🥀🌹Dancing with the devil – Telegram
🥀🌹Dancing with the devil
182 subscribers
240 photos
9 videos
12 files
27 links
Everything from Everywhere 🌄🏜️🏞️

چنل دوم: https://news.1rj.ru/str/HorizenSongs
Download Telegram
اسپم‌پراکنی
نظرت چیه بذاریم بمونن؟
عوضش فردا رگباری پست بامحتوا بذاریم که این‌ها گم بشن😂
R,chive.
ولی آره میمونن :>
ولی خودم حس میکنم دیگه نمیتونم بمونم💔
خوابم میاد
R,chive.
GIF
آخرش که توی چنل هم جواب دادی😭😭
این ترم دفاع مقدس و دانش خانواده و اخلاق اسلامی رو با هم گرفتم. یه ماه دیگه هم که ماه رمضونه. احساس میکنم قراره ترم خیلی معنوی‌ای رو پشت سر بذارم
😁1
مهربون‌ترین و قابل اعتمادترین هوش مصنوعی جهان:
😁3
Forwarded from سووشون
انقدر خوابم می‌آید که اصلا نفهمیدم چگونه خودم را رساندم خانه. فهمیدم هرچقدر خودت باشی و همکلاسی‌های دانشگاه را به حال خودشان واگذار کنی، بیشتر می‌خواهند به تو نزدیک شوند. باشد. یک ترم جنگیدند و تاختند، ببینم حالا می‌توانند مثل یک دانشجوی ترم دوم واقعی باشند یا نه. حتی خودم هم مطمئن نیستم که اینطور باشم. اما آن دانشجوهای ترم پنج پرستاری به من گفتند که رفتارم مانند ترم بالایی‌هاست و اصلا حدس نمی‌زدند که ترم دوم باشم. به حرف او لبخند زدم. ولی حتی دلیل واضح لبخندم را نمی‌دانستم.
گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم باید از گذاشتن اسم مشخص و پروفایل دخترونه صرف‌نظر کنم. یا حتی چت کردن تو گپ‌های تلگرامی.
کافیه یه کامنت بذارم و جلوی همه جار بزنم «من دخترم! بیاین پی‌ویم رو منفجر کنید!»
اون وقت نه با یه اکانت، بلکه با چندتا می‌ریزن سرم.
فکر نکنم توی پی‌وی پسرها از این خبرها باشه؛ یا هست و من خبر ندارم؟
2
امروز مامانم برای اولین بار داخل دانشگاهمون رو دید.
🤔1🍓1
حراست تا متوجه شد همراه منه راحت اجازه داد بیاد داخل. همون جا فهمیدم خیلی آدم با نفوذی هستم
🤣1
Forwarded from صبحِ سردِ کوهستان (ستاره‌سیاهه)
حرف از پاندمیک و کرونا که میشه ذهن همه میره سمت وحشت و استرسی که جهان اون زمان چشید. یه ویروس جدید به بشر حمله کرده بود و پشت سر هم قربانی می‌گرفت‌. کار به تئوری‌های مختلفی که هر کس ارائه می‌داد ندارم. جدا از اون وحشت و استرسُ همگانی که اون موقع تجربه کردیم، یه چیز دیگه هم توجه منو جلب کرده بود و اون برابری مردم دنیا بود‌. برای یه مدت کوتاه، وضعیت همه، از هر قشر و شهر و جغرافیایی شبیه هم شده بود. نگرانی‌مون درست مثل هم بود. همه برابر و مساوی. بعد از اون بود که نسبت به واژه‌ی Apocalypse حس خوبی پیدا کردم. چون فهمیدم وقتی مرگ و نابودی روی مردم دنیا سایه میندازه، زیر این تاریکی کسی با دیگری فرق نداره؛ همه در خطریم و این بار هیچ حساب بانکی‌ای به داد صاحب خودش نمی‌رسه.
صبحِ سردِ کوهستان
حرف از پاندمیک و کرونا که میشه ذهن همه میره سمت وحشت و استرسی که جهان اون زمان چشید. یه ویروس جدید به بشر حمله کرده بود و پشت سر هم قربانی می‌گرفت‌. کار به تئوری‌های مختلفی که هر کس ارائه می‌داد ندارم. جدا از اون وحشت و استرسُ همگانی که اون موقع تجربه کردیم،…
متأسفانه باید مخالفت کنم.
توی اون دوران چندتا از سیاست‌مدارها و کله‌گنده‌های کشور جونشون رو به خاطر کرونا از دست دادن؟ هیچ کدوم.
همه‌شون به بهترین نوع واکسن دسترسی داشتن و در برابرش ایمن بودن. اون وقت واکسن‌های خراب و فاسد رو می‌زدن به مردم بدبخت.
خود مامان من بعد این که دوز سوم واکسنش رو زد کرونای ناجور گرفت و به من هم که دوز سوم رو نزده بودم منتقل کرد
👏6
کتاب‌های م. حورایی خیلی جالبن.
الان داشتم کتاب اعتماد به نفس در ده روزش رو می‌خوندم، و متوجه شدم تا حالا چقدر نسبت به کارهای مثبتی که توی زندگیم انجام می‌دادم بی‌توجه بودم.
آقای حورایی می‌گه ما باید به ازای هر کار خوبی که برای سلامتی و موفقیتمون انجام می‌دیم از خودمون تشکر کنیم. ممکنه مسخره به نظر برسه، اما من امتحان کردم. توی دلم به خودم گفتم: «آفرین که داری این کتاب رو می‌خونی.» و لبخند زدم. واقعا حس خوبی داشت که تا حالا تجربه‌اش نکرده بودم.
بعدش هم شام تخم مرغ آب‌پز به همراه گوجه‌ی نمک‌زده خوردم و بابت این که سلامتیم رو با غذاهای چرپ و پرکالری به خطر ننداختم یه لبخند و آفرین دیگه تقدیم خودم کردم. الان حس می‌کنم برای کارهای مثبت انرژی و روحیه‌ی بیش‌تری دارم و می‌تونم سالم‌تر زندگی کنم.
2