Sometimes I just want to shout "too much stupid" and slam the door, but I usually sit and smile the thing through.
Forwarded from .
"How many feelings there are waiting to shine one's heart and soul and how much hollow these words sound to one's ear."
«تنها یک تن از میان ما ایستاد
با مشتهای گره کرده، آسمان تهی را نگریست، سرش را خم کرد و خاموش کنار دیوار، مُرد.»
با مشتهای گره کرده، آسمان تهی را نگریست، سرش را خم کرد و خاموش کنار دیوار، مُرد.»
"She's a human traffic accident and everybody's slowing down to look at the wreckage."
Social Pariah,
Nancy Sinatra – Bang Bang
It reminds me of Wuthering Heights.
با همین فرمون پیش برم خودم رو هم ریموو میکنم یه سری Bowie adoration بمونه و یه پلیلیست سایکوپثیک.
«چهار فصل» از ویوالدی از زیباترین قطعههایی هست که تا به حال شنیدم و تونستم بزنم. سادگی و در عین حال عظمتش روح رو جلا میده. :))
و جالب تر اینکه هر کدوم روایتگر داستانی هستند که ویوالدی از هر فصل مدنظرش بوده، و در انتشارهای اولیه با کتاب شعر میومده(اما معلوم نیست توسط خودش نوشته شده یا نه)؛ مثلا اواسط قطعه بهار، قسمتی هست که چوپان میخوابه و صدای سگش رو با ویولا میتونید بشنوید. =)
و اول بهار و تابستون هم صدای پرنده هست، که توی بهار به دنبالش طوفان میاد. :*)
و جالب تر اینکه هر کدوم روایتگر داستانی هستند که ویوالدی از هر فصل مدنظرش بوده، و در انتشارهای اولیه با کتاب شعر میومده(اما معلوم نیست توسط خودش نوشته شده یا نه)؛ مثلا اواسط قطعه بهار، قسمتی هست که چوپان میخوابه و صدای سگش رو با ویولا میتونید بشنوید. =)
و اول بهار و تابستون هم صدای پرنده هست، که توی بهار به دنبالش طوفان میاد. :*)
«مردد
ایستادهام بر سر دوراهی،
تنها راهی که میشناسم
راه بازگشت است»
-کیارستمی
ایستادهام بر سر دوراهی،
تنها راهی که میشناسم
راه بازگشت است»
-کیارستمی
«بگذار هر چه نمیخواهند، بگویيم
بگذار هر چه نمیخواهيم، بگويند
باران كه بيايد
از دست چترها
كاری برنمیآيد
ما اتفاقی هستيم كه افتادهایم»
-نصرت رحمانی
بگذار هر چه نمیخواهيم، بگويند
باران كه بيايد
از دست چترها
كاری برنمیآيد
ما اتفاقی هستيم كه افتادهایم»
-نصرت رحمانی