بابت تمام روزایی که بهت سخت گذشت، من بغلت میکنم.
بابت تمام روزایی که کسی نبود اشکاتو پاک کنه، من بغلت میکنم.
بابت تمام روزایی که روحت خسته شد،ناامید شد و فکر کردی اخر راهته، من بغلت میکنم.
بابت تمام روزایی که صداتو توی گلوت خفه کردی و از خودت دفاع نکردی و شروع کردی به خودخوری کردن،من بغلت میکنم.
بابت تمام روزایی که چشمای قشنگت بین قطره های رها نشده از چشمات سوختن و با درد بسته شدن،من بغلت میکنم.
برای تمام روزایی که کسی بغلت نکرد،من بغلت میکنم.
بابت تمام روزایی که کسی نبود اشکاتو پاک کنه، من بغلت میکنم.
بابت تمام روزایی که روحت خسته شد،ناامید شد و فکر کردی اخر راهته، من بغلت میکنم.
بابت تمام روزایی که صداتو توی گلوت خفه کردی و از خودت دفاع نکردی و شروع کردی به خودخوری کردن،من بغلت میکنم.
بابت تمام روزایی که چشمای قشنگت بین قطره های رها نشده از چشمات سوختن و با درد بسته شدن،من بغلت میکنم.
برای تمام روزایی که کسی بغلت نکرد،من بغلت میکنم.
﮼کدئین
میدونی، تو برای من خیلی متفاوتی. دوست داشتنت برام قشنگه و من هیچوقت نمیخوام از دوست داشتنت دست بکشم. تو ازونایی بودی که همیشه و توی هر شرایط کنارم بود. وقتی داشتم توی دریای اشکام غرق میشدم دستشو به سمتم دراز نکرد؛ بلکه پرید تو آب بغلم کرد و نجاتم داد. تو همون حس خوبی که وقتی بهت فکر میکنم لبخند میزنم. تو یه تیکه ی بزرگ از وجودم و یه بخش بزرگ از زندگی منی. بعضی وقتا تعجب میکنم که انقدر شبیهمی. از اینکه منو میفهمی، خشمو توی چشمام میبینی و آرومم میکنی. میخوام بدونی دوستت دارم و برام خیلی عزیزی. لطفاً از اون دسته آدما باش که موندگارن. من برای بقیه ی زندگیم بهت احتیاج دارم.
کنار تو انگار تازه میفهمم چقدر دوست داشتنی ام؛ که چه حجم از عشق توی وجودم بوده و خبر نداشتم که چقدر دستام برای آغوش مردی میتونن گرم باشن اینکه چطور با بوی بدنش دل نگرونیامو خواب میکنم و چقدر میتونم از خودم بگذرم وقتی حرف اون باشه اونی که حتی فکرش می ارزه به تموم دنیا چون دلش خورشیده و بوسه هاش نورچه ی احساس پس مهم نیست این دنیا چقدر تلخ و زننده باشه من معشوقی دارم گوشه ای از این جهان که تموم جهنم ها رو برای من بهشت میکنه و نه فقط توی این زندگی ما به ستاره ها قسم خوردیم که توی تموم تناسخ های بعدی به هم وفادار بمونیم و کنار هم.
﮼کدئین
تو یه حس خاصی داری یه جور آرامش نایاب که هیچجا پیدا نمیشه جز کنار تو.
حضورِت مثل نسیمیِ که حتی خستگیِ روزایِ سخت رو از تنم میبره.
تو اونی هستی که با یه لبخندت میشه دوباره به دنیا دل بست، میشه دوباره عاشق زندگی شد.
هر بار که اسمت میاد، انگار قلبم یادش میافته هنوز میتونه محکمتر بتپه.
تو نه فقط یه آدمی، تو قراری، یه حس موندگار، یه تکیهگاه امن وسط همهی بیقراریهام. با تو، حتی سکوت هم معنا داره، حتی نبودنِ کلمات هم پر از حرف میشه.
تو اون اتفاق قشنگی هستی که وقتی اومدی، دیگه هیچ چیز شبیه قبل نشد.
کاش همیشه بمونی، چون دلم به بودنت بندِ، و زندگیم به عشقت نفس میکشه.
حضورِت مثل نسیمیِ که حتی خستگیِ روزایِ سخت رو از تنم میبره.
تو اونی هستی که با یه لبخندت میشه دوباره به دنیا دل بست، میشه دوباره عاشق زندگی شد.
هر بار که اسمت میاد، انگار قلبم یادش میافته هنوز میتونه محکمتر بتپه.
تو نه فقط یه آدمی، تو قراری، یه حس موندگار، یه تکیهگاه امن وسط همهی بیقراریهام. با تو، حتی سکوت هم معنا داره، حتی نبودنِ کلمات هم پر از حرف میشه.
تو اون اتفاق قشنگی هستی که وقتی اومدی، دیگه هیچ چیز شبیه قبل نشد.
کاش همیشه بمونی، چون دلم به بودنت بندِ، و زندگیم به عشقت نفس میکشه.
❤1