و سرانجام تو در فنجانی چای فروخواهی رفت
مثل قایق در گرداب
و در اعماق افق، چیزی جز دود غلیظ یک سیگار
و خطوط نامفهوم نخواهی دید
-فروغ فرخزاد
تولدی دیگر، در غروبی ابدی
مثل قایق در گرداب
و در اعماق افق، چیزی جز دود غلیظ یک سیگار
و خطوط نامفهوم نخواهی دید
-فروغ فرخزاد
تولدی دیگر، در غروبی ابدی
Weltschmerz :
(n. German)
World pain; World weariness;
Depression or apathy caused by comparison of the actual state of the world with an ideal state.
(n. German)
World pain; World weariness;
Depression or apathy caused by comparison of the actual state of the world with an ideal state.
«چه انتظار عظیمی نشسته در دل ما،
همیشه منتظریم و کسی نمی آید،
صفای گمشده آیا
بر این زمین تهی مانده باز می گردد؟
همیشه می گفتم:
چقدر مردن خوب است؛
چقدر مردن
ــ در این زمانه که نیکی
حقیر و مغلوب است ــ
خوب است.»
همیشه منتظریم و کسی نمی آید،
صفای گمشده آیا
بر این زمین تهی مانده باز می گردد؟
همیشه می گفتم:
چقدر مردن خوب است؛
چقدر مردن
ــ در این زمانه که نیکی
حقیر و مغلوب است ــ
خوب است.»
«به من بگو که کجا میروی پس از آن وقتها که رویاها تعطیل میشوند و ما به گریه رو میآوریم»