Forwarded from خبرفردا
در حالی که کاوه مدنی فریاد میزد نباید به این بارندگیها دلخوش بود و باید منابع آب را مدیریت علمی کرد، رائفیپور نعره میزد کشور وارد ترسالی شده است و مردم باید منتظر بارانهای سیلآسا باشند!
@khabarfarda_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
🎓 پیج هفتاقلیم از مرز ۲ هزار هموَند گذر کرد
🟢 باافتخار و سپاس فراوان، اعلام میکنم که صفحه «هفتاقلیم» با همراهی شما فرهیختگان، پژوهشگران، دانشجویان، دلبستگان به پُرسمانهای محیطزیستی، اقلیمی و توسعه پایدار، به آستانه ۲ هزار دنبالکننده رسیده است.
این صفحه، در کنار کانال تلگرامی «هفتاقلیم»، تلاشی شخصی و حرفهای برای بازگفت، واکاوی و گسترش گفتگوهای تخصصی در حوزههای زیر است:
• اقلیمشناسی کاربردی و مخاطرات اقلیمی
• چالشهای محیطزیستی ایران و منطقه
• حکمرانی منابع طبیعی با تأکید بر آب
• مدیریت ریسک و تابآوری در برابر پدیدههای حدی اقلیمی
• و ارائة نقدهای سازنده بر سیاستگذاریهای کلان
فیسبوک،https://www.facebook.com/share/1GT7KLLnTp/
اینستاگرام،
https://www.instagram.com/khosravi.mahmood?igsh=c3B2NHJoM3lpbnM=
🟢 باافتخار و سپاس فراوان، اعلام میکنم که صفحه «هفتاقلیم» با همراهی شما فرهیختگان، پژوهشگران، دانشجویان، دلبستگان به پُرسمانهای محیطزیستی، اقلیمی و توسعه پایدار، به آستانه ۲ هزار دنبالکننده رسیده است.
این صفحه، در کنار کانال تلگرامی «هفتاقلیم»، تلاشی شخصی و حرفهای برای بازگفت، واکاوی و گسترش گفتگوهای تخصصی در حوزههای زیر است:
• اقلیمشناسی کاربردی و مخاطرات اقلیمی
• چالشهای محیطزیستی ایران و منطقه
• حکمرانی منابع طبیعی با تأکید بر آب
• مدیریت ریسک و تابآوری در برابر پدیدههای حدی اقلیمی
• و ارائة نقدهای سازنده بر سیاستگذاریهای کلان
فیسبوک،https://www.facebook.com/share/1GT7KLLnTp/
اینستاگرام،
https://www.instagram.com/khosravi.mahmood?igsh=c3B2NHJoM3lpbnM=
🎓 پیج هفتاقلیم از مرز ۲ هزار هموَند گذر کرد
🟢 باافتخار و سپاس فراوان، اعلام میکنم که صفحه «هفتاقلیم» با همراهی شما فرهیختگان، پژوهشگران، دانشجویان، دلبستگان به پُرسمانهای محیطزیستی، اقلیمی و توسعه پایدار، به آستانه ۲ هزار دنبالکننده رسیده است.
این صفحه، در کنار کانال تلگرامی «هفتاقلیم»، تلاشی شخصی و حرفهای برای بازگفت، واکاوی و گسترش گفتگوهای تخصصی در حوزههای زیر است:
• اقلیمشناسی کاربردی و مخاطرات اقلیمی
• چالشهای محیطزیستی ایران و منطقه
• حکمرانی منابع طبیعی با تأکید بر آب
• مدیریت ریسک و تابآوری در برابر پدیدههای حدی اقلیمی
• و ارائة نقدهای سازنده بر سیاستگذاریهای کلان محیطزیستی کشور.
🔹 همواره کوشیدهام تا با رعایت سه بنیان مهم در انتشار محتوا:
1. پایبندی به دادههای پشتوانه دار و منابع معتبر دانشورانه
2. بازگفت ساده ولی دقیق مفاهیم پیچیده برای فهم عموم
3. آمیختگی دانش بااخلاق، و تخصص با تعهد اجتماعی
مطالبی را ارائه کنم که بتواند هم برای پژوهشگران و دانشگاهیان سودمند باشد، و هم برای مخاطبان غیرتخصصی، قابلدرک و کاربردی.
در این گذر، از انتشار محتواهای بدون پشتوانه علمی پرهیز شده است و نگاه انتقادی ـ تحلیلی بهجای رویکرد احساسی یا شعاری در اولویت قرار دارد. همچنین در کنار مطالب تخصصی، گاهی از سخنان بزرگان دانش، فرهنگ و اخلاق بهره گرفتهام، چراکه باور دارم:
علم بدون اخلاق، ابزاری کور است؛ و اخلاق بدون علم، راهی بدون چراغ.
✳️ بازخوردهای علمی، پیامهای دلگرمکننده، نقدهای اصلاحگرایانه و همراهی فکری شما ارجمندان، نقش مهمی در ادامه داشتن این مسیر داشته است. این رشد، نه صرفاً به لحاظ عددی، بلکه به لحاظ کیفی، نشانهای از اعتماد شماست که مسئولیتی مضاعف بر دوش من میگذارد.
🧭 امید دارم بتوانم با استمرار در این مسیر، نقشی هرچند کوچک در بالندگی اندیشه محیطزیستی و گسترش دانشمحور در جامعه ایفا نمایم. همچنین در پیوند با مسئولان و تصمیمسازان کشور، نقش روشنگرانهی دانش را در حکمرانی اقلیمی تقویت کنیم.
📌 در پایان، ضمن قدردانی مجدد از همه مخاطبان گرامی، اعلام میکنم که ارتقاء این صفحه بدون همراهی شما شُدنی نبود. چگونگی، ژرفا و ماندگاری بیننده برای من و این مجموعه، بسیار باارزشتر از کمیت آن است.
