خدای زمینی من؛ تو انقدر در وجودم عمیق شده ای که گمانم حتی اگر میلیون ها سال بعد زمانی که تبدیل به خاک و بذر شدیم گلی شوم با عطر دست های تو؛ و در تمام پروانه ها دنبال نقش چشمانت بگردم. با هر وزش نسیم و دلربایی برگ ها بگویم؛ من زمانی محبوب عاشق ترین مرد زمین بودم، مردی که جای زخم هایم بوسه کاشت و تا ممکن ترین حدی که یک قلب می تواند از امنیت ملموس اغوشش درونم جاری کرد. پس مهم نیست من چگونه باشم روح من تا همیشه به دنبال او خواهد گشت. چرا که جان من و او را از یک گل ساخته اند اولين و اخرين من.
Your love is the kind of magic that turns ordinary moments into extraordinary memories.
﮼کدئین
خوش به حال باد
گونههایت را لمس میکند
و هیچکس از او نمیپرسد
که با تو
چه نسبتی دارد؟!
کاش مرا باد میآفریدند
تو را برگ درختی خلق میکردند...
عشقبازیِ برگ و باد را دیدهای؟!
در هم میپیچند و عاشقتر میشوند.
گونههایت را لمس میکند
و هیچکس از او نمیپرسد
که با تو
چه نسبتی دارد؟!
کاش مرا باد میآفریدند
تو را برگ درختی خلق میکردند...
عشقبازیِ برگ و باد را دیدهای؟!
در هم میپیچند و عاشقتر میشوند.
﮼کدئین
تو رو بخوام تو یه جمله توصیف کنم، کلمه ها گم میشن میون تموم صفتای قشنگی که داری. تو اولین من بودی و اولین ها همیشه جور دیگه ای به زندگی آدم جون میبخشن و به دل میشینن. درست وقتی اومدی که از همیشه بیشتر خسته بودم و وقتی دیدمت فهمیدم معیار و معادله توی عشق جواب نیست. کافیه آدم خودتو برای اولین بار ملاقات کنی تا ببینی چطور رویاهات شکل اونو به خودش میگیره. من احساس امنیت به خودمو مثل باد برای نیزارها آسمون برای ابرها و دلربایی برای شعرها همیشه و همه جا با خودم دارم. من به خودم قول رسیدن به تو رو دادم. تو باید منی.