مطالعات انتقادی معلولیت و اوتیسم – Telegram
مطالعات انتقادی معلولیت و اوتیسم
177 subscribers
125 photos
27 videos
11 files
77 links
درباره معلولیت و اوتیسم
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
😇خرید ویلچر برقی برای معلولان رویا شد!

🔻گزارش امروز کمپین معلولان از بازار وسایل توانبخشی

👤گزارشگر؛#حامد_رضایی

@dscampaign | کمپین معلولان
تشخیص: مسأله‌ای پیشینی و الزامی در فراگیرسازی آموزش

تو موضوع دربرگیرندگی و مناسب‌سازی آموزش برای معلولانِ در یادگیری یک مسأله پیشینی وجود داره که اهمیت ویژه‌ای داره.

این مسأله پیشینی، مربوط به تشخیصه. چه بسا بچه‌هایی که صرفاً به خاطر شرایط زمینه‌ای مثل فقر، مشکلاتی که در خانواده پیش میاد، درست و حسابی نبودن آموزش، نداشتن فرصت، کمبود امکانات و ... افت تحصیلی دارن و تشخیص‌های بدون مبنا می‌گیرن یا تشخیص اشتباه بهشون داده می‌شه. و چه بسا بچه‌هایی که معلولیت در یادگیری دارن و کل دوران مدرسه رو پشت سر می‌ذارن و حتی دانشگاه می‌رن و به سختی می‌افتن و کلی دردسر دارن تا بتونن پاسخی به شیوه‌های آموزش و سنجش بدن که تاحدی مورد قبول نظام آموزشی باشه. کافیه فقط تصور کنیم با هر امتحان، با هر بار سر کلاس نشستن و با هر بار پای تخته رفتن و در هر شب امتحان تا چه حد فشار میاد به فرد.
با وجود این که نتیجه ارزیابی کیفی در گذشته احتمال نوعی معلولیت در یادگیری رو می‌داد، اخیراً متوجه شدم عدد شاخص مربوط به شدت معلولیت یادگیری من، ۷.۲۵ و در بخش شدیده. این شاخص یکی از مواردیه که در آزمایش نقشه مغزی تعیین می‌شه و تا جایی که متوجه شدم سه سطح داره: خفیف (نمره ۰ تا ۳.۵ )، متوسط (نمره ۳.۵ تا ۶.۵ ) و شدید (نمره ۶.۵ تا ۱۰).
البته چنین آزمایشی باید با داده‌های کیفی ترکیب بشه تا دقت تشخیص بالاتر بره و بعد کیفی عمیق‌تری پیدا کنه.
به این فکر می کردم که مسأله آموزش به افراد دارای معلولیت یادگیری موضوع بسیار حادیه. تخمین نرخ معلولیت‌های یادگیری در جهان بسیار بالاست. برآورد می‌شه بین ۵ تا ۹ درصد افراد معلولیت یادگیری داشته باشن. با این حال اغلب این افراد تشخیص نمی‌گیرن، نرخ خروج کودکان دارای معلولیت یادگیری از آموزش سه برابر بیشتر از سایرینه. بنابراین لازمه فرایند تشخیص رایگان و دردسترس برای همه بچه‌ها فراهم بشه و در کنارش اقدامات مربوط به مناسب‌سازی هم پیش برن و مدارس و برنامه درسی فراگیر و آموزش مناسب برای معلمان فراهم بشه.
از ما بزرگ‌ترهایی که تشخیص نگرفتیم گذشت. کاش چنین تشخیصی رو در دوره دبستان می‌گرفتم نه بعد ۱۸ سال تحصیل. در هر حال زمان به عقب بر نمی‌گرده و دیگه کاریش نمی‌شه کرد. اما دست‌کم امکانش هست که فرصت ارزیابی برای همه بچه‌ها فراهم بشه به صورت رایگان و در دسترس، و آموزش‌های لازم به معلما و دست‌اندرکارای مدارس بدن که نه سر خود تشخیصی بدن و نه از کنار هر مسأله‌ای در یادگیری کودکان بگذرن.