با سپاس و احترام
محمود خسروی
استاد اقلیمشناسی
دانشگاه سیستان و بلوچستان
________________________________________
🔖
#هفت_اقلیم #اقلیم_شناسی #بحران_آب #محیط_زیست#توسعه_پایدار #گردوغبار #تغییر_اقلیم #مدیریت_منابع_آب #استان سیستان و بلوچستان#تابآوری #آب_و_هوا #مخاطرات_طبیعی #ایران_بیابانی #دانشگاه_سیستان_و_بلوچستان #تغییر اقلیم #دانش_برای_جامعه #حکمرانی_علمی #اندیشه_زیست_محیطی#اخلاق علمی#ضریب تأثیر دانشگاه#مخاطرات محیطی
🟢 باافتخار و سپاس فراوان، اعلام میکنم که صفحه «هفتاقلیم» با همراهی شما فرهیختگان، پژوهشگران، دانشجویان، دلبستگان به پُرسمانهای محیطزیستی، اقلیمی و توسعه پایدار، به آستانه ۲ هزار دنبالکننده رسیده است.
این صفحه، در کنار کانال تلگرامی «هفتاقلیم»، تلاشی شخصی و حرفهای برای بازگفت، واکاوی و گسترش گفتگوهای تخصصی در حوزههای زیر است:
• اقلیمشناسی کاربردی و مخاطرات اقلیمی
• چالشهای محیطزیستی ایران و منطقه
• حکمرانی منابع طبیعی با تأکید بر آب
• مدیریت ریسک و تابآوری در برابر پدیدههای حدی اقلیمی
• و ارائة نقدهای سازنده بر سیاستگذاریهای کلان محیطزیستی کشور.
🔹 همواره کوشیدهام تا با رعایت سه بنیان مهم در انتشار محتوا:
1. پایبندی به دادههای پشتوانه دار و منابع معتبر دانشورانه
2. بازگفت ساده ولی دقیق مفاهیم پیچیده برای فهم عموم
3. آمیختگی دانش بااخلاق، و تخصص با تعهد اجتماعی
مطالبی را ارائه کنم که بتواند هم برای پژوهشگران و دانشگاهیان سودمند باشد، و هم برای مخاطبان غیرتخصصی، قابلدرک و کاربردی.
در این گذر، از انتشار محتواهای بدون پشتوانه علمی پرهیز شده است و نگاه انتقادی ـ تحلیلی بهجای رویکرد احساسی یا شعاری در اولویت قرار دارد. همچنین در کنار مطالب تخصصی، گاهی از سخنان بزرگان دانش، فرهنگ و اخلاق بهره گرفتهام، چراکه باور دارم:
علم بدون اخلاق، ابزاری کور است؛ و اخلاق بدون علم، راهی بدون چراغ.
✳️ بازخوردهای علمی، پیامهای دلگرمکننده، نقدهای اصلاحگرایانه و همراهی فکری شما ارجمندان، نقش مهمی در ادامه داشتن این مسیر داشته است. این رشد، نه صرفاً به لحاظ عددی، بلکه به لحاظ کیفی، نشانهای از اعتماد شماست که مسئولیتی مضاعف بر دوش من میگذارد.
🧭 امید دارم بتوانم با استمرار در این مسیر، نقشی هرچند کوچک در بالندگی اندیشه محیطزیستی و گسترش دانشمحور در جامعه ایفا نمایم. همچنین در پیوند با مسئولان و تصمیمسازان کشور، نقش روشنگرانهی دانش را در حکمرانی اقلیمی تقویت کنیم.
📌 در پایان، ضمن قدردانی مجدد از همه مخاطبان گرامی، اعلام میکنم که ارتقاء این صفحه بدون همراهی شما شُدنی نبود. چگونگی، ژرفا و ماندگاری بیننده برای من و این مجموعه، بسیار باارزشتر از کمیت آن است.
با سپاس و احترام
محمود خسروی
استاد اقلیمشناسی
دانشگاه سیستان و بلوچستان
________________________________________
🔖
#هفت_اقلیم #اقلیم_شناسی #بحران_آب #محیط_زیست#توسعه_پایدار #گردوغبار #تغییر_اقلیم #مدیریت_منابع_آب #استان سیستان و بلوچستان#تابآوری #آب_و_هوا #مخاطرات_طبیعی #ایران_بیابانی #دانشگاه_سیستان_و_بلوچستان #تغییر اقلیم #دانش_برای_جامعه #حکمرانی_علمی #اندیشه_زیست_محیطی#اخلاق علمی#ضریب تأثیر دانشگاه#مخاطرات محیطی
❤1
🔺استادان دانشگاه در جلسه همفکری برای مسئله آب به پزشکیان چه گفتند؟ هیچ! دورهمی بود
🔹بر اساس شنیدههای «فرهیختگان»، استادان دانشگاه تهران در این جلسه هیچ راهکار و پیشنهادی برای برونرفت از وضعیت جاری نداشتهاند و جمعبندی و ارائه راهکار را ملزم به این دانسته بودند که اگر رئیسجمهور به استادان دانشگاه تهران مأموریت بررسی و ارائه راهکار دهد، آنگاه راهکارهای مدیریت آبیشان را به هیئت دولت ارائه خواهند کرد.
🔹شنیدههای «فرهیختگان» حاکی است این جلسه بیش از آنکه جلسهای در جهت حل و هماندیشی مشکلات آبی باشد، جلسه یا دورهمی سیاسی بوده است؛ چرا که مدیران آبی کشور هنوز وضعیت آبی کشور را در حالت اضطرار و بحرانی نمیبینند.
