«بودن یا نبودن؟
مسئله این است.
آیا شریفتر آن است که ضربات و لطمات روزگار نامساعد را متحمل شویم،
و یا آنکه سلاح نبرد به دست گرفته با انبوه مشکلات بجنگیم تا آن ناگواری هایمان را از میان برداریم؟
مردن، خفتن، همین و بس؟
اگر خواب مرگ٬ درد های قلب ما و هزاران آلام دیگر را که طبیعت بر جسم ما مستولی میکند پایان بخشد٬
غایتی است که بایستی -البته، البته- آرزومند آن بود.
مردن، خفتن، خفتن، و شاید خواب دیدن
آه،
مانع همین جاست.
در آن زمان که این کالبد خاکی را به دور انداختیم٬
در آن خواب مرگ٬ شاید رویاهای ناگواری ببینیم؛
ترس از همین رویاهاست که ما را به تأمل وا میدارد؛
همین گونه ملاحظات است که عمر مصیبت و سختی را اینقدر طولانی میکند٬ زیرا اگر شخص یقین داشته باشد که با یک خنجر برهنه می تواند خود را آسوده کند کیست که در مقابل لطمهها و خفتهای زمانه تن به تحمل در دهد؟»
مسئله این است.
آیا شریفتر آن است که ضربات و لطمات روزگار نامساعد را متحمل شویم،
و یا آنکه سلاح نبرد به دست گرفته با انبوه مشکلات بجنگیم تا آن ناگواری هایمان را از میان برداریم؟
مردن، خفتن، همین و بس؟
اگر خواب مرگ٬ درد های قلب ما و هزاران آلام دیگر را که طبیعت بر جسم ما مستولی میکند پایان بخشد٬
غایتی است که بایستی -البته، البته- آرزومند آن بود.
مردن، خفتن، خفتن، و شاید خواب دیدن
آه،
مانع همین جاست.
در آن زمان که این کالبد خاکی را به دور انداختیم٬
در آن خواب مرگ٬ شاید رویاهای ناگواری ببینیم؛
ترس از همین رویاهاست که ما را به تأمل وا میدارد؛
همین گونه ملاحظات است که عمر مصیبت و سختی را اینقدر طولانی میکند٬ زیرا اگر شخص یقین داشته باشد که با یک خنجر برهنه می تواند خود را آسوده کند کیست که در مقابل لطمهها و خفتهای زمانه تن به تحمل در دهد؟»
«هنگام سپیدهدم خروس سحری،
دانی که چرا همیکند نوحهگری؟
یعنی که: نمودند در آیینهٔ صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بیخبری.»
دانی که چرا همیکند نوحهگری؟
یعنی که: نمودند در آیینهٔ صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بیخبری.»
بهم بگید چطور از کارکردن توی چهارراهها و بین ماشینها میشه یک میلیون پول فقط ۵ جلد کتاب جمعبندی رو داد تا بگم چرا انقدر از این سرزمین پرگهر بیزارم.
Simon Baker got a divorce and now is dating. *Sighs for neither being in Australia nor being a 36 yo model*
Forwarded from pathétique
ای دوست من! سرزمین ما خشک نیست
هر زمینی روز تولّدی دارد
و هر طلوع قراری با یک انقلابی
— از محمود درویش و ترجمهی محبوبه افشاری
هر زمینی روز تولّدی دارد
و هر طلوع قراری با یک انقلابی
— از محمود درویش و ترجمهی محبوبه افشاری
از عشق سخن باید گفت
همیشه از عشق سخن باید گفت.
...بی عشق، جهان قبرستانیست همه قبرهایش خالیِ خالی؛ باغی بوتههایش، درختهایش همه خشکیده و پژمرده.
بی عشق، چشمه بی آب است.
قلب، بدونِ راز.
-نادر ابراهیمی
همیشه از عشق سخن باید گفت.
...بی عشق، جهان قبرستانیست همه قبرهایش خالیِ خالی؛ باغی بوتههایش، درختهایش همه خشکیده و پژمرده.
بی عشق، چشمه بی آب است.
قلب، بدونِ راز.
-نادر ابراهیمی
نمیدونم چرا فکر میکنند جاج کردن ظاهر یک نفر کار نرمال و عادیای هست. حقیقتا یکی از بدترین و قبیحانه ترین کارهاییه که یک نفر میتونه انجام بده؛ قضاوت ویژگیهای انتسابی یک شخص.
شاید فکر کنید وقتی به یک نفر بگید «چاق» اون شخص کار و زندگیش رو ول کنه بره دنبال لاغری و سبک زندگی «سالم» مد نظر شما، ولی در بیشتر مواقع اون شخص فقط خودخوری میکنه، حسش نسبت به وجود خودش عوض میشه، و الی آخر.
شاید فکر کنید وقتی به یک نفر بگید «چاق» اون شخص کار و زندگیش رو ول کنه بره دنبال لاغری و سبک زندگی «سالم» مد نظر شما، ولی در بیشتر مواقع اون شخص فقط خودخوری میکنه، حسش نسبت به وجود خودش عوض میشه، و الی آخر.
کوچکترین کاری که در روز از ما برمیاد اینه که مایه عذاب همدیگه نباشیم. نمیگم برید بیرون و گل بریزید سر مردم؛ فقط آزارشون ندید، شما تو زندگی اونها نیستید.