@CriticalDisabilityStudies1
Forwarded from خواهر شکسپیر
​​وقتی لو کوربوزیه، معمار و شهرساز مشهور فرانسوی-سوئیسی و از پیشگامان معماری مدرن، سیستم آنتروپومتری(انسان‌سنجی) مودولور را ساخت، مفتخرانه اعلام کرد که این سیستم را براساس یک «مامور پلیس مرد خوش‌تیپ بریتانیایی» طراحی کرده است. در ذهن او این مامور پلیس، دست‌کم ۱۸۲ سانت قد داشت، شانه‌های عریض و پهن و «مردانه»، ساق پای ورزیده، شکم برآمده ندارد و دستان پهن و قوی. با همین سیستم انسان‌سنجی که او ساخت، نه تنها خودش که تا همین امروز معماران و شهرسازان، ساختمان و فضای عمومی و آپارتمان و محیط کار را طراحی کرده و می‌سازند. سیستمی که سر سوزنی به زنان، کودکان، افراد دارای معلولیت و میلیون‌ها مردی که دست‌کم ۱‍۸۲ سانت قد و شکم صاف ندارند، فکر نکرده است.

در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی بعضی زنان معمار و شهرساز دیگه کلافه از سلطه‌ی این سیستم پوسیده و تک بعدی، آستین‌ها را بالا زدند و «ماتریکس» را تاسیس کردند. سازمانی اشتراکی و متشکل از زنان معمار، طراح و شهرساز که علیه این سیستم و دیگر ابعاد کاملا مردسالار معماری و شهرسازی ایستادند. «ماتریکس» در مانیفست اعلام به کار خود در سال ۱۹۸۱ نوشت:« زنان چشم‌انداز متفاوتی از محیط پیرامون خود دارند که مردان معمار ساخته و برای طراحی‌اش تصمیم گرفتند. نیازهای آن‌ها متفاوت است. از آن‌جایی که هیچ سنت و مکتب زنانه‌ای در طراحی و معماری وجود ندارد، ما می‌خواهیم از دریچه‌های تازه‌ی دیگری به معماری نگاه کنیم و فضاهای شهری را براساس نیازهای به‌روز و واقعی زنان طراحی کنیم.»

چهل سال بعد، اعضای باقی‌مانده «ماتریکس» حالا دوباره دور هم جمع شدند تا در پی قتل دردناک سارا اورارد به دست یک مامور پلیس که بار دیگر بحث فضاهای شهری مردسالار و ناامن برای زنان را دامن زد، دوباره این کهنه را نو کرده و ادامه دهند. آن‌ها نمایشگاهی را با عنوان «حالا چطور زندگی می‌کنیم» در لندن به راه انداختند. در نمایشگاه آن‌ها چندین نمونه از معماری‌های مردان در فضاهای زنانه را به دقت با عکس و فیلم و … توضیح دادند که چطور این مردان حتا بدیهیات نیازهای یک فضای زنانه را هم نمی‌فهمند و نمی‌گیرند. یکی از این فضاها یک پناهگاه زنان است که مرد معماری طراحی کرده است. آشپزخانه اشتراکی پناهگاه بسیار کوچک است، کاملا دور از فضای اشتراکی نشستن ساکنان پناهگاه است، آشپزخانه هیچ امکانات مناسبی برای بیرون رفتن بوی غذا و غیره ندارد، کابینت‌ها بسیار بالا و برای مردی قدبلند است و ...خیلی ساده، مرد معماری این را طراحی کرده و ساخته که نه در عمرش آشپزی کرده و نه هیچ درکی از فضای آشپزخانه دارد.

«ماتریکس» بخش عمده‌ای از بودجه‌ی خود را از شورای شهر لندن می‌گرفت، قبل از این‌که مارگرت تاچر تمام بودجه‌ی این نهادهای آموزشی و آزمایشی را قطع کند. «ماتریکس» تجربه‌ی طراحی فضای شهری را از مساله‌ی صرفا تخصصی خارج کرد. در یکی از معروف‌ترین نمونه‌های کار آن‌ها، ماتریکس از زنان اهل کشورهای جنوب آسیا دعوت کرد تا در یک پیک‌نیک شرکت کرده و هر کدام عکسی از ساختمان‌های محبوب خود را همراه بیارند و توضیح بدهند چه چیز در این ساختمان است که برای آن‌ها مفید و خوشایند است. از دل این همفکری جمعی و زنانه بود که «ماتریکس» در سال ۱۹۸۷ مهدکودکی را برای محله‌ی آسیایی‌نشین طراحی کرد که نه تنها براساس طراحی سنتی این کشورها بود، بلکه آگاهانه از این‌که طراحی را درگیر مذاهب بودایی و اسلامی و غیره کند جدا نگه داشته و تمام ساختمان مناسب حرکت ویلچرها بود، امری که در آن زمان اصلا رایج نبود و برای خودش انقلابی محسوب می‌شد.

