میخوام بگم از زیبایی چشمات، همون چشمایی که قابلیت اینو دارن منو غرق کنن توی زیبا ییاشون، بگم از سرخی و شیرینی لبات که مثل انارِ خونه مامان بزرگ تو شب یلدا بود، بگم از برجستگی و سرخی گونه هات که تو گرما و سرمای تابستون و بهار به چشم میخورد و من مثل همیشه دل تو دلم نبود که یه بوسه ریز هک کنم روش، بگم از گرما و نرمی دستات همونا که انقدر کوچولو بودن هر دو رو مشت میکردی و جا میکردی تو یه دستم، از فرفری موهات بگم که دلبری میکردی باهاش و دلم میخواست تا صبح دست کنم لای موهای نرم و خوش بوت تا دستم بوی موهات رو به خودش بگیره.
میخوام بگم از زیبایی چشمات، همون چشمایی که قابلیت اینو دارن منو غرق کنن توی زیبا ییاشون، بگم از سرخی و شیرینی لبات که مثل انارِ خونه مامان بزرگ تو شب یلدا بود، بگم از برجستگی و سرخی گونه هات که تو گرما و سرمای تابستون و بهار به چشم میخورد و من مثل همیشه دل تو دلم نبود که یه بوسه ریز هک کنم روش، بگم از گرما و نرمی دستات همونا که انقدر کوچولو بودن هر دو رو مشت میکردی و جا میکردی تو یه دستم، از فرفری موهات بگم که دلبری میکردی باهاش و دلم میخواست تا صبح دست کنم لای موهای نرم و خوش بوت تا دستم بوی موهات رو به خودش بگیره.
1