"روحم را بگیر و جسمم را تکه تکه کن و هر تکه را آغشته به دریای نگاهت کن، بگذار سرخی خون به آرامی همه جا را در برگیرد و تصویر مرا نمایان سازد آنگاه شاید صدای التماس هایم این سکوت کر کننده را بشکند"
انگشت اشاره اش رو به لب هاش نزدیک کرد، به آرومی با زبونش طعم اون رو چشید و چشم هاش رو بست و نفس عمیقی کشید
همون حس همیشگی اما خاص به سرتاسر بدنش منتقل شد
دستش رو پایین آورد و انگشت هاش رو از هم باز کرد و با لذت به دستی که با رنگ قرمز کاور شده بود نگاه کرد؛ ناخودآگاه نفسش مثل گلوله ای بالا اومد و لب هاش به دو طرف کش اومدن و دندون هاش خودنمایی کردن. هیچوقت براش عادی نمی شد و هردفعه مثل بار اول به وجد می اومد؛ این بار صدایی از اعماق وجودش به معنای رضایت بلند شد و چند چین بزرگ و کوچیک کنار چشم هاش نمایان شدن
سرش رو بالا گرفت که چشمش به تصویر تکه تکه شده اش درون آینه افتاد، خندش همچنان ادامه داشت و برای اینکه راحت تر ببینه سرش رو کج کرد که موهای فرِ خیس خورده اش به یک طرف مایل شدن. لب های خشکش برای زمزمه کردن شروع به تکون خوردن کردن
- مو...
سرش رو پایین انداخت و سمت راستش رو نگاه کرد. آب حالا به مچ پاهاش رسیده بود و موهای لخت بلوند دقیقا چند میلی متر اون طرف تر درحال شناور شدن روی سطح آب بودن
زانوهاش رو خم کرد و دستش رو به موها رسوند که رنگ خون بیشتر داخل آب پخش شد. آره اون موها گزینه ی خوبی برای تکمیل کردن کالکشن بودن
انگشت اشاره اش رو به لب هاش نزدیک کرد، به آرومی با زبونش طعم اون رو چشید و چشم هاش رو بست و نفس عمیقی کشید
همون حس همیشگی اما خاص به سرتاسر بدنش منتقل شد
دستش رو پایین آورد و انگشت هاش رو از هم باز کرد و با لذت به دستی که با رنگ قرمز کاور شده بود نگاه کرد؛ ناخودآگاه نفسش مثل گلوله ای بالا اومد و لب هاش به دو طرف کش اومدن و دندون هاش خودنمایی کردن. هیچوقت براش عادی نمی شد و هردفعه مثل بار اول به وجد می اومد؛ این بار صدایی از اعماق وجودش به معنای رضایت بلند شد و چند چین بزرگ و کوچیک کنار چشم هاش نمایان شدن
سرش رو بالا گرفت که چشمش به تصویر تکه تکه شده اش درون آینه افتاد، خندش همچنان ادامه داشت و برای اینکه راحت تر ببینه سرش رو کج کرد که موهای فرِ خیس خورده اش به یک طرف مایل شدن. لب های خشکش برای زمزمه کردن شروع به تکون خوردن کردن
- مو...
سرش رو پایین انداخت و سمت راستش رو نگاه کرد. آب حالا به مچ پاهاش رسیده بود و موهای لخت بلوند دقیقا چند میلی متر اون طرف تر درحال شناور شدن روی سطح آب بودن
زانوهاش رو خم کرد و دستش رو به موها رسوند که رنگ خون بیشتر داخل آب پخش شد. آره اون موها گزینه ی خوبی برای تکمیل کردن کالکشن بودن
𝐓𝐚𝐤𝐞 𝐌𝐞 𝐓𝐨 𝐂𝐡𝐮𝐫𝐜𝐡
"روحم را بگیر و جسمم را تکه تکه کن و هر تکه را آغشته به دریای نگاهت کن، بگذار سرخی خون به آرامی همه جا را در برگیرد و تصویر مرا نمایان سازد آنگاه شاید صدای التماس هایم این سکوت کر کننده را بشکند" انگشت اشاره اش رو به لب هاش نزدیک کرد، به آرومی با زبونش…
این کاربر درحال مقاومت برای ننوشتن ادامه ی این وانشات می باشد
بدن به سرما، گرما، کم خوابی، درد و خیلی چیزای دیگه عادت میکنه اما متاسفانه مغز با اینکه قدرت تصمیم گیری داره زیادی احمقه و هزاران بار بابت یه موضوع اذیت میشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه این زیام اوایل واندی نیستن پس کین
هی گایز زی صحبت میکنه
حقیقتش فکر می کردم چنل بیشتر از اینا ریزش کنه رسما به صفر برسه که یا چنل رفته اون ته تلگرامتون فراموش شده یا امیدوار بودین برگردم که در این صورت ممنونم
به هرحال از اونجایی که من اصلا آدم با حساب کتاب ای نیستم و یهویی کاری رو انجام میدم؛ این لینک چنل جدیده اومدنتون باعث خوشحالیه
https://news.1rj.ru/str/+_KzqZ00BLktjZDM0
بدرود.
حقیقتش فکر می کردم چنل بیشتر از اینا ریزش کنه رسما به صفر برسه که یا چنل رفته اون ته تلگرامتون فراموش شده یا امیدوار بودین برگردم که در این صورت ممنونم
به هرحال از اونجایی که من اصلا آدم با حساب کتاب ای نیستم و یهویی کاری رو انجام میدم؛ این لینک چنل جدیده اومدنتون باعث خوشحالیه
https://news.1rj.ru/str/+_KzqZ00BLktjZDM0
بدرود.