🌍 تابآوری در برابر تغییرات اقلیمی، نیازمند انعطافپذیری شناختی و گذر از خشکمغزی است
مقدمه
جهان امروز با چالشهای عظیم اقلیمی مواجه است که نیازمند بازنگری عمیق در الگوهای فکری و رفتاری جوامع است. یکی از موانع کلیدی در این مسیر، پدیدهای است که در زبان پارسی به «خشکمغزی» شهرت دارد. این اصطلاح، که در زبان انگلیسی با مفاهیمی چون Dogmatism (جزماندیشی) و Cognitive Inflexibility (عدم انعطافپذیری شناختی) هممعنا است، به حالتی از تصلب فکری اشاره دارد که فرد یا جامعه را در چارچوب باورهای خود محصور میکند. در عصر ناپایداریهای زیستمحیطی، تابآوری نه صرفاً به معنای مقاومت، بلکه بهمثابه توانایی تطابق پویا با تغییرات پیچیده و چندبعدی جهانی تعبیر میشود. این تابآوری زمانی تحقق مییابد که جوامع و تصمیمگیرندگان از وضعیت «خشکمغزی» فاصله بگیرند—یعنی از تصلب فکری، جزماندیشی و بستهفکری که مانع دیدن راهحلهای خلاقانه و علمی میشود.
تعریف خشکمغزی
خشکمغزی، حالتی است که در آن فرد از پذیرش یا حتی بررسی دیدگاههای متضاد ناتوان است و با تعصب بر عقاید خود پافشاری میکند. این ویژگی، فراتر از یک صفت فردی، پیامدهای گستردهای در حوزههای جامعهشناسی، علمی، سیاسی و اجتماعی دارد. در زبان انگلیسی، معادلهای علمی آن شامل Rigid Thinking (تفکر خشک) و Close-mindedness (بستهفکری) است که بار معنایی دقیقتری دارند.
خشکمغزی در ابعاد جامعهشناختی منجر به فسیلشدگی اجتماعی، در حوزه روانشناختی موجب اختلال در کارکردهای اجرایی مغز، و در سیاست به انسدادهای ساختاری و رشد افراطگرایی منتهی میشود. اما بحران اقلیمی نیازمند نگرش سیال، گفتوگوپذیر و بازاندیشانه است؛ جایی که تغییر نه تهدید، بلکه پیششرط بقاست.
خشکمغزی در ابعاد جامعهشناختی منجر به فسیلشدگی اجتماعی، در حوزه روانشناختی موجب اختلال در کارکردهای اجرایی مغز، و در سیاست به انسدادهای ساختاری و رشد افراطگرایی منتهی میشود. اما بحران اقلیمی نیازمند نگرش سیال، گفتوگوپذیر و بازاندیشانه است؛ جایی که تغییر نه تهدید، بلکه پیششرط بقاست.
🧠 هر تلاشی برای مقابله با گرمایش زمین، کاهش مصرف منابع، یا توسعه فناوریهای سبز، بدون انعطافپذیری شناختی و گذر از تعصب ساختاری، محکوم به شکست است. برای ساخت آیندهای پایدار، باید از بنبست ذهنی عبور کرد.
ابعاد
بعد جامعهشناختی
از منظر جامعهشناسی، خشکمغزی میتواند به یک پدیده جمعی تبدیل شود که به فسیلشدگی اجتماعی منجر میگردد. جوامع گرفتار این حالت، در برابر نوآوری و تغییرات اجتماعی مقاومت نشان میدهند. این مقاومت، اغلب ریشه در پایبندی افراطی به سنتها و ترس از تهدید هویت جمعی دارد، که مانع از پذیرش راهحلهای نوین برای بحرانهایی چون تغییرات اقلیمی میشود.
بعد علمی
در حوزه علمی، خشکمغزی بهعنوان عدم انعطافپذیری شناختی، با کارکردهای اجرایی مغز (کنترلشده توسط قشر پیشپیشانی) مرتبط است. تحقیقات نشان میدهد که افراد دگماتیک تمایل کمتری به جستجوی اطلاعات جدید دارند و در مواجهه با عدم قطعیت، به سرعت به نتیجهگیریهای قطعی میرسند. این ویژگی میتواند پذیرش شواهد علمی درباره تغییرات اقلیمی را مختل کند.
بعد سیاسی
در عرصه سیاسی، خشکمغزی به سیاستورزی جزمی و بنبستهای ایدئولوژیک منجر میشود. رهبران یا جریانهایی که ایدئولوژی را بر علم ترجیح میدهند، از تدوین راهبردهای کارآمد بازمیمانند. برای مثال، پافشاری بر سیاستهای منسوخ در برابر هشدارهای اقلیمی، میتواند به فجایع زیستمحیطی دامن بزند و مانع از همکاریهای جهانی شود.
بعد اجتماعی
در روابط اجتماعی، خشکمغزی به اختلال در ارتباط مؤثر و تنشهای بینفردی منجر میشود. افراد خشکمغز، توانایی گوش دادن فعال و همدلی را ندارند و به جای تبادل نظر، به تحمیل عقاید خود میپردازند. این ویژگی، مانع از شکلگیری گفتوگوهای سازنده برای حل مسائل پیچیدهای چون تغییرات اقلیمی میشود.