🔹بر اساس شنیدههای «فرهیختگان»، استادان دانشگاه تهران در این جلسه هیچ راهکار و پیشنهادی برای برونرفت از وضعیت جاری نداشتهاند و جمعبندی و ارائه راهکار را ملزم به این دانسته بودند که اگر رئیسجمهور به استادان دانشگاه تهران مأموریت بررسی و ارائه راهکار دهد، آنگاه راهکارهای مدیریت آبیشان را به هیئت دولت ارائه خواهند کرد.
🔹شنیدههای «فرهیختگان» حاکی است این جلسه بیش از آنکه جلسهای در جهت حل و هماندیشی مشکلات آبی باشد، جلسه یا دورهمی سیاسی بوده است؛ چرا که مدیران آبی کشور هنوز وضعیت آبی کشور را در حالت اضطرار و بحرانی نمیبینند.
❤3👎3
Forwarded from حسینعلی اماده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴کاملا واقعی!
موضوع همایش: (چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم!)
محمد درویش(کارشناس محیط زیست)؛ سال ۷۵ همایش گذاشتن،مجموعه مقالاتش هست،راهکار میدادن.میگفتن حجم دریاچه زیاد هست،داره زیادترم میشه اراضی کشاورزی از بین میره باید از شرش خلاص شیم!
موضوع همایش: (چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم!)
محمد درویش(کارشناس محیط زیست)؛ سال ۷۵ همایش گذاشتن،مجموعه مقالاتش هست،راهکار میدادن.میگفتن حجم دریاچه زیاد هست،داره زیادترم میشه اراضی کشاورزی از بین میره باید از شرش خلاص شیم!
❤2
Forwarded from Mahmood khosravi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد فقید دکتر پرویز کردوانی سخنران کلیدی دومین کنفرانس بین المللی بیابان لوت در دانشگاه سیستان و بلوچستان بود. بدلیل شدت بیماری و عوارض آن قادر به فعالیت نبود ولی با تماس تلفنی من و اسم بیابان لوت حدود نیم ساعت صحبت کرد و دوستان در دبیرخانه از همین مکالمه یکی از آخرین سخنرانی علمی استاد را استخراج کردند.دو ماه بعد در ۲۷ امرداد ۱۴۰۰ استاد درگذشت. اگر دو نفر را بخواهیم در تاریخ شناساندن بیابان لوت نام ببریم قطعا بعد از مرحوم دکتر مستوفی ،دکتر پرویز کردوانی خواهد بود.نام و یادش گرامی
❤3
🌍 تابآوری در برابر تغییرات اقلیمی، نیازمند انعطافپذیری شناختی و گذر از خشکمغزی است
مقدمه
جهان امروز با چالشهای عظیم اقلیمی مواجه است که نیازمند بازنگری عمیق در الگوهای فکری و رفتاری جوامع است. یکی از موانع کلیدی در این مسیر، پدیدهای است که در زبان پارسی به «خشکمغزی» شهرت دارد. این اصطلاح، که در زبان انگلیسی با مفاهیمی چون Dogmatism (جزماندیشی) و Cognitive Inflexibility (عدم انعطافپذیری شناختی) هممعنا است، به حالتی از تصلب فکری اشاره دارد که فرد یا جامعه را در چارچوب باورهای خود محصور میکند. در عصر ناپایداریهای زیستمحیطی، تابآوری نه صرفاً به معنای مقاومت، بلکه بهمثابه توانایی تطابق پویا با تغییرات پیچیده و چندبعدی جهانی تعبیر میشود. این تابآوری زمانی تحقق مییابد که جوامع و تصمیمگیرندگان از وضعیت «خشکمغزی» فاصله بگیرند—یعنی از تصلب فکری، جزماندیشی و بستهفکری که مانع دیدن راهحلهای خلاقانه و علمی میشود. # هفت اقلیم . محمود خسروی 👇
مقدمه
جهان امروز با چالشهای عظیم اقلیمی مواجه است که نیازمند بازنگری عمیق در الگوهای فکری و رفتاری جوامع است. یکی از موانع کلیدی در این مسیر، پدیدهای است که در زبان پارسی به «خشکمغزی» شهرت دارد. این اصطلاح، که در زبان انگلیسی با مفاهیمی چون Dogmatism (جزماندیشی) و Cognitive Inflexibility (عدم انعطافپذیری شناختی) هممعنا است، به حالتی از تصلب فکری اشاره دارد که فرد یا جامعه را در چارچوب باورهای خود محصور میکند. در عصر ناپایداریهای زیستمحیطی، تابآوری نه صرفاً به معنای مقاومت، بلکه بهمثابه توانایی تطابق پویا با تغییرات پیچیده و چندبعدی جهانی تعبیر میشود. این تابآوری زمانی تحقق مییابد که جوامع و تصمیمگیرندگان از وضعیت «خشکمغزی» فاصله بگیرند—یعنی از تصلب فکری، جزماندیشی و بستهفکری که مانع دیدن راهحلهای خلاقانه و علمی میشود. # هفت اقلیم . محمود خسروی 👇
🌍 تابآوری در برابر تغییرات اقلیمی، نیازمند انعطافپذیری شناختی و گذر از خشکمغزی است
مقدمه
جهان امروز با چالشهای عظیم اقلیمی مواجه است که نیازمند بازنگری عمیق در الگوهای فکری و رفتاری جوامع است. یکی از موانع کلیدی در این مسیر، پدیدهای است که در زبان پارسی به «خشکمغزی» شهرت دارد. این اصطلاح، که در زبان انگلیسی با مفاهیمی چون Dogmatism (جزماندیشی) و Cognitive Inflexibility (عدم انعطافپذیری شناختی) هممعنا است، به حالتی از تصلب فکری اشاره دارد که فرد یا جامعه را در چارچوب باورهای خود محصور میکند. در عصر ناپایداریهای زیستمحیطی، تابآوری نه صرفاً به معنای مقاومت، بلکه بهمثابه توانایی تطابق پویا با تغییرات پیچیده و چندبعدی جهانی تعبیر میشود. این تابآوری زمانی تحقق مییابد که جوامع و تصمیمگیرندگان از وضعیت «خشکمغزی» فاصله بگیرند—یعنی از تصلب فکری، جزماندیشی و بستهفکری که مانع دیدن راهحلهای خلاقانه و علمی میشود.
