اصلی آن همخوانی ندارد.
میتوان نتیجه گرفت که ادعای «بارورسازی ابرها، ۲۰ درصد بارش مناطقی از ایران را بیشتر کرد» به احتمال زیاد اغراقآمیز و میسلیدینگ (گمراهکننده) است. این ادعا بدون پشتوانه علمی قابلاعتماد ارائه شده و با اطلاعات موجود در تضاد است. بنابراین، نمیتوان آن را بهعنوان یک فکت صحیح پذیرفت و بیشتر به نظر میرسد که یک اظهارنظر غیرمستند و گمراهکننده باشد.
برای تأیید چنین ادعاهایی، نیاز به انتشار دادههای دقیق، مستندات علمی، و گزارشهای مستقل از سوی نهادهای بیطرف است که در حال حاضر در دسترس نیست.
برای بررسی صحت ادعای مطرحشده در خبرگزاری ایلنا مبنی بر اینکه «بارورسازی ابرها، ۲۰ درصد بارش مناطقی از ایران را بیشتر کرد»، و همچنین اظهارات مرتبط در خبرگزاری ایرنا، باید این موضوع را از جنبههای مختلف، از جمله منابع ارائهشده و شواهد علمی موجود، مورد ارزیابی قرار دهیم.
ادعای مطرحشده
خبرگزاری ایلنا: محمدمهدی جوادیان زاده، رئیس سازمان توسعه و بهرهبرداری فناوریهای نوین آبهای جوی، اعلام کرده است که در مناطقی که بارورسازی ابرها انجام شده، به طور متوسط ۱۵ تا ۲۰ درصد بارش باران افزایش یافته است.
خبرگزاری ایرنا: جوادیان زاده بارورسازی ابرها را راهی مطمئن و کاربردی برای گذر از شرایط خشکسالی توصیف کرده و افزوده است که این برنامه در ترسالی (دورههای پربارش) موثرتر است.
این ادعاها به صورت مستقیم از سوی یک مقام مسئول مطرح شدهاند، اما برای تأیید صحت آنها، نیاز به بررسی دقیقتر و رجوع به شواهد علمی و دادههای مستقل داریم.
بارورسازی ابرها چیست؟
بارورسازی ابرها یک فناوری است که در آن موادی مانند یدید نقره به ابرها تزریق میشود تا فرآیند بارش تحریک شود. این روش در برخی کشورها برای افزایش بارندگی به کار گرفته شده است، اما اثربخشی آن همواره موضوع بحث و مناقشه بوده است. موفقیت این فناوری به عوامل متعددی از جمله نوع ابرها، شرایط جوی، و روش اجرا بستگی دارد.
شواهد علمی درباره اثربخشی بارورسازی ابرها
مطالعات علمی مستقل نشان میدهند که:
در شرایط خاص، بارورسازی ابرها میتواند منجر به افزایش بارش شود، اما این افزایش معمولاً کمتر از ۱۰ درصد گزارش شده است.
اثربخشی این روش به شدت به شرایط جوی وابسته است و در بسیاری از موارد، نتایج آن به سختی قابل اندازهگیری یا تأیید است.
برخی پژوهشها حتی نشان دادهاند که در شرایط نامناسب، این فناوری ممکن است تأثیر قابلتوجهی نداشته باشد.
با توجه به این یافتهها، ادعای افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی بارش به نظر میرسد از حد متوسط گزارششده در مطالعات علمی فراتر باشد.
تحلیل ادعای جوادیان زاده
عدم ارائه دادههای مستقل:
در هر دو گزارش ایلنا و ایرنا، ادعاها بدون ارائه جزئیات یا شواهد مشخص (مانند آمار دقیق، مکانهای موردنظر، یا روشهای اندازهگیری) مطرح شدهاند. این فقدان شفافیت، بررسی صحت ادعا را دشوار میکند.
تناقض در اظهارات:
در خبرگزاری ایرنا، جوادیان زاده بارورسازی را راهی برای مقابله با خشکسالی معرفی کرده، اما در عین حال گفته است که این روش در ترسالی (دورههای پربارش) موثرتر است. این اظهارات متناقض به نظر میرسند، زیرا بارورسازی ابرها معمولاً در شرایط خشکسالی برای جبران کمبود بارش استفاده میشود، نه در ترسالی که بارندگی بهطور طبیعی زیاد است.