مشتریان «ماتریکس» هنوز هم می‌گویند جه تجربه‌ی کاری درخشانی با این زنان داشتند. زنانی که نه تنها از موضع عقل کل با آن‌ها حرف نمی‌زدند و لحن از بالا و قضاوت‌گر نداشتند، بلکه به دقت نیازهای مشتری را می‌شنیدند و همیشه مشتاق یادگیری بیشتر بودند.

در آن سال‌ها اعضای ماتریکس بارها با این سوال به‌ویژه از سوی مردان مواجه بودند که «طراحی فمینیستی» یعنی چی؟ پاسخ اعضای ماتریکس ساده بود:«طراحی که حواسش به نیازهای متفاوت گروه‌های مختلف مردم هست و از دل توجه به این خواسته‌ها و ملزومات، طراحی می‌‌کند.» در باور آن‌ها هم مثل باقی طراحان و معماران فمینیست، این مطلقا به معنای صرفا توجه به نیازهای زنان نبود. بلکه حواس آن‌ها به نیازهای کودکان، افراد دارای معلولیت، افراد بسیار قدکوتاه یا قدبلند، چاق و لاغر و ...بود. در سال ۱۹۸۴ زنان «ماتریکس» کتابی با عنوان «زنان و محیط‌‌های ساخته‌ی مردان» را منتشر کرد که دیگر نایاب است. اما خوشبختانه قرار است در سال جاری این کتاب بعد سال‌ها بار دیگر منتشر شود. «ماتریکس» اولین گروه جمعی زنان معمار و شهرساز و طراح بود که دور هم جمع شدند و تاثیری ماندگار و عمیق بر زنان متخصص دیگر در این حوزه با دغدغه‌های فمینیستی گذاشتند.
@FarnazSeifi
وقتی والدین کودکی ناشنوا از او خواستند تا برای آموزش فرزندشان کاری کند و او را در باغچه اطفال بپذیرد، میرزا جبار نه نیاورد.
او آن بچه معلول را کم‌تر ندانست، به جای دنبال دردسر نگشتن و گفتن این‌که معلولیت مشکلی است مربوط به آن کودک و خانواده‌اش، در جست‌وجوی راهی قدم گذاشت که ابزار و برنامه‌ای مناسب برای آموزش کودکان ناشنوا فراهم کند تا بتوانند درس بخوانند. این جست‌وجو و تلاش منتهی به تأسیس اولین مدرسه ناشنوایان در ایران توسط او شد. او درباره علت ناشنوایی هم تحقیق می‌کرد و در نتیجه آن، دستگاهی با نام تلفن گنگ ساخت که امواج صدا را به ارتعاش تبدیل می‌کرد و به استخوان فک و دندان‌ها منتقل می‌کرد. از ایده او استقبالی نشد، گرچه بعدها ایده‌ای مشابه دستگاه او عملی و توسعه یافت و نوعی سمعک با نام سمعک استخوانی ساخته شد که برای برخی از ناشنوایان و کم‌شنوایان امکان شنیدن فراهم می‌کرد (انتقال ارتعاش از جمجمه).
۱۹ فروردین ماه سالروز تولد اوست، جبار باغچه‌بان.
Forwarded from بيدارزنى
📌درهم‌تنیدگی روابط اجتماعی: جنسیت و اتنیسیته

✍🏽 فاطمه کریمی


#بیدارزنی: «به دنبال انتقادهای جدی برخی از گروه‌های فمینیستی از جمله‌های فمینیست‌های سیاه، تعریف یک دست و هموژن از زنان، مسائل و مطالبات آنها از دهه ۱۹۷۰ به بعد به طور جدی به چالش کشیده شد. اگرچه زنان در هر گروه اجتماعی بنابر عامل جنسیت و به عنوان «زن» مورد تبعیض قرار می‌گیرند و نسبت به مردان همان گروه از جایگاه فرودست‌تری برخوردارند اما دامنه تبعیض و سرکوب علیه زنان لزوما یکسان نیست. عواملی چون نژاد، طبقه، اتنیک، مذهب و مهاجرت در همپوشانی با عامل جنسیت، میزان سرکوب و تبعیض علیه برخی از زنان را نسبت به دیگر گروه‌های زنان افزایش می‌دهند. جهت روشن‌تر شدن این مباحث که جای خالی آن در بین فمینیست‌های ایرانی (ترجمه و تولید) به شدت احساس می‌شود، این نوشته گردآوریِ مباحث تئوریک مربوط به روابط درهم‌تنیده عامل #جنسیت و #اتنیسیته با تاکید ویژه بر نظریات فمینیست‌های فرانسوی زبان است.