تعریف خشکمغزی
خشکمغزی، حالتی است که در آن فرد از پذیرش یا حتی بررسی دیدگاههای متضاد ناتوان است و با تعصب بر عقاید خود پافشاری میکند. این ویژگی، فراتر از یک صفت فردی، پیامدهای گستردهای در حوزههای جامعهشناسی، علمی، سیاسی و اجتماعی دارد. در زبان انگلیسی، معادلهای علمی آن شامل Rigid Thinking (تفکر خشک) و Close-mindedness (بستهفکری) است که بار معنایی دقیقتری دارند.
خشکمغزی در ابعاد جامعهشناختی منجر به فسیلشدگی اجتماعی، در حوزه روانشناختی موجب اختلال در کارکردهای اجرایی مغز، و در سیاست به انسدادهای ساختاری و رشد افراطگرایی منتهی میشود. اما بحران اقلیمی نیازمند نگرش سیال، گفتوگوپذیر و بازاندیشانه است؛ جایی که تغییر نه تهدید، بلکه پیششرط بقاست.
خشکمغزی در ابعاد جامعهشناختی منجر به فسیلشدگی اجتماعی، در حوزه روانشناختی موجب اختلال در کارکردهای اجرایی مغز، و در سیاست به انسدادهای ساختاری و رشد افراطگرایی منتهی میشود. اما بحران اقلیمی نیازمند نگرش سیال، گفتوگوپذیر و بازاندیشانه است؛ جایی که تغییر نه تهدید، بلکه پیششرط بقاست.
🧠 هر تلاشی برای مقابله با گرمایش زمین، کاهش مصرف منابع، یا توسعه فناوریهای سبز، بدون انعطافپذیری شناختی و گذر از تعصب ساختاری، محکوم به شکست است. برای ساخت آیندهای پایدار، باید از بنبست ذهنی عبور کرد.
ابعاد
بعد جامعهشناختی
از منظر جامعهشناسی، خشکمغزی میتواند به یک پدیده جمعی تبدیل شود که به فسیلشدگی اجتماعی منجر میگردد. جوامع گرفتار این حالت، در برابر نوآوری و تغییرات اجتماعی مقاومت نشان میدهند. این مقاومت، اغلب ریشه در پایبندی افراطی به سنتها و ترس از تهدید هویت جمعی دارد، که مانع از پذیرش راهحلهای نوین برای بحرانهایی چون تغییرات اقلیمی میشود.
بعد علمی
در حوزه علمی، خشکمغزی بهعنوان عدم انعطافپذیری شناختی، با کارکردهای اجرایی مغز (کنترلشده توسط قشر پیشپیشانی) مرتبط است. تحقیقات نشان میدهد که افراد دگماتیک تمایل کمتری به جستجوی اطلاعات جدید دارند و در مواجهه با عدم قطعیت، به سرعت به نتیجهگیریهای قطعی میرسند. این ویژگی میتواند پذیرش شواهد علمی درباره تغییرات اقلیمی را مختل کند.
بعد سیاسی
در عرصه سیاسی، خشکمغزی به سیاستورزی جزمی و بنبستهای ایدئولوژیک منجر میشود. رهبران یا جریانهایی که ایدئولوژی را بر علم ترجیح میدهند، از تدوین راهبردهای کارآمد بازمیمانند. برای مثال، پافشاری بر سیاستهای منسوخ در برابر هشدارهای اقلیمی، میتواند به فجایع زیستمحیطی دامن بزند و مانع از همکاریهای جهانی شود.
بعد اجتماعی
در روابط اجتماعی، خشکمغزی به اختلال در ارتباط مؤثر و تنشهای بینفردی منجر میشود. افراد خشکمغز، توانایی گوش دادن فعال و همدلی را ندارند و به جای تبادل نظر، به تحمیل عقاید خود میپردازند. این ویژگی، مانع از شکلگیری گفتوگوهای سازنده برای حل مسائل پیچیدهای چون تغییرات اقلیمی میشود.
تابآوری اقلیمی و راهحلها
تابآوری در برابر تغییرات اقلیمی، مستلزم غلبه بر خشکمغزی و پرورش انعطافپذیری شناختی و اجتماعی است. راهکارها شامل:
• ترویج تفکر انتقادی در آموزش و رسانهها برای ایجاد ذهنی باز و پرسشگر.
• پذیرش عدم قطعیت بهعنوان بخشی از فرآیند علمی و سیاستگذاری.
• تقویت همکاریهای بینرشتهای برای تبادل نظر و کاهش تقابلهای ایدئولوژیک.
فراخوان به اقدام
برای ساختن جهانی تابآورتر، باید از انعطافناپذیری فکری فاصله بگیریم و به سوی پذیرش تغییر حرکت کنیم. حمایت از ابتکارات محلی و جهانی، تغییر در الگوهای مصرف و پشتیبانی از سیاستهای پایدار، گامهایی عملی در این مسیر هستند. بیایید با تقویت انعطافپذیری، آیندهای پایدار بسازیم.
📘 تغییر اقلیمی نمیجنگد با باورهای ما؛ ما هستیم که باید باورهایمان را با تغییر تطبیق دهیم.