مقایسه با مطالعات علمی:
ادعای افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی بارش، بیشتر از میزانی است که در تحقیقات علمی معتبر گزارش شده است (معمولاً کمتر از ۱۰ درصد). این اختلاف نشاندهنده احتمال اغراق در اعلام نتایج است.
نتیجهگیری
با توجه به موارد زیر:
فقدان شواهد مستقل و قابل بررسی: هیچ داده یا مطالعه مشخصی برای پشتیبانی از ادعای افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی بارش ارائه نشده است.
تضاد با یافتههای علمی: مطالعات موجود، اثربخشی بارورسازی ابرها را کمتر از میزان ادعاشده گزارش کردهاند.
تناقض در اظهارات: کاربرد این فناوری در ترسالی به جای خشکسالی، با هدف اصلی آن همخوانی ندارد.
میتوان نتیجه گرفت که ادعای «بارورسازی ابرها، ۲۰ درصد بارش مناطقی از ایران را بیشتر کرد» به احتمال زیاد اغراقآمیز و میسلیدینگ (گمراهکننده) است. این ادعا بدون پشتوانه علمی قابلاعتماد ارائه شده و با اطلاعات موجود در تضاد است. بنابراین، نمیتوان آن را بهعنوان یک فکت صحیح پذیرفت و بیشتر به نظر میرسد که یک اظهارنظر غیرمستند و گمراهکننده باشد.
برای تأیید چنین ادعاهایی، نیاز به انتشار دادههای دقیق، مستندات علمی، و گزارشهای مستقل از سوی نهادهای بیطرف است که در حال حاضر در دسترس نیست.
👍3
وزیر محترم آموزش و پرورش
با سلام؛
در سالهای اخیر، فارغالتحصیلان رشته جغرافیا نقش مهمی در نظام آموزشی کشور ایفا کردهاند. بسیاری از این افراد با موفقیت مراحل استخدامی و اداری را طی کرده و به جمع ارزشمند معلمان و دبیران پیوستهاند و سهمی قابل توجه در ارتقای کیفیت آموزش داشتهاند.
با این حال، حذف رشته جغرافیا از دفترچه آزمون استخدامی آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۴، بدون ارائه هیچگونه توجیه علمی، موجب نگرانی و سردرگمی بسیاری از دانشآموختگان این رشته شده است. این تصمیم که ظاهراً به صورت اشتباه صورت گرفته، فرصت حضور علاقهمندان و متخصصان این حوزه را در فرآیند جذب معلمان از بین برده و آنها را در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده است.
ما، امضاکنندگان این کارزار، از مسئولان محترم آموزش و پرورش درخواست داریم در اسرع وقت نسبت به اصلاح شرایط احراز آزمون اقدام کرده و رشته جغرافیا را به دفترچه آزمون بازگردانند. انتظار میرود با بازنگری این تصمیم، عدالت آموزشی رعایت شده و فرصتهای شغلی برای دانشآموختگان این حوزه، که نقش مهمی در توسعه آگاهی و تحلیلهای محیطی کشور ایفا میکنند، حفظ گردد. امیدواریم این مطالبه بهدرستی مورد توجه قرار گرفته و اقدامات لازم در جهت اصلاح آن صورت پذیرد. لطفا برای رفع تبیض علیه فارغ التحصیلان رشته جغرافیا و تحقق عدالت شغلی آنها به این کارزار بپیوندید و همه دوستان و آشنایان را به نیز برای حمایت از این کارزار دعوت کنید https://www.karzar.net/228562
با سلام؛
در سالهای اخیر، فارغالتحصیلان رشته جغرافیا نقش مهمی در نظام آموزشی کشور ایفا کردهاند. بسیاری از این افراد با موفقیت مراحل استخدامی و اداری را طی کرده و به جمع ارزشمند معلمان و دبیران پیوستهاند و سهمی قابل توجه در ارتقای کیفیت آموزش داشتهاند.