تابآوری اقلیمی و راهحلها
تابآوری در برابر تغییرات اقلیمی، مستلزم غلبه بر خشکمغزی و پرورش انعطافپذیری شناختی و اجتماعی است. راهکارها شامل:
• ترویج تفکر انتقادی در آموزش و رسانهها برای ایجاد ذهنی باز و پرسشگر.
• پذیرش عدم قطعیت بهعنوان بخشی از فرآیند علمی و سیاستگذاری.
• تقویت همکاریهای بینرشتهای برای تبادل نظر و کاهش تقابلهای ایدئولوژیک.
فراخوان به اقدام
برای ساختن جهانی تابآورتر، باید از انعطافناپذیری فکری فاصله بگیریم و به سوی پذیرش تغییر حرکت کنیم. حمایت از ابتکارات محلی و جهانی، تغییر در الگوهای مصرف و پشتیبانی از سیاستهای پایدار، گامهایی عملی در این مسیر هستند. بیایید با تقویت انعطافپذیری، آیندهای پایدار بسازیم.
📘 تغییر اقلیمی نمیجنگد با باورهای ما؛ ما هستیم که باید باورهایمان را با تغییر تطبیق دهیم.
مقدمه
جهان امروز با چالشهای عظیم اقلیمی مواجه است که نیازمند بازنگری عمیق در الگوهای فکری و رفتاری جوامع است. یکی از موانع کلیدی در این مسیر، پدیدهای است که در زبان پارسی به «خشکمغزی» شهرت دارد. این اصطلاح، که در زبان انگلیسی با مفاهیمی چون Dogmatism (جزماندیشی) و Cognitive Inflexibility (عدم انعطافپذیری شناختی) هممعنا است، به حالتی از تصلب فکری اشاره دارد که فرد یا جامعه را در چارچوب باورهای خود محصور میکند. در عصر ناپایداریهای زیستمحیطی، تابآوری نه صرفاً به معنای مقاومت، بلکه بهمثابه توانایی تطابق پویا با تغییرات پیچیده و چندبعدی جهانی تعبیر میشود. این تابآوری زمانی تحقق مییابد که جوامع و تصمیمگیرندگان از وضعیت «خشکمغزی» فاصله بگیرند—یعنی از تصلب فکری، جزماندیشی و بستهفکری که مانع دیدن راهحلهای خلاقانه و علمی میشود.
تعریف خشکمغزی
خشکمغزی، حالتی است که در آن فرد از پذیرش یا حتی بررسی دیدگاههای متضاد ناتوان است و با تعصب بر عقاید خود پافشاری میکند. این ویژگی، فراتر از یک صفت فردی، پیامدهای گستردهای در حوزههای جامعهشناسی، علمی، سیاسی و اجتماعی دارد. در زبان انگلیسی، معادلهای علمی آن شامل Rigid Thinking (تفکر خشک) و Close-mindedness (بستهفکری) است که بار معنایی دقیقتری دارند.
خشکمغزی در ابعاد جامعهشناختی منجر به فسیلشدگی اجتماعی، در حوزه روانشناختی موجب اختلال در کارکردهای اجرایی مغز، و در سیاست به انسدادهای ساختاری و رشد افراطگرایی منتهی میشود. اما بحران اقلیمی نیازمند نگرش سیال، گفتوگوپذیر و بازاندیشانه است؛ جایی که تغییر نه تهدید، بلکه پیششرط بقاست.
خشکمغزی در ابعاد جامعهشناختی منجر به فسیلشدگی اجتماعی، در حوزه روانشناختی موجب اختلال در کارکردهای اجرایی مغز، و در سیاست به انسدادهای ساختاری و رشد افراطگرایی منتهی میشود. اما بحران اقلیمی نیازمند نگرش سیال، گفتوگوپذیر و بازاندیشانه است؛ جایی که تغییر نه تهدید، بلکه پیششرط بقاست.
🧠 هر تلاشی برای مقابله با گرمایش زمین، کاهش مصرف منابع، یا توسعه فناوریهای سبز، بدون انعطافپذیری شناختی و گذر از تعصب ساختاری، محکوم به شکست است. برای ساخت آیندهای پایدار، باید از بنبست ذهنی عبور کرد.
ابعاد
بعد جامعهشناختی
از منظر جامعهشناسی، خشکمغزی میتواند به یک پدیده جمعی تبدیل شود که به فسیلشدگی اجتماعی منجر میگردد. جوامع گرفتار این حالت، در برابر نوآوری و تغییرات اجتماعی مقاومت نشان میدهند. این مقاومت، اغلب ریشه در پایبندی افراطی به سنتها و ترس از تهدید هویت جمعی دارد، که مانع از پذیرش راهحلهای نوین برای بحرانهایی چون تغییرات اقلیمی میشود.
بعد علمی
در حوزه علمی، خشکمغزی بهعنوان عدم انعطافپذیری شناختی، با کارکردهای اجرایی مغز (کنترلشده توسط قشر پیشپیشانی) مرتبط است. تحقیقات نشان میدهد که افراد دگماتیک تمایل کمتری به جستجوی اطلاعات جدید دارند و در مواجهه با عدم قطعیت، به سرعت به نتیجهگیریهای قطعی میرسند. این ویژگی میتواند پذیرش شواهد علمی درباره تغییرات اقلیمی را مختل کند.
