Social Pariah, – Telegram
Social Pariah,
94 subscribers
354 photos
16 videos
1 file
35 links
در رهگذار باد نگهبان لاله بود.
Download Telegram
Social Pariah,
Have at it. https://youtu.be/gm0b_ijaYMQ
I mean they just landed a rover on the precise location on Mars to look for ancient lives; the way the rover's velocity slowed down was so mind-blowingly coordinated with the distance I'm still in fucking awe of the underrated time in which we're living.
«هیچکس غیر خودمان نخواهد فهمید ما زیر ظلم این حکومت شیعه چه کشیدیم و در قرن بیست و یکم چگونه زیستیم؛ راستش حتی خودمان هم نفهمیدیم که زندگی نرمال چیست. ما دور از اجتماع عادی انسانی تک و تنها ماندیم. به آیندگان بگویید ما کم بودیم؛ داد زدیم ولی کسی نشنید.»
تنها سوالی که هست اینه که چطور و چرا یک آدمیزاد می‌تونه واسه جون یک آدمیزاد دیگه تصمیم بگیره؟
«باران می‌بارد- اعتبار رنج‌ست که درختان در باران آخرین برگ را رها نکردند.
در عمر من و تو برگ بر شاخه می‌ماند»

-هزار پله به دریا مانده‌ست
احمدرضا احمدی
مشکل اینه تا وقتی میبینیم یه کار درستی رو انجام دادیم، فکر میکنیم همه کارهامون درسته و وقت، وقت موعظه‌ست.
تا جایی که یک نفر به دلیل اینکه رتبه ۱۳ کنکور شده -و literally تنها دلیلی که کسی میخونه اون حرف هارو همینه- به خودش این اجازه رو میده افکار عمومی رو با حرف‌ها و نقد های شخصی و مخرب خودش، پوسیده کنه.
ما هیچوقت اجازه نداریم روش زندگی کسی رو نقد کنیم، ما در مرتبه انسان بودن از کسی برتر نیستیم.‌ گرایش جنسی کسی به ما ربطی نداره، عقاید مذهبی ما نباید و نمیتونه زندگی کسی رو کنترل کنه. هرکس مختار به تصمیم هست و این «به هیچ وجه» به ما مربوط نیست.
Social Pariah,
تا جایی که یک نفر به دلیل اینکه رتبه ۱۳ کنکور شده -و literally تنها دلیلی که کسی میخونه اون حرف هارو همینه- به خودش این اجازه رو میده افکار عمومی رو با حرف‌ها و نقد های شخصی و مخرب خودش، پوسیده کنه.
و کسی که انقدر ادعا داره که می‌تونه به بقیه کمک کنه چون خودش «موفق» هست؛ حداقل کاری که از دستش برمیاد اینه که مطالعه کنه، اطلاعاتش رو زیاد کنه و دست از محافظه کار بودن برداره.
Forwarded from Social Pariah,
-"If you're going to have a voice, you'd better be careful what that voice says."
«بودن یا نبودن؟
مسئله این است.
آیا شریفتر آن است که ضربات و لطمات روزگار نامساعد را متحمل شویم،
و یا آنکه سلاح نبرد به دست گرفته با انبوه مشکلات بجنگیم تا آن ناگواری هایمان را از میان برداریم؟

مردن، خفتن، همین و بس؟
اگر خواب مرگ٬ درد های قلب ما و هزاران آلام دیگر را که طبیعت بر جسم ما مستولی میکند پایان بخشد٬  
غایتی است که بایستی -البته، البته- آرزومند آن بود.

مردن، خفتن، خفتن، و شاید خواب دیدن
آه،
مانع همین جاست.
در آن زمان که این کالبد خاکی را به دور انداختیم٬
در آن خواب مرگ٬ شاید رویاهای ناگواری ببینیم؛
ترس از همین رویاهاست که ما را به تأمل وا میدارد؛
همین گونه ملاحظات است که عمر مصیبت و سختی را اینقدر طولانی میکند٬ زیرا اگر شخص یقین داشته باشد که با یک خنجر برهنه می تواند خود را آسوده کند کیست که در مقابل لطمه‌ها و خفت‌های زمانه تن به تحمل در دهد؟»
«هنگام سپیده‌دم خروس سحری،
دانی که چرا همی‌کند نوحه‌گری؟
یعنی که: نمودند در آیینهٔ صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بیخبری.»