با این حال، حذف رشته جغرافیا از دفترچه آزمون استخدامی آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۴، بدون ارائه هیچگونه توجیه علمی، موجب نگرانی و سردرگمی بسیاری از دانشآموختگان این رشته شده است. این تصمیم که ظاهراً به صورت اشتباه صورت گرفته، فرصت حضور علاقهمندان و متخصصان این حوزه را در فرآیند جذب معلمان از بین برده و آنها را در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده است.
ما، امضاکنندگان این کارزار، از مسئولان محترم آموزش و پرورش درخواست داریم در اسرع وقت نسبت به اصلاح شرایط احراز آزمون اقدام کرده و رشته جغرافیا را به دفترچه آزمون بازگردانند. انتظار میرود با بازنگری این تصمیم، عدالت آموزشی رعایت شده و فرصتهای شغلی برای دانشآموختگان این حوزه، که نقش مهمی در توسعه آگاهی و تحلیلهای محیطی کشور ایفا میکنند، حفظ گردد. امیدواریم این مطالبه بهدرستی مورد توجه قرار گرفته و اقدامات لازم در جهت اصلاح آن صورت پذیرد. لطفا برای رفع تبیض علیه فارغ التحصیلان رشته جغرافیا و تحقق عدالت شغلی آنها به این کارزار بپیوندید و همه دوستان و آشنایان را به نیز برای حمایت از این کارزار دعوت کنید https://www.karzar.net/228562
www.karzar.net
امضا کنید: کارزار درخواست اضافه کردن رشته جغرافیا در شرایط احراز آموزگاری در آزمون استخدامی آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۴
ما امضاکنندگان درخواست داریم رشته جغرافیا به دفترچه آزمون استخدامی آموزش و پرورش ۱۴۰۴ بازگردد تا فرصتهای شغلی دانشآموختگان حفظ شود.
❤1🔥1
Forwarded from جغرافیدانان ایران Iranian Geographers
به نام خدا
مقامات محترم وزارت آموزشوپرورش،
هیئت محترم برنامهریزی و سیاستگذاری آموزشی،
سازمان امور اداری و استخدامی کشور،
موضوع: درخواست فوری بازنگری در حذف رشته جغرافیا از آزمون استخدامی وزارت آموزشوپرورش
با سلام و احترام
دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی دانشگاه سیستان و بلوچستان، به نمایندگی از جامعه علمی این دانشکده شامل اساتید برجسته، دانشجویان متعهد و فارغالتحصیلان متخصص، مراتب اعتراض عمیق و نگرانی شدید خود را نسبت به تصمیم حذف رشته جغرافیا از فهرست رشتههای مجاز برای شرکت در آزمون استخدامی دبیران آموزش و پرورش ابراز میدارد. این تصمیم که در تضاد با نیازهای آموزشی، علمی و توسعهای کشور است، جایگاه رشته جغرافیا بهعنوان علمی میانرشتهای و بنیادین را در نظام آموزشی به مخاطره میاندازد و پیامدهایی گسترده و بلندمدت بر تربیت نسلهای آینده، توسعه پایدار و مدیریت چالشهای زیستمحیطی و اجتماعی کشور خواهد داشت. ما، در راستای کارزار سراسری دانشجویان و فارغالتحصیلان جغرافیا، خواستار بازنگری فوری این سیاست و بازگرداندن رشته جغرافیا به فهرست رشتههای آزمون استخدامی هستیم.
اهمیت بنیادین رشته جغرافیا در نظام آموزشی
رشته جغرافیا، به عنوان یکی از ارکان اصلی علوم انسانی و محیطی، نقشی بیبدیل در تربیت شهروندانی آگاه، تحلیلگر و مسئول ایفا میکند. این رشته، با تلفیق مفاهیم علوم طبیعی، اجتماعی و انسانی، دانشآموزان را با موضوعات حیاتی نظیر تغییرات اقلیمی، مدیریت منابع طبیعی، برنامهریزی شهری و روستایی، مهاجرت، نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی و توسعه پایدار آشنا میسازد. جغرافیا نه تنها به دانشآموزان کمک میکند تا روابط پیچیده میان انسان و محیط زیست را درک کنند، بلکه آنها را به ابزارهای تحلیلی و تفکر انتقادی مجهز میکند تا بتوانند راهحلهایی نوآورانه برای چالشهای معاصر ارائه دهند.