بعد سیاسی
در عرصه سیاسی، خشکمغزی به سیاستورزی جزمی و بنبستهای ایدئولوژیک منجر میشود. رهبران یا جریانهایی که ایدئولوژی را بر علم ترجیح میدهند، از تدوین راهبردهای کارآمد بازمیمانند. برای مثال، پافشاری بر سیاستهای منسوخ در برابر هشدارهای اقلیمی، میتواند به فجایع زیستمحیطی دامن بزند و مانع از همکاریهای جهانی شود.
بعد اجتماعی
در روابط اجتماعی، خشکمغزی به اختلال در ارتباط مؤثر و تنشهای بینفردی منجر میشود. افراد خشکمغز، توانایی گوش دادن فعال و همدلی را ندارند و به جای تبادل نظر، به تحمیل عقاید خود میپردازند. این ویژگی، مانع از شکلگیری گفتوگوهای سازنده برای حل مسائل پیچیدهای چون تغییرات اقلیمی میشود.
تابآوری اقلیمی و راهحلها
تابآوری در برابر تغییرات اقلیمی، مستلزم غلبه بر خشکمغزی و پرورش انعطافپذیری شناختی و اجتماعی است. راهکارها شامل:
• ترویج تفکر انتقادی در آموزش و رسانهها برای ایجاد ذهنی باز و پرسشگر.
• پذیرش عدم قطعیت بهعنوان بخشی از فرآیند علمی و سیاستگذاری.
• تقویت همکاریهای بینرشتهای برای تبادل نظر و کاهش تقابلهای ایدئولوژیک.
فراخوان به اقدام
برای ساختن جهانی تابآورتر، باید از انعطافناپذیری فکری فاصله بگیریم و به سوی پذیرش تغییر حرکت کنیم. حمایت از ابتکارات محلی و جهانی، تغییر در الگوهای مصرف و پشتیبانی از سیاستهای پایدار، گامهایی عملی در این مسیر هستند. بیایید با تقویت انعطافپذیری، آیندهای پایدار بسازیم.
📘 تغییر اقلیمی نمیجنگد با باورهای ما؛ ما هستیم که باید باورهایمان را با تغییر تطبیق دهیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استفاده از هوش مصنوعی grok برای تشخیص پوشش گیاهی
https://news.1rj.ru/str/factnameh سال ها است کانالی تحت عنوان فکت نامه ایجاد شده که با بررسی اخبار در زمینه های مختلف و راست آزمایی آنها بر اساس مستندات و مبانی علمی اخبار جعلی و شبه علمی را نقد می کند و واقعیت های نادیده گرفته شده را نشان می دهد.سعی خواهیم کرد در هفت اقلیم پست های علمی راجع به برخی مباحث شبه علمی مطرح شده در رسانه ها یا فضای مجازی را با کمک دوستان در "واقع نامه اقلیمی" سنجش نماییم. دوستان همراهی کنند تا مانع از گسترش اخبار زرد و جعلی علمی برخی کانال های بی نام و نشان یا کارشناسان بی تخصص باشیم.
Telegram
FactNameh | فکتنامه
فکتنامه اولین سایت درستیسنجی (فکتچکینگ) سیاسی دربارهی ایران است.
وبسایت: factnameh.com
بات تلگرامی فکتنامه: @FactnamehBot
ارتباط مستقیم: @FactNamehAdmin
twitter.com/factnameh
fb.com/factnameh
instagram.com/factnameh
وبسایت: factnameh.com
بات تلگرامی فکتنامه: @FactnamehBot
ارتباط مستقیم: @FactNamehAdmin
twitter.com/factnameh
fb.com/factnameh
instagram.com/factnameh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://news.1rj.ru/str/ClimateOverview فکت نامه اقلیمی شماره یک:
بررسی یک ادعای تاریخی: همایش
«چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز (سال 1375)
در سالهای اخیر، ادعایی از سوی محمد درویش، کارشناس برجسته محیط زیست، مبنی بر برگزاری همایشی با عنوان «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز در سال 1375 شمسی (1996 میلادی) مطرح شده است. بررسیهای علمی و مستندات تاریخی نشان میدهد که این ادعا در هسته خود، صحیح و قابل تأیید است، هرچند که عنوان دقیق همایش ممکن است با آنچه به صورت عمومی مطرح شده، متفاوت باشد.
بستر تاریخی: دریاچه ارومیه در دوران پرآبی
تصور غالب امروز از دریاچه ارومیه، خشکی و بحران آب است. اما در اواسط دهه 1370 شمسی، وضعیت کاملاً متفاوت بود. در آن دوره، دریاچه ارومیه اوج پرآبی خود را تجربه میکرد، به طوری که در سال 1374 تراز آب به 1278.2 متر رسید که بالاترین تراز ثبتشده برای این دریاچه است. این فراوانی آب، نگرانیهای جدی را برای مسئولان و ساکنان منطقه ایجاد کرده بود؛ دریاچه به عنوان یک تهدید برای اراضی کشاورزی و زیرساختها تلقی میشد و این "ترسالی" از سوی برخی مسئولان وقت ادامه 👇👇
بررسی یک ادعای تاریخی: همایش
«چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز (سال 1375)
در سالهای اخیر، ادعایی از سوی محمد درویش، کارشناس برجسته محیط زیست، مبنی بر برگزاری همایشی با عنوان «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز در سال 1375 شمسی (1996 میلادی) مطرح شده است. بررسیهای علمی و مستندات تاریخی نشان میدهد که این ادعا در هسته خود، صحیح و قابل تأیید است، هرچند که عنوان دقیق همایش ممکن است با آنچه به صورت عمومی مطرح شده، متفاوت باشد.
