«مبادا آن انگیزشِ مبهمی که در آغاز ما را به حرکت انداخته بود، همانی که به پندارِ ما میل به ساماندهی و آرامش میآمد، در هسته و حقیقتِ خود میلی رامناپذیر به خُردشدگی و دیوخویی بوده باشد؟ شاید آری و شاید نه...»
«موجی که فریادها را با خودش میآورد به ساحل کوبیده میشود و دوباره به دریا بازمیگردد. همچون مستی که نعرههایش از هوشیاری نیست. درست شبیه به فریادی که انسان در کوهستان میکشد و انعکاسش دوباره به خودش برمیگردد. فریادهایی که اوج میگیرند اما تنها در خودشان میمانند. و این تصویر غمانگیز، فضای شعر را از اندوه غرق شدن یک انسان فراتر میبرد»
خاموشهایِ لرزان
یادداشتی بر تصویرها و صداها در شعر نیما
خاموشهایِ لرزان
یادداشتی بر تصویرها و صداها در شعر نیما
قیمت کتاب اینقدر زیاد شده که گاهی جای بانک زدن به سرقت از کتابخونه فکر میکنم
Certainly you can't know what I'm going through,I bear all this weight and I can't bear it, Maybe there is something wrong with me, but I try my best not to pay attention to what I feel and what is happening to me that everything is normal and is fine.
“I will vanish in the morning light; I was only an invention of darkness.”
The Lady of the House of Love, Angela Carter
The Lady of the House of Love, Angela Carter