در سطح جهانی، سازمانهایی نظیر یونسکو بر نقش کلیدی آموزش جغرافیا در تحقق اهداف توسعه پایدار (SDGs)، بهویژه در حوزههای آموزش باکیفیت (هدف ۴)، اقدام اقلیمی (هدف ۱۳) و شهرها و جوامع پایدار (هدف ۱۱)، تأکید دارند. حذف این رشته از نظام آموزشی کشور، نهتنها جایگاه علمی آن را تضعیف میکند، بلکه توانایی ایران در پاسخگویی به این تعهدات بینالمللی را به خطر میاندازد. در سطح ملی، جغرافیا به دانشآموزان امکان میدهد تا مسائل منطقهای و محلی، از جمله مدیریت منابع آب، بلایای طبیعی و توسعه مناطق محروم، را بهتر درک کرده و برای آنها آماده شوند.
دلایل ضرورت حفظ رشته جغرافیا در آزمون استخدامی
دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی دانشگاه سیستان و بلوچستان، با توجه به جایگاه ویژه خود در نظام آموزش عالی کشور و ویژگیهای منحصربهفرد منطقه سیستان و بلوچستان، دلایل زیر را برای ضرورت حفظ رشته جغرافیا در آزمون استخدامی آموزشوپرورش ارائه میدهد:
1. سابقه درخشان آموزش جغرافیا در دانشگاه سیستان و بلوچستان: از سال ۱۳۵۳، این دانشکده بهعنوان یکی از قدیمیترین مراکز آموزش جغرافیا در ایران، نقشی پیشرو در تربیت نیروی انسانی متخصص، بهویژه دبیران جغرافیا، ایفا کرده است. فارغالتحصیلان این دانشکده، باتکیهبر آموزشهای کیفی و کاربردی در گرایشهایی نظیر جغرافیای انسانی، طبیعی و برنامهریزی محیطی، در دهههای گذشته به ارتقای سطح آموزش در مدارس منطقه و کشور کمک کردهاند. این سابقه طولانی، گواهی بر تعهد دانشگاه به خدمترسانی بهنظام آموزشی و توسعه ملی است.
2. نقش جغرافیا در مدیریت چالشهای زیستمحیطی و اجتماعی: استان سیستان و بلوچستان با مسائل متعددی نظیر کمبود آب، خشکسالی، طوفانهای گردوغبار، حاشیهنشینی، فقر و بیعدالتی اجتماعی مواجه است. آموزش جغرافیا، با ارائه دانش تخصصی در زمینه مدیریت منابع طبیعی و تحلیل مسائل اجتماعی - محیطی، ابزاری کلیدی برای افزایش تابآوری جوامع محلی در برابر این چالشها فراهم میکند. بهعنوانمثال، آموزش مفاهیم مدیریت پایدار منابع آب میتواند به کاهش اثرات خشکسالی در منطقه کمک کند.
3. دانش پایین دانشآموزان در مسائل محیطی در سطح کشور: بسیاری از دانشآموزان، بهویژه در مناطق محروم نظیر سیستان و بلوچستان، درک محدودی از مسائل جهانی و محلی مانند تغییرات اقلیمی، مخاطرات زیستمحیطی و تأثیرات آنها بر معیشت و زندگی روزمره دارند. دبیران جغرافیا، با آموزش این مفاهیم، نهتنها دانش محیطی دانشآموزان را ارتقا میدهند، بلکه آنها را برای مشارکت فعال در حل این مسائل آماده میکنند. فقدان این آموزش، نسل آینده را در برابر این چالشها آسیبپذیرتر خواهد کرد.