صحبت در مورد جنسیت وجود اختلافات بیولوژیکی بین زن و مرد و یا وجود رفتارها، مهارت‌ها و موقعیت‌هایی که بیشتر در مردان یا زنان مشاهده می‌شود را انکار نمی‌کند. اما این ایده که این اختلافات از «ماهیت» مردان یا «طبیعت» زنان ناشی می‌شود را به چالش می‌کشد. «جنسیت» در واقع بر جنبه رابطه‌ایِ تعاریف هنجاری زنانگی و یا مردانگی تأکید دارد و از این ایده دفاع می‌کند که این تفاوت‌ها از طریق مجموعه‌ای از سازوکارهای پیچیده اجتماعی ساخته می‌شوند. مفهوم جنسیت به ویژه بر مفهوم «تقسیم جنسی کار» تاکید دارد که  بر دو اصل عمده بنا شده است: نخست، طبق اصل «تفکیک» (Séparation)، مشاغل ویژه‌ای به زنان و مردان اختصاص یافته است. به عبارتی، تخصیص مردان به حوزه تولیدی (فعالیت‌های حرفه‌ای) و زنان به حوزه بازتولیدی (کار خانگی). دوم، طبق اصل «اولویت‌بندی» (Hiérarchisation) به نقش‌ها و فعالیت‌های مردان در مقایسه با نقش‌ها و فعالیت‌های زنان  ارزش بیشتری داده می‌شود.

مفهوم «روابط اجتماعی جنسیت» منتج از رویکرد مارکسیستی که توسط دانیل کرگوات ابداع شده است، عنوان می‌کند که یک جهان زنانه و یا یک جهان مردانه وجود ندارد، بلکه این سیستم روابط اجتماعی جنسیت است که زنانگی و مردانگی را تولید و بازتولید می‌کند. در واقع، یک « نظام اجتماعی» است که همگان را از این که در رابطه قدرت می‌بایست نقش سلطه‌­گر یا سلطه‌پذیر را به عهده بگیرند، آگاه می‌کند».


ادامه‌ی متن را در وبسایت #بیدارزنی بخوانید:

https://bidarzani.com/42701

@bidarzani
از متن نامه:
امروز هیچگاه، هیچ فرد ناشنوایی خود را «آسیب دیده شنوایی» معرفی نمی‌کند و به طور کلی این اصطلاح از نظر بسیاری از افراد جامعه ناشنوا قابل قبول نیست. برای افراد این جامعه واژه‌های «ناشنوا»، «کم شنوا» و «نیمه شنوا» قابل قبول و بدون مشکل است و نیازی نمی‌بینند که اصطلاح دیگری ابداع یا استفاده شود. زیرا این افراد وضعیت ناشنوایی را منفی نمی‌دانند، بلکه آن را یک تفاوت زیستی در نظر می‌گیرند.

https://virgool.io/@dscampaign/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%AE-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AB%D9%86%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF-qb60xeoip93b
افسانه‌ای وجود دارد که بهره هوشی افراد اوتیستیک های‌-فانکشنینگ (high-fuctioning) و دارای آسپرگر بالاتر است.
چرا این باور افسانه است؟

۱. هنوز از لحاظ تشخیصی و غربالگری همه افراد اوتیستیک اعم از کودک و بزرگسال تشخیص دریافت نکرده‌اند. این موضوع خصوصاً افراد اوتیستیک های‌فانکشنال و دارای آسپرگر صادق است. بنابراین از حیث روش‌ تحقیق علمی نمونه‌گیری تصادفی یا پیمایش ممکن نیست و وقتی یکی از این دو ممکن نباشد، چنین حکمی نمی‌توان صادر کرد که افراد آسپرگر هوش بالایی دارند.
۲. هوش امری اکتسابی است و متاثر از موقعیت و فرصت‌ها و محدودیت‌های اجتماعی و آموزشی و رفاهی و تاریخی که جنس‌ها، قومیت‌ها، گروه‌های نژادی و ... تجربه می‌کنند. پدیده یا اثر فلین به خوبی گویای این واقعیت است.