بستر تاریخی: دریاچه ارومیه در دوران پرآبی
تصور غالب امروز از دریاچه ارومیه، خشکی و بحران آب است. اما در اواسط دهه 1370 شمسی، وضعیت کاملاً متفاوت بود. در آن دوره، دریاچه ارومیه اوج پرآبی خود را تجربه میکرد، به طوری که در سال 1374 تراز آب به 1278.2 متر رسید که بالاترین تراز ثبتشده برای این دریاچه است. این فراوانی آب، نگرانیهای جدی را برای مسئولان و ساکنان منطقه ایجاد کرده بود؛ دریاچه به عنوان یک تهدید برای اراضی کشاورزی و زیرساختها تلقی میشد و این "ترسالی" از سوی برخی مسئولان وقت ادامه 👇👇
فکت نامه اقلیمی شماره ۱: https://news.1rj.ru/str/ClimateOverview هفت اقلیم. محمود خسروی
بررسی یک ادعای تاریخی: همایش «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز (سال 1375)
در سالهای اخیر، ادعایی از سوی محمد درویش، کارشناس برجسته محیط زیست، مبنی بر برگزاری همایشی با عنوان «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز در سال 1375 شمسی (1996 میلادی) مطرح شده است. بررسیهای علمی و مستندات تاریخی نشان میدهد که این ادعا در هسته خود، صحیح و قابل تأیید است، هرچند که عنوان دقیق همایش ممکن است با آنچه به صورت عمومی مطرح شده، متفاوت باشد.
بستر تاریخی: دریاچه ارومیه در دوران پرآبی
تصور غالب امروز از دریاچه ارومیه، خشکی و بحران آب است. اما در اواسط دهه 1370 شمسی، وضعیت کاملاً متفاوت بود. در آن دوره، دریاچه ارومیه اوج پرآبی خود را تجربه میکرد، به طوری که در سال 1374 تراز آب به 1278.2 متر رسید که بالاترین تراز ثبتشده برای این دریاچه است. این فراوانی آب، نگرانیهای جدی را برای مسئولان و ساکنان منطقه ایجاد کرده بود؛ دریاچه به عنوان یک تهدید برای اراضی کشاورزی و زیرساختها تلقی میشد و این "ترسالی" از سوی برخی مسئولان وقت "شروع زنگ خطر و بدبختی" قلمداد میشد.
تایید برگزاری همایش و محتوای آن
اگرچه عنوان دقیق «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» به طور رسمی در فهرست همایشهای دانشگاه تبریز برای سال 1375 یافت نشد، اما شواهد مستقیمی وجود دارد که برگزاری «سومین کنفرانس مدیریت منابع آب ایران» در دانشگاه تبریز در همان سال را تأیید میکند. این همایش دقیقاً با زمان و مکان ادعا شده توسط محمد درویش مطابقت دارد.
محمد درویش به طور مداوم در اظهارات خود به وجود "مجموعه مقالات" این همایش اشاره کرده و آن را "کاملاً واقعی" و "در تاریخ این کشور ثبت شده" میداند. تأیید وجود "مجموعه مقالات سومین کنفرانس مدیریت منابع آب ایران، دانشگاه تبریز، صفحات 137-165" این بخش از ادعای درویش را نیز پشتیبانی میکند.
تفسیر عنوان "چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم"
با توجه به نگرانیهای آن زمان از بالا آمدن سطح آب دریاچه و تهدید سیل، عنوان تحریکآمیز ادعا شده توسط درویش، احتمالاً نه به معنای قصد واقعی برای نابودی کامل دریاچه، بلکه به عنوان یک بیان اغراقآمیز یا عامیانه از فوریت برای مهار پیامدهای منفی افزایش آب آن بر فعالیتهای انسانی و زیرساختها بوده است. بسیار محتمل است که این عنوان، خلاصهای از بحثها در مورد راهبردهای کنترل سیل، حفاظت از اراضی کشاورزی و مدیریت آب "مازاد" بوده و به یک جلسه خاص، یک پنل تخصصی یا یک سخنرانی تأثیرگذار درون کنفرانس رسمیتر "مدیریت منابع آب" اشاره دارد.
پیامدهای گستردهتر و درسهای محیط زیستی
این تناقض تاریخی - از نگرانی درباره "آب مازاد" به بحران خشکی شدید - نشاندهنده یک پارادوکس عمیق در مدیریت محیط زیست ایران است. سیاستها و بحثهای اواسط دهه 1370 که تحت تأثیر نگرانیهای فوری از سیل بود، به اقداماتی نظیر گسترش اراضی کشاورزی، احداث سدهای متعدد و افزایش بهرهبرداری از آبهای زیرزمینی منجر شد. این مداخلات، در حالی که در آن زمان منطقی به نظر میرسیدند، ناخواسته زمینه را برای کمبود آب فاجعهبار بعدی فراهم کردند، هنگامی که شرایط اقلیمی تغییر یافت.