مقامات محترم وزارت آموزشوپرورش،
هیئت محترم برنامهریزی و سیاستگذاری آموزشی،
سازمان امور اداری و استخدامی کشور،
موضوع: درخواست فوری بازنگری در حذف رشته جغرافیا از آزمون استخدامی وزارت آموزشوپرورش
با سلام و احترام
دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی دانشگاه سیستان و بلوچستان، به نمایندگی از جامعه علمی این دانشکده شامل اساتید برجسته، دانشجویان متعهد و فارغالتحصیلان متخصص، مراتب اعتراض عمیق و نگرانی شدید خود را نسبت به تصمیم حذف رشته جغرافیا از فهرست رشتههای مجاز برای شرکت در آزمون استخدامی دبیران آموزش و پرورش ابراز میدارد. این تصمیم که در تضاد با نیازهای آموزشی، علمی و توسعهای کشور است، جایگاه رشته جغرافیا بهعنوان علمی میانرشتهای و بنیادین را در نظام آموزشی به مخاطره میاندازد و پیامدهایی گسترده و بلندمدت بر تربیت نسلهای آینده، توسعه پایدار و مدیریت چالشهای زیستمحیطی و اجتماعی کشور خواهد داشت. ما، در راستای کارزار سراسری دانشجویان و فارغالتحصیلان جغرافیا، خواستار بازنگری فوری این سیاست و بازگرداندن رشته جغرافیا به فهرست رشتههای آزمون استخدامی هستیم.
اهمیت بنیادین رشته جغرافیا در نظام آموزشی
رشته جغرافیا، به عنوان یکی از ارکان اصلی علوم انسانی و محیطی، نقشی بیبدیل در تربیت شهروندانی آگاه، تحلیلگر و مسئول ایفا میکند. این رشته، با تلفیق مفاهیم علوم طبیعی، اجتماعی و انسانی، دانشآموزان را با موضوعات حیاتی نظیر تغییرات اقلیمی، مدیریت منابع طبیعی، برنامهریزی شهری و روستایی، مهاجرت، نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی و توسعه پایدار آشنا میسازد. جغرافیا نه تنها به دانشآموزان کمک میکند تا روابط پیچیده میان انسان و محیط زیست را درک کنند، بلکه آنها را به ابزارهای تحلیلی و تفکر انتقادی مجهز میکند تا بتوانند راهحلهایی نوآورانه برای چالشهای معاصر ارائه دهند.
در سطح جهانی، سازمانهایی نظیر یونسکو بر نقش کلیدی آموزش جغرافیا در تحقق اهداف توسعه پایدار (SDGs)، بهویژه در حوزههای آموزش باکیفیت (هدف ۴)، اقدام اقلیمی (هدف ۱۳) و شهرها و جوامع پایدار (هدف ۱۱)، تأکید دارند. حذف این رشته از نظام آموزشی کشور، نهتنها جایگاه علمی آن را تضعیف میکند، بلکه توانایی ایران در پاسخگویی به این تعهدات بینالمللی را به خطر میاندازد. در سطح ملی، جغرافیا به دانشآموزان امکان میدهد تا مسائل منطقهای و محلی، از جمله مدیریت منابع آب، بلایای طبیعی و توسعه مناطق محروم، را بهتر درک کرده و برای آنها آماده شوند.
دلایل ضرورت حفظ رشته جغرافیا در آزمون استخدامی
دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی دانشگاه سیستان و بلوچستان، با توجه به جایگاه ویژه خود در نظام آموزش عالی کشور و ویژگیهای منحصربهفرد منطقه سیستان و بلوچستان، دلایل زیر را برای ضرورت حفظ رشته جغرافیا در آزمون استخدامی آموزشوپرورش ارائه میدهد:
1. سابقه درخشان آموزش جغرافیا در دانشگاه سیستان و بلوچستان: از سال ۱۳۵۳، این دانشکده بهعنوان یکی از قدیمیترین مراکز آموزش جغرافیا در ایران، نقشی پیشرو در تربیت نیروی انسانی متخصص، بهویژه دبیران جغرافیا، ایفا کرده است. فارغالتحصیلان این دانشکده، باتکیهبر آموزشهای کیفی و کاربردی در گرایشهایی نظیر جغرافیای انسانی، طبیعی و برنامهریزی محیطی، در دهههای گذشته به ارتقای سطح آموزش در مدارس منطقه و کشور کمک کردهاند. این سابقه طولانی، گواهی بر تعهد دانشگاه به خدمترسانی بهنظام آموزشی و توسعه ملی است.