❗️درباره بهره هوشی و جنس‌پرستانه، نژادپرستانه و طبقاتی بودن این مفهوم در این ‌پست که قبلاً نوشتم بخوانید.


۳. باید میان مفهوم رویت‌پذیر بودن و مفاهیمی مانند شیوع یا رواج یا فراوانی تمایز قائل شد. افرادی که بهره هوشی بالا دارند، بیشتر دیده می‌شوند.
۴. کار نیکو کردن از پر کردن است. تمرکز و محدود بودن علایق در کنار علاقه به ریاضیات و هندسه و ... باعث می‌شود فرد در این زمینه‌ها مهارت و دانش بالایی داشته باشد و در نتیجه در آزمون بهره هوشی نمره بالاتری کسب کند.
۵. به فرض درست بودن این که افراد دارای آسپرگر بهره هوشی بالایی دارند، باید گفت بهره هوشی بالا هیچ چیز خاصی نیست. انسان‌ها مهارت‌ها و استعدادها و ظرفیت‌های گوناگونی دارند و هیچ کدام، چه برساخته اجتماعی باشد چه به بیولوژی نسبت داده شود یا مربوط باشد، از هیچ کدام برتر نیست.

https://telegra.ph/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%DB%8C%D9%88-11-02
🔴اعتراض تشکل‌ها و افراد به "تغییر نام میراث دکتر خزائلی"

💠جمعی از مدیران تشکل‌ها، فعالان و نخبگان نابینا و معلول کشور با انتشار بیانه‌ای اعتراضی نسبت به تغییر نام مدرسه دکتر خزائلی،مخالفت شدید خود را با این اقدام اعلام و خواستار لغو تغییر نام این مدرسه به بهانه بازسازی شدند

📜متن این بیانیه اعتراضی -که به تائید و امضاء شبکه ملی نابینایان چاوش و بسیاری از تشکل‌های نابینایان سراسر کشور و همچنین کمپین معلولان رسیده به شرح ذیل است؛
https://vrgl.ir/RjIhC


@dscampaign | کمپین معلولان
❗️ دبیرستانی در یوتا، دو عکس یادگاری از تیم رقص و تشویق دختران تهیه کرده و در یکی از آنان مدیر تیم که سندروم داون دارد، حذف شده است.
در کتاب سال و شبکه‌های اجتماعی مدرسه، از عکسی که مدیر تیم حذف شده، استفاده شده است.

🖋 کودکان و بزرگسالان معلول، در سرتاسر جهان همچنان حذف می‌شوند.
کودکان یا به کلی حذف می‌شوند و بدون توجه به سطح مهارت‌های شناختی‌شان در گتویی به نام مدرسه استثنایی، جداسازی می‌شوند، یا اگر نشوند، مدرسه «عادی» برای آن‌که مبادا والدینی به خاطر حضور کودکان معلول آن مدرسه را انتخاب نکنند و سر کیسه‌شان در جیب صاحبان مدرسه که جیره‌خوار آموزش کالایی شده است شل نشود، از بازنمایی معلولیت خودداری می‌کنند.

بزرگسالان معلول نیز به راحتی نمی‌توانند در نهادهای آموزشی شاغل شوند. معلم/الگوی کودکان باید از داغ ننگ بری باشد. این‌گونه است که تصویر انسان کامل بری از داغ ننگ، سوژه خودبسنده ایدئال سرمایه‌داری، بازتولید می‌شود:
انسانِ دگرجنس‌خواهِ بلند قامتِ متاهلِ ورزشکار و عضلانیِ متعادلِ شادِ شاغلِ سالم.