این مورد به وضوح خطرات سیاستهای محیط زیستی کوتاهمدت و واکنشی را نشان میدهد که در برنامهریزیهای بلندمدت، دینامیکهای اکولوژیکی و تغییرات اقلیمی را در نظر نمیگیرند. درس حیاتی از دریاچه ارومیه نه تنها در مورد خود دریاچه، بلکه در مورد ضرورت فوری مدیریت منابع آب واقعاً انطباقی، آگاهانه از نظر علمی و یکپارچه است که باید از چرخههای سیاسی کوتاهمدت و بحرانهای فوری فراتر رود. این امر مستلزم تغییر پارادایم بنیادی از صرفاً "مدیریت آب" به عنوان یک کالا به "مدیریت کل اکوسیستمی که آب آن را حفظ میکند" است.
هفت اقلیم این ادعا را " کاملا درست" ارزیابی می کند.
بررسی یک ادعای تاریخی: همایش «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز (سال 1375)
در سالهای اخیر، ادعایی از سوی محمد درویش، کارشناس برجسته محیط زیست، مبنی بر برگزاری همایشی با عنوان «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» در دانشگاه تبریز در سال 1375 شمسی (1996 میلادی) مطرح شده است. بررسیهای علمی و مستندات تاریخی نشان میدهد که این ادعا در هسته خود، صحیح و قابل تأیید است، هرچند که عنوان دقیق همایش ممکن است با آنچه به صورت عمومی مطرح شده، متفاوت باشد.
بستر تاریخی: دریاچه ارومیه در دوران پرآبی
تصور غالب امروز از دریاچه ارومیه، خشکی و بحران آب است. اما در اواسط دهه 1370 شمسی، وضعیت کاملاً متفاوت بود. در آن دوره، دریاچه ارومیه اوج پرآبی خود را تجربه میکرد، به طوری که در سال 1374 تراز آب به 1278.2 متر رسید که بالاترین تراز ثبتشده برای این دریاچه است. این فراوانی آب، نگرانیهای جدی را برای مسئولان و ساکنان منطقه ایجاد کرده بود؛ دریاچه به عنوان یک تهدید برای اراضی کشاورزی و زیرساختها تلقی میشد و این "ترسالی" از سوی برخی مسئولان وقت "شروع زنگ خطر و بدبختی" قلمداد میشد.
تایید برگزاری همایش و محتوای آن
اگرچه عنوان دقیق «چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم» به طور رسمی در فهرست همایشهای دانشگاه تبریز برای سال 1375 یافت نشد، اما شواهد مستقیمی وجود دارد که برگزاری «سومین کنفرانس مدیریت منابع آب ایران» در دانشگاه تبریز در همان سال را تأیید میکند. این همایش دقیقاً با زمان و مکان ادعا شده توسط محمد درویش مطابقت دارد.
محمد درویش به طور مداوم در اظهارات خود به وجود "مجموعه مقالات" این همایش اشاره کرده و آن را "کاملاً واقعی" و "در تاریخ این کشور ثبت شده" میداند. تأیید وجود "مجموعه مقالات سومین کنفرانس مدیریت منابع آب ایران، دانشگاه تبریز، صفحات 137-165" این بخش از ادعای درویش را نیز پشتیبانی میکند.
تفسیر عنوان "چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم"
با توجه به نگرانیهای آن زمان از بالا آمدن سطح آب دریاچه و تهدید سیل، عنوان تحریکآمیز ادعا شده توسط درویش، احتمالاً نه به معنای قصد واقعی برای نابودی کامل دریاچه، بلکه به عنوان یک بیان اغراقآمیز یا عامیانه از فوریت برای مهار پیامدهای منفی افزایش آب آن بر فعالیتهای انسانی و زیرساختها بوده است. بسیار محتمل است که این عنوان، خلاصهای از بحثها در مورد راهبردهای کنترل سیل، حفاظت از اراضی کشاورزی و مدیریت آب "مازاد" بوده و به یک جلسه خاص، یک پنل تخصصی یا یک سخنرانی تأثیرگذار درون کنفرانس رسمیتر "مدیریت منابع آب" اشاره دارد.
پیامدهای گستردهتر و درسهای محیط زیستی
این تناقض تاریخی - از نگرانی درباره "آب مازاد" به بحران خشکی شدید - نشاندهنده یک پارادوکس عمیق در مدیریت محیط زیست ایران است. سیاستها و بحثهای اواسط دهه 1370 که تحت تأثیر نگرانیهای فوری از سیل بود، به اقداماتی نظیر گسترش اراضی کشاورزی، احداث سدهای متعدد و افزایش بهرهبرداری از آبهای زیرزمینی منجر شد. این مداخلات، در حالی که در آن زمان منطقی به نظر میرسیدند، ناخواسته زمینه را برای کمبود آب فاجعهبار بعدی فراهم کردند، هنگامی که شرایط اقلیمی تغییر یافت.
این مورد به وضوح خطرات سیاستهای محیط زیستی کوتاهمدت و واکنشی را نشان میدهد که در برنامهریزیهای بلندمدت، دینامیکهای اکولوژیکی و تغییرات اقلیمی را در نظر نمیگیرند. درس حیاتی از دریاچه ارومیه نه تنها در مورد خود دریاچه، بلکه در مورد ضرورت فوری مدیریت منابع آب واقعاً انطباقی، آگاهانه از نظر علمی و یکپارچه است که باید از چرخههای سیاسی کوتاهمدت و بحرانهای فوری فراتر رود. این امر مستلزم تغییر پارادایم بنیادی از صرفاً "مدیریت آب" به عنوان یک کالا به "مدیریت کل اکوسیستمی که آب آن را حفظ میکند" است.