2. نقش جغرافیا در مدیریت چالشهای زیستمحیطی و اجتماعی: استان سیستان و بلوچستان با مسائل متعددی نظیر کمبود آب، خشکسالی، طوفانهای گردوغبار، حاشیهنشینی، فقر و بیعدالتی اجتماعی مواجه است. آموزش جغرافیا، با ارائه دانش تخصصی در زمینه مدیریت منابع طبیعی و تحلیل مسائل اجتماعی - محیطی، ابزاری کلیدی برای افزایش تابآوری جوامع محلی در برابر این چالشها فراهم میکند. بهعنوانمثال، آموزش مفاهیم مدیریت پایدار منابع آب میتواند به کاهش اثرات خشکسالی در منطقه کمک کند.
3. دانش پایین دانشآموزان در مسائل محیطی در سطح کشور: بسیاری از دانشآموزان، بهویژه در مناطق محروم نظیر سیستان و بلوچستان، درک محدودی از مسائل جهانی و محلی مانند تغییرات اقلیمی، مخاطرات زیستمحیطی و تأثیرات آنها بر معیشت و زندگی روزمره دارند. دبیران جغرافیا، با آموزش این مفاهیم، نهتنها دانش محیطی دانشآموزان را ارتقا میدهند، بلکه آنها را برای مشارکت فعال در حل این مسائل آماده میکنند. فقدان این آموزش، نسل آینده را در برابر این چالشها آسیبپذیرتر خواهد کرد.
❤1
Forwarded from جغرافیدانان ایران Iranian Geographers
4. ظرفیتهای برجسته دانشگاه سیستان و بلوچستان: این دانشکده، با بهرهمندی از اساتید برجسته، آزمایشگاههای مجهز و برنامههای آموزشی متنوع در گرایشهای جغرافیای انسانی، طبیعی، ژئومورفولوژی، اقلیمشناسی و برنامهریزی محیطی، یکی از مراکز پیشتاز در تربیت نیروی انسانی متخصص است. دبیران جغرافیای تربیتشده در این دانشگاه، با دانش بهروز و مهارتهای عملی، توانایی بالایی در آموزش و پژوهش دارند و میتوانند نیازهای نظام آموزشی را به طور مؤثر برآورده کنند.
5. نقش جغرافیا در پیشبرد طرحهای توسعهای: آموزش جغرافیا در سیستان و بلوچستان برای اجرای طرحهای ملی و منطقهای نظیر آمایش سرزمین، توسعه گردشگری و اکوتوریسم، و بهویژه طرح توسعه مکران که از اولویتهای اصلی دولت برای رهایی از فقر و دستیابی به توسعه پایدار در این استان است، حیاتی است. دبیران جغرافیا میتوانند با آموزش دانشآموزان و تغییر نگرش خانوادهها، مشارکت جامعه را در این طرحها تقویت کنند. بهعنوانمثال، آموزش مفاهیم اکوتوریسم میتواند به توسعه پایدار مناطق ساحلی مکران کمک کند.
6. کارکرد میانرشتهای دبیران جغرافیا: ماهیت میانرشتهای جغرافیا، دبیران این رشته را قادر میسازد تا در آموزش دروس مرتبط مانند علوم اجتماعی، علوم زمین و حتی تاریخ و اقتصاد نیز نقشآفرینی کنند. این ویژگی، بهویژه در مناطقی که با کمبود معلم مواجهاند، میتواند به جبران کمبود نیروی انسانی در نظام آموزشی کمک کند و انعطافپذیری بالایی به برنامههای آموزشی ببخشد.
7. تناقض آشکار در برنامهریزی استخدامی: درحالیکه بخش قابلتوجهی از سؤالات آزمون استخدامی آموزشوپرورش از منابع و کتب جغرافیایی استخراج میشود، محرومکردن فارغالتحصیلان این رشته از شرکت در آزمون، نقضی آشکار در عدالت آموزشی و سیاستگذاری منطقی است. این تناقض نهتنها ارزش علمی جغرافیا را زیر سؤال میبرد، بلکه نشاندهنده اختلالی جدی در فرایند برنامهریزی استخدامی است که میتواند اعتماد جامعه علمی و آموزشی را به این فرایند تضعیف کند.
پیامدهای حذف جغرافیا از نظام آموزشی
حذف رشته جغرافیا از آزمون استخدامی، پیامدهایی گسترده و بلندمدت به دنبال خواهد داشت:
• کاهش سواد محیطی و اجتماعی: بدون حضور دبیران متخصص جغرافیا، دانشآموزان از درک عمیق مسائل زیستمحیطی و اجتماعی محروم خواهند شد که این امر توانایی آنها را برای مواجهه با چالشهای قرن بیست ویکم کاهش میدهد.