به قول دوستی، گویی مدرسه، ورزش، فرهنگ و جامعه نهاد‌های مقدسی هستند که باید دامانشان از هر داغ ننگی مصون باشد.
متاسفانه معلولان مجبورن حتی رئیس سازمان بهزیستی رو هم درباره چیزای خیلی بدیهی توجیه کنن.
معلولیت و رفاه در نظام سرمایه‌داری انحصاری نوشته‌ی دیوید متیو
ترجمه‌ی مرجان نمازی

توضیحی که پیش از خواندن بهتر است ملاحظه کنید:
مترجم impairment رو «اختلال» (که بارهنجاری داره و خبر از نقصان و عدول از قاعده می‌ده) ترجمه کرده. در حالی که در پارادایم و مدل اجتماعی و رادیکال، این واژه و مفهومش در معنای «عارضه» به کار می‌ره که فاقد بار هنجاریه و ضمن این که به فقدان و تفاوت و وضعیتی مستلزم چاره‌اندیشی در محیط بیرونی اشاره داره، این فقدان و تفاوت و وضعیت رو نقصان و عدول از قاعده و مستلزم چاره‌اندیشی در درون فرد نمی‌دونه.
در واقع یکی گرفتن «اختلال» و «عارضه»، دقیقاً همون کاریه که مدل پزشکی می‌کنه: ناهنجار دانستن ذهن یا بدنی که از قاعده اکثریت عدول کرده و تعریف نقش خودش به عنوان صاحب صلاحیت تعدیل و اصلاح در بدن/ذهن خراب/مختل/ناهنجار

پ.ن: با تشکر از مترجم که اختلال را به عارضه تغییر داد.

https://pecritique.com/2021/06/28/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86/
نقاشی یکی از دانش آموزان سابق مرکز قاضی روتنبرگ (مرکز درمانی «دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری») از شوک‌درمانی
بنیان‌گذار این روش سبعانه متیو ایزراییل بود.
روان‌شناسی برخاسته از مکتب رفتارگرایی.

سازمان غذا و داروی آمریکا پارسال ممنوعش کرد، اما دادگاه استیناف حکم داد سازمان غذا و دارو اختیار ممنوع کردن این روش را ندارد.

البته عوضی‌هایی هم هستند که همچنان متیو ایزرائیل را تحسین می‌کنند. چون پیش از شوک الکتریکی، در مرکز قاضی روتنبرگ برای ادب کردن دانش‌آموزان از کتک، نیشگون، شلاق، چشم‌بند اجباری و ... استفاده می‌شد و شوک الکتریکی جایگزین آن‌ها شد.
Keywords (A Vocabulary of Culture and Society)(1).pdf
1.2 MB
ریموند ویلیامز یکی از روشن‌فکران، منتقدان ادبی و نظریه‌پردازان مارکسیست و انتقادیه که حوزه کارش فرهنگ و مادیت‌ها، و عینیت‌های متجلی در فرهنگ و کردارهای روزمره فرهنگیه.

کتاب کلید‌واژه‌ها، از مهم‌ترین آثارشه که یک جور واژه‌نامه انتقادی و کنکاش در واژه‌ها، معناها و مفاهیم، و تعینات و دلالت‌ها و تاریخ واژه‌هاست به همراه مقدمه‌ای درخشان.

متاسفانه ترجمه‌ای فارسی از این کتاب هنوز منتشر نشده، اما در مصاحبه‌ای نسترن موسوی و اکبر معصوم‌بیگی چند سال پیش گفتن که دست اندرکار ترجمه کتابن و البته کاریه بس دشوار.

امیدوارم به زودی فارسی این کتاب هم در دسترس قرار بگیره.

فایل بالا متن انگلیسی کتابه که دست کم تا دردسترس قرار گرفتن ترجمه، می‌شه ازش استفاده کرد.
🔺«سازمان انگشتان رویایی»، برنده‌ی «جایزه‌ی آساهی ایبی» در سال ۲۰۱۸، ۲۵ سال پیشینه‌ی تولید کتاب برای کودکان کم‌بینا را دارد و آن‌ها را به دورنمای چشمگیر جهان پیرامون‌شان فرا می‌خواند. در این مقاله، پایه‌گذار سازمان انگشتان رویایی، داستان الهام‌بخش، چالش‌برانگیز و موفقیت این پروژه‌ی مهم در فرانسه را با ما درمیان می‌گذارد.