مقدمه
جهان امروز با چالشهای عظیم اقلیمی مواجه است که نیازمند بازنگری عمیق در الگوهای فکری و رفتاری جوامع است. یکی از موانع کلیدی در این مسیر، پدیدهای است که در زبان پارسی به «خشکمغزی» شهرت دارد. این اصطلاح، که در زبان انگلیسی با مفاهیمی چون Dogmatism (جزماندیشی) و Cognitive Inflexibility (عدم انعطافپذیری شناختی) هممعنا است، به حالتی از تصلب فکری اشاره دارد که فرد یا جامعه را در چارچوب باورهای خود محصور میکند. در عصر ناپایداریهای زیستمحیطی، تابآوری نه صرفاً به معنای مقاومت، بلکه بهمثابه توانایی تطابق پویا با تغییرات پیچیده و چندبعدی جهانی تعبیر میشود. این تابآوری زمانی تحقق مییابد که جوامع و تصمیمگیرندگان از وضعیت «خشکمغزی» فاصله بگیرند—یعنی از تصلب فکری، جزماندیشی و بستهفکری که مانع دیدن راهحلهای خلاقانه و علمی میشود.
تعریف خشکمغزی
خشکمغزی، حالتی است که در آن فرد از پذیرش یا حتی بررسی دیدگاههای متضاد ناتوان است و با تعصب بر عقاید خود پافشاری میکند. این ویژگی، فراتر از یک صفت فردی، پیامدهای گستردهای در حوزههای جامعهشناسی، علمی، سیاسی و اجتماعی دارد. در زبان انگلیسی، معادلهای علمی آن شامل Rigid Thinking (تفکر خشک) و Close-mindedness (بستهفکری) است که بار معنایی دقیقتری دارند.
خشکمغزی در ابعاد جامعهشناختی منجر به فسیلشدگی اجتماعی، در حوزه روانشناختی موجب اختلال در کارکردهای اجرایی مغز، و در سیاست به انسدادهای ساختاری و رشد افراطگرایی منتهی میشود. اما بحران اقلیمی نیازمند نگرش سیال، گفتوگوپذیر و بازاندیشانه است؛ جایی که تغییر نه تهدید، بلکه پیششرط بقاست.
خشکمغزی در ابعاد جامعهشناختی منجر به فسیلشدگی اجتماعی، در حوزه روانشناختی موجب اختلال در کارکردهای اجرایی مغز، و در سیاست به انسدادهای ساختاری و رشد افراطگرایی منتهی میشود. اما بحران اقلیمی نیازمند نگرش سیال، گفتوگوپذیر و بازاندیشانه است؛ جایی که تغییر نه تهدید، بلکه پیششرط بقاست.
🧠 هر تلاشی برای مقابله با گرمایش زمین، کاهش مصرف منابع، یا توسعه فناوریهای سبز، بدون انعطافپذیری شناختی و گذر از تعصب ساختاری، محکوم به شکست است. برای ساخت آیندهای پایدار، باید از بنبست ذهنی عبور کرد.
ابعاد
بعد جامعهشناختی
از منظر جامعهشناسی، خشکمغزی میتواند به یک پدیده جمعی تبدیل شود که به فسیلشدگی اجتماعی منجر میگردد. جوامع گرفتار این حالت، در برابر نوآوری و تغییرات اجتماعی مقاومت نشان میدهند. این مقاومت، اغلب ریشه در پایبندی افراطی به سنتها و ترس از تهدید هویت جمعی دارد، که مانع از پذیرش راهحلهای نوین برای بحرانهایی چون تغییرات اقلیمی میشود.
بعد علمی
در حوزه علمی، خشکمغزی بهعنوان عدم انعطافپذیری شناختی، با کارکردهای اجرایی مغز (کنترلشده توسط قشر پیشپیشانی) مرتبط است. تحقیقات نشان میدهد که افراد دگماتیک تمایل کمتری به جستجوی اطلاعات جدید دارند و در مواجهه با عدم قطعیت، به سرعت به نتیجهگیریهای قطعی میرسند. این ویژگی میتواند پذیرش شواهد علمی درباره تغییرات اقلیمی را مختل کند.
بعد سیاسی
در عرصه سیاسی، خشکمغزی به سیاستورزی جزمی و بنبستهای ایدئولوژیک منجر میشود. رهبران یا جریانهایی که ایدئولوژی را بر علم ترجیح میدهند، از تدوین راهبردهای کارآمد بازمیمانند. برای مثال، پافشاری بر سیاستهای منسوخ در برابر هشدارهای اقلیمی، میتواند به فجایع زیستمحیطی دامن بزند و مانع از همکاریهای جهانی شود.
بعد اجتماعی
در روابط اجتماعی، خشکمغزی به اختلال در ارتباط مؤثر و تنشهای بینفردی منجر میشود. افراد خشکمغز، توانایی گوش دادن فعال و همدلی را ندارند و به جای تبادل نظر، به تحمیل عقاید خود میپردازند. این ویژگی، مانع از شکلگیری گفتوگوهای سازنده برای حل مسائل پیچیدهای چون تغییرات اقلیمی میشود.
تابآوری اقلیمی و راهحلها
تابآوری در برابر تغییرات اقلیمی، مستلزم غلبه بر خشکمغزی و پرورش انعطافپذیری شناختی و اجتماعی است. راهکارها شامل:
• ترویج تفکر انتقادی در آموزش و رسانهها برای ایجاد ذهنی باز و پرسشگر.
• پذیرش عدم قطعیت بهعنوان بخشی از فرآیند علمی و سیاستگذاری.
• تقویت همکاریهای بینرشتهای برای تبادل نظر و کاهش تقابلهای ایدئولوژیک.
فراخوان به اقدام
برای ساختن جهانی تابآورتر، باید از انعطافناپذیری فکری فاصله بگیریم و به سوی پذیرش تغییر حرکت کنیم. حمایت از ابتکارات محلی و جهانی، تغییر در الگوهای مصرف و پشتیبانی از سیاستهای پایدار، گامهایی عملی در این مسیر هستند. بیایید با تقویت انعطافپذیری، آیندهای پایدار بسازیم.