هفت اقلیم این ادعا را " کاملا درست" ارزیابی می کند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قند مکرر . استاد دکتر کردوانی..دیروز در مسیر گرمسار و مقبره ایشان یاد این حرف بودم
👏4
🇮🇷 فکتنامه اقلیمی: آیا پاییز و زمستان ۱۴۰۴ ایران پربارش خواهد بود؟ #هفت اقلیم .محمود خسروی
📌 ادعا:
پستی در فضای مجازی با استناد به کاهش شاخص AMO (نوسان چنددههای اطلس) مدعی است که پاییز و زمستان ۱۴۰۴ در ایران پربارش و برفی خواهد بود.
✅ واقعیت علمی:
ارتباط فاز منفی AMO با افزایش بارش در ایران در مقیاس بلندمدت (چنددههای) مستند است، اما AMO بهتنهایی برای پیشبینی یک فصل خاص کافی نیست.
اقلیم یک فصل تحت تأثیر عوامل قویتری مانند ENSO (نوسان جنوبی النینو) و NAO (نوسان اطلس شمالی) قرار دارد. الگوهای دورپیوند متعدد و بسیار پیچیده هستند.
پیشبینیهای معتبر جهانی (IRI دانشگاه کلمبیا و NOAA) با استفاده از مدلهای چندگانه (MME) نشان میدهند:
احتمال بالای بارش کمتر از نرمال و ریسک خشکسالی در ایران و خاورمیانه برای پاییز و زمستان ۱۴۰۴.
عامل اصلی: شرایط خنثی متمایل به لانینا در اقیانوس آرام که بر سایر شاخصها غلبه میکند.
⚖️ رأی نهایی: 🔴 گمراهکننده
ادعای زمستان پربارش بر اساس AMO سادهسازی بیش از حد علم اقلیم است و با شواهد علمی معتبر جهانی در تناقض است.👇👇
📌 ادعا:
پستی در فضای مجازی با استناد به کاهش شاخص AMO (نوسان چنددههای اطلس) مدعی است که پاییز و زمستان ۱۴۰۴ در ایران پربارش و برفی خواهد بود.
✅ واقعیت علمی:
ارتباط فاز منفی AMO با افزایش بارش در ایران در مقیاس بلندمدت (چنددههای) مستند است، اما AMO بهتنهایی برای پیشبینی یک فصل خاص کافی نیست.
اقلیم یک فصل تحت تأثیر عوامل قویتری مانند ENSO (نوسان جنوبی النینو) و NAO (نوسان اطلس شمالی) قرار دارد. الگوهای دورپیوند متعدد و بسیار پیچیده هستند.
پیشبینیهای معتبر جهانی (IRI دانشگاه کلمبیا و NOAA) با استفاده از مدلهای چندگانه (MME) نشان میدهند:
احتمال بالای بارش کمتر از نرمال و ریسک خشکسالی در ایران و خاورمیانه برای پاییز و زمستان ۱۴۰۴.
عامل اصلی: شرایط خنثی متمایل به لانینا در اقیانوس آرام که بر سایر شاخصها غلبه میکند.
⚖️ رأی نهایی: 🔴 گمراهکننده
ادعای زمستان پربارش بر اساس AMO سادهسازی بیش از حد علم اقلیم است و با شواهد علمی معتبر جهانی در تناقض است.👇👇
❤1👍1
📚 توصیه: برای اطلاعات دقیق، به پیشبینیهای رسمی سازمان هواشناسی ایران و مراکز بینالمللی مانند IRI و NOAA مراجعه کنید.
#سواد_اقلیمی #راستیآزمایی #پیشبینی_هواشناسی #AMO #خشکسالی
#سواد_اقلیمی #راستیآزمایی #پیشبینی_هواشناسی #AMO #خشکسالی
Forwarded from FactNameh | فکتنامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آیا حمله به تاسیسات نطنز، آب را به زایندهرود بازگرداند؟
🔹ادعا شده که بعد از بمباران تاسیسات هستهای نطنز، ۴۰ میلیون مترمکعب آب به زایندهرود برگشته است و همین نشان میدهد رودخانه بخاطر این تاسیسات خشک شده، نه خشکسالی.
🔹این ادعا نادرست است. فرآیند غنیسازی اورانیوم آب زیادی مصرف نمیکند و در مقابل صنایع آببری مثل فولاد، ناچیز است.
🔹حتی اگر ۴۰ میلیون مترمکعب آب آزاد شده باشد، این مقدار فقط ۲.۸ درصد ظرفیت سد زایندهرود است.
🔹ویدیوهای کوتاه درستیسنجی را در کانال یوتیوب فکتنامه ببینید:
https://www.youtube.com/@FactNameh/shorts
👈 مقاله مرتبط را در فکتنامه بخوانید
🌐 @Factnameh
🔹ادعا شده که بعد از بمباران تاسیسات هستهای نطنز، ۴۰ میلیون مترمکعب آب به زایندهرود برگشته است و همین نشان میدهد رودخانه بخاطر این تاسیسات خشک شده، نه خشکسالی.
🔹این ادعا نادرست است. فرآیند غنیسازی اورانیوم آب زیادی مصرف نمیکند و در مقابل صنایع آببری مثل فولاد، ناچیز است.
🔹حتی اگر ۴۰ میلیون مترمکعب آب آزاد شده باشد، این مقدار فقط ۲.۸ درصد ظرفیت سد زایندهرود است.