• تضعیف توسعه پایدار: جغرافیا نقش کلیدی در آموزش مفاهیم توسعه پایدار دارد. حذف این رشته، توانایی کشور در تحقق اهداف توسعه پایدار، بهویژه در مناطق محرومی مانند سیستان و بلوچستان، را به خطر میاندازد.
• بیعدالتی آموزشی: محرومکردن فارغالتحصیلان جغرافیا از فرصتهای شغلی، درحالیکه منابع این رشته در آزمونها استفاده میشود، مصداق بارز بیعدالتی است و میتواند به کاهش انگیزه دانشجویان و تضعیف جایگاه دانشگاهها منجر شود.
• تأثیر منفی بر مناطق محروم: در استانی مانند سیستان و بلوچستان که با چالشهای متعدد زیستمحیطی و اجتماعی مواجه است، حذف جغرافیا از نظام آموزشی، مانع از تربیت نسلی آگاه برای مدیریت این مسائل خواهد شد.
درخواست و تعهد دانشکده
دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی دانشگاه سیستان و بلوچستان، با تأکید بر نقشمحوری جغرافیا در آموزش و توسعه، از وزارت آموزشوپرورش و سازمان امور اداری و استخدامی کشور مصرانه درخواست میکند که:
1. با بازنگری فوری در تصمیم حذف رشته جغرافیا، این رشته را به فهرست رشتههای مجاز آزمون استخدامی بازگرداند.
2. زمینهای برای گفتوگو و همکاری با جامعه علمی جغرافیا فراهم شود تا راهکارهای عملی برای تقویت جایگاه این رشته در نظام آموزشی تدوین گردد.
3. سیاستهای استخدامی بهگونهای اصلاح شود که از ظرفیتهای فارغالتحصیلان جغرافیا در جهت ارتقای کیفیت آموزش و تحقق اهداف توسعه پایدار استفاده شود.
این دانشکده آمادگی کامل خود را برای همکاری با وزارت آموزش و پرورش، ارائه مشاورههای علمی، تدوین برنامههای آموزشی و مشارکت در کارگروههای تخصصی جهت حفظ و تقویت جایگاه جغرافیا در نظام آموزشی اعلام میدارد. ما متعهد هستیم که با تمام توان، از حقوق دانشجویان و فارغالتحصیلان جغرافیا دفاع کرده و پیگیر تحقق عدالت آموزشی باشیم.
با تجدید احترام و آرزوی توفیق،
دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی
دانشگاه سیستان و بلوچستان
۱۹ خرداد ۱۴۰۴
5. نقش جغرافیا در پیشبرد طرحهای توسعهای: آموزش جغرافیا در سیستان و بلوچستان برای اجرای طرحهای ملی و منطقهای نظیر آمایش سرزمین، توسعه گردشگری و اکوتوریسم، و بهویژه طرح توسعه مکران که از اولویتهای اصلی دولت برای رهایی از فقر و دستیابی به توسعه پایدار در این استان است، حیاتی است. دبیران جغرافیا میتوانند با آموزش دانشآموزان و تغییر نگرش خانوادهها، مشارکت جامعه را در این طرحها تقویت کنند. بهعنوانمثال، آموزش مفاهیم اکوتوریسم میتواند به توسعه پایدار مناطق ساحلی مکران کمک کند.
6. کارکرد میانرشتهای دبیران جغرافیا: ماهیت میانرشتهای جغرافیا، دبیران این رشته را قادر میسازد تا در آموزش دروس مرتبط مانند علوم اجتماعی، علوم زمین و حتی تاریخ و اقتصاد نیز نقشآفرینی کنند. این ویژگی، بهویژه در مناطقی که با کمبود معلم مواجهاند، میتواند به جبران کمبود نیروی انسانی در نظام آموزشی کمک کند و انعطافپذیری بالایی به برنامههای آموزشی ببخشد.