📘 تغییر اقلیمی نمیجنگد با باورهای ما؛ ما هستیم که باید باورهایمان را با تغییر تطبیق دهیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استفاده از هوش مصنوعی grok برای تشخیص پوشش گیاهی
https://news.1rj.ru/str/factnameh سال ها است کانالی تحت عنوان فکت نامه ایجاد شده که با بررسی اخبار در زمینه های مختلف و راست آزمایی آنها بر اساس مستندات و مبانی علمی اخبار جعلی و شبه علمی را نقد می کند و واقعیت های نادیده گرفته شده را نشان می دهد.سعی خواهیم کرد در هفت اقلیم پست های علمی راجع به برخی مباحث شبه علمی مطرح شده در رسانه ها یا فضای مجازی را با کمک دوستان در "واقع نامه اقلیمی" سنجش نماییم. دوستان همراهی کنند تا مانع از گسترش اخبار زرد و جعلی علمی برخی کانال های بی نام و نشان یا کارشناسان بی تخصص باشیم.
Telegram
FactNameh | فکتنامه
فکتنامه اولین سایت درستیسنجی (فکتچکینگ) سیاسی دربارهی ایران است.
وبسایت: factnameh.com
بات تلگرامی فکتنامه: @FactnamehBot
ارتباط مستقیم: @FactNamehAdmin
twitter.com/factnameh
fb.com/factnameh
instagram.com/factnameh
وبسایت: factnameh.com
بات تلگرامی فکتنامه: @FactnamehBot
ارتباط مستقیم: @FactNamehAdmin
twitter.com/factnameh
fb.com/factnameh
instagram.com/factnameh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://news.1rj.ru/str/ClimateOverview فکت نامه اقلیمی شماره یک:
بررسی یک ادعای تاریخی: همایش
«چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز (سال 1375)
در سالهای اخیر، ادعایی از سوی محمد درویش، کارشناس برجسته محیط زیست، مبنی بر برگزاری همایشی با عنوان «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز در سال 1375 شمسی (1996 میلادی) مطرح شده است. بررسیهای علمی و مستندات تاریخی نشان میدهد که این ادعا در هسته خود، صحیح و قابل تأیید است، هرچند که عنوان دقیق همایش ممکن است با آنچه به صورت عمومی مطرح شده، متفاوت باشد.
بستر تاریخی: دریاچه ارومیه در دوران پرآبی
تصور غالب امروز از دریاچه ارومیه، خشکی و بحران آب است. اما در اواسط دهه 1370 شمسی، وضعیت کاملاً متفاوت بود. در آن دوره، دریاچه ارومیه اوج پرآبی خود را تجربه میکرد، به طوری که در سال 1374 تراز آب به 1278.2 متر رسید که بالاترین تراز ثبتشده برای این دریاچه است. این فراوانی آب، نگرانیهای جدی را برای مسئولان و ساکنان منطقه ایجاد کرده بود؛ دریاچه به عنوان یک تهدید برای اراضی کشاورزی و زیرساختها تلقی میشد و این "ترسالی" از سوی برخی مسئولان وقت ادامه 👇👇
بررسی یک ادعای تاریخی: همایش
«چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز (سال 1375)
در سالهای اخیر، ادعایی از سوی محمد درویش، کارشناس برجسته محیط زیست، مبنی بر برگزاری همایشی با عنوان «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز در سال 1375 شمسی (1996 میلادی) مطرح شده است. بررسیهای علمی و مستندات تاریخی نشان میدهد که این ادعا در هسته خود، صحیح و قابل تأیید است، هرچند که عنوان دقیق همایش ممکن است با آنچه به صورت عمومی مطرح شده، متفاوت باشد.
بستر تاریخی: دریاچه ارومیه در دوران پرآبی
تصور غالب امروز از دریاچه ارومیه، خشکی و بحران آب است. اما در اواسط دهه 1370 شمسی، وضعیت کاملاً متفاوت بود. در آن دوره، دریاچه ارومیه اوج پرآبی خود را تجربه میکرد، به طوری که در سال 1374 تراز آب به 1278.2 متر رسید که بالاترین تراز ثبتشده برای این دریاچه است. این فراوانی آب، نگرانیهای جدی را برای مسئولان و ساکنان منطقه ایجاد کرده بود؛ دریاچه به عنوان یک تهدید برای اراضی کشاورزی و زیرساختها تلقی میشد و این "ترسالی" از سوی برخی مسئولان وقت ادامه 👇👇
فکت نامه اقلیمی شماره ۱: https://news.1rj.ru/str/ClimateOverview هفت اقلیم. محمود خسروی
بررسی یک ادعای تاریخی: همایش «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز (سال 1375)
در سالهای اخیر، ادعایی از سوی محمد درویش، کارشناس برجسته محیط زیست، مبنی بر برگزاری همایشی با عنوان «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز در سال 1375 شمسی (1996 میلادی) مطرح شده است. بررسیهای علمی و مستندات تاریخی نشان میدهد که این ادعا در هسته خود، صحیح و قابل تأیید است، هرچند که عنوان دقیق همایش ممکن است با آنچه به صورت عمومی مطرح شده، متفاوت باشد.
بستر تاریخی: دریاچه ارومیه در دوران پرآبی
تصور غالب امروز از دریاچه ارومیه، خشکی و بحران آب است. اما در اواسط دهه 1370 شمسی، وضعیت کاملاً متفاوت بود. در آن دوره، دریاچه ارومیه اوج پرآبی خود را تجربه میکرد، به طوری که در سال 1374 تراز آب به 1278.2 متر رسید که بالاترین تراز ثبتشده برای این دریاچه است. این فراوانی آب، نگرانیهای جدی را برای مسئولان و ساکنان منطقه ایجاد کرده بود؛ دریاچه به عنوان یک تهدید برای اراضی کشاورزی و زیرساختها تلقی میشد و این "ترسالی" از سوی برخی مسئولان وقت "شروع زنگ خطر و بدبختی" قلمداد میشد.