🔹ویدیوهای کوتاه درستیسنجی را در کانال یوتیوب فکتنامه ببینید:
https://www.youtube.com/@FactNameh/shorts
👈 مقاله مرتبط را در فکتنامه بخوانید
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 🔥Video Downloader: Instagram | TikTok | YT
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Glad to help!
Yours, @SaveMedia_bot ❤️
Yours, @SaveMedia_bot ❤️
📌 در بررسی سه ادعای پرتکرار درباره «جنگ اقلیمی نتانیاهو علیه ایران»، فکت نامه اقلیمی به نتایج زیر رسیده است:
1️⃣ ادعای ارجاع به کتاب برژینسکی:
نه در کتاب «بین دو عصر» و نه در سخنان یا یادداشتهای رسمی او، هیچ اشارهای به جنگ اقلیمی یا دستکاری آبوهوا علیه ایران نشده است. تمرکز کتاب، بر دگرگونیها ژئوپلیتیک عصر تکنوترونیک است، نه آبوهوای ایران.
2️⃣ شرکتهای اسرائیلی در ترکیه؟
هیچ سند معتبر علمی، گزارشی از سازمانهای بینالمللی یا دادهای مستقل، چنین ادعایی را تأیید نمیکند. تفاوت شرایط دریاچه وان و ارومیه برآمده از ویژگیهای طبیعی و سوء مدیریت منابع آب در ایران است، نه پروژههای پنهان دشمنان.
3️⃣ ابرهایی که «منحرف» میشوند؟
الگوهای هواشناسی در مقیاس قارهای شکل میگیرند و تغییر آنها نیازمند فناوریهایی فراتر از توان بشر امروز است. شواهد ماهوارهای ناسا و دادههای منطقهای نشان میدهند خشکسالی در ایران، ترکیه و عراق بخشی از یک الگوی منطقهای تغییر اقلیم است.
📊 بررسی سهم عوامل مؤثر در بحران آب ایران )طبق منابع معتبر) :
• مدیریت نادرست منابع آب: ۵۰٪
• تغییرات اقلیمی جهانی و کاهش بارشها: 50٪
🔬 پیامد روشن است:
✅ فناوری امروز توانایی دستکاری آبوهوا در مقیاس ملی را ندارد.
✅ بحران آب ایران حاصل ترکیبی از تغییرات جهانی و سیاستگذاری داخلی است.
✅ راهحلها نیز در دانش، برنامهریزی و اراده ملی نهفتهاند، نه در تئوریهای توطئه.
"توهم توطئه، انگیزه حل مسئله را تضعیف میکند."
بیایید روایتهای هیجانی را کنار بگذاریم و بهجای دشمنسازی، از واقعیتها برای رهایی منابع آبی کشور بهره ببریم.
#آب #ایران #تغییرات_اقلیمی #خشکسالی #سیاست_آب #مدیریت_منابع_آب #دانش_محور #فکت_محور #محیط_زیست# هفت اقلیم #Lake Urmia #Climate Change #Water Crisis #Science Based Policy #UNEP #Fact Checking
1️⃣ ادعای ارجاع به کتاب برژینسکی:
نه در کتاب «بین دو عصر» و نه در سخنان یا یادداشتهای رسمی او، هیچ اشارهای به جنگ اقلیمی یا دستکاری آبوهوا علیه ایران نشده است. تمرکز کتاب، بر دگرگونیها ژئوپلیتیک عصر تکنوترونیک است، نه آبوهوای ایران.
2️⃣ شرکتهای اسرائیلی در ترکیه؟
هیچ سند معتبر علمی، گزارشی از سازمانهای بینالمللی یا دادهای مستقل، چنین ادعایی را تأیید نمیکند. تفاوت شرایط دریاچه وان و ارومیه برآمده از ویژگیهای طبیعی و سوء مدیریت منابع آب در ایران است، نه پروژههای پنهان دشمنان.
3️⃣ ابرهایی که «منحرف» میشوند؟
الگوهای هواشناسی در مقیاس قارهای شکل میگیرند و تغییر آنها نیازمند فناوریهایی فراتر از توان بشر امروز است. شواهد ماهوارهای ناسا و دادههای منطقهای نشان میدهند خشکسالی در ایران، ترکیه و عراق بخشی از یک الگوی منطقهای تغییر اقلیم است.
📊 بررسی سهم عوامل مؤثر در بحران آب ایران )طبق منابع معتبر) :
• مدیریت نادرست منابع آب: ۵۰٪
• تغییرات اقلیمی جهانی و کاهش بارشها: 50٪
🔬 پیامد روشن است:
✅ فناوری امروز توانایی دستکاری آبوهوا در مقیاس ملی را ندارد.
✅ بحران آب ایران حاصل ترکیبی از تغییرات جهانی و سیاستگذاری داخلی است.
✅ راهحلها نیز در دانش، برنامهریزی و اراده ملی نهفتهاند، نه در تئوریهای توطئه.
"توهم توطئه، انگیزه حل مسئله را تضعیف میکند."
بیایید روایتهای هیجانی را کنار بگذاریم و بهجای دشمنسازی، از واقعیتها برای رهایی منابع آبی کشور بهره ببریم.