7. تناقض آشکار در برنامهریزی استخدامی: درحالیکه بخش قابلتوجهی از سؤالات آزمون استخدامی آموزشوپرورش از منابع و کتب جغرافیایی استخراج میشود، محرومکردن فارغالتحصیلان این رشته از شرکت در آزمون، نقضی آشکار در عدالت آموزشی و سیاستگذاری منطقی است. این تناقض نهتنها ارزش علمی جغرافیا را زیر سؤال میبرد، بلکه نشاندهنده اختلالی جدی در فرایند برنامهریزی استخدامی است که میتواند اعتماد جامعه علمی و آموزشی را به این فرایند تضعیف کند.
پیامدهای حذف جغرافیا از نظام آموزشی
حذف رشته جغرافیا از آزمون استخدامی، پیامدهایی گسترده و بلندمدت به دنبال خواهد داشت:
• کاهش سواد محیطی و اجتماعی: بدون حضور دبیران متخصص جغرافیا، دانشآموزان از درک عمیق مسائل زیستمحیطی و اجتماعی محروم خواهند شد که این امر توانایی آنها را برای مواجهه با چالشهای قرن بیست ویکم کاهش میدهد.
• تضعیف توسعه پایدار: جغرافیا نقش کلیدی در آموزش مفاهیم توسعه پایدار دارد. حذف این رشته، توانایی کشور در تحقق اهداف توسعه پایدار، بهویژه در مناطق محرومی مانند سیستان و بلوچستان، را به خطر میاندازد.
• بیعدالتی آموزشی: محرومکردن فارغالتحصیلان جغرافیا از فرصتهای شغلی، درحالیکه منابع این رشته در آزمونها استفاده میشود، مصداق بارز بیعدالتی است و میتواند به کاهش انگیزه دانشجویان و تضعیف جایگاه دانشگاهها منجر شود.
• تأثیر منفی بر مناطق محروم: در استانی مانند سیستان و بلوچستان که با چالشهای متعدد زیستمحیطی و اجتماعی مواجه است، حذف جغرافیا از نظام آموزشی، مانع از تربیت نسلی آگاه برای مدیریت این مسائل خواهد شد.
درخواست و تعهد دانشکده
دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی دانشگاه سیستان و بلوچستان، با تأکید بر نقشمحوری جغرافیا در آموزش و توسعه، از وزارت آموزشوپرورش و سازمان امور اداری و استخدامی کشور مصرانه درخواست میکند که:
1. با بازنگری فوری در تصمیم حذف رشته جغرافیا، این رشته را به فهرست رشتههای مجاز آزمون استخدامی بازگرداند.
2. زمینهای برای گفتوگو و همکاری با جامعه علمی جغرافیا فراهم شود تا راهکارهای عملی برای تقویت جایگاه این رشته در نظام آموزشی تدوین گردد.
3. سیاستهای استخدامی بهگونهای اصلاح شود که از ظرفیتهای فارغالتحصیلان جغرافیا در جهت ارتقای کیفیت آموزش و تحقق اهداف توسعه پایدار استفاده شود.
این دانشکده آمادگی کامل خود را برای همکاری با وزارت آموزش و پرورش، ارائه مشاورههای علمی، تدوین برنامههای آموزشی و مشارکت در کارگروههای تخصصی جهت حفظ و تقویت جایگاه جغرافیا در نظام آموزشی اعلام میدارد. ما متعهد هستیم که با تمام توان، از حقوق دانشجویان و فارغالتحصیلان جغرافیا دفاع کرده و پیگیر تحقق عدالت آموزشی باشیم.
با تجدید احترام و آرزوی توفیق،
دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی
دانشگاه سیستان و بلوچستان
۱۹ خرداد ۱۴۰۴
❤3
جغرافیدانان ایران Iranian Geographers
4. ظرفیتهای برجسته دانشگاه سیستان و بلوچستان: این دانشکده، با بهرهمندی از اساتید برجسته، آزمایشگاههای مجهز و برنامههای آموزشی متنوع در گرایشهای جغرافیای انسانی، طبیعی، ژئومورفولوژی، اقلیمشناسی و برنامهریزی محیطی، یکی از مراکز پیشتاز در تربیت نیروی…
آقای دکتر فرهاد شهرکی نماینده محترم مردم شریف سیستان در مجلس پیام دادند و فرمودند به فوریت با وزیر آموزش و پرورش موضوع را بررسی می کنند.
❤2🔥1