تایید برگزاری همایش و محتوای آن
اگرچه عنوان دقیق «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» به طور رسمی در فهرست همایشهای دانشگاه تبریز برای سال 1375 یافت نشد، اما شواهد مستقیمی وجود دارد که برگزاری «سومین کنفرانس مدیریت منابع آب ایران» در دانشگاه تبریز در همان سال را تأیید میکند. این همایش دقیقاً با زمان و مکان ادعا شده توسط محمد درویش مطابقت دارد.
محمد درویش به طور مداوم در اظهارات خود به وجود "مجموعه مقالات" این همایش اشاره کرده و آن را "کاملاً واقعی" و "در تاریخ این کشور ثبت شده" میداند. تأیید وجود "مجموعه مقالات سومین کنفرانس مدیریت منابع آب ایران، دانشگاه تبریز، صفحات 137-165" این بخش از ادعای درویش را نیز پشتیبانی میکند.
تفسیر عنوان "چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم"
با توجه به نگرانیهای آن زمان از بالا آمدن سطح آب دریاچه و تهدید سیل، عنوان تحریکآمیز ادعا شده توسط درویش، احتمالاً نه به معنای قصد واقعی برای نابودی کامل دریاچه، بلکه به عنوان یک بیان اغراقآمیز یا عامیانه از فوریت برای مهار پیامدهای منفی افزایش آب آن بر فعالیتهای انسانی و زیرساختها بوده است. بسیار محتمل است که این عنوان، خلاصهای از بحثها در مورد راهبردهای کنترل سیل، حفاظت از اراضی کشاورزی و مدیریت آب "مازاد" بوده و به یک جلسه خاص، یک پنل تخصصی یا یک سخنرانی تأثیرگذار درون کنفرانس رسمیتر "مدیریت منابع آب" اشاره دارد.
پیامدهای گستردهتر و درسهای محیط زیستی
این تناقض تاریخی - از نگرانی درباره "آب مازاد" به بحران خشکی شدید - نشاندهنده یک پارادوکس عمیق در مدیریت محیط زیست ایران است. سیاستها و بحثهای اواسط دهه 1370 که تحت تأثیر نگرانیهای فوری از سیل بود، به اقداماتی نظیر گسترش اراضی کشاورزی، احداث سدهای متعدد و افزایش بهرهبرداری از آبهای زیرزمینی منجر شد. این مداخلات، در حالی که در آن زمان منطقی به نظر میرسیدند، ناخواسته زمینه را برای کمبود آب فاجعهبار بعدی فراهم کردند، هنگامی که شرایط اقلیمی تغییر یافت.
این مورد به وضوح خطرات سیاستهای محیط زیستی کوتاهمدت و واکنشی را نشان میدهد که در برنامهریزیهای بلندمدت، دینامیکهای اکولوژیکی و تغییرات اقلیمی را در نظر نمیگیرند. درس حیاتی از دریاچه ارومیه نه تنها در مورد خود دریاچه، بلکه در مورد ضرورت فوری مدیریت منابع آب واقعاً انطباقی، آگاهانه از نظر علمی و یکپارچه است که باید از چرخههای سیاسی کوتاهمدت و بحرانهای فوری فراتر رود. این امر مستلزم تغییر پارادایم بنیادی از صرفاً "مدیریت آب" به عنوان یک کالا به "مدیریت کل اکوسیستمی که آب آن را حفظ میکند" است.
هفت اقلیم این ادعا را " کاملا درست" ارزیابی می کند.
بررسی یک ادعای تاریخی: همایش «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز (سال 1375)
در سالهای اخیر، ادعایی از سوی محمد درویش، کارشناس برجسته محیط زیست، مبنی بر برگزاری همایشی با عنوان «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز در سال 1375 شمسی (1996 میلادی) مطرح شده است. بررسیهای علمی و مستندات تاریخی نشان میدهد که این ادعا در هسته خود، صحیح و قابل تأیید است، هرچند که عنوان دقیق همایش ممکن است با آنچه به صورت عمومی مطرح شده، متفاوت باشد.
بستر تاریخی: دریاچه ارومیه در دوران پرآبی
تصور غالب امروز از دریاچه ارومیه، خشکی و بحران آب است. اما در اواسط دهه 1370 شمسی، وضعیت کاملاً متفاوت بود. در آن دوره، دریاچه ارومیه اوج پرآبی خود را تجربه میکرد، به طوری که در سال 1374 تراز آب به 1278.2 متر رسید که بالاترین تراز ثبتشده برای این دریاچه است. این فراوانی آب، نگرانیهای جدی را برای مسئولان و ساکنان منطقه ایجاد کرده بود؛ دریاچه به عنوان یک تهدید برای اراضی کشاورزی و زیرساختها تلقی میشد و این "ترسالی" از سوی برخی مسئولان وقت "شروع زنگ خطر و بدبختی" قلمداد میشد.
تایید برگزاری همایش و محتوای آن
اگرچه عنوان دقیق «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» به طور رسمی در فهرست همایشهای دانشگاه تبریز برای سال 1375 یافت نشد، اما شواهد مستقیمی وجود دارد که برگزاری «سومین کنفرانس مدیریت منابع آب ایران» در دانشگاه تبریز در همان سال را تأیید میکند. این همایش دقیقاً با زمان و مکان ادعا شده توسط محمد درویش مطابقت دارد.
محمد درویش به طور مداوم در اظهارات خود به وجود "مجموعه مقالات" این همایش اشاره کرده و آن را "کاملاً واقعی" و "در تاریخ این کشور ثبت شده" میداند. تأیید وجود "مجموعه مقالات سومین کنفرانس مدیریت منابع آب ایران، دانشگاه تبریز، صفحات 137-165" این بخش از ادعای درویش را نیز پشتیبانی میکند.