#آب #ایران #تغییرات_اقلیمی #خشکسالی #سیاست_آب #مدیریت_منابع_آب #دانش_محور #فکت_محور #محیط_زیست# هفت اقلیم #Lake Urmia #Climate Change #Water Crisis #Science Based Policy #UNEP #Fact Checking
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طوفان فلوریس؛ طوفانی تابستانی با ویژگیهای زمستانی
طوفان فلوریس نمونهای برجسته از پویاییهای جوی در عرضهای میانی است که فراتر از انتظارات فصلی ظاهر شده است. این سامانه هماکنون در اسکاتلند فعال است و سرعت بادهای آن در مناطق پست به بیش از ۱۲۵ کیلومتر بر ساعت و در ارتفاعات کوهستانی به بیش از ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت رسیده است؛ رکوردهایی بیسابقه برای ماه اوت در بسیاری از ایستگاههای هواشناسی.
آنچه فلوریس را متمایز میسازد، نهتنها شدت آن بلکه ناهنجاری فصلی آن است. این طوفان تحت تأثیر یک جریان رودبادی قدرتمند شکل گرفت و تقویت شد؛ الگویی که معمولاً در فصلهای پاییز یا زمستان مشاهده میشود. تضاد دمایی شدید میان تودههای هوای گرم و سرد در اطراف اقیانوس اطلس شمالی موجب افزایش باروکلینیکی و بیثباتی جوی شد که شرایط را برای رشد سریع سامانه فراهم کرد.
🔬 مکانیسمهای کلیدی مؤثر در شکلگیری فلوریس:
- باروکلینیسیته شدید: افزایش بیثباتی و حرکتهای قائم ناشی از تضاد دمایی.
- رهاسازی گرمای نهان: مقادیر بالای بخار قابل بارش موجب تقویت همرفت و کاهش فشار سطحی شد.
- افزایش گرادیان فشار: افت فشار سطحی 👇👇👇
طوفان فلوریس نمونهای برجسته از پویاییهای جوی در عرضهای میانی است که فراتر از انتظارات فصلی ظاهر شده است. این سامانه هماکنون در اسکاتلند فعال است و سرعت بادهای آن در مناطق پست به بیش از ۱۲۵ کیلومتر بر ساعت و در ارتفاعات کوهستانی به بیش از ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت رسیده است؛ رکوردهایی بیسابقه برای ماه اوت در بسیاری از ایستگاههای هواشناسی.
آنچه فلوریس را متمایز میسازد، نهتنها شدت آن بلکه ناهنجاری فصلی آن است. این طوفان تحت تأثیر یک جریان رودبادی قدرتمند شکل گرفت و تقویت شد؛ الگویی که معمولاً در فصلهای پاییز یا زمستان مشاهده میشود. تضاد دمایی شدید میان تودههای هوای گرم و سرد در اطراف اقیانوس اطلس شمالی موجب افزایش باروکلینیکی و بیثباتی جوی شد که شرایط را برای رشد سریع سامانه فراهم کرد.
🔬 مکانیسمهای کلیدی مؤثر در شکلگیری فلوریس:
- باروکلینیسیته شدید: افزایش بیثباتی و حرکتهای قائم ناشی از تضاد دمایی.
- رهاسازی گرمای نهان: مقادیر بالای بخار قابل بارش موجب تقویت همرفت و کاهش فشار سطحی شد.
- افزایش گرادیان فشار: افت فشار سطحی 👇👇👇
- افزایش گرادیان فشار: افت فشار سطحی منجر به تشدید سرعت بادها گردید.
طوفان فلوریس نشان میدهد که چگونه دینامیکهای جوی کلاسیک میتوانند در خارج از چارچوبهای فصلی ظاهر شوند. پرسش مهم این است که آیا این رخداد یک ناهنجاری آماری است یا نشانهای از تغییرات ساختاری در رفتار سامانههای جوی؟ پاسخ به این پرسش نیازمند تحلیلهای دقیقتر و مدلسازیهای پیشرفتهتر است.
📚 این رخداد فرصتی است برای بازنگری در درک ما از تعامل میان جریان رودبادها با همان جت استریم ها، ناپایداری ترمودینامیکی و انتقال رطوبت در عرضهای میانی.
اقلیمشناسی #طوفان فلوریس #هواشناسی #دینامیک جوی #باروکلینیک #جریان رودبادی #گرادیان فشار #تغییرات اقلیمی #پژوهش اقلیمی # هفت اقلیم محمود خسروی
مرجع:https://www.instagram.com/copernicusecmwf
طوفان فلوریس نشان میدهد که چگونه دینامیکهای جوی کلاسیک میتوانند در خارج از چارچوبهای فصلی ظاهر شوند. پرسش مهم این است که آیا این رخداد یک ناهنجاری آماری است یا نشانهای از تغییرات ساختاری در رفتار سامانههای جوی؟ پاسخ به این پرسش نیازمند تحلیلهای دقیقتر و مدلسازیهای پیشرفتهتر است.
📚 این رخداد فرصتی است برای بازنگری در درک ما از تعامل میان جریان رودبادها با همان جت استریم ها، ناپایداری ترمودینامیکی و انتقال رطوبت در عرضهای میانی.
اقلیمشناسی #طوفان فلوریس #هواشناسی #دینامیک جوی #باروکلینیک #جریان رودبادی #گرادیان فشار #تغییرات اقلیمی #پژوهش اقلیمی # هفت اقلیم محمود خسروی
مرجع:https://www.instagram.com/copernicusecmwf