ترجمه‌ی #عطیه_مددی_نژاد
ویراسته‌ی #مسعود_میرعلایی

در کتابک بخوانید:
کتاب‌های مصور لمسی
⭐️
@koodaki_org
جنایت‌های روان‌پزشکی و روان‌شناسی

البته ممکنه عده‌ای از روان‌پزشکان و روان‌شناسان بگن که همه ما این طور نیستیم و این روش رو قبول نداریم. بله همه‌شون این‌طور نیستن، اما همه‌شون اقدام قابل ملاحظه‌ای برای مشروعیت‌زدایی از این روش هم نکردن.
Forwarded from بيدارزنى
🟣 داشتن نگاه اینترسکشنال (تقاطعی) به این معنا نیست که برای پوشش اخبار خیزش عرب‌های خوزستان، مدام به فعالین مرکز تریبون بدهیم و بخواهیم آن‌ها این اتفاقات را برای ما تحلیل کنند (کاری که اغلب رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور می‌کنند).

▪️جنبش‌ها اگرچه با یکدیگر تقاطع دارند و اگرچه باید از همبستگی و اتحاد جنبش‌های مرکز و حاشیه حمایت کرد، اما ابتدا باید به فعالان خود آن مناطق تریبون داد و اجازه داد خودشان صدای ستم خودشان را فریاد بزنند.

▪️نگاه اینترسکشنال این حق را ایجاد نمی‌کند که هر کجا صدای حق خواهی برخواست، احساس کنیم می‌توانیم با عینک تحلیل خودمان از ستم‌های دیگر، آن ستم‌ها را به یکدیگر پیوند بزنیم و بگوییم عرب هم مثل فارس قربانی سیستم موجود است. مشکل در همین واژه «مثل» است. هرکجا دست به یکسان‌سازی ستم‌ها بزنیم، فاقد نگاه اینترسکشنال هستیم.

▪️نگاه اینترسکشنال یعنی ببینیم در جغرافیای آن منطقه، عرب‌ها چگونه به طور همزمان متحمل چندین ستم مشترک تقاطعی تاریخی می‌شوند، چگونه مرکزگرایی و توزیع نابرابر منابع قدرت و محروم سازی عرب ها از حقوقشان، آن‌ها را در تنگنای چندین ستم مشترک و همزمان قرار می‌دهد؟

▪️زن عرب فریاد می‌زند:« تو که خاکتو نبردن آبتو نبردن، گوش کن، ما آب و زمینمون رو می خوایم». این فریاد «گوش کن» همان فریادی است که فمینیسم اینترسکشنال از ما می‌خواهد فهم کنیم.
نگاه اینترسکشنال ابتدا با فهم مختصات ستم‌ها، تاریخمندی آن‌ها و دلایل آن‌ها، خاص بودگی آن ستم‌ها را به رسمیت می‌شناسد و در قدم بعدی به این می‌اندیشد که حال چگونه می‌توان با جنبش‌هایی که حول آن ستم‌ها شکل گرفته‌اند، همبسته شد و آن‌ها را به هم پیوند زد.

آن زمان که ستم‌ها با مختصات و ویژگی‌های خاص خودشان فهم شدند، اشتراکات رنج‌ها، ریشه‌های مشترک ستم‌ها و امکان‌های #مقاومت و #همبستگی سر بر می‌آورند، همدیگر را پیدا می‌کنند و به خشم مشترک تبدیل می‌شوند. آن وقت است که کارگران معترض در همبستگی با این خیزش‌ها بیانیه می‌دهند، مادران آبان و خانواده‌های هواپیمای اوکراینی حمایت می‌کنند، زنان، اقلیت‌های جنسیتی، اتنیکی، دینی و دیگر اقلیت‌ها، «تقاطعی بودن ستم‌ها» را فریاد می‌زنند و در همراهی با رنج یکدیگر همبسته می‌شوند.


از صفحه‌ی اینستاگرام شهین غلامی

@bidarzani
برای تضعیف مطالبه واکسن و توجیه تصمیمات و سیاست‌های سلامت در زمینه واکسیناسیون علیه کووید-۱۹، حرف‌های بی‌ربطی گفته می‌شه که بخشیشون تکرار ادعاهاییه که درباره ارتباط اوتیسم و واکسن در فضای مجازی و رسانه‌ها قبلاً طرح شدن.
پست زیر فشرده‌ای از محورهای یک مقاله ست که چنین ادعاهایی درباره ارتباط اوتیسم و واکسن رو رد می‌کنه و نشون می‌ده علمی نیستن و نمی‌شه بهشون اتکا کرد.

اصلاح: در پاراگراف بالای جدول دو، یک اشتباه تایپی وجود داره. به جای دومین «می‌شده»، «نمی‌شده» بخونید.