تفسیر عنوان "چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم"
با توجه به نگرانیهای آن زمان از بالا آمدن سطح آب دریاچه و تهدید سیل، عنوان تحریکآمیز ادعا شده توسط درویش، احتمالاً نه به معنای قصد واقعی برای نابودی کامل دریاچه، بلکه به عنوان یک بیان اغراقآمیز یا عامیانه از فوریت برای مهار پیامدهای منفی افزایش آب آن بر فعالیتهای انسانی و زیرساختها بوده است. بسیار محتمل است که این عنوان، خلاصهای از بحثها در مورد راهبردهای کنترل سیل، حفاظت از اراضی کشاورزی و مدیریت آب "مازاد" بوده و به یک جلسه خاص، یک پنل تخصصی یا یک سخنرانی تأثیرگذار درون کنفرانس رسمیتر "مدیریت منابع آب" اشاره دارد.
پیامدهای گستردهتر و درسهای محیط زیستی
این تناقض تاریخی - از نگرانی درباره "آب مازاد" به بحران خشکی شدید - نشاندهنده یک پارادوکس عمیق در مدیریت محیط زیست ایران است. سیاستها و بحثهای اواسط دهه 1370 که تحت تأثیر نگرانیهای فوری از سیل بود، به اقداماتی نظیر گسترش اراضی کشاورزی، احداث سدهای متعدد و افزایش بهرهبرداری از آبهای زیرزمینی منجر شد. این مداخلات، در حالی که در آن زمان منطقی به نظر میرسیدند، ناخواسته زمینه را برای کمبود آب فاجعهبار بعدی فراهم کردند، هنگامی که شرایط اقلیمی تغییر یافت.
این مورد به وضوح خطرات سیاستهای محیط زیستی کوتاهمدت و واکنشی را نشان میدهد که در برنامهریزیهای بلندمدت، دینامیکهای اکولوژیکی و تغییرات اقلیمی را در نظر نمیگیرند. درس حیاتی از دریاچه ارومیه نه تنها در مورد خود دریاچه، بلکه در مورد ضرورت فوری مدیریت منابع آب واقعاً انطباقی، آگاهانه از نظر علمی و یکپارچه است که باید از چرخههای سیاسی کوتاهمدت و بحرانهای فوری فراتر رود. این امر مستلزم تغییر پارادایم بنیادی از صرفاً "مدیریت آب" به عنوان یک کالا به "مدیریت کل اکوسیستمی که آب آن را حفظ میکند" است.
هفت اقلیم این ادعا را " کاملا درست" ارزیابی می کند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قند مکرر . استاد دکتر کردوانی..دیروز در مسیر گرمسار و مقبره ایشان یاد این حرف بودم
👏4
🇮🇷 فکتنامه اقلیمی: آیا پاییز و زمستان ۱۴۰۴ ایران پربارش خواهد بود؟ #هفت اقلیم .محمود خسروی
📌 ادعا:
پستی در فضای مجازی با استناد به کاهش شاخص AMO (نوسان چنددههای اطلس) مدعی است که پاییز و زمستان ۱۴۰۴ در ایران پربارش و برفی خواهد بود.
✅ واقعیت علمی:
ارتباط فاز منفی AMO با افزایش بارش در ایران در مقیاس بلندمدت (چنددههای) مستند است، اما AMO بهتنهایی برای پیشبینی یک فصل خاص کافی نیست.
اقلیم یک فصل تحت تأثیر عوامل قویتری مانند ENSO (نوسان جنوبی النینو) و NAO (نوسان اطلس شمالی) قرار دارد. الگوهای دورپیوند متعدد و بسیار پیچیده هستند.
پیشبینیهای معتبر جهانی (IRI دانشگاه کلمبیا و NOAA) با استفاده از مدلهای چندگانه (MME) نشان میدهند:
احتمال بالای بارش کمتر از نرمال و ریسک خشکسالی در ایران و خاورمیانه برای پاییز و زمستان ۱۴۰۴.
عامل اصلی: شرایط خنثی متمایل به لانینا در اقیانوس آرام که بر سایر شاخصها غلبه میکند.
⚖️ رأی نهایی: 🔴 گمراهکننده
ادعای زمستان پربارش بر اساس AMO سادهسازی بیش از حد علم اقلیم است و با شواهد علمی معتبر جهانی در تناقض است.👇👇
📌 ادعا:
پستی در فضای مجازی با استناد به کاهش شاخص AMO (نوسان چنددههای اطلس) مدعی است که پاییز و زمستان ۱۴۰۴ در ایران پربارش و برفی خواهد بود.
✅ واقعیت علمی:
ارتباط فاز منفی AMO با افزایش بارش در ایران در مقیاس بلندمدت (چنددههای) مستند است، اما AMO بهتنهایی برای پیشبینی یک فصل خاص کافی نیست.
اقلیم یک فصل تحت تأثیر عوامل قویتری مانند ENSO (نوسان جنوبی النینو) و NAO (نوسان اطلس شمالی) قرار دارد. الگوهای دورپیوند متعدد و بسیار پیچیده هستند.
پیشبینیهای معتبر جهانی (IRI دانشگاه کلمبیا و NOAA) با استفاده از مدلهای چندگانه (MME) نشان میدهند:
احتمال بالای بارش کمتر از نرمال و ریسک خشکسالی در ایران و خاورمیانه برای پاییز و زمستان ۱۴۰۴.
عامل اصلی: شرایط خنثی متمایل به لانینا در اقیانوس آرام که بر سایر شاخصها غلبه میکند.
⚖️ رأی نهایی: 🔴 گمراهکننده
ادعای زمستان پربارش بر اساس AMO سادهسازی بیش از حد علم اقلیم است و با شواهد علمی معتبر جهانی در تناقض است.👇👇
